ماه رمضان
تصویر برگزیده

به مناسبت اجرای نمایش جیجک‌علیشاه در تماشاخانۀ سنگلج

هر آنچه سخت و استوار است دود می‌شود!

آرتنا: نمیدانم نمایشنامه جیجک‌علیشاه پیش از این کی و کجا اجرا شده است اما لابد آنقدرها بوده که ما، به کل، از خاطر برده‌ایم...

zoom
هر آنچه سخت و استوار است دود می‌شود!

همواره نمایشنامه‌های ایرانی شانس کمی برای اجرا داشته‌اند؛ یک‌بار، دو بار و پس از مرگ نمایشنامه‌نویس، دیگر به ندرت. این گزاره هم برای نمایشنامه‌های میرزاآقا تبریزی صادق است و هم اکبر رادی؛ به قیاس اجرای ممتد 50، 60 سالۀ برخی آثار نمایشنامه‌نویسان خارجی، مثلا اجرای درس اوژن یونسکو در پاریس. اقبالی که این روزها در تماشاخانۀ سنگلج به نمایشنامۀ جیجک‌علیشاه رو کرده بهانۀ نگارش این مطلب شد.

به نظر میرسد ذبیح بهروز این نمایشنامه را در سال 1303 یا حداکثر تا اواسط 1304 نوشته باشد. یعنی زمانی که هنوز حکومت قاجار بصورت رسمی ملغی نشده و رضاشاه هم در مراسم تکیه دولت، تاج بر سر نگذارده بود. نمایشنامه و اجرا هنوز ملهم از سبک و سیاق فضای ادبی و انقلابی مشروطه بود و بسیاری از روشنفکران و نویسندگان و فعالان طراز اول این جنبش در امور تئاتر فعال بودند؛ از علیخان ظهیرالدوله تا مشیرهمایون و علی‌اکبر داور و محقق‌الدوله. البته این سنت از همان آغاز ورود نمایشنامه‌نویسی و تئاتر در ایران جاری شده بود. آخوندزاده، میرزاآقاتبریزی، مزین‌الدوله، میرزا حبیب اصفهانی و تا این اواخر، صادق هدایت. ایشان در وهلۀ نخست جزو روشنفکران، نویسندگان و یا فعالان سیاسی- اجتماعی بودند اما تئاتر را جدای از کارهای فکری و عملی مورد نظرشان نمی‌دانستند. هنوز تئاتر به فضای منتزع و ایزولۀ امروز دچار نشده بود و بسیاری ادیبان و فیلسوفان و فعالان جامعۀ مدنی هم در آن مشارکت می‌کردند و چه بسا نقش ویژه‌ای داشتند و برخلاف امروز هر واحد هنر، و بطور کلی علوم انسانی، به سان جزیره‌هایی دور از هم نبودند. در این زمان -1300خورشیدی- همکاری تئاتری نویسندگان و اندیشمندانی نظیر اسماعیل مرآت، مشرف نفیسی، علی اکبر سیاسی، حسن مقدم، رضا کمال شهرزاد و ذبیح بهروز در کانون ایران جوان شکل گرفت. جوانانِ از اروپا بازگشته‌ای که در آن روزها تبی تند و تابی انقلابی داشتند و سودای ترقی وطن را در قبال اتکاء به "تمدن جدید" و مدرنیتۀ اروپایی می‌پنداشتند. اجرای "جعفر خان از فرنگ آمده" نوشتۀ حسن مقدم با حمایت کانون ایران جوان در تهران- سال 1301- غوغایی به پا کرده بود و مورد استقبال بی نظیری واقع شده بود. حدود دو سال پس از این بود که ذبیح بهروز نمایشنامه جیجک علیشاه را نوشت. رویکرد بهروز در جیجک علیشاه ادامۀ رویکرد انتقادی نمایشنامه‌های آخوندزاده، میرزاآقا تبریزی و طباطبایی نایینی است.

پدر ذبیح بهروز، ابوالفضل طبیب ساوجی، از دانشمندان دربار ناصرالدین شاه بود و به همین علت، بهروز، احتمالا به برخی جزئیات وقایع و رویدادهای ناگفته و گزارشهای غیررسمی دربار واقف بوده است. اطلاع او از اوضاع دربار، با مهارت زبانشناسانه و پژوهش‌های وسیع او در زبان پارسی، در نمایشنامه جیجک‌علیشاه، به خوبی نمود یافته و به هم رسیده است. استفاده از لهجه‌های مختلف نظیر اصفهانی، ترکی، عربی و آمیختن آن با اصطلاحات و شوخی‌های عامیانه و حتی لهجۀ تبخترآمیزِ فُکلی‌های "از فرنگ آمده" آن‌سالها به انضمام زبان و واژه‌ها و اصطلاحات چاپلوسانۀ اصناف درباریان اعم از شاعر و مورخ و کیمیاگر و التقاط آن با هرزه‌گیهای مطربانۀ کریم شیره‌ای، موجب صداهای چندگانۀ آن و حتی ابهام و دو سویه بودن همیشگی این نمایشنامه تا همین امروز شده است. این همان سنت مشروطه است که زبان و ادبیات را از اقتدار رسمی و مسلط قاجار رهایی بخشید. از زبان میرزاحبیب اصفهانی در حاجی بابا تا دهخدا در چرند و پرند و جمالزاده در یکی بود یکی نبود. طنز جیجک‌علیشاه در تقابل میان جدیت و هزل و هجو نظام اقتدار، میان دو حوزۀ زبانی رسمی و غیررسمی، شکل گرفته. بیگلربیگی(جدی و مقتدر و رسمی) و عارض اصفهانی (هزال و هجوکننده و غیر رسمی- در اجرا، عارض، لهجۀ لری یافته بود) یا "امیر دواب" و "کریم شیره‌ای" و یا در کل میان نسبت "دربار شاه قاجار" و "ذبیح بهروز". بطور کل شورش علیه همه عناصری که تثبیت کنندۀ صفات قبلۀ عالمی یا قَدَرقُدرتی شناخته می‌شود و با صفتهایی نظیر به زنجیرکشانندۀ قیصر روم، شاه عالم پناه، آستان جواهرآسا، اقدس همایون برشمرده ‌شده. در همۀ موقعیتهای جدی و رسمی که بناست یک صفت اینچنینی به شاه یا نظایرش برای بیگلربیگی یا امیر دواب و دیگران ابراز شود ناگاه یک هجو و هزل در قالب کلام، رفتار یا موقعیت، کل ماجرای مجلس را طنز می‌کند. مجموع این موقعیتها یادآور این گزاره است: همه چیز آبستن ضد خویش است هر آنچه سخت و استوار است دود می‌شود و به هوا می‌رود. جیجک‌علیشاه معرف واژگونی نظام اقتدار، امتیازات ویژه و بنیانهای سلطه‌گر و تغییرناپذیر است.

طنز و گزندگی اصلی کمدی جیجک‌علیشاه، بویژه برای امروز ما، اینست که هر کسی که به آن می‌خندد به آن تعلق دارد. پذیرش این تحلیل به ناگاه ما را با موقعیتهای طنازانه نمایشنامه‌های مولیر هم پیوند می‌دهد. نمایشنامه‌های مولیر مملو از شخصیتهای دغل‌باز و جاعل و عصاقورت دادۀ نادان است. زبان رسمی و پر طمطراقِ نادان در برابر زبان غیررسمی و رندانۀ عوام. ژُدله بازیگر شوخی که بر مولیر تاثیر گذارد و اینجا کریم شیره‌ای که بر ذبیح بهروز. در مریض خیالی زبان مورد استفاده در حرفۀ طبابت هجو می‌شود و در اینجا زبان رسمی مورخان و شاعران و عالمان درباری و باز این نمایشنامه با مراسم مفصلی پایان می‌یابد که هجو طبابت است چنانچه در نمایشنامه بهروز هم با مراسم حضور شاه و درباریان به مناسبت حضور سفیر بلژیک و هجو کامل دربار تمام می‌شود. سیطرۀ نفوذ آثار نمایشی مولیر، اعم از ترجمه و اقتباس، در تئاتر این دورۀ ایران چنان است که در تاریخ ادبیات نمایشی هویتی مستقل برای آن در نظر گرفته‌اند که به دورۀ مولیریسم موسوم شده.

کاظم‌زاده ایرانشهر در مقدمه‌ای که بر این نمایشنامه نوشته یادآور شده "باید دانست که برای اصلاح اخلاق اجتماعی یک ملت و برای آگاه کردن او از چگونگی زندگی و عادات زشت و اخلاق ناستودۀ خود که غرق آنها شده، بهترین راه‌ها شرح دادن آنهاست در شکل حکایت و تمثیل و تئاتر و نقل از زبان حیوانات و جز آنها" کاظم‌زاده و حسن مقدم درباره نمایشنامه جیجک‌علیشاه هر دو بر سر این موضوع توافق داشتند که رویداد و دیالوگهای این نمایشنامه مطابق زیست طبیعی همان افراد و مصداق زندگی عینی ایشان نوشته شده؛ کردار و گفتار شاه و درباریان و مردم عادی بسیار نزدیک به شکل اورجینال است و به این اعتبار، مقدم، آنرا نمایشنامه‌ای رئالیستی دانسته. دلیل اصرار بهروز بر استفاده از الفاظ قبیح و برخی واژه و عبارات پالایش نشده و به اصطلاح، بی‌نزاکت، در این نمایشنامه نیز همین است. صحنۀ جوانی که از فرنگ برگشته و با لهجۀ فرنگی تکلم می‌کند و بعد از کتک خوردنی مفصل دوباره لهجۀ خودش به یادش می‌آید یادآور "جعفرخان از فرنگ آمده" است. حکایت "میرزا بزرگ" که امیر دواب به جای "میز بزرگ" وسط اتاق میگذارد و رویش سفره قلمکار پهن می‌کند یک واقعۀ مستند است. مقدم معتقد است در جیجک علیشاه با اینکه بسیاری از شوخی‌های اثر را می‌توان جزو کمدی نقلی و طبایع شمرد اما در نهایت باید آن را یک کمدی آداب دانست چنانکه خود بهروز هم به "اوضاع سابق دربار ایران" به عنوان اسم دوم اثر، در عنوان نمایشنامه تاکید داشته. 

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید