ماه رمضان
تصویر برگزیده

گزارش ویژه اربعین حسینی(ع)

روز سوم

آرتنا: مجتبی نجار اصل/دختر بچه زمین خورد ، همه هراسان شدند مادر بچه بلندش کرد نوازشش کرد زانوهایش را تمیز کرد.

zoom
روز سوم

دختر بچه زمین خورد ، همه هراسان شدند مادر بچه اش را بلند کرد. نوازشش کرد؛ زانوهایش را تمیز کرد. وقتی همه دیدند برای دخترک  مشکلی پیش نیامده، آسوده خاطر شدند و به حرکت خود ادامه دادند. صحنه را که در ذهنم مرور کردم آشنا به نظر می رسید، پاسی از شب گذشته بود دختر بچه از فراز مرکب خویش بر زمین افتاد و در تاریکی شب گم شد. در گوشه ای خود را جمع کرده بود.تا چشمش کار می کرد بیابان بود و بیابان بود و تاریکی. با نگرانی دور و بر خود را نگاه می کردکه مردی نزدیک وی شد و هنگامی که به او رسید ...

"از کودکی یاد گرفته ایم که برای کارهایمان توسل کنیم ما هم که این جلسات را شروع کردیم با توسل به حضرت علی اصغر بود"

این جمله ی مسئول کاروان بود،ذهنم را برآشفت ، آمده بودم که از دردانه ارباب حاجت بگیرم. اما از گوشه ی چشمم قطره ی اشکی چکید  و روی گونه ام لغزید و غمم ، غم خواهری شد که امانت برادر را در گوشه خرابه جا گذاشت... و ذهن آشفته مرا با خود به نینوا برد... نینوا ...

امروز روز سوم سفر ما است (پنج شنبه 5 آذر) و مسیر نجف تا کربلا غیر قابل وصف. شور و شوقی که در زائران دیده می شود بسیار زیباست و جمعیت که با هیچ جای دنیای قابل قیاس نیست ، هیچ اجتماعی چنین شلوغ نیست و هیچ عاشقی برای وصل معشوق این همه راه را پیاده نپیموده است. جمعیت از چند روز قبل به سمت وادی عشق در حرکت اند.

چون امروز را به نیت حضرت رقیه (س) نوشتم کودکان را رصد می کردم. شاید نمی دانند برای چه و به کجا می روند ولی در چهره هایشان نشاط خاصی را مشاهده می کنی که گویی مادر خود را می جویند. سربند هایی که بر سر دارند دارای نشانی از کودکان کاروان کربلاست.

 

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید