صلوات خاصه امام رضا علیه السلام
تصویر برگزیده

عبدالحسن برزیده؛

موضوع «مزارشریف»، مسئله تك‌تك مردم ماست

آرتنا: این فیلم دارای محتوایی است كه سینمای ایران به هر حال باید به آن واكنش نشان می‌داد؛ كیفیت این واكنش در جای خود محل بحث است ولی سینمای ایران بدون «مزارشریف» چیزی كم داشت.

zoom
موضوع «مزارشریف»، مسئله تك‌تك مردم ماست

به گزارش خبرگزاری هنر «آرتنا»،نویسنده و كارگردان فیلم سینمایی «مزارشریف» بیان كرد: موضوع این فیلم، یك موضوع ملی است و پیش‌بینی می‌كنم با استقبال خوبی همراه باشد.

 عبدالحسن برزیده، كارگردان فیلم سینمایی «مزارشریف»، درباره ایده ساخت این اثر سینمایی بیان كرد: این فیلم به حادثه ای معاصر می پردازد و درباره اتفاقی است كه بسیار تكان دهنده و دردناك بود. آنچه درباره دیپلمات های ما در افغانستان رخ داد و شهادت مظلومانه آن ها موضوعی بود كه احساس نیاز می شد درباره آن در قاب سینما نیز حرف زده شود.

وی درباره ابعاد ناراحت كننده این ماجرا كه 17 سال پیش رخ داده است، گفت: هفته ها بود هیچ پاسخ‌گویی درباره سرنوشت این افراد وجود نداشت و طالبان اتفاقی را كه برای دیپلمات ها افتاده بود تكذیب می كرد و از سرنوشت 12 نفر از ایرانی ها در محلی كه قرار بود امن باشد هیچ خبری نبود.

این كارگردان گفت: تا اینكه آقای شاهسون، تنها شاهد زنده ماجرا، خودش را بعد از 19 روز به ایران رساند و از طریق او حقایق روشن شد و معلوم شد چه اتفاقی افتاده و طالبان مجبور شدند اجساد را تحویل بدهند.

برزیده با بیان اینكه این موضوع، ملی بوده و مسئله تك‌تك مردم ماست و امیدوارم استقبال خوبی از این فیلم به عمل بیاید، افزود: در پس هر قصه، علاوه بر روایت آن ماجرا، حرف‌هایی هست كه سازندگان در هر رشته هنری تلاش می‌كنند آن ها را نیز به بیننده منتقل كنند. این فیلم نیز تنها به ماجرای 17 سال پیش نمی پردازد بلكه لایه های دیگری از حادثه دارد كه آن ها را به عهده بیننده ها می گذارم كه خودشان این لایه ها را دریابند.

وی تاكید كرد: در شرایطی هستیم كه قرائت های مختلفی از ادیان به چشم می خورد. دین ما دینی است كه پیامبرش، پیامبر رحمت، عشق، محبت و انسانیت است اما متاسفانه می بینیم جریان هایی با اهداف مشخص و سودجویانه، قصد تخریب این چهره انسانی از دین اسلام را دارند كه لازم است چهره و هدف آن ها فاش شود.
فیلم سینمایی «مزارشریف» با شعار «هیچ جنگی به نفع هیچ مردمی نیست» در سی و سومین دوره جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد و علاوه بر استقبال منتقدان توانست سیمرغ بلورین بهترین موسیقی متن فیلم را برای بهزاد عبدی و دیپلم افتخار بهترین جلوه‌های ویژه بصری را برای امیررضا معتمدی به همراه بیاورد.

ضرورت ساخت «مزارشریف» در دوران غیر جدی سینمای ایران

اخیرا فیلمی استراتژیك در سینماهای ایران روی پرده رفته است: «مزارشریف»! این فیلم دارای محتوایی است كه سینمای ایران به هر حال باید به آن واكنش نشان می‌داد؛ كیفیت این واكنش در جای خود محل بحث است ولی سینمای ایران بدون «مزارشریف» چیزی كم داشت.

اول: هر قدر مفهوم هنر تعریف‌گریز است، به همان اندازه آثار هنری هم از دایره و ساختار تعریف می‌گریزند. اما این به معنای غیرقابل درك بودن یك اثر هنری از اثری غیرهنری نیست. هنر و اثر هنری در یك درك بی‌واسطه و شهودی كاملا قابل درك و دریافتند، اگر چه تعیین میزان ارزش‌های هنری و معیارهای زیباشناختی آن‌ها كاملا مرتبط و وابسته به سوژه ناظر آن‌ها است كه در جای خود باید مورد واكاوی قرار بگیرد.

دوم: درك بی‌واسطه مخاطب از اثر هنری كه از احساسی زیباشناسانه برمی‌خیزد هم تا حدود زیادی غیرقابل تعریف و تحدید است، به همین دلیل نمی‌توان محتوا، مضمون یا سوژه یك اثر هنری را كه از منظر شناختی كاملا قابل تعریف و بیان است، معیاری برای هنر دانست. هر محتوایی می‌تواند در قالب یك اثر هنری جای گیرد و محصول آن اثر ضرورتا از دو حال خارج نیست: یا آن محتوا و مضمون خاص، در قالب یك اثر هنری بیان و ادراك می‌شود، یا اینكه اثری غیرهنرمندان تولید می‌شود یعنی میزان استفاده محتوا از معیارهای هنری در حداقل ممكن است. این دو ساحت اگر چه تشكیكی است و شدت و ضعف دارد ولی همین دوگانگیِ تلاش برای ساخت یك اثر هنری (و شدت و ضعف‌‌ هنر شدن یا غیرهنری شدن) كاملا بر مبنای همان درك بی‌واسطه و شهود از طرف مخاطب قابل تشخیص است.

سوم: اینكه اثری متهم به داشتن محتوای مذهبی، آیینی، سیاسی، استراتژیك، ایدئولوژیك و... شود و از این بابت از دایره آثار هنری خارج گردد، كاملا بی‌وجه و غیراندیشمندانه است. اثر هنری در پرداخت واجد ویژگی‌های هنرمندانه می‌شود نه در انتخاب یا تعیین موضوع و مضمون. هنر یا بی‌هنری سازنده یك اثر سیاسی، مذهبی، ایدوئولوژیك و... در انتخاب موضوع و محتوا نیست، بلكه در نوع پردازش آن موضوع و محتوا ست. هیچ اثر مذهبی و سیاسی و ایدئولوژیك هم صرفا به دلیل موضوع و محتوای ارزشی‌اش تبدیل به یك اثر فاخر هنرمندانه نمی‌شود، خود اثر فارغ از موضوع و سوژه‌اش باید از هنر خویش دفاع كند

چهارم: موضوعات بسیار مذهبی، سیاسی، استراتژیك، ایدئولوژیك و... در كشور ما هستند كه به خاطر عدم درك ظرفیت‌های زیباشناختی آثار هنری و سطحی‌نگری درخصوص ذات آثار هنری هیچ‌گاه محل توجه هنرمندان قرار نگرفته است. این ترس همواره برای هنرمندانی كه قصد دارند خود را «مستقل» نشان دهند وجود داشته كه رجوع به مضامین دینی، سیاسی، استراتژیك آن ها را در دسته‌بندی خاصی قرار می‌دهد و از این رهگذر شاید دیگر پسوند هنرمند برازنده‌شان نباشد؛ در حالی كه پرداخت خلاقانه هنری - كه احتمالا كمتر واجد آن هستیم - تنها داروی امنیت‌بخش در برابر این ترس است، نه فرار از این یا آن محتوا!

پنجم: به نظر می‌رسد این مغاك روز به روز در حال گسترش است؛ امروز حتی بسیاری از سوژه‌های تاریخی و فرهنگی كه در حوزه‌های فرهنگی بین‌المللی كاركرد استراتژیك دارند هم پایشان به این ورطه باز شده است و به ویژه در حوزه سینما بیشتر كارمان شده ساخت آثاری كاملا شخصی و بدون كاركرد فرهنگی كه انضمامی‌ترین صورتش را می‌توان در فكاهه‌سازی‌های شبه‌سینمایی سراغ گرفت! اینكه گیشه در سینما اهمیت دارد بر هیچ‌كس پوشیده نیست، اما این حقیقت فرهنگی هم نباید بر كسی پوشیده بماند كه در یك بحران جمعی همه ما آثاری با مضامین فكاهه‌های شخصی و فردگرایی تقریبا مبتذلِ بدون كاركرد را بیشتر از محتواهای جدی و احیانا تكان‌دهنده‌ برگرفته از تاریخ و فرهنگ‌مان می‌پسندیم و به همین دلیل است كه گیشه‌های ما تنها با مضامینی از این قبیل شلوغ می‌شوند! این حقیقت را نمی‌توان پوشیده نگاه داشت كه خودمان این گیشه‌ها را شلوغ می‌كنیم!

ششم: اتفاقات مهم تاریخی، استراتژیك، ایدئولوژیك و حتی سیاسی كم‌كم از محمل سینما خارج می‌شوند و ژانرهای سینمای‌مان روز به روز یكجانبه‌تر و نحیف‌تر  می‌شود. چرا فیلم سیاسی در ایران ساخته نمی‌شود؟ چرا سینمای ایران فاقد آثار استراتژیك است؟ و وقتی هم آثاری در این ژانرها ساخته می‌شوند عموما با موضوع‌گیری‌های بی‌بنیاد، یا بدون وجه پذیرفته و تبلیغ می‌شوند و یا از سر مخالفت‌های حزبی و منفعت‌طلبی‌های شخصی تحریم یا محكوم می‌شوند؟ چرا به جای تعیین معیارهای هنری آثار، ساخت فیلم‌هایی در این حوزه‌ها اتلاف هزینه و سیاسی‌كاری و... شناسانده می‌شوند؟ اگر سینما به رویدادهای مهم تاریخ، فرهنگ و سیاست جامعه‌ای نپردازد، چه كس و چه حوزه‌ای باید بپردازد؟ این پرسش‌ها را باید نیم‌نگاهی به كشورهایی كه سینمای‌شان لااقل یك سر و گردن از سینمای ایران بالاتر است پاسخ داد. چون به هیچ‌وجه نمی‌توان از كاركرد رسانه سینما سخن گفت و به تقدیس این كاركرد پرداخت ولی این پرسش‌ها را نادیده گرفت.

هفتم: اخیرا فیلمی استراتژیك در سینماهای ایران روی پرده رفته است؛ این فیلم دارای محتوایی است كه سینمای ایران به هر حال باید به آن واكنش نشان می‌داد! سكوت سینما در برابر برخی اتفاقات سیاسی و استراتژیك دوران معاصر نمی‌تواند بیش از این ادامه پیدا كند. تداوم این سكوت هیچ معنایی جز خالی كردن كاركرد از سینما به عنوان مدرن‌ترین هنر بشری كه اتفاقا به دلیل كاركردش هنر خوانده می‌شود، ندارد. «مزار شریف» نخستین واكنش سینمای ایران نسبت به موضوع استراتژیك كشتار دیپلمات‌های ایرانی در افغانستان به دست نیروهای طالبان است. واكنشی كه شاید بسیار دیر، اما به هر حال رخ داد! اما درباره این واكنش یك نكته اساسی باید مورد توجه قرار گیرد؛ با نظر به بحث اهمیت گیشه و البته بحران فرهنگی سطحی‌نگری كه گیشه‌های ما را به شیوه‌ای خاص شلوغ كرده است، به حق می‌توان گفت كه اگر حمایت ارگانی حكومتی پشت فیلم سینمایی «مزار شریف» نمی‌بود، این فیلم هرگز ساخته نمی‌شد و با ادامه روند كنونی چه بسا محتوای این اثر از خاطره جمعی ما حذف می‌شد، بدون اینكه هیچ اثر هنریی برای ماندگار كردن رخداد تاریخی آن ساخته شود.

هشتم: اینكه «مزار شریف» در حوزه سینمای استراتژیك باید ساخته می‌شد، یك بحث است و اینكه این اثر تا چه حد از معیارهای زیباشناسانه سینمایی بهره برده است بحث دیگر. این فیلم به دلیل جسارتش در ورود به محتوایی جدی و استراتژیك در زمانه میان‌مایگی سینمای ایران قابل ستایش و تقدیر است؛ هر چند لازم است این اثر را جدای از ارزش محتوایی‌اش به عنوان فیلمی كه داعیه «هنر» دارد مورد واكاوی، نقد و بررسی قرار داد و تعیین كرد كه تا چه حد توانسته به مرز عالم هنر ورود پیدا كند. اگر «مزار شریف» واجد ارزش‌های هنری و زیباشناسانه هم باشد، ارجی مضاعف خواهد داشت و اگر غیر از این باشد باز هم «مزار شریف» به خاطر محتوایش فیلمی شریف باقی خواهد ماند.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید