ماه رمضان
تصویر برگزیده

عباس ملكی

تنها عكاس خبری حاضر در «جمعه سیاه» میدان ژاله

آرتنا: نشست تخصصی روز دوم نمایشگاه «لاله‌های شهریور 57» صبح امروز 17 شهریور با حضور چهره‌های تاریخ پژوه انقلاب اسلامی برگزارشد.

zoom
تنها عكاس خبری حاضر در «جمعه سیاه» میدان ژاله

به گزارش خبرگزاری هنر «آرتنا»،عباس ملكی عكاس و خبرنگار روزنامه كیهان در دوران پیش از وقوع انقلاب اسلامی با بیان اینكه چیزی كه در میدان ژاله مشاهده كردم در هیچ جای دیگری ندیده بودم، گفت: نیروهای نظامی زانو زده بودند و اسلحه را به سمت مردم نشانه رفته بودند، شخصی از میان جمعیت سینه‌اش را سپر كرده بود و فریاد می‌زد «بیایید ما را بكشید

بر اساس این گزارش، نشست تخصصی روز دوم نمایشگاه «لاله‌های شهریور 57» صبح امروز 17 شهریور با حضور چهره‌های تاریخ پژوه انقلاب اسلامی از جمله هدایت‌الله بهبودی مدیر دفتر ادبیات انقلاب اسلامی حوزه هنری، حجت‌الاسلام سعید فخرزاده مدیر دفتر تاریخ شفاهی حوزه هنری، محمد قبادی كارشناس تاریخ شفاهی انقلاب و دفاع مقدس، رئوف گوهریان رئیس كتابخانه تخصصی انقلاب اسلامی حوزه هنری و دیگر چهره‌های این حوزه برگزار شد.

این نشست همچنین با حضور و سخنرانی دو چهره حاضر در میدان ژاله در روز جمعه سیاه همراه بود؛ عباس ملكی تنها عكاس خبری حاضر در واقعه 17 شهریور سال 57 و اكبر براتی فعال و مبارز سیاسی دوران انقلاب اسلامی در این مراسم به ارائه توضیحاتی درباره مشاهداتشان از این روز بزرگ پرداختند.

عباس ملكی، عكاس و خبرنگار روزنامه كیهان در دوران پیش از وقوع انقلاب اسلامی، در این مراسم گفت: آن روز اولین روز اعلام حكومت نظامی در تهران بود و مردم از صبح زود در میدان ژاله جمع شدند. از روزنامه كیهان به من ماموریت داده شد تا برای تهیه گزارش به میدان ژاله بروم. من حدود ساعت 9:30 از سمت میدان بهارستان (ضلع غربی میدان) وارد میدان شدم و دیدم مردم در سه ضلع شمال و جنوب و غرب میدان تجمع كرده‌اند و نیروهای نظامی هم بین آن‌ها صف‌آرایی كرده و اسلحه‌هایشان را به طرف مردم نشانه رفته‌اند.

وی با بیان اینكه چیزی كه آن روز در میدان ژاله مشاهده كردم در هیچ جای دیگری ندیده بودم، ادامه داد: انگار دو گروه در برابر یكدیگر سنگر گرفته‌اند. نیروهای نظامی زانو زده بودند و آماده عكس العمل بودند. در آن میان شخصی از مردم سینه خود را مقابل نیروهای نظامی گرفت و لباسش را شكافت و گفت «اگر می‌خواهید بكشید، بزنید؛ سینه من آماده است!».

ملكی افزود: از میدان ژاله تا میدان خراسان مملو از جمعیت بود، همچنین افرادی كه از سمت خیابان پیروزی آمده بودند تعداد بسیار زیادی بودند و چیزی كه با چشم می‌توان دید شاید بیش از 300 هزار نفر بودند. البته انتهای جمعیت اصلا قابل مشاهده نبود و نمی‌شد تعداد مردم را حدس زد. این امر باعث شد كه نیروهای نظامی اندكی كه در میدان ژاله حضور داشتند نگران حجم جمعیت باشند و یادم هست كه سرگردی با بی‌سیم از مركز نیرو می‌خواست و چون من سمت نیروهای نظامی بودم شنیدم كه این سرگرد پشت بی‌سیم می‌گفت «اگر مردم سمت ما هجوم بیاورند ما را پرس خواهند كرد و كاری از دست ما ساخته نیست».

عكاس روزنامه كیهان در دوران انقلاب اسلامی اظهار كرد: مردم شعارهای «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» و «مرگ بر شاه» سر می‌دادند و من هم در بین جمعیت و از زوایای مختلف از مردم و نیروهای نظامی عكس می‌گرفتم. یك نفربر در گوشه میدان ژاله پارك شده بود و بر طبق حرفی كه سرگرد مذكور پشت بی‌سیم می‌گفت تعداد نیروهایشان را حدود 60 نفر اعلام كرد

ملكی درباره وقوع تیراندازی اظهار كرد: حدود ساعت 10 صبح اولین فرمان تیراندازی صادر شد و بیش از 2 یا 3 دقیقه طول نكشید. تعدادی از مردم پراكنده شدند ولی برخی از آن‌ها هم روی زمین افتادند و زخمی یا شهید شدند. ولی مردم خیلی زود بدن‌های بر زمین افتاده را برداشتند و به عقب منتقل كردند تا به دست نیروهای نظامی نیفتند. من آن روز عكسی گرفتم كه سه جنازه از شهیدان یا زخمی‌ها روی زمین افتاده است

این عكاس انقلاب اسلامی افزود: به طور كلی در میدان ژاله 29 فریم عكس گرفتم كه این ها از ماندگارترین عكس‌های انقلاب اسلامی شدند. چون غیر از من عكاس دیگری نبود تا از این واقعه عكس بگیرد. در حالی كه فقط از روزنامه كیهان 6 عكاس به محل اعزام شده بود، اما هیچ عكاسی غیر از من در محل حاضر نشده بود.

وی در پایان سخنانش درباره چگونگی رساندن این عكس‌ها به روزنامه توضیح داد: نزدیك ظهر و بعد از تیراندازی، سرگردی مرا دید و متوجه دوربین من شد و گفت: «آن فلان فلان شده را بگیرید و دوربینش را ضبط كنید». من تا این را فهمیدم پا به فرار گذاشتم و آن سرگرد به سربازی دستور داد كه من را با تیر بزند، اما آن سرباز آدم خوبی بود و فاصله ایست دادن‌ها را زیاد كرد و برای زدن من تعلل نشان می‌داد. بعد هم در كشیدن گلنگدن صبوری به خرج داد تا من فرصت فرار داشته باشم. به هر ترتیب من فرار كردم و با یك تاكسی خودم را به دفتر روزنامه رساندم.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید