تصویر برگزیده

محمد کلهر:

نگاهی به فیلم «شهروند» در سالگرد حادثه ۱۱ سپتامبر

آرتنا: «شهروند» داستانی جذاب و گیرا را از تلاش انسان‌ها برای حضور در «ینگه دنیا» روایت می‌کند.

محمد کلهر: پدیده اسلام‌هراسی حاکی از نوعی تصور بدبینانه و نفرت از اسلام و مسلمانان است که به بروز رفتارهای تبعیض‌آمیز و آزاردهنده علیه آن‌ها منجر می‌شود. گرچه اسلام‌هراسی و ریشه‌های شکل‌گیری آن به قبل از حادثه 11 سپتامبر و حتی بیش از هزارسال پیش باز می‌گردد، تردیدی نیست که حادثه 11 سپتامبر و موج سیاسی، امنیتی و تبلیغاتی عظیمی که متأثر از آن ایجاد شد، تأثیرات شگرفی بر چگونگی نگرش به مسلمانان در غرب و نحوه تعامل با آنان در جوامع غربی بر جای گذاشت.

جالب اینکه گزارش مرکز اروپایی پایش نژادپرستی و بیگانه‌ستیزی بیان می‌کند که در پی حوادث 11 سپتامبر، مسلمانان هدف خشونت روزافزون قرار گرفتند. این خشونت هم شامل خشونت فیزیکی و هم در سطحی گسترده‌تر، تصویرسازی مخدوش، آزار کلامی و ایجاد فضای وحشت بود.ترسیم کاریکاتورهای هتاکانه از پیامبر اسلام(ص)‌ نیز ریشه در همین موضوع دارد. البته مدرک رسمی دال بر اینکه کاریکاتورها مستقیماً به اسلام‌هراسی منجر شوند، وجود ندارد؛ اما با دقت در مضامین کاریکاتورها این نکته اثبات‌پذیر است که کاریکاتورهای غربی با همان‌ کلیشه‌ها و انگاره‌ها ترس خود را از اسلام بیان می‌کنند؛ تصویری نمایشی از اسلام‌ رسانه‌ای که یکی از متداول‌ترین منابع اسلام‌هراسی در غرب محسوب می‌شود. نمی‌توان کاریکاتورها را عامل مستقیم اسلام‌هراسی در غرب دانست، اما کاریکاتورها به واسطه اشاعه باورهای نادرست درباره اسلام و پیروان آن، عامل‌ اشاعه تبعیض‌آمیز اسلام‌هراسی در جامعه جهانی محسوب می‌شوند؛ گو اینکه ترس‌ از اسلام و مسلمانان در کاریکاتوریست‌های غربی وجود دارد که آن را در طرح‌های‌ خود آشکار می‌سازند.

حملات 11 سپتامبر بیشترین تأثیر را بر شکل‌گیری افکار عمومی در مورد اسلام بر جای گذاشت. این حادثه ارتباطی را که تصور می‌شد بین اسلام و خشونت وجود دارد تقویت کرد و نگرش به اسلام به عنوان معضل برای غرب را پررنگ نمود. در نتیجه، بی‌اعتمادی بسیار شکل گرفته و بحث‌های زیادی را در مورد نقش مسلمانان در جوامع غربی برانگیخت.

رویکردی که قبل از حملات 11 سپتامبر بر رسانه‌های آمریکایی حاکم بود، از یک سو انعکاس‌دهنده چهره‌ای یک سویه از اسلام و مسلمانان بود و از سوی دیگر بازتاب‌دهنده عدم فعالیت مسلمانان در رسانه‌های آمریکا. هنگامی که حملات 11 سپتامبر به وقوع پیوست، در همان ساعات اولیه برخی از مسلمانان، عمدتاً بن‌لادن و سازمان‌اش متهم اصلی شناخته‌ شدند. اما هنگامی که این رویداد به جنگ در افغانستان انجامید، رسانه‌های آمریکا پوشش خبری گسترده‌ای را در مورد مسلمانان خارج از آمریکا تدارک دیدند. در این شرایط و وضعیت، مسلمانان آمریکا برای اولین بار به‌ طور گسترده در صحنه رسانه‌ها ظاهر شدند. این همان موقعیتی بود که می‌توانست برای مسلمانان آمریکا یک‌ فرصت یا یک چالش باشد. با نگاهی کوتاه و اجمالی به فعالیت‌های رسانه‌ها و واکنش مسلمانان آمریکا می‌توان‌ گفت که بعد از حملات 11 سپتامبر و حضور چشمگیر مسلمانان آمریکا در رسانه‌های این کشور، تغییری در رویکرد رسانه‌های آمریکا رخ داد. این تغییر به شکل تمایز نهادن میان مسلمانان میانه‌رو و بنیادگرایان رخ داد. در این‌ وضعیت دیگر گفتمان استعماری که بنیادگرایان را «دیگران» تلقی می‌کرد، حاکم نبود. مسلمانان می‌توانستند موضع خود را بیان کنند. از این حیث، حضور اقلیت مسلمان در آمریکا فرصت‌هایی را برای‌ مسلمانان ایجاد کرد تا تحولی عمیق را در میان خود و دیگران ایجاد کنند. یکی از این رسانه‌ها سینماست، سینمایی که بعضاً کارگردانان مسلمان هم در آن حضور دارند، اما نباید فراموش کنند در هالیوود فیلم می‌سازند و هر چقدر هم بخواهند به مسلمانان سرویس دهند، بیش از آن باید به آمریکا سرویس بدهند. این موضوع در فیلم شهروند (The Citizen) نیز مشاهده می‌شود.

 

 

*شهروند بدشانس؟!

فیلم سینمایی شهروند توسط «سم کادی» فیلمساز سوری-آمریکایی جلوی دوربین رفته و از قضا بسیار هم خوش‌ساخت از آب در آمده است. این فیلم در 27 سپتامبر 2013 در آمریکا اکران شد و میان مخاطبان با استقبال روبه‌رو شد. شهروند در سایت مطرح IMDB از بین 2600 رأی، امتیاز مناسب 7 از 10 را کسب کرده است. البته این فیلم میان منتقدان جای چندانی باز نکرد.

این فیلم داستان «ابراهیم جرّاح» یک تعمیرکار مسلمان عرب را نشان می‌دهد که از نوجوانی رویایی حضور در آمریکا را در سر داشته و اکنون پس از برنده شدن در لاتاری، درست یک روز قبل از یازدهم سپتامبر 2001 خود را به فرودگاه جان‌اف‌کندی نیویورک رسانده است، بی‌خبر از آنکه فردا قرار است برج‌های دوقلو مورد حمله قرار گیرند و او به عنوان یکی از مضمون‌ها دستگیر شود.

ماجرا از این قرار است که ابراهیم جرّاح، با اصالتی لبنانی که البته چند سالی را هم در سوریه و کویت گذرانده است، ستاره‌ بخت و اقبالش خوش می‌درخشد و برنده لاتاری می‌شود و به آمریکا سفر می‌کند تا شهروند این کشور شود و به رویاهایش جامه عمل بپوشاند. او در نیویورک از هواپیما پیاده می‌شود و البته مورد بازجویی مقدماتی قرار می‌گیرد. چون هر چه باشد یک مسلمان است و باید از او ترسید! این ترس زمانی بیشتر می‌شود که پسرعموی ابراهیم به نام رشّاد (ساکن نیویورک) با وجود قرار قبلی، برای استقبال به  فرودگاه نمی‌آید و تلفنش را هم جواب نمی‌دهد. ابراهیم چاره‌ای ندارد جز اینکه در مسافرخانه اتاق بگیرد و همین موضوع موجب آشنایی او با دختری آمریکایی به نام دایان می‌شود. او با دایان مشغول گشت‌وگذار در نقاط توریستی شهر می‌شود و البته در این اثنی به دلیل جوگیری به تظاهرکنندگان مخالف جورج بوش می‌پیوندد. با انفجار برج‌های دوقلوی نیویورک، ذهن جستجوگر مأمورین آمریکایی ابتدا سراغ مسلمانان به ویژه مومشکی‌های خاورمیانه می‌رود، ابراهیم جراح یکی از این افراد است که اتفاقا می‌تواند مضنون خوبی باشد، چون هم مسلمان است، هم اهل خاورمیانه، هم یک روز قبل از واقعه به آمریکا آمده، هم پسرعمویی به نام رشّاد دارد که البته غیبش زده!

اینجاست که ورق بر می‌گردد و شهر روی سر او آوار می‌شود، موضوعی که به خوبی در طراحی پوستر فیلم نیز گنجانده شده است. ابراهیم جرّاح دوازدهم سپتامبر هنگام خواندن نماز به طرز وحشیانه ای بازداشت می‌شود؛ او مرتب مورد بازجویی قرار می‌گیرد و شش ماه در سلولی تنگ و تاریک زندانی می‌شود. سرانجام بعد از نیافتن هیچ مدرکی که بیانگر ارتباطی بین ابراهیم و 11 سپتامبر باشد، او را بدون کوچکترین عذرخواهی آزاد می‌کنند.

حالا بعد از 5 سال که از اقامت ابراهیم در آمریکا می‌گذرد، او باید در آزمون شهروندی شرکت کند اما بی‌دلیل او را به همکاری با تروریست‌ها متهم می‌کنند و دیگر نباید در آمریکا بماند. ابراهیم که از کودکی در رنج و سختی بزرگ شده و همیشه رؤیای آمریکا را در سر داشته، روی حق خود پافشاری می‌کند و دادگاه به نفع او رأی صادر می‌کند و زندگی آن روی خوش خود را به این مرد مسلمان نشان می‌دهد!

فراموش نکنیم اگرچه شهروند قهرمان ما، یک مسلمان است اما عاشق رؤیای آمریکایی است. «شهروند» داستانی جذاب و گیرا را از تلاش انسان‌ها برای حضور در «ینگه دنیا» روایت می‌کند و نشان می‌دهد «رویای آمریکایی» واقعیت دارد، به شرطی که شما صبور باشید و برای آمریکایی‌شدن بجنگید! ضمن اینکه در این حین ممکن است عشقتان را از دست بدهید و به کشورتان پشت کنید! البته نگران نباشید، آدم‌های آمریکایی خیلی خوبی هستند که شما را تنها نمی‌گذارند و با وجود اینکه از شما لطمه خورده‌اند اما باز حاضرند همسرتان شوند. چنین داستانی دور از ذهن هم نیست، چرا که نویسنده آن از مخالفان حکومت اسد است و طبیعتاً طرز تفکر متفاوتی دارد.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید