ماه رمضان
تصویر برگزیده

جوادعاطفه:

«لایک» آینه‌ای تمام‌نما از فضای رعب‌آور امروز ما

آرتنا: آنقدر غرق فضای مجازی هستیم که خودمان فکر نمی‌کنیم

zoom
«لایک» آینه‌ای تمام‌نما از فضای رعب‌آور امروز ما

خبرگزاری آرتنا/فرزانه رحیمی: گفت‌وگو با جواد عاطفه درباره نمایش «لایک»

فرزانه رحیمی: آقای عاطفه چقدر توانستید با کار ارتباط برقرار کنید و به نظرتان این کار چقدر می‌تواند با تماشاگر امروز ارتباط برقرار کند؟

جواد عاطفه: این کار یک ویژگی که برای من داشت فضای رعب‌آوری را به من نشان داد. این که آنقدر غرق فضای مجازی هستیم که خودمان فکر نمی‌کنیم و این آینه‌ای بود در مقابل ما که متاسفانه به ما تحمیل شده و در واقع ما برده و استثمارشده این فضا هستیم. این کار کاری هست که برای امروز است، مساله‌ی امروز را مطرح می‌کند. فکر کنیم که چقدر خانواده‌‌ها از هم پاشیده شده و یا سوءتفاهم‌ها و حتی وصل و جدایی‌هایی که رخ داده که در عین حال که عجیب است اما واقعی است و درگیرش شده‌ایم.

فرزانه رحیمی: با این ویژگی‌هایی که برشمردید، به نظرتان چه قشری از مخاطبان را می‌تواند به خود جذب کند؟

جواد عاطفه: هر قشری را در هر سنی می‌تواند به خود جذب کند. چون همان‌طور که گفتم مساله‌ای است که دغدغه‌ی امروز جامعه‌ی ماست و به شکلی وحشتناک آن را به ما گوشزد می‌کند. اما مشکلی که من داشتم با پایانش است. به نظرقم پایانش می‌توانست جور دیگری باشد؛ چه به لحاظ متن و چه کارگردانی. خرده‌ای که من می‌توانم به کار بگیرم تنها در اپیزود پایانی است که به نظرم این کار نمی‌توانست اینجا تمام شود . اساسا به گونه‌ای است که تمام نمی‌شود. باید ادامه‌اش داد. و به شکلی دیگر البته... اما خب، باید بگویم نقطه قوتش هم این است که بعد از دیدن «لایک» همچنان فکر می‌کنیم. من همچنان درگیرش هستم. فکر می‌کنم...

فرزانه رحیمی: اشاره کردید به متن و کارگردانی... نظرتان درباره متن، کارگردانی و بازی‌ها چیست؟

جواد عاطفه: ببینید اساسا کارهایی که در این فضا شکل می‌گیرند کارهای شریفی هستند و به سمت تئاتر می‌روند؛ به معنای واقعی کلمه... با حداق امکانات. از آن‌جایی که من تمرکزم روی کارهای استریندبرگ است می‌توانم اشاره کنم به سخن او که در اوایل قرن بیستم این نوع تئاتر را پیشنهاد می‌دهد: تئاتر خصوصی با حداقل امکانات. اما خب نباید در این میان همه چیز از بین برود. در این بازی‌ها هم نقاط ضعف و قوتی وجود داشت اما فکر می‌کنم فضای محدودی که اجرا داشت، باعث می‌شد کارگردانی و بازی‌ها جور دیگری پیش بروند و محدودتر باشند اما در عین حال من در این محدودیت، خلاقیت دیدم و تنها اپیزود آخر به نظرم خیلی به سمت رمانتی‌سیسم می‌رفت و به نظرم به کل کار نمی‌خورد. مثلا اپیزودهای آخر خیلی قابل باورتر بودند و این قابل باورتر بودن باعث می‌شود که آن تاثیری که مدنظر نویسنده و کارگردان بوده در مخاطب ایجاد شود.

فرزانه رحیمی: آیا چنین کاری قابلیت اجرا در فضاهای وسیع‌تر را دارد؟

جواد عاطفه: قطعا دارد اما اگر بخواهد در فضای وسیع‌تری اجرا شود باید تغییری در بازی‌ها و کارگردانی اعمال شود مثلا جابه‌جایی اپیزودها و یا پایان‌بندی مناسب‌تر که همان‌طور که اشاره کردم تنها خرده‌ای است که می‎توانم به کار داشته باشم و این تغییر می‎تواند کمکی بنیادین به کار کند. اما در پایان می‌توانم به نکته‌ی هوشمندانه‌ای در کار اشاره کنم و آن صدای کافه‌چی است که ما وی را نمی‌بینیم اما صدای او در کار هست و چه خوب در کار نشسته است. این صدا فضاسازی مناسبی در کار ایجاد کرده که به آن رعب‌آوری مضمون کار کمک کرده و چقدر خوب نویسنده و کارگردان توانسته‌اند با آن بازی کنند و می‌توانم بگویم نمایشنامه‌های برزگ جهان را یاد من می‌اندازد که ما حضور یک شخصیت پررنگ را داریم اما تنها با صدایش و خودش را نمی‌بینیم و این حضور شیطنت‌آمیز حتی می‌تواند ادامه‌ی فضای مجازی‌ای باشد که در کار به آن اعتراض شده است. برخورد کارگردان و نویسنده با این صدا و پرداخت آن بسیار هوشمندانه و خلاقانه است و مرا به فکر واداشت. آینه‌ای تمام‌نما از مساله‌ی امروز دنیای مجازی و معضلات آن.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید