تصویر برگزیده

سيروس ابراهيم زاده در گفتگو با آرتنا:

ما بازیگرها کارهای سینما و تلویزیون را به خاطر امرار معاش انتخاب می کنیم

آرتنا: ابراهیم زاده در مراسم دیدار و گفت و گو با او در کتابفروشی آینده گفت: ما بازیگرها کارهای سینما و تلویزیون را به خاطر امرار معاش انتخاب می کنیم . نه اینکه از سینما خوشمان نیاید اما خواستگاه ما تئاتر است.

zoom
ما بازیگرها کارهای سینما و تلویزیون را به خاطر امرار معاش انتخاب می کنیم

به گزارش ابوالفضل نجاری خبرنگار خبرگزاری هنر «آرتنا»، صبح پنج شنبه، بیست و دوم مردادماه، یکی دیگر از جلسات دیدار و گفت و گو با نویسندگان و شخصیت های فرهنگی کشورمان در کتابفروشی آینده برگزار شد که به نویسنده و بازیگر تئاتر ، سینما ، تلویزیون و رادیو ، سیروس ابراهیم زاده اختصاص داشت. این جلسه همزمان شده بود با انتشار کتابِ جدید او به نام « یک خواهش کوچک» که در انتشارات مروارید به زیور طبع آراسته شده است . این کتاب از یادداشت های ابراهیم زاده در روزنامه های مختلف تشکیل شده است.
بازیگرِ نمایشِ لازاروس، بر خلاف سنت همیشه روایت زندگی اش را از امروز به گذشته طی کرد تا به روزهای تولدش رسید. جلسه با خواندن بخشی از کتابِ «یک خواهش کوچک»توسط ابراهیم زاده و با حضور حسن زاده ، مدیر انتشارات مروارید و یاشار صلاحی، طراح کتاب و فرزند مرحوم عمران صلاحی آغاز شد. در آغاز بازیگرِ نمایش اتللو به فعالیت های امروزش در زمینه نمایشنامه خوانی با گروهی از شاگردانش به همراه شمسی فضل اللهی اشاره کرد و گفت: من شکل جدیدی از نمایشنامه خوانی را جرا می کنم که نمایشنامه از روی متن خوانده نمی شود. فکر می کنم نمایشنامه خوانی بدون در دست داشتن متن تأثیر گذارتر است. چون به این وسیله تماشاچی مشارکت بیشتری در نمایشنامه خوانی دارد. آنها با ذهن خود لباس دلخواهشان را به تن هنرپیشه می کنند، گریم می کنند و همه آنچه دلشان بخواهد به نمایش اضافه می کنند. وی خاطر نشان کرد که در نظر دارد به زودی کارگاه بازیگری حرفه ای تئاتر و سینما را در مجموعه کاخ نیاوران برگزار کند.

ابراهیم زاده: در هنر هر کس باید حرف تازه ای داشته باشد تا ماندگار شود
این فارغ التحصیل رشتۀ موسیقی از دانشگاه بیرمنگام گفت: امروز به این می اندیشم که آیا برای همه و همیشه تحصیلات سیستماتیک و آکادمیک برای هنر لازم است؟ شاید جوابم این است که برای این عصر، نه . چون سیستم آموزش تغییر کرده است . وی سپس مقایسه ای بین شیوۀ آموزش امروز و دیروز بازیگری در دانشگاه کرد و افزود : ما ریتم سریع پیشرفت علم و آموزش را در  دانشگاهها درک نکرده ایم و در دانشگاه ما وجود ندارد . استاد خوب آن استادی است  که جدای از دادن آموزش و اطلاعات به دانشجو کمک کند که خودش را کشف کند و شبیه خودش باشد. امروز در هنر هر کس باید حرف تازه ای داشته باشد تا ماندگار شود. در کارگاهی که می خواهم بگذارم از روز اول دانشجو را با بازیگری عملی آشنا می کنم.
بازیگر نمایش «پیروزی در شیکاگو» به بازیگری اش در تئاتر مروری کرد و  گفت: یکی از کارهای بازیگری ام در تئاتر ، بازی در نمایش « پیروزی در شیکاگو» به کارگردانی داود رشیدی بود که خیلی این کار را دوست داشتم . وی سپس برای داود رشیدی که در بستر بیماری است، آرزوی سلامتی کرد و به کارهای تصویری اش که خیلی آنها را دوست دارد پرداخت و افزود : فیلم مکس، عشق فیلم و سریال کاکتوس از جمله کارهایی است که خیلی دوستشان دارم. وقتی که کاکتوس از تلویزیون پخش می شد مردی در خیابان مرا دید و گفت من از همه کارهای شما خوشم می آید به ویژه این کار مصادره شدۀ کاکتوس.
بازیگر فیلمِ مومیایی، در ادامه گفت: من یک بورس چهار پنج ساله در بیرمنگام داشتم. که به انقلاب برخوردیم و بورسی که من داشتم پذیرفته نشد. وی سپس به اجرای نمایش «دلقوز آباد» در جشن هنر شیراز با همراهی شمسی فضل الهی و دیگران اشاره کرد و سابقه ده دوازده ساله اش در رادیو را به همراه حمید دهقان که در جمع بود ورق زد و اضافه کرد: گاهی با حمید دهقان، همکار و دوست آن زمانم تمام خاطرات رادیو را مرور می کنیم و می رویم به تهران قدیم و برمی گردیم. رامین فرزاد صدایِ بی نظیر و درک بی همتایی از رادیو داشت. ما با فرزاد همزمان وارد رادیو شدیم . آن زمان رادیو خیلی طرفدار داشت در سال های 36 -37 . رادیو مهم ترین سرگرمی مردم بود. او به سبک گویندگی آن زمان در رادیو اشاره کرد و گفت: ما به آنها می گفتیم برای چی شما وقتی که صحبت می کنید آدم فکر می کند دارید سخنرانی و موعظه می کنید که من و فرزاد این فضا را شکستیم.
این بازیگرِ گزیده کار سینما و تئاتر دربارۀ اخلاق بازیگری هم اینگونه خاطرنشان کرد که : بسیاری از بازیگران در تئاتر، رادیو و تلویزیون و سینما به امتیازات خودشان آگاهی دارند و فکر می کنند که مثلا من چه صدای خوبی دارم و مردم شنیدنِ صدای من را خیلی دوست دارند. این باعث می شود که پیامی که می خواهد بدهد و آن کار انسانی که می خواهد بکند از بین برود. وی به ماجرای راه اندازی برنامه آشنایی با آثار بزرگ دراماتیک جهان در رادیو به همراه ایرج گرگین و بیژن مفید پرداخت و از مترجمانی همچون فرازمند ، محمد قاضی و دیگران که در این برنامه یاری شان کرده بودند یاد کرد.

ابراهیم زاده: جدِ هفتم من یک کاشی کار معروف در اصفهان به نام حاجی اسد بوده است
زندگینامۀ سیروس ابراهیم زاده در یک بازگشت به عقب به روزهای آشنایی او با هنر نمایش و ورودش به حرفه تئاتر رسیده بود که او کار تئاتر را با اسکوئی ها شروع می کند و در تئاتر آناهیتا از اعضای اصلی گروه می شود. این بازیگرِ اردبیلی شجره نامه اش را به زبان می آورد و می گوید : جدِ هفتم من یک کاشی کار معروف در اصفهان به نام حاجی اسد بوده است که شاه عباس او را به اردبیل می فرستد . ابراهیم زاده با اینکه چهار پنج سال بیشتر در اردبیل نبوده است آنجا را خیلی دوست دارد. آنها بعد از آمدن به تهران در کوچه «میزمحمود» در محلۀ امامزاده یحیی ساکن می شوند و زندگی در تهران را آغاز می کنند.
در بخش بعدی این نشست، ابراهیم زاده بخشی از کتابِ «پشت چراغ قرمز» را که یادداشتی است نوشتۀ خودش با مضمون نوستالژی گذشته های تهران می خواند و در بخشهایی از متن که ترانه های قدیمی در آن آورده شده است از حضار می خواهد که در خواندن آن ترانه ها او را همراهی کنند. قطعه هایی همچون: نمیشه غصه ما رو یه لحظه تنها بذاره...دلم از اون دلای قدیمیه از اون دلاس .

ابراهیم زاده: ما هیچگاه این همه انرژی، این همه توان، این همه استعداد و این همه قصد بروز خویش نداشته ایم
در ادامۀ این نشست سیروس ابراهیم زاده به سوالات مخاطبان پاسخ گفت. نخستین سوال را یشاییان تهیه کننده سینما دربارۀ آینده تئاتر ایران و جوانان تئاتر پرسید که اینگونه پاسخ شنید: تئاتر امروز ایران، به یمن حضور جوانان با استعداد آینده درخشانی خواهد داشت. ما هیچگاه این همه انرژی، این همه توان، این همه استعداد و این همه قصد بروز خویش نداشته ایم. تئاتر، مادر و خواستگاهِ هنرهای نمایشی است و بازیگران ما عاشق تئاتر هستند اما کارهای سینما و تلویزیون را به خاطر امرار معاش انتخاب می کنند . البته نه اینکه بازیگرها از سینما خوششان نیاید یا سینما را نفی کنند.

محمدسریر: ادبیات هنریِ امروز ما سخیف و اغلب فحاشی است
سپس دکتر محمد سریر، آهنگساز وموسیقی دان، دربارۀ ادبیات مبتذل به کار رفته در آثار هنری و ادبی امروز چنین گفت: ما وقتی بر می گردیم به روزنامه ها، سینما و تلویزیون امروز یک زبان سخیف را می شنویم که نشانی از ادبیات قدیم و کهن ایران ندارد، آموزش نمی دهد و اغلب فحاشی است . این ادبیات کانونِ خانواده را تهدید می کند. در گذشته چه در نمایش ها، چه در ادبیات جنبۀ آموزشی اثر مورد نظر بود و کلام هم زیبا بود.

ابراهیم زاده: دیگر «کلیدر» با آن زبان و حجم در زمانِ ما تولید نمی شود
ابراهیم زاده که به دلیل شنوایی ضعیف، سوالات را از طریق بازگویی علی دهباشی می شنید، پاسخ داد: من فکر می کنم در همۀ جهان این اتفاق افتاده است. این از آسیب های این پیشرفت تکنولوژی است. شما امروز می بینید که در خودِ انگلیس هم شکسپیر را نمی فهمند . وقتی هر ماه ده هزار واژه واردِ زبان انگلیسی می شود این تغییرات طبیعی است. البته خوشبختانه یا بدبختانه زبان ما خیلی جهانی نشده است. خیلی از کلمات از زبان خارجی وارد شده  و مال ما شده است چرا ما اینقدر تلاش می کنیم با آن مبارزه کنیم. الان «سلام» مال ما شده است چرا می گوییم «درود». یکی از دلایل غنای زبان این است که شما درها را باز بگذارید تا زبانهای دیگر وارد زبان ما شوند. اگر مناسب است  که پذیرفته می شود و اگر پذیرفته نشود حذف می شود. دیگر «کلیدر» با آن زبان و حجم در زمان ما تولید نمی شود.
دهباشی: ادبیات امروز در سینما ، تئاتر و کتاب ریشه هایش را با سرچشمه های زبان فارسی از دست داده است
دهباشی برای رفع سوء تفاهم پیش آمده راجع به این مسأله گفت: منظور آقای سریر این است که ادبیات امروز در سینما ، تئاتر و کتاب ریشه هایش را با سرچشمه های زبان فارسی از دست داده است و وظیفه شما و همکاران تان این است که ارتباط  نسل جدید را با سرچشمه های زبان فارسی ایجاد کنید.

محمد سریر: در هیچ کجای دنیا،یک نانوا یا بنا شعرهای کلاسیک ادبیات کشورش را حفظ نیست
سریر در پاسخ به ابراهیم زاده گفت: ما در ایران با تمام دنیا متفاوتیم. ما با انگلیس و کشورهای دیگرِ دنیا فرق می کنیم. در هیچ کجای دنیا،یک نانوا یا بنا شعرهای کلاسیک ادبیات کشورش را حفظ نیست. ما باید پرچمِ کشورمان را بالا نگه داریم. ابراهیم زاده هم در ادامۀ این بحثِ فرهنگی پاسخ داد: حرف های شما درست، اما نسل های بعد از ما هم باید حرف ما را بفهمند و باید ارتباط ما با فرزندانمان قطع نشود . الان فرزندِ شما با پدر و مادرش نمی تواند ارتباط برقرار کند شما می خواهید با سعدی ارتباط برقرار کند. برخی اعتقاد دارند که در این سی چهل سالِ گذشته جهان به اندازۀ کل تاریخ بشریت تغییر پیدا کرده است.

ابراهیم زاده: سمندریان مدرنیته را وارد تئاتر ایران کرد
سوالِ پایانی را دوست و همکارِ قدیمیِ سیروس ابراهیم زاده، حمید دهقان، دربارۀ مهین اسکویی و حمید سمندریان پرسید، که پاسخ شنید: من چیزهای زیادی از اسکویی آموختم اما نکته منفی او وابستگی هایش بود. یکی از ارزشهای سمندریان این است که مدرنیته را تا آخر عمرش وارد تئاتر ایران کرد. یکی از مهم ترین ابزارهای مدرنیزاسیون تئاتر است. ما با تئاتر ارتباط  مان را با دنیای مدرن برقرار کردیم. بعدها خیلی ها گفتند «تئاتر ملی» ، آیا ما میراث تئاتری داریم؟  سمندریان اما همیشه بهترین تئاترها را از غرب به ایران آورد و هیچگاه نمایشنامه نویس های ایران را قبول نداشت.
علی دهباشی نشست را با این سخنان به پایان برد : تنها در ایران است که کتابهای 700 سال پیش جزو پرفروش ترین کتابهاست ، در صورتی که اگر در رُم بروید هیچ کتابفروشی کمدی الهی دانته را ندارد . در هر جای دنیا کتابهایِ قدیمی جزو کتابهای نایاب است. در پایان جشنِ امضایِ کتابهای سیروس ابراهیم زاده برگزار شد

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید