تصویر برگزیده

در روز عاشورای حسینی:

محسن مرعشی در سوگ پدر نشست

آرتنا: مرحوم دکتر سید محمدرضا مرعشی علاوه بر احاطه بر علم پزشکی محقق و نویسنده ای چیره دست به شمار می رفت که از وی مقالات متعدد علمی و رمانی به نام قیام درویشان طبرستان به جای مانده است.

به گزارش خبرگزاری هنر «آرتنا»،محسن مرعشی خواننده و نوازنده ی کشورمان صبح روز عاشورا ، دوم آبان ماه در فراق پدر بزرگوار خویش داغدار شد. مرحوم دکتر سید محمدرضا مرعشی علاوه بر احاطه بر علم پزشکی محقق و نویسنده ای چیره دست به شمار می رفت که از وی مقالات متعدد علمی و رمانی به نام قیام درویشان طبرستان به جای مانده است. به این بهانه با سید محسن مرعشی به گفتگو نشسته ایم: 

--- جناب مرعشی ضمن عرض تسلیت مجموعه آرتنا به شما و خانواده ی محترمتان، لطفا از مرحوم پدرتان صحبت کنید.

سپاسگزارم از موسسه شمیم طوبی و همه دوستان خوبم در این خبرگزاری که این فرصت را در اختیار بنده قرار دادید. پدرم برای من دوستی بود که هرگز جایگزینی برای آن نمیتوانم بیابم! همیشه در موسیقی مشوقم بود و هرگز تنهایم نگذاشت. ساعت ها می نشستیم و در مورد اشعار انتخابی گفتگو می کردیم. تفسیر قرآن، دیوان حافظ، شاهنامه فردوسی، دیوان شمس، رباعیات خیام و ده ها کتاب دیگر که همواره و در هر فرصتی راجع به آنها صحبت و گفتگو می کردیم. به واقع ارتباط ما عاشقانه بود...

-درصورت امکان مختصری با خوانندگان ما در باره این پدر گرامی و دوست همراه خویش سخن بگویید.

مرحوم پدرم دکتر سید محمدرضا مرعشی  مرزنگو، در دهم اسفند 1327 در روستای مرزنگوی دهستان دابو از توابع شهرستان آمل زادگاه میر قوام الدین مرعشی (مشهور به میر بزرگ) پای به عرصه وجود نهاد.

در سال 1346  موفق شد تا با رتبه اول در شهرستان آمل، دیپلم طبیعی را گرفته و در همان سال با قبولی در کنکور و در رشته پزشکی دانشگاه فردوسی مشهد مشغول به تحصیل شد و در سال 1353 موفق به اخذ دوره دکترا در طب شد.

پدرم چهل سال در شهرستان آمل، خوشبختانه با خوشنامی ، طبابت کرده و به ویژه در رشته پوست پذیرای بیماران و مراجعین بسیاری از شهرهای مختلف بود. و هرگز در طب تجارت ننموده و خود را آلوده به مادیات نکرد و رشته پزشکی را بسیار مقدس می دانست. در اوایل دهه شصت و در روزهایی که تعداد پزشکان شهرستان آمل هنوز انگشت شمار بودند، روزانه تا صد بیمار را معالجه می کرد و این در حالی بود که از بسیاری از آنان به خاطر عدم تمکن مالی و یا آشنایی در حیطه ی منطقه ی دابو و آمل، وجهی دریافت نمی کرد.

علاقه و تعصب وی نسبت به خانواده ، فامیل ، اهالی منطقه دابو و شهرستان آمل زبانزد بود. ایجاد رابطه با مرعشیان تهران و خوزستان و رفسنجان و سایر شهرهای ایران، گواه همین مدعاست.

ایشان در کنار حرفه طبابت به دلیل علاقه ای که به عرفان، تاریخ و ادبیات داشت، با مطالعات بسیاری در این زمینه، موفق شد کتاب رمان تاریخی – قیام درویشان طبرستان – (که در مورد چگونگی به قدرت رسیدن و حکومت مرعشیان به رهبری سید قوام الدین در طبرستان و مازندران  است) را در سال 1382 به چاپ برساند. همچنین پدرم به بهانه برگزاری کنگره بین المللی سید قوام الدین مرعشی ملقب به میر بزرگ که از طرف ارگان های فرهنگی شهرستان آمل خصوصا جناب محمدی ریاست محترم ارشاد شهرستان آمل و حجت الاسلام و المسلمین مهدی تقی زاده امام جمعه محترم دابودشت و به تأکید حضرت علامه جوادی آملی با همکاری بنیاد بین المللی اسراء ، که تا پایان امسال در سالن اریکه آریایی شهرستان آمل برگزارخواهد شد، اقدامات لازم را جهت چاپ دوم کتاب  با نوشتن مقدمه ای جدید از چند ماه قبل آغاز کرده بود و به امید حق تا روزهای آینده انتشار مجدد آن انجام خواهد شد.

 ایشان در این کتاب در کنار تشریح واقعه تاریخی قیام مردم طبرستان و زندگی نامه میربزرگ و چگونگی تشکیل اولین حکومت شیعه دوازده امامی در ایران در قرن هشتم هجری، به شیوایی از آداب و رسوم روستاهای مازندران و بعضی مراسم خاص در آن دوران و نیز واژه های محلی ای که مورد استفاده کشاورزان منطقه بود را بیان نموده و برای مخاطبین بومی و غیر بومی توضیح دادند. و در حقیقت این کتاب جدای از یک رمان تاریخی، یک کتاب فولکلور راجع به طبرستان و خصوصا آمل و منطقه دابو است.

 علاوه بر این، پدرم مقالاتی هم در همکاری با فصل نامه ی فصل فرهنگ ،دانشگاه جامع علمی کاربردی شمال و برخی از جراید محلی در ارتباط با تاریخ نوشته  و همچنین در هفته نامه پزشکی امروز،در رشته پزشکی نیز از وی مقالات متعددی خصوصا در زمینه بیماریهای پوستی و درمان آنها، به چاپ رسانده است.

پدرم دو بار در سالهای اخیر به عنوان پزشک نمونه معرفی شده و در ساری و آمل ، از ایشان  تقدیر به عمل آمد. ایشان علاوه بر خصوصیات اجتماعی خویش، در محیط خانواده،همسری عاشق و مهربان، پدری مهربان و دلسوز، برادری متعصب و خیرخواه، دوستی صادق و خوش مشرب، پزشکی متعهد و حاذق، و متفکری اندیشمند که مسیر کمال و راه رسیدن به حضرت حق سبحان، یزدان یکتا را – الحق والانصاف- به خوبی طی کرد و در انتها پس از ماه  ها مبارزه با بیماری ای که به دلیل حرفه اش، خودعاقبت آن را میدانست، در صبح دوم آبان 1394 که مصادف بود با روز عاشورا، دعوت حق را لبیک گفت و به خواست خود در زادگاه خود و جدش میربزرگ، یعنی روستای مرزنگو به خاک سپرده شد. حضور هزاران نفر در مراسم خاکسپاری و مجالس ترحیم ایشان، گواه این بود که وی فقط متعلق به خانواده ما نبود، بلکه بسیاری را داغدار خود کرد.

 

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید