ماه رمضان
تصویر برگزیده

دومین شب از سوگواره بر آستان اشک برگزار شد

علیرضا قزوه:اربعین می توانداتفاقات بزرگی را دربعد بین المللی رقم بزند

آرتنا: علیرضا قزوه گفت: در چند سال اخیر نیز می بینیم که راهپیمایی عظیم اربعین حسینی در عراق شکل گرفته و می تواند اتفاقات بزرگی را در بعد بین المللی رقم بزند.

zoom
علیرضا قزوه:اربعین می توانداتفاقات بزرگی را دربعد بین المللی رقم بزند

به گزارش خبرگزاری هنر «آرتنا»،دومین شب از سوگواره عاشورایی «بر آستان اشک» - شب‌های شعر و مرثیه خوانی هم نوا با کاروان اسراء کربلا- چهارشنبه 27 آبان ماه با حضور شاعران و مداحان اهل بیت (ع) و با محوریت حضرت زینب (س) در حالی برگزار شد که حال و هوای اربعین حسینی فضای سالن فرهنگسرای اندیشه را پر کرده بود.

در طول برگزاری این مراسم ،حسن تزری اثر نقاشی خطی با موضوع حضرت زینب (س) و اسرای کربلا بر روی بوم خلق کرد و به قید قرعه به یکی از حاضران در سالن اهدا شد.

سعید بیابانکی نخستین شاعری بود که به شعرخوانی پرداخت. اشعار وی را در زیر می خوانید.

فراز منبر نی قرص ماه می بینم 

خدای من نکند اشتباه می بینم 

بتاب یوسف من بوی گرگ می شنوم 

بتاب راه دراز است و چاه می بینم 

نظاره می کنم از راه دور، سرها را 

جوان و پیر و سفید و سیاه می بینم 

به آیه های کتاب غمت که می نگرم 

تمام را «به کدامین گناه» می بینم 

به احترام سرت سر به مهر می سایم 

و قتلگاه تو را قبله گاه می بینم

*

هزار آینه مبهوت بی شماری تو
هزار بادیه مجنون نی سواری تو


بهار آمده با لاله های سینه زنش
پی زیارت باغ بنفشه کاری تو

هلا که جمع نقیضین بوسه و عطشی
ندیده ام لب خشکی به آبداری تو

چه جای نغمه در این روزگار یأس مگر
به روی دست تو پرپر نشد قناری تو ؟

هم او که نامه برایت نوشت , با خنجر
ببین که آمده از پشت سر به یاری تو

دریغ,کاری از این طبع مرده ساخته نیست
به جز شمردن گلزخم های کاری تو

به ما مخند که جای گریستن بر خویش
نشسته ایم دمادم به سوگواری تو....

*

شبی دراز شبی خالی از سپیده منم

طلوع تلخ غروبی به خون تپیده منم

***********

پی نظاره‌ات ای یوسف سراپا حسن

کسی که دست و دل از خویشتن بریده منم

خوشا به حال تو ای سرو رسته بر سر نی

نگاه کن منم این بید قد خمیده منم

***********

کسی که از همه سو زخم تیغ دیده تویی

کسی که از همه زخم زبان شنیده منم

***********

اگر به کوره‌ی داغ تو سوختم خوش باش

غمت مباد که شمشیر آبدیده منم

***********

فتاده آتش غم بر دوازده بندم

غزل تویی و سرآغاز این قصیده منم

***********

خوشا به حال تو این ره به پای می‌پویی

کسی که این همه ره را به سر دویده منم ...

در ادامه این مراسم علیرضا قزوه شاعر آیینی کشور و مدیر مرکز آفرینش های ادبی حوزه هنری با اشاره به ایام اربعین حسینی، اظهار کرد: یکی از برکات بزرگ اربعین حسینی انقلاب اسلامی ایران بود، چرا که انقلاب در راستای راهپیمایی های اربعین قم، تبریز، اصفهان و دیگر شهرها شکل گرفت.

وی ادامه داد: در چند سال اخیر نیز می بینیم که راهپیمایی عظیم اربعین حسینی در عراق شکل گرفته و می تواند اتفاقات بزرگی را در بعد بین المللی رقم بزند. در حادثه منا مشاهده کردید که رژیم آل سعود چه جنایتی را رقم زد و نتوانست امنیت و وجان زائران خانه خدا را حفظ کند، در حالی که در راهپیمایی اربعین سال گذشته بیش از 15 میلیون نفر حضور داشتند و مردم خود امنیت و آسایش یکدیگر را فراهم می کردند.

قزوه همچنین گفت: سال گذشته به راهپیمایی اربعین رفتم و سفرنامه ام از این راهپیمایی با شکوه را نوشتم. دعا کنیم امسال نیز این راهپیمایی با شکوه و امنیت برگزار شود و اتفاقی برای زائران کربلا نیفتد، چرا که دشمنان چشم دیدن شیعیان و این جمعیت بزرگ مسلمانان را ندارند. هر چند سال گذشته که به این سفر رفته بودم، مشاهده کردم، مسیحی ها و حتی بودایی ها هم حضور داشتند.

این شاعر خاطرنشان کرد: راهپیمایی عظیم اربعین حسینی اتفاق خوبی است که می تواند به قدرت بیشتر شیعیان در جهان دامن بزند و تمام این ها، از برکت خون امام حسین (ع) و یارانشان است.

قزوه در پایان قصیده ای عاشورایی خواند که به شرح زیر است.

نمي‌دانم تو را در ابر ديدم يا كجا ديدم
به هر جايي كه رو كردم فقط روي تو را ديدم

تو را در مثنوي، در ني، تو را در‌هاي و هو، در هي
تو را در بند بند ناله‌هاي بي صدا ديدم

تو مانند ترنم، مثل گل، عين غزل بودي
تو را شكل توسل، مثل ندبه، چون دعا ديدم

دوباره ليله القدر آمد و شوريدگي‌هايم
تب شعر و غزل گل كرد و شور نينوا ديدم

شب موييدن شب آمد و موييدن شاعر
شكستم در خودم از بس كه باران بلا ديدم

صدايت كردم و آيينه‌ها تابيد در چشمم
نگاهم را به دالان بهشتي تازه وا ديدم

نگاهم كردي و باران يكريز غزل آمد
نگاهت كردم و رنگين كماني از خدا ديدم

تو را در شمع‌ها، قنديل‌ها، در عود، در اسپند
دلم را پرزنان در حلقه پروانه‌ها ديدم

تو را پيچيده در خون، در حرير ظهر عاشورا
تو را در واژه‌هاي سبز رنگ ربنا ديدم

تو را در آبشار وحي جبرائيل و ميكائيل
تو را يك ظهر زخمي در زمين كربلا ديدم

تو را ديدم كه مي‌چرخيد گردت خانه كعبه
خدا را در حرم گم كرده بودم، در شما ديدم

شبيه سايه تو كعبه دنبالت به راه افتاد
تو حج بودي، تو را هم مروه ديدم، هم صفا ديدم

شب تنهاي عاشورا و اشباحي كه گم گشتند
تو را در آن شب تاريك، «مصباح الهدي» ديدم

در اوج كبر و در اوج رياي شام ـ ‌اي كعبه ـ
تو را هم شانه و هم شان كوي كبريا ديدم

دمي كه اسب‌ها بر پيكر تو تاخت آوردند
تو را‌ اي بي‌كفن، در كسوت آل عبا ديدم

دليل مرتضي! شبه پيمبر! گريه زهرا(س)
تو را محكمترين تفسير راز «انما» ديدم

هجوم نيزه‌ها بود و قنوت مهربان تو
تو را در موج موج ربنا در «آتنا» ديدم

تو را ديدم كه داري دست در دستان ابراهيم
تو را با داغ حيدر، كوچه كوچه، پا به پا ديدم

تو را هر روز با ‌اندوه ابراهيم، همسايه
تو را با حلق اسماعيل، هر شب همصدا ديدم

همان شب كه سرت بر نيزه‌ها قرآن تلاوت كرد
تو را در دامن زهرا(س) و دوش مصطفي(ص) ديدم

تنور خولي و تنهايي خورشيد در غربت
تو را در چاه حيدر همنواي مرتضي ديدم

سرت بر نيزه قرآن خواند و جبرائيل حيران ماند
و من از كربلا تا شام را غار حرا ديدم

به يحيي و سياوش جلوه مي‌بخشد گل خونت
تو را ‌اي صبح صادق با امام مجتبي (ع) ديدم

تو را دلتنگ در دلتنگي شامي غريبانه
تو را بي‌تاب در بي‌تابي طشت طلا ديدم

شكستم در قصيده، در غزل،‌اي جان شور و شعر
تو را وقتي كه در فرياد «ادرك يا اخا» ديدم

تمام راه را بر نيزه‌ها با پاي سر رفتي
به غيرت پا به پاي زينب كبري تو را ديدم

دل و دست از پليدي‌هاي اين دنيا شبي شستم
كه خونت را حناي دست مشتي بي حيا ديدم

چنان فواره زد خون تو تا منظومه ي شمسي
كه از خورشيد هم خون رشيدت را فرا ديدم

مصيبت ماند و حيرت ماند و غربت ماند و عشق تو
ولا را در بلا جستم، بلا را در ولا ديدم

تصور از تفكر ماند و خون تو تداوم يافت
تو را خون خدا، خون خدا، خون خدا ديدم

وحید قاسمی نیز در ادامه شعر عاشورایی خواند و پس از آن گفت: نمی توانم در این شب های عزیز، از مدافعان حرم شعری نخوانم، مدافعان حرم کسانی هستند که سال هاست خارج از مرزهای کشورمان می جنگند تا ما بتوانیم در این جا گرد هم جمع شویم و از کربلا بگوییم.

وی افزود: همیشه در دلم امید داشتم که در روایات و مصائبی که بر ائمه گذشته است، در طول زمان اغراق شده باشد. اما امروز که جنایات داعش را می بینم، یقین پیدا می کنم که خاندان امام حسین (ع)  چنین مصائبی را دیده اند.

وی در ادامه شعری که برای شهیدان مدافع حرم سروده بود را خواند که به شرح زیر است.

چادر ببند بر کمر و انقلاب کن

شام خراب را سر شامی خراب کن

از ری ، مدافعان حرم انتخاب کن

روی تمام سینه زنانت حساب کن

یاد عرب نرفته که فیروز زاده ایم

تا پای مرگ ، پای شما ایستاده ایم

مکر سقیفه نقشه ی خصمانه ریخته

در باغ دوست ، آفت بیگانه ریخته

آتش اگر چه بر در این خانه ریخته

بی بی چقدر دور تو پروانه ریخته !

ما که نمرده ایم ، شما بی حرم شوی !

زهرای بی مزار در این شام غم شوی

پاییز را فراری خشم بهار کن

این قوم را دوباره به نفرین دچار کن

تیغی دو دَم به گرده ی طوفان سوار کن

اصلاً به ذوالفقارعلی واگذار کن

این انتظار ، جانِ جنون را به لب رساند

تمّارهای شهر مرا ، تا حلب کشاند

باید دمشق آینه ی کربلا شود

تا راز شوم شب زدگان برملا شود

تنها برای صبح ، قمر خون بها شود

باید گره به دستِ علمدار وا شود

پس بی دلیل نیست ، که اغیار جا زدند !

بر گنبد تو ، بیرق عباس را زدند

رسالت بوذری مجری تلویزیون نیز در این برنامه با بیان این که حدود ساعت 3 امروز از حرم حضرت زینب و رقیه به تهران بازگشته است، اظهار کرد: تازه از حرم حضرت زینب (س) برگشته ام اما همین حالا که آقای قاسمی این ابیات را خواند دلم برای حرم ایشان تنگ شد.

وی ادامه داد: در این سفر مردهایی را دیدم که از شیعگی خودم شرمنده شدم. شخصیتی به نام ابوغدیر افغانی از مدافعان حرم حضور داشت که کلیپ شهادت خود را هم ساخته بود و وقتی وارد حرم حضرت زینب می شدند چنان لبیک یا زینب می گفتند که احساس غرور می کردم چنین مردانی هنوز وجود دارند.

وی همچنین روایاتی در فضیلت زیارت سید الشهدا (ع) از کتاب کامل الزیارات خواند.

میلاد حسنی دیگر شاعر جوان حاضر در این مراسم بود که بخش هایی از اشعارش را در زیر می خوانید.

از بس که حسن نام تو شد مشق جوهرم

عطر بقیع می وزد از باغ دفترم

شوق بهشت سهم بقیه ، ز من مخواه

از گندم مزار شما ساده بگذرم

نقش است بر کتیبه خلقت هو الکریم

سبط است بر جریده عالم هو الکرم

من خواب دیده ام پس از آبادی بقیع

نذر ضریح تو ست النگوی مادرم

آنقدر حلقه بر در این خانه کوفتم

حالا خودم کلون قدیمی این درم

میرزا مرشد علی نیز به نقالی حضرت علی اکبر پرداخت.

امیر مرزبان آخرین شاعری بود که در این مراسم شعرخوانی کرد.

حسن سلطانی مجری پیشکسوت تلویزیون نیز با بیان نکاتی از عظمت اربعین حسینی، نوحه معروف «بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا» را خواند و پس از آن گفت: افتخار می کنم که من را ذاکر اباعبدالله الحسین (ع) بدانند.

در پایان مراسم نیز یک نفر از حضار به قید قرعه برنده هزینه سفر به کربلای معلی شد.

 

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

پر بازدیدترین اخبار