تصویر برگزیده

امیر پوریا؛

«بهترین ‌سال‌های زندگی ما» مانیفست پایان جنگ است

آرتنا: فیلم «بهترین ‌سال‌های زندگی ما» در خانه هنرمندان ایران به نمایش در آمد.

به گزارش خبرگزاری هنر «آرتنا»، در یکصد و بیست و هفتمین برنامه سینماتک خانه هنرمندان ایران که دوشنبه 6 مهر در تالار استاد ناصری برگزار شد، فیلم «بهترین سال‌های زندگی ما» ساخته ویلیام وایلر به روی پرده رفت. در ادامه نیز امیر پوریا، علی علایی و کیوان کثیریان به نقد و بررسی فیلم پرداختند.

در ابتدای این نشست کثیریان از سینمای قصه‌گوی وایلر و کهنه نشدن فیلم پس از گذشت 70 سال گفت و ادامه داد: این فیلم یک‌سال پس از اتمام جنگ جهانی دوم ساخته شده و با به تصویر کشیدن وضعیت افرادی که پس از سال‌ها از جنگ بازگشته‌اند، در جامعه بعد از جنگ آمریکا جریان‌ساز بوده است. در فیلم چند خانواده را می‌بینیم که هر کدام رنگ‌آمیزی خاص خود را دارند و همه آنها در مواجهه با بازگشتگان از جنگ، روحیه‌ای پذیرا ندارند.

در ادامه علایی گفت: نگه داشتن تماشاگر در سالن سینما برای حدود 3 ساعت آن هم در عصر سرعت و تکنولوژی، کار بسیار دشواری است و این نکته که 70 سال از زمان ساخت فیلم می‌گذرد، بر ارزش کار وایلر می‌افزاید. کسانی هم‌چون وایلر با نبوغ خود سینما را ساخته‌اند و از این نظر صرفا فیلمساز به حساب نمی‌آیند. با دیدن این فیلم، صحنه‌هایی از سینمای جنگ ایران به ذهن متبادر می‌شود؛ به‌عنوان مثال صحنه‌هایی از فیلم‌های «آژانس شیشه‌ای» و «بوی پیراهن یوسف». البته چنین وجود چنین شباهت‌هایی به سینمای جنگ ایران محدود نمی‌شود. محوریت فیلم به موقعیت جدید بازگشتگان از جنگ در جامعه و خانواده آنها می‌پردازد؛ موقعیتی که بعضا در تضاد با جایگاه نظامی این افراد قرار می‌گیرد و ریشه در خاستگاه‌های اجتماعی متفاوت آنها دارد.

پس از آن امیر پوریا به ویژگی‌های خاص این فیلم پرداخت و گفت: در میان فیلم‌هایی که عظمت خود را از مدت زمان طولانی‌شان می‌گیرند، «بهترین سال‌های زندگی ما» تنها فیلم بدون حادثه است. سایر این فیلم‌ها یا پر حادثه هستند یا هم‌چون برخی فیلم‌های اروپایی، از تعدد شخصیت بهره گرفته‌اند. به‌رغم توصیه‌هایی که به وایلر شده بود تا زمان فیلم را کوتاه‌تر کند، ولی او معتقد بود فیلمی که می‌خواهد به نگرانی‌ها در خصوص افراد بازگشته از جبهه‌های جنگ بپردازد و رنج و انتظار و تلاش آنها برای تطبیق با جامعه را به تصویر بکشد، نمی‌تواند در زمانی فشرده ساخته شود. چیزی که در این فیلم می‌تواند برای سینمای جنگ ما درس‌آموز باشد، این است که چطور فیلمی در موقعیت جنگی به تصویر در نمی‌آید اما جزو فیلم‌های درخشان در مورد جنگ قرار می‌گیرد و در عین حال دچار شعارزدگی نمی‌شود.

این منتقد سینمایی ادامه داد: تفاوت این فیلم با فیلمی مانند «آژانس شیشه‌ای» این است که در «آژانس شیشه‌ای» معادله میان مردم و بازماندگان جنگ، معادله‌ای ایدئولوژیک است که کیانیان و پرستویی دو سر طیف‌ها را نمایندگی می‌کنند و این نهایت چالشی است که در چنین فیلمی شاهد آن هستیم. اما «بهترین سالهای زندگی ما» درامی 3 ساعته است که در سراسر آن جز صحنه‌ای که نسبت به تداوم فاشیسم هشدار داده می‌شود، هیچ کجا بحثی اعتقادی مطرح نمی‌شود. اگر درگیری بر سر باورها وجود دارد، شکلی درونی به خود گرفته و محوریت فیلم با مسائل اجتماعی هم‌چون نحوه پذیرش بازگشتگان از جنگ توسط خانواده‌هایشان، شغل آنها، ازدواج و... است. فیلم نوعی کمال و فرزانگی در خصوص تردید درباره مفهوم جنگ از خود ارائه می‌دهد، گویی قبل از آن فیلم‌های فراوانی در این مورد ساخته شده است. این کمال را در خویشتنداری شخصیت هومر که دچار معلولیت از ناحیه دست است، نیز شاهد هستیم.

وی افزود: طبق تعریف، «بهترین سال‌های زندگی ما» فیلمی فاخر است که مورد تایید سیستم حاکم بر آمریکاست. برخورد مردم آمریکا با آن نیز حیرت‌انگیز است و تلاش آنها برای دیده شدن یک اثر ملی را شاهدیم؛ این فیلم بعد از «بر باد رفته» تا زمان خود پربیننده‌ترین فیلم تاریخ سینمای آمریکا بود که 55 میلیون نفر به تماشای آن نشستند. در واقع باید آن‌را مانیفست پس از پایان جنگ جهانی دوم بدانیم، مانیفستی که غیرشعاری است این‌گونه می‌تواند تاثیری عینی بر اجتماع خود بگذارد. این فیلم در وضعیتی ساخته شد که در آمریکا به دلیل بعد مسافت و دوری از جنگ، بسیاری از مردم اساس جنگ را زیر سوال می‌بردند و بازگشتگان از جنگ را افرادی می‌دانستند که با دستوری سیاسی و نظامی به جنگ رفته‌اند. از این نظر مسئولیتی در خصوص آینده این افراد برای خود احساس نمی‌کردند. وایلر با ساخت این فیلم تلنگری به مردم آمریکا می‌زند اما به خوبی بر وسوسه شعارزدگی غلبه می‌کند. دشواری این کار آنجاست که این فیلم ساخته شده تا کارکرد خاصی داشته باشد، مانند یک کار رسانه‌ای. بنابراین نحوه بیان غیرمستقیم مسائل در فیلم و پرهیز از شعارزدگی در آن، شگفت‌آور است.

پوریا سپس به نحوه تصویربرداری فیلم اشاره کرد و گفت: عمق میدان به‌کار گرفته شده، به کارگردان کمک می‌کند که مفاهیم مورد نظر خود مانند امکان تداوم رمانس تا زمانی که در حال شکل گرفتن است را انتقال دهد. ضمن اینکه به همین وسیله روایت‌ها را در کنار هم پیش برده و زمان فیلم را کوتاه‌تر کرده است. پس می‌بینیم که ساختار و محتوای فیلم دو عنصر جدا از هم نیستند بلکه از دل هم به‌وجود می‌آیند. این فیلم علاوه بر وجوه مرتبط با جنگ، از نظر میزان کمال، فیلمی ترسناک است. وایلر را باید فیلمسازی دانست که هنوز فیلم‌هایی برای کشف شدن دارد و این امری غبطه‌برانگیز است.

وی در پایان به اسم فیلم پرداخت و ادامه داد: وایلر در آخرین مراحل بعد از تدوین فیلم، چنین اسمی را برای آن انتخاب کرد. این اسم، در فیلم توضیح روشن و مشخصی ندارد و در واقع دوگانه عمل می‌کند. آیا بهترین سال‌های زندگی بازگشتگان از جنگ، سال‌های نخست بازگشت به خانه است؟ یا طعنه‌ای در آن است که می‌گوید بهترین سال‌های زندگی خود را صرف جنگ کردیم؟ این جمله در فیلم تنها از زبان کسی جاری می‌شود که فردی عیاش و مفرح است که معتقد است عمرش را در انتظار بازگشت معشوقه‌اش از جنگ، تلف کرده است. در حالی‌که چنین جمله‌ای تنها می‌تواند از زبان کسی جاری شود که حداقل به آن جنگ باور داشته باشد. این دو پهلو بودن و واگذاشتن قضاوت به بیننده در کنار گریز از شعارزدگی، کار بسیار مدرنی است که حدود 70 سال پیش توسط وایلر انجام شده است.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید