تصویر برگزیده

مسعود رایگان

از نخستین جشن «سینما و کتاب» می گوید

آرتنا: به بهانه برگزاری نخستین جشن «سینما و کتاب» در خانه هنرمندان ایران، مسعود رایگان از اهمیت برگزاری این جشن سخن گفت.

به گزارش خبرگزاری هنر «آرتنا»،مسعود رایگان به مناسبت برگزاری نخستین جشن «سینما و کتاب» که شنبه 21 شهریور و همزمان با روز ملی سینما در خانه هنرمندان ایران برگزار می شود،  به بیان نظرات خود در این مورد پرداخت.

مسعود رایگان با اشاره به اهمیت برگزاری جشن «سینما و کتاب» گفت: حضور هنرمندان در عرصه کتاب و کتابخوانی به واسطه جایگاهی که در میان مردم دارند می تواند تاثیر بسیار مثبتی بر رواج فرهنگ کتابخوانی داشته باشد و امیدوارم برگزاری جشن «سینما و کتاب» نیز گامی در راستای همراه کردن عامه مردم در این مسیر باشد. 

رایگان برگزاری جشن «سینما و کتاب» را فعالیتی تاثیرگذار برای ارتباط بیشتر هنرمندان با مردم دانست و گفت: در حال حاضر قیمت بالای کتاب ها عملا کتاب را از سبد کالای خانواده ها خارج کرده و این اتفاق در سرزمینی می افتد که هنر قصه نویسی، تاریخ نویسی و... در آن تاریخی طولانی داشته و نویسندگان بزرگی همچون طبری، زرین کوب و.. را در دامان خود پرورش داده است. بنابراین پس از بحث ترویج فرهنگ کتابخوانی باید بستر آن برای خواننده فراهم شود و در صورت نیاز سوبسیدهای لازم به بخش کتاب ارائه شود تا قیمت تمام شده آثار برای ناشر کاهش پیدا کند. راه دیگر گسترش کتابخانه های عمومی و تسهیل دسترسی عامه مردم به این کتابخانه هاست. برگزاری جشن «سینما و کتاب» در خانه هنرمندان ایران نیز فعالیتی تاثیرگذار در این عرصه است که امکان ارتباط مستقیم هنرمندان فعال در عرصه تالیف و ترجمه با عموم مردم را فراهم می کند.

رایگان در این گفتگو ضمن اشاره به تیراژ پایین کتابهای منتشر شده در ایران گفت: با وجود حدود 80 میلیون جمعیت، تیراژ 1100 نسخه ای برای کتاب یک فاجعه فرهنگی به شمار می رود. اگرچه آنطور که شنیده ام چاپ نخست «قاتل بی رحم و سه مونولوگ همراه» به پایان رسیده است، اما همان طور که پیش تر هم اشاره کرده ام از آثار نویسنده ای مثل هنینگ مانکل که در ایران چندان شناخته شده نیست، حدود 36 میلیون نسخه در جهان به فروش رسیده است و چنین آماری در مقایسه با تیراژ پایین کتاب در ایران نشان دهنده مشکلات موجود در این عرصه است. آمارهای ارائه شده در این زمینه از جانب ناشران خارجی دقیق و واقعی است و این صرفا به آمار فروش آثار یکی از این نویسندگان مربوط می شود. در ایران مشکل اصلی به این برمی گردد که در زمینه ترویج فرهنگ کتابخوانی آنچنان که لازم است کار انجام نمی شود. اخیرا شاهد برنامه هایی هستیم که برای کتابخوانی جایزه های بزرگ تعیین می کنند که اگرچه فی نفسه کار بدی نیست اما در شرایطی که برخی کتابها به دلیل خریداری نشدن دوباره خمیر می شوند، مسلما به تنهایی جوابگو نخواهد بود.

این کارگردان تئاتر سپس به بحث ترجمه و تالیف پرداخت و ادامه داد: در خصوص ترجمه این امر ضرورت دارد که هرچه می توانیم ترجمه به زبان اوریجینال نزدیک تر باشد. به عنوان مثال برای ترجمه آثار بورخس به جای مراجعه به ترجمه های دست دوم و سوم انگلیسی یا فرانسه، باید سراغ زبان اصلی آن رفت. این امر باعث می شود ایهام ها، ایجازها و به طور کلی روح اثر به بهترین شکل ممکن درک و سپس به خواننده ایرانی منتقل شود. نکته دیگری که می توان به آن اشاره کرد این است که این متخصصان هر حوزه باشند که دست به ترجمه آثار آن حوزه بزنند. برای ترجمه نمایشنامه ها ترجیح این است که افراد توانمندی که در زمینه تئاتر فعالیت می کنند به این کار دست بزنند. چرا که زبان تئاتر را بهتر از سایر افراد درک می کنند و بهتر می توانند کلیت اثر را به خواننده منتقل کنند. رویکرد من در ترجمه این بود که در کنار معرفی آثار نویسندگان کمتر شناخته شده در ایران، به سمت اجرای این آثار بر روی صحنه حرکت کنم. دیگر کارگردانان عرصه تئاتر نیز با رعایت حق مولف و پس از اجرای نخست می توانند از این نمایشنامه ها برای اجرا بر روی صحنه استفاده کنند.

وی ادامه داد: متاسفانه با خواندن بعضی از نمایشنامه های ترجمه شده می بینیم که مخاطب فارسی زبان نمی تواند با شخصیت های داستان ارتباط برقرار کند. در واقع به نظر می رسد این شخصیت ها زمینی نیستند. یک دلیل این موضوع می تواند خلط مباحث ترجمه، برگردان و اقتباس ادبی باشد. در اقتباس ادبی می توان شخصیت های موجود در نمایش نامه اصلی را به شخصت های ایرانی تبدیل کرد اما این کاری متفاوت از ترجمه و زمینی بودن و قابل درک بودن شخصیت های نمایش برای مخاطب فارسی زبان است.

این بازیگر سینمای ایران سپس به در پاسخ به سوالی در خصوص ورود هنرمندان به حیطه های فعالیت غیرتخصصی شان گفت: دانش هیچکدام از ما آنقدر جامع نیست که به حوزه های غیرتخصصی ورود کنیم. به عنوان مثال به شخصه به شعر و ترجمه آن علاقه دارم. با اشعار شاعری سوئدی به اسم کارین بویِ آشنا هستم که تقریبا هم عصر فروغ فرخزاد است و روح اشعار آنها نیز به هم نزدیک است. اما به رغم علاقه ای که به هر دو این شاعران دارم، اما چون شعر را حوزه تخصصی خودم نمی دانم سراغ ترجمه اشعار او نمی روم. یا زمانی که ترجمه آثار لورکا به دست شاملو را می خوانیم و آن را با سایر ترجمه های موجود مقایسه می کنیم به تفاوت کیفی آنها پی می بریم. وقتی کسی مثل شاملو اشعار را به این زیبایی ترجمه می کند دلیلی وجود ندارد فردی غیرمتخصص سراغ ترجمه آنها برود.

رایگان سپس در خصوص مشکلات موجود بر سر راه کتابخوانی گفت: راهکار نخست را ترویج فرهنگ کتابخوانی می دانم و برای چنین کاری طرح مشخصی دارم که در آن نقش رسانه ملی در تبلیغ عام این فرهنگ پررنگ تر از سایر نهادهاست. چنین کاری را وظیفه رسانه ملی می دانم و برای این کار نیاز به گفتگو و درک شرایط موجود داریم که در صورت امکان در روز جشن «سینما و کتاب» مفصل تر صحبت خواهم کرد. در ادامه باید مسائلی همچون قیمت تمام شده کتاب و توان خرید مردم را در نظر گرفت و اینکه آیا با چنین قیمت هایی که خود ناشران را نیز تحت فشار قرار داده است، امکان خرید کتاب برای همگان وجود دارد؟

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید