ماه رمضان
تصویر برگزیده

در حاشیه نمایش لایک

این روزها گرفتار «اینستاگرام» شده ایم

آرتنا: نمایش «لایک» نوشته‌‌ی محسن عظیمی، با نگاهی آسیب‌شناسانه و طرح موضوع، این مسأله را به ما یادآور می‌شود که لااقل حواس‌مان به خودمان باشد.

zoom
این روزها گرفتار «اینستاگرام» شده ایم

به گزارش خبرگزاری هنر «آرتنا»،در حاشیه‌ی نمایش «لایک»؛ کاری از امیرعباس رنجبر - رضا فضل‌اله نژاد :

این روزها گرفتار «اینستاگرام» شده ایم. هیچ‌وقت هیچ‌کدام از شبکه‌های اجتماعی، حتی «فیس‌بوک» نتوانسته بود تا این حد برای‌ام دغدغه ایجاد کند. اینجا موضوع «دیده‌شدگی» ارتباط مستقیمی با سوژه، زاویه دید، خلاقیت در ثبت تصویر، بدیع بودن و مطلبی که برای تصویر انتخاب می‌کنی دارد.
قاعدتن خروجی ماجرا؛ یعنی میزان و تعداد دیده‌شدن با شمارگان «لایک»ها مشخص می‌شود. همین موجب می‌شود تا لایک، تبدیل بشود به یک مسأله، به یک دغدغه. می‌بینی و لایک می‌کنی تا ببینندت و لایکت کنند!
اما موضوع به همین‌جا ختم نمی‌شود. این دیده‌شدن و لایک شدن و دیدن و لایک کردن به تمام شئون زندگی تسرّی پیدا می‌کند و همه‌چیز را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. چشم باز می‌کنی و می‌بینی در مسیری قرار گرفته‌ای که زندگی مجازی‌اَت به موازات زندگی [ظاهرن] واقعی، و شاید به همان میزان، اهمیت یافته و تو در آنجا شبکه‌ای از دوستان را داری که باید برای‌شان وقت بگذاری، گفتگو کنی، محبت کنی، محبت ببینی، وابسته شوی، مجادله داشته باشی و در نهایت تلاش کنی تا خودت را اثبات کنی و دیده شوی.
گاهی اما در این میان، درست مثل زندگی واقعی، ممکن است مراودات و شبکه روابط، سویه‌ی احساسی هم پیدا کنند و تو بی‌آن‌که خواسته باشی، وارد ماجرایی عاشقانه شوی. اینجاست که به آرامی، زندگی واقعی و مجازی، به‌نحوی که قابل تشخیص نیست، در هم ادغام شده و یا جای خود را با هم عوض می‌کنند!
واقعیت آن است که این، یک امر گریزناپذیر است؛ این‌که ما مجبوریم وارد حیات مجازی شده و برخی از ارتباطاتمان را در آنجا پی بگیریم. بخش اعظم فعالیت‌های روزمره متکی به ورود به دنیای مجازی شده و همین ورود کافی‌ست تا جاذبه‌های ذاتی این عالم، ما را در خود فرو ببرد و راه‌های جدید برای گسترش روابط را پیش روی‌ِمان قرار دهد.
ناگفته پیداست که این مسیر، زن و مرد و کودک و بزرگ نمی‌شناسد و همه را به سوی خواهد کشاند. و تو تا چشم باز کنی، هم‌چون مسحوران، خود را درگیر شبکه‌های اجتماعی و سرویس‌های مختلف مجازی خواهی یافت. دوستی‌ها متکی و مبتنی بر عضویت در شبکه‌های اجتماعی خواهند شد و کسی دیگری را نخواهد یافت مگر آن‌که پیش از آن در جایی از دنیای مجازی دیده باشدش و گپی زده باشد تا بستر ملاقاتی مهیا شود.
خانواده، بازنده اصلی این ماجراست. همان‌طور که تلویزیون در دوره‌ای توانست با جذابیتی بی‌بدیل، اساس خانواده را متأثر از خود کرده و اعضای آن‌را به‌جای آن‌که برای هم باشند و به گپ‌وگفت و خوش‌و‌بش با یک‌دیگر بپردازند، مصادره کرده و از آن خود کند، امروز گوشی‌های هوشمند افراد را نه در کنار هم و مقابل جعبه جادو، بلکه هر یک را در گوشه‌ای و جدای از دیگران قرار داده و این امکان را فراهم ساخته تا نهایت فردگرایی را تجربه کنند. شاید همین‌جاست که خیانت، هم‌چون نَشت بی‌ سر و صدای گاز، فضا و جو خانواده را مسموم کرده و زمینه‌ی نابودی بنیان آن‌را فراهم می‌کند.
«لایک» می‌خواهد این مسائل را به ما گوش‌زد کند. راه‌کاری ارئه نمی‌کند، چراکه بزرگان اندیشه در حوزه‌های اجتماعی و روان‌شناسی و روابط و ... خود در این موضوع درمانده‌اند.
نمایش «لایک» نوشته‌‌ی محسن عظیمی، با نگاهی آسیب‌شناسانه و طرح موضوع، این مسأله را به ما یادآور می‌شود که لااقل حواس‌مان به خودمان باشد. مراقب داشته‌های‌مان باشیم و بدانیم در دنیایی واقعی زندگی می‌کنیم که قرار است خیلی از چیزهای‌اَش واقعی باشند.
بسنده کردن به شمارگان لایک‌ها، نمی‌تواند سرمایه‌ی واقعی ما باشد. باید مراقب برخی چیزها بود؛ مثلن عشق...

گفتنی است نمایش لایک تا 22آبان، ساعت18 در تئاتر باربد به آدرس: بعد از چهارراه ولیعصر، نرسیده به پل کالج، جنب فروشگاه تندرست، پلاک 994 به روی صحنه می رود.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید