تصویر برگزیده

در مراسم تشیع پیکر زنده یاد هما روستا عنوان شد؛

رخشان بنی اعتماد: هما روستا انسانی بی بدیل بود

آرتنا: پیکر هما روستا از مقابل خانه هنرمندان ایران تشییع شد.

به گزارش خبرگزاری هنر «آرتنا»،پیکر زنده یاد هما روستا سه‌شنبه 14 مهر از مقابل خانه هنرمندان ایران به سمت بهشت زهرا تشییع شد. در این مراسم چهره‌هایی هم‌چون بهمن فرمان‌آر‌ا‌، محمد سریر، رضا کیانیان، پوری بنایی‌، رخشان بنی‌اعتماد، ابراهیم حقیقی، عنایت بخشی، افسانه چهره‌آزاد‌، لیلی رشیدی، آتش تقی‌پور‌، ایرج راد، ابوالحسن مختاباد، فاطمه هاشمی، پرویز پورحسینی‌، فرشته طائرپور، منوچهر شاهسواری‌، علی دهکردی‌، مسعود فروتن‌، پریسا مقتدی‌، شکرخدا گودرزی‌، نوید محمدزاده،‌ الهام کردا، سعید چنگیزیان،‌ منیژه محامدی، علیرضا تابش، محمدحسن معجونی، رضا بهبودی‌، رویا میرعلمی‌، مهدی سلطانی‌، علی اصغر دشتی، هوتن شکیبا، محمدرضا خاکی، حمید لبخنده‌، حمید پورآذری‌ و جمع زیادی از مردم حضور داشتند.

پیش از آغاز مراسم در محل خانه هنرمندان ایران، پیکر هما روستا با مشایعت خانواده برای آخرین‌بار به تماشاخانه ایرانشهر و نمایش‌خانه‌های استاد ناظرزاده کرمانی و استاد سمندریان انتقال داده شد و پس از آن جمعی از اهالی هنر در محل خانه هنرمندان ایران در کنار پیکر وی به ایراد سخنرانی پرداختند.

نخستین سخنران این مراسم مجید سرسنگی مدیرعامل خانه هنرمندان ایران بود که ضمن عرض تسلیت به مناسبت درگذشت هما روستا گفت: برای کسانی که هما روستا و حمید سمندریان را می‌شناختند، امروز روز پر دردی است. اما خوشحالیم که روح سمندریان امروز کنار روح هما روستا آرام گرفته است. چند سال پیش در همین مکان پیکر حمید سمندریان را بدرقه کردیم و امروز همراه او را بدرقه می‌کنیم؛ کسی که سال‌ها درد و رنج کشید اما لحظه‌ای لبخند از لبانش دور نشد. جسمش در زیر خاک آرام خواهد گرفت و روحش در آسمان با یار و همسرش به شادی خواهد پرداخت. به نمایندگی از خانه هنرمندان ایران و 12 انجمن زیرمجموعه، درگذشت بانوی تئاتر، سینما و تلویزیون را تسلیت می‌گویم. از مردم شریفی که به هنرمندان خود عشق ورزیده و قدردان آنها هستند نیز تشکر می‌کنیم. سرسنگی در پایان از حاضران خواست برای شادی روح هما روستا، تمامی هنرمندان درگذشته و همین‌طور هم‌وطنانی که در فاجعه «منا» جان خود را از دست دادند، صلواتی ختم کنند.

در ادامه رخشان بنی اعتماد به ویژگی‌های شخصیتی هما روستا پرداخت و گفت: گفتن از هما روستا آن‌گونه که بر صحنه تئاتر و پرده سینما بود، نیاز به تکرار ندارد. من هیچ‌گاه شانس کار کردن با او را نداشته‌ام و یار گرمابه و گلستان او نیز نبوده‌ام. رابطه رفاقت ما به دیدارهایی گاه‌به‌گاه و فاصله‌دار مربوط می‌شد که از زمان‌های دور استمرار داشت. دیدارهای ما در مهمانی‌ها و گشت و گذار و فضاهای مفرح صورت نمی‌گرفت، بلکه در ناکجاآبادهای دور و نزدیک و کنج و گوشه‌های فراموش شده‌ی درد و نیاز اتفاق می‌افتاد. این وجه شخصیت او برای بسیاری افراد ناشناخته است، چون هرقدر در صحنه بازی قدرتمند بود به همان اندازه از خودنمایی و خودنمایشی دور بود. در طول همه این سال‌ها هر زمان نیازی به تاثیرگذاری شخصیت او وجود داشت، بی‌ملاحظه و تردید از او درخواست کمک می‌کردم. دامنه این همراهی‌ها از ساعت‌ها نشستن و همراهی با دختران رانده شده از خانه و خانواده، تا جمع‌آوری هزینه درمان کودکی بیمار تا سفر به شهری دور برای نجات زنی از پای چوبه دار و... گسترده بود. دیدارهای گاه‌به‌گاه و فاصله‌دار اما مداوم ما، از این جنس بود. از جنس زلال و روانیِ زنی که هرجا لازم بود، با همه‌ی وجودش ظاهر می‌شد و تمام توانش را خرج یافتن روزنه‌ای هرچند کوچک می‌کرد. بی آنکه منتظر شکار دوربین خبرسازانی باشد که نیکوکاری را به شکل رایج امروز در بوق و کرنا تیتر کنند. هما از این جنس بی‌بدیل بود؛ جنسی که در آشفته بازار مکاره این روزگار کمتر پیدا می‌شود.

سخنران بعدی این مراسم ابراهیم حقیقی بود که ضمن عرض تسلیت به خانواده هما روستا و سرودن اشعاری گفت: هما روستا سال‌ها بیماری و تنهایی بدون حمید را تاب آورد تا در نهایت نهال دستانش زیر بار آوار جان‌فرسا خم شد. او تا همین اواخر از برنامه‌های امسال و کارهای فراوانی که در ذهن داشت سخن می‌گفت. اما حال او بهتر نشد و اگرچه از سفر مداوای هندوستان که بازگشت حالش خوب بود، اما این وضعیت پایدار نبود. کاری از دست پزشکان بر نمی‌آمد و فرشته مرگ که هم‌زاد همه‌ی ماست، آن‌سوی آب‌ها دستش را گرفت و به باغ آلبالو و زیر شکوفه‌های سفید برد تا با حمید زیر آلاچیق باغ بیارامد.

پس از آن محمدحسن معجونی نیز طی سخنانی کوتاه که با گریه همراه بود از متنی گفت که محمد چرمشیر برای هما روستا نوشته بود و قرار بود به‌عنوان آخرین نمایش روستا به‌روی صحنه برود. وی سخنان خود را با این جمله به پایان رساند که ما زندگان و مردگان، همه خوابگردهای کابوسی هستیم از درد و رنج و وحشت.

فاطمه رزمگاه مادر هما روستا نیز که در میان مردم حضور داشت، خطاب به حاضران گفت: از اینکه گوشه‌گوشه غم من را گرفتید سپاسگزارم. سلام این مادر داغدیده را پذیرا باشید. هما امروز برای همیشه از من دور می‌شود و او را به خدا و حمید می‌سپارم. از همه مردمی که قدم بر چشمان ناقابل من گذاشتند، تشکر می‌کنم.

در پایان نماز میت توسط حجت‌الاسلام والمسلمین محمود دعایی بر پیکر هما روستا قرائت شد و حاضران جهت حضور در مراسم خاکسپاری، راهی بهشت زهرا شدند.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید