ماه رمضان
تصویر برگزیده

«رود سپيد»

شعری به مناسبت حادثه جانکاه منا

آرتنا: در لحظه اي كه سبزتر از استجابت است/روح ات شكفت و گفت كه دنيا ملامت است

zoom
شعری به مناسبت حادثه جانکاه منا

به گزارش خبرگزاری هنر «آرتنا»،

شعری از ايمان كرخي10/7/94

در لحظه اي كه سبزتر از استجابت است
در تنگناي رود منا از قفس رهيد
درياي عشق، قطره ي روح تو را چشيد
رود سپيد، عاشق دريا به پيش رفت
از شوق كعبه سر به بيابان گذاشتند
زينب سرود:  هر چه كه ديدم جميل بود
تو تشنه مردي و جگر ما كباب شد
مردن چه واژه اي ست براي عروج تو؟
بگذار دور پيكر پاكت بگردم و
تو وصل نور واحد هستي و شدي و ما
تو در وصال يار خودت آرميده اي
در راه رجمِ نفس به پايان رسيدي و
وقتي نماز سرخ تو را ديد باورم
ديدم كه بت پرستم و در خود پرستي ام
آن ردّ مهر روي جبينم به عاريه است
اين ذكر لق لق دهن است و قراقل است
افشاگري نخواه ازين بيشتر كنم
واي از دمي كه قهر خدايي بجوشدا
آن سعود رجم خدا مي شود به خشم
از اين به بعد تا خود آل سعود هست
«آل سعود» گفتم؟ شرمنده ام ببخش
آل نحوس نحس كه بي عقل و نانجيب
گفتند: از قضا و قدر بود هرچه بود
مشتي عرب امانت ما را فروختند
از اين هيون كور دل سوسمار خور
تو تشنه بودي و جگر ما كباب شد
يك چند روزي است نمازم نماز نيست

 

حس مي كنم كه تشنه نبودند زائران
در من هزار هيئت زنجير زن به پاست
باز اين چه رستخيز عظيم است كز منا
سوغات دوستان من از قرن بيستم
زخمي كه روي صورت مولا علي نشست
زخمي به عمق چاه كه مولا در آن گريست
در بارگاه قدس كه جاي ملال نيست
تو تشنه بودي و جگر ما كباب شد
آن روكش سفيد كه بر پيكر شماست
هر كس كه ديد عكس تو را گريه اش گرفت
هر كس شنيد راز تو را از درون شكست
شادم كه روح سبز تو شاد است نازنين
چون تو غريق حضرت حق بوده اي چنان
 

 

روح ات شكفت و گفت كه دنيا ملامت است
روح ات كه ديد لحظه ي ديدار، حاجت است
اين است گفت آنچه كه نامش زيارت است
عشاق، زخم هر چه ببينند رحمت است
در راه دوست خار مغيلان محبت است
زيبايي وصال خدا در اطاعت است
با اين كه آب بود گلم، اين مصيبت است!
پرواز تو چقدر شبيه شهادت است
حاجي شوم كه دور تو گشتن عنايت است
غمناك از آن كه بودنمان غرق ظلمت است
عشق بزرگ، جان عزيزش غرامت است
دنيا هنوز در تب بهت است و حيرت است
ديدم نمازهاي من از روي عادت است
جانم عزيز بوده و دينم جهالت است
اين جا نماز سبز كه دارم غنيمت است
اين روزه   روزه نيست، مگر استراحت است!
الله را عزيزم، با يار غيرت است
اين لحظه اي كه مي شنوي يك روايت است
امروز اگرچه حادثه در حد صحبت است
ديگر به رجم حضرت شيطان چه حاجت است
«آل نحوس» در خور اين بي لياقت است
آل نحوس نحس كه هم بي كفايت است
متشكريم، اين همه از حسن نيت است!
آرام اگر كنون بنشينم خيانت است
شير شتر نخواسته باشيم راحت است
با اين كه آب بود گلم! اين مصيبت است
حس مي كنم كه قبله ز ما  در خجالت است
 
 

حس مي كنم كه آتش دل كم حرارت است
باز اين چه نوحه و چه عزا و چه حالت است؟!
سوغات دوستان من احساس غربت است
زخمي عميق از ستم جاهليت است
زخمي كه روي شانه ي بانوي عفت است
زخمي هميشگي كه به دوش رسالت است
بر بال هر فرشته از اين غم جراحت است
با اين كه آب بود گلم، اين مصيبت است!
بر بي گناهي همگي تان علامت است
هر كس كه ديد گفت چه خوش قد و قامت است
هر كس شنيد راز تو را خوش سعادت است
اين شعر هم قصيده ي عرض ارادت است
امروز ياد روي تو بودن عبادت است
 

 

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید