تصویر برگزیده

استاد حوزه و دانشگاه عنوان کرد:

رابطه اسلام و هنر/ زیبایی‌های اربعین در روح هنر

آرتنا: منصور مهرنگار در رابطه با تأثیرگذاری هنرمند به وسیله ابزار هنر گفت: یکی از ویژگی‌های هنر حماسی عاشورایی، اختلاط و امتزاج زبان هنر با فرهنگ فولکلوریک و در واقع مصداق بارز هنر مردمی است که به دلیل قداست و اهمیت موضوع هر سال جمع کثیری از مردم بدون کارت دعوت و از سر شوریدگی و دلدادگی به خیل عزاداران می‌پیوندند.

به گزارش خبرگزاری هنر «آرتنا»،منصور مهرنگار، محقق و پژوهشگر در زمینه گرافیک، نمادشناسی و هنرهای اسلامی و همچنین عضو هیئت علمی دانشگاه ناصرخسرو، راجع به رابطه اسلام و هنر گفت: از منظر و دیدگاه‌های مختلف می‌توان این دو مقوله را مورد بررسی قرارداد؛ با بهره‌گیری از متون اسلامی و همچنین روایت‌های مختلف، به الزامات و دستورالعمل‌هایی خواهیم رسید که موضوعیت از پس این متون و روایت‌ها برانگیخته خواهند شد؛ همانگونه که می‌دانیم عرفان اسلامی در دو بخش عرفان «نظری» و «عملی» تقسیم شده است وعرفان نظری نوعی جهان بینی است که خداوند به عنوان خالق انسان سرنوشت او و طبیعت را مورد بررسی قرار می‌دهد و عرفان عملی در مجموع به سیر و سلوکی که عارف از آن بهره می‌جوید تا به خداوند برسد را گویند؛ در این مسیر هنر به عنوان پله و طریقی است که انسان را از ناسوت زمینی به لاهوت آسمانی رهنمون می‌کند.

استاد دانشگاه تصریح کرد: رابطه عرفان اسلامی  و هنر اسلامی، رابطه‌ای لازم و ملزومی است که یکی از جلوه‌های آن در قالب صفات الهی است که به دو صورت صفت جمالی (جمالیه) و صفت جلالی(جلالیه) رهنمون می‌کند؛ صفت‌های خداوند تجلی‌گر ذات احدیت هستند.

وی ادامه داد: هنر، اتصال انسان و طبیعت به طرق مختلف است و هنرمند از منظر ودیعه و صفتی که خداوند در وجودش قرار داده همان صفت آفرینشگری است که طبیعت و پیرامون خویش را به تصویر می‌کشد و چگونگی خلق اثر مطابق با موازین اسلامی و انسانی، جلوه‌ای دیگر به هنر بخشیده که از آن به هنر اسلامی نام می‌بریم.

شباهت حماسه و هنر با دین

عضو هیئت علمی دانشگاه اظهار کرد: علم تاریخ شرح رویدادها و اتفاقاتی است که به مدد حماسی بودن برخی از آن در دل و حافظه تاریخ جای گرفته و از این منظر، آموزه‌هایی به دست می‌آید؛ بر این اساس، حماسه صرفاً تاریخ‌نگاری نیست، بلکه تحلیل تاریخ از منظرهای مختلف است که بعد تحلیلی آن منتج به بهره‌گیری از درس‌ها و تجربیات تاریخی، آموزه‌ها و الگو گرفتن از آن است که از دل آن پهلوانان و قهرمانان آینده زاییده می‌شوند؛ در طول تاریخ شاعران، ادیبان مورخان و بزرگان عرصه هنر بازگوکننده زوایای ناب و پنهان از این حماسه‌ها هستند که منزلتی ارزشی و انسانی دارد و از آن به حماسه تاریخی نام می‌بریم.

این محقق نمادشناسی ادامه داد: حماسه‌های تاریخی به صورت‌های مختلف در نزد مردم و سینه‌به‌سینه نقل و روایت می‌گردند و به دو صورت مجزا، حماسه‌های اساطیری و حماسه‌های تاریخی تقسیم می‌شوند؛ به عنوان مثال: حماسه عاشورا داستان و روایتی از بزرگی، مردانگی، عظمت  و نجابت است که در سیر تاریخ نه تنها رنگ نباخته بلکه به ارزش آن نیز افزوده شده است؛ باورپذیری از مؤلفه‌هایی است که تنها در بیان و روایت یک حماسه اساطیری مورد نظر قرار می‌گیرد؛ نوع قهرمان‌پردازی، نوع تخیل‌پردازی و روایت‌پردازی یک اسطوره در نشستن آن در فکر و جان مخاطب از موارد مهم است؛ عاشورا به عنوان یک حماسه تاریخی، زمانی که با عصاره و اکسیر هنر در آمیخته شد، با بیان و زبان‌های بصری متنوع ارائه شد که به عنوان یک رسانه فرهنگی نقشی مولد و زاینده ایفا کرده است؛ پس حماسه زمانی ماندگارتر است که از مجرای ذهن هنرمندان مختلف و با بیان‌های اثرگذار ارائه گردند و اینجاست که کارکرد حماسه به عنوان نمود باورهای دینی، مذهبی و قومی با بیان ظریف و نکته‌سنجی هنر پرده اعصار را در می‌نوردد و به یک حافظه تاریخی بدل می‌شود.

وی افزود: دین به عنوان چهارچوب و راه و روش در زندگی انسانی نقش بارز و شاخصی دارد و برای تبیین و هدفمندسازی انسانی در مسیر پر مخاطره زندگی، به عنوان تکیه‌گاه و چهارچوب محکم می‌توان بدان دست یابیم، برای استحکام بخشی و تقویت ابعاد روحی  روانی انسان‌ها، بازنمایی و نمایش و همچنین نقل و مستند‌سازی زندگی انسان‌های بزرگ و والا و معرفی آنها به مردم به عنوان یک راهبر و مرشد، از انسان‌های حماسی یا حماسه‌ساز بهره می‌جوید که انسان‌ها بدان تسلط جویند و راه فلاح و رستگاری پیشه کنند، پس می‌توان چنین نتیجه‌گیری کرد که حماسه به نوعی، یکی از مؤلفه‌های ادبیات هنر در ارائه اثری نافذ وتأثیرگذار نقشی بارز در تقویت دین  و مذهب دارد.

ارتباط هنر و عرفان اسلامی

 مهرنگار بیان کرد: عرفان به دو بخش عرفان نظری و عرفان عملی تقسیم می‌شود، یکی از عالی‌ترین بیان و ارائه برای رسیدن و ارشاد به این دو عرفان، هنر است، عرفان مقام و منزلت انسان را نه در جمله «آن چه که هست»، بلکه در جمله «آنچه باید باشد» می‌جوید و قرار است به انسان یک مقام لاهوتی نه ناسوتی دهد.

وی ادامه داد: در عرفان اسلامی، حقیقت (آن چه که باید باشد) به جای واقعیت (آن چه که هست) رهنمون می‌شود و یکی از اهداف متعالی هنر، گذراز کالبد فیزیکی و سرکش ماده و سوق به فضای جبروتی و فرامادی است. هنر نیز در اسلام همین منش را در پیش گرفته است به عنوان مثال: در ترسیم پرده‌های نقاشی قهوه‌خانه‌ای یا قوالی نگاری، اولیا در سمت راست و بالای تصویر و اشقیا در سمت چپ و پایین ترسیم می‌شوند، جهت راست و چپ به عنوان در بردارنده نمادهای خیر و شر از معنی نمادین دینی برخوردارند و یا در نگارگری ایرانی دو کادر ترسیم می‌شود، در کادر اصلی، تمام عناصر روایی داستان تصویر می‌شوند و در کادر بیرونی و پیرامونی، فاقد تصویر و فقط زرافشان (پاشیدن رنگ طلایی) است که در بیان عرفانی و نمادین، کادر کوچک، نماد دنیای مادی و کادر زرافشان شده، دنیای فرامادی و لاهوتی است و معمولاً با عنصری نمادین مانند درخت سرو، کادر کوچک شکسته و به محصور کننده بزرگ اتصال می‌یابد که سرو نماد رهایی و شکست نخور واقعی و رسیدن به خود حقیقی و نماد گذر از عالم خاکی به افلاکی است که هدف انسان متعالی است.

محقق و پژوهشگرهنرهای اسلامی تصریح کرد: هنر و عرفان رابطه‌ای تنگاتنگ دارند و در آن ازقصد به تعالی و قرب سخن می‌رود. هنر بازگو کننده صفات خداوندی است که صفات جمالی و جلالی از آن جمله‌اند. صفات جمالی نماد عشق و محبت و ناز و تنعم خداوندی است و صفات جلالی خداوند همان قهر غضب و اقتدار است که باز همان رحمت الهی است که چه خوش شاعر سراییده عقل باشی، عقل را یابی کمال/ عشق باشی، عشق را یابی جمال.

این استاد افزود: در معماری اسلامی سه عنصرنقوش اسلیمی (اسلامی)، نقوش هندسی وکتیبه نگاری وجود دارد که نقوش اسلیمی با همان پیچ و قوس‌ها و ناز و تنعم، بازگو کننده صفت جمالیه و جمالی، نقوش خشک و هندسی، نماد صفت جلالیه و جلالی و کتیبه نگاری نماد حامل کلام وحی و الهی هستند در واقع با بیان موارد مطروحه، رابطه لازم  و ملزومی هنر و عرفان را بیشتر درک خواهیم کرد.

هنر عاشورایی/ هنر اربعین

این پژوهشگر و محقق در پاسخ به این سؤال که آیا در هنر اربعین هم مانند هنر عاشورایی فعالیتی صورت گرفته؟ اینگونه توضیح داد: هنر در دوره‌های مختلف با توجه به ایسم‌ها و مکاتب مختلف نامگذاری شده است؛ در مکاتب ایرانی نگارگری از نمونه‌های بومی ایرانی می‌تواند باشد که به نسبت دوره‌های مختلف پادشاهی ایران و مکاتب  خلق شده در دورن دوره‌ها نامگذاری شده‌اند. پس می‌توان قرار دادن پسوند هنر را در ترکیب با موارد مختلف در جهت آشنایی بیشتر با انواع نامگذاری هنر، چنین برشمرد: نام کشورها (هنر ایرانی)، ایسم‌ها و مکاتب (هنر مکتب شیرازیا هنر امپرسیونیسم)، نوع مرسوم تری در ایران متناسب با رویداد و کارکرد و ارزش دینی، مذهبی، تاریخی  آن که منبع الهام هنرمندان ایرانی شده که همان هنر حماسی یا هنر عاشورایی است.

استاد مهرنگار بیان کرد: هنرمند در نشان دادن عمق حادثه و تاثیرگذاری آن و فرهنگ‌سازی به نسل‌های آینده، از منابع و روایات متعدد و مستندی بهره می‌جوید که برای القای حس بصری اثر گذارتر و همچنین صداقت بصری، مهم می‌نماید. آن چه در طول تاریخ وقوع حادثه از ابتدا و انتها صورت گرفته، می‌توانسته منبع الهام باشد.

حماسه و روایت عاشورا از منظر ادواری

وی تقسیم‌بندی‌ حماسه و روایت عاشورا از منظر ادواری را این چنین برشمرد: قبل از عزیمت به کربلا و روایت‌های مورد ارجاع- کربلا، شب عاشورا، ظهر و عصر عاشورا- پس از کربلا و به اسارت بردن خانواده سالار شهیدان، همچنین آن چه حزن و اندوه را بر اهل بیت(ع) بیشتر نشان می‌دهد، نبود حضرت و مصیبت‌هایی که بر اهل بیت (ع) ایشان روا داشتند از جمله این موارد هستند.

عضوهیئت علمی دانشگاه ادامه داد: تمام موارد مذکور منبع الهام برای خلق آثار مختلف مکتب‌هایی چون سقاخانه، نقاشی قهوه خانه‌ای(نقاشی روایتی) بوده است. در طول تاریخ و تا پیش از دوره معاصر، موارد مذکور به عنوان سرچشمه‌های زاینده برای خلق اثر هنری مورد توجه بوده است، اما با توجه به جریان یافتن ابعاد جدید فرهنگی و اجتماعی در معرفی قیام عاشورا، کشورهای مسلمان مختلف، اربعین حسینی را در حرکت نمادین پیاده روی به سوی قبر امام حسین(ع) پررنگ‌تر نموده‌اند که سهمی بارزتر و شاخص‌تری را ایرانی‌ها به عهده دارند. به عنوان یک روایت حماسی فرهنگی، اجتماعی و هنری، این حرکت و اتفاقات، مناسک و مناسبت‌های قومی وکشوری که در طول این مسیر (پیاده روی) به وقوع می‌پیوندد، مهمترین منبع الهام در عرصه‌های هنرهای نمایشی، سینما و شاخه‌های مختلف هنرهای تجسمی می‌تواند باشد. پس می‌توان هنر حماسی عاشورا را در عرصه هنرهای تجسمی به طور ویژه به زیرمجموعه‌هایی تقسیم نمود که اربعین، حماسه ای دیگر می تواند باشد.

به تصویر کشیدن هنر بزرگداشت اربعین

وی اظهار کرد: اعداد، در کنار بیان‌های نمادین دیگر از جایگاه والایی در هنر و عرفان ایرانی- اسلامی جای دارند. اعداد مقدسی مانند 4، 5، 8، 12،14، 40، 64 و .....از آن دسته‌اند. حال بهتر است ابتدا ارتباط محتوایی ونمادین عدد 40 و اربعین را بررسی نماییم. در گذشته اربعین گرفتن، به معنی آن بود که انسان چهل شبانه روز کوشش نماید تا با رعایت زهد پیشگی روح خود را صیقل بخشد و حسن خلق حاصل کند.

پژوهشگر نمادشناسی با اشاره به روایاتی از پیامبر(ص) درمکارم الاخلاق و امام صادق(ع) در مستدرک الوسائل جلد دهم گفت: پیامبر(ص) به ابوذر فرمودند: ای ابوذر هنگامی که مؤمنی از دنیا می‌رود، زمین تا چهل روز برای فقدان او گریان و عزادار است؛ امام صادق (ع) در روایتی، به بیان گریه موجودات عالم بر امام حسین(ع) به (زراره) فرمودند: ای زراره آسمان تا چهل روز بر حسین بن على(ع) خون بارید و زمین تا چهل روز تار و تاریک بود و خورشید تا چهل روز گرفته و نورش سرخ بود، حتی ملائکه نیز برای آن حضرت چهل روز گریستند.

مهرنگار افزود: در کنار موارد مختلف به عنوان دستاویز بصری در چگونگی شکل‌گیری اثر هنری، توجه به کارکردهای محتوایی و مذهبی و نمادهای رایج در آن روایت مهم به نظر می‌رسد و عدد 40 به عنوان یک نماد مذهبی و عرفانی، نماد یک روایت تاریخی مختص به امام حسین(ع) است؛ حال برای ارائه اثر هنری نافذ و تأثیر گذار، درک واقعه، انتخاب زاویه متناسب برای شکل گیری عناصر، انتخاب یک نما از میان چندین نمای موجود به صورت تصویر ذهنی (به طور ویژه در هنر عاشورایی) نوع چیدمان و جایابی عناصرو موارد دیگر مهم به نظر می‌رسد.

این محقق و پژوهشگر اظهار کرد: در کنار موارد مذکور، هنرهایی ازقبیل؛ نقاشی، گرافیک وعکاسی و موارد دیگر برای ارائه حس و عواطف کامل‌تر، از اهمیت خاصی برخورداراند. برای بازگو کردن تمام زوایای اربعین چه در قالب هیئات عزاداری و مراسمات ویژه و چه در انعکاس حرکت حماسی پیاده روی به سوی حرم امام حسین(ع) و تمام حرکات و اتفاقات که به نوعی بازگو کننده ارادت و عشق به اباعبدالله(ع) می‌باشد را نمی‌توان در قالب هنرهای تجسمی دو بعدی و تحت ارائه نافذ نمود به عنوان مثال: عکس و فیلم می‌تواند تا حدودی بازگو کننده بخشی از عواطف و احساسات باشد.

مهرنگار تصریح کرد: پس برای ارزش و احترام بیشتر و همچنین بازنمایی حماسه اربعین، نوع هنری که قرار است ارائه‌گر باشد و نوع روایت، مهم به نظر می‌رسد. پس هنر حماسی عاشورایی را تقسیم بندی کرده و به آن بخشی بیشتر توجه می‌کنیم که در ساحت حرکات اجتماعی، همچنین فرهنگ‌سازی تاثیر گذارتر است و اربعین  بخشی مهم از فقدان ،حزن و روایت بی‌کسی و غریبی می‌تواند مولفه‌ای تأثیرگذار باشد.

تأثیر گذاری هنرمند با ابزار هنر برای  به مخاطبان 

استاد دانشگاه گفت: در ساحت هنر و ارتباطات دال و مدلولی که از مولفه‌های نشانه شناسی در هنر است، هدف مخاطب چگونگی انتقال مفاهیم از طریق کدها و گزاره‌هاست. در واقع مثلث، هنرمند (دهنده پیام)مخاطب(گیرنده پیام) و اثر هنری (پیام) ارتباط چند سویه و چند لایه‌ای است که در ساحت کارکرد اجتماعی هنر نیز مورد توجه است.

عضو هیئت علمی دانشگاه بیان کرد: هنر زمانی که جدا از سفسطه‌گری، مغالطه و پرهیز از ایسم‌ها به عنوان ژست‌های آریستوکراتیک (اشرافی‌گری) مورد توجه قرار گیرد، ساحتی از مخاطبین عام را به مشارکت می‌گیرد که یکی از ضعف‌های هنر در طول تاریخ، هنر و مخاطب خاصش بوده است. هنر فولکلوریک یا هنر و فرهنگ عامه در خود دارای ظرفیت‌ها و پتانسیل‌هایی است که می‌تواند بهترین منبع ارتزاق بصری برای هنرمندان رشته‌های مختلف باشد.

مهرنگار افزود: یکی از ویژگی‌های هنر حماسی عاشورایی، اختلاط و امتزاج زبان هنر با فرهنگ فولکلوریک و در واقع مصداق بارز هنر مردمی است که به دلیل قداست و اهمیت موضوع هر سال جمع کثیری از مردم بدون کارت دعوت و از سر شوریدگی و دلدادگی به خیل عزاداران می‌پیوندند. در واقع برای اثر گذاری و همدردی با واقعه، روایت و به نوعی برانگیختن حس سیمپاتیک، روشهای مختلفی وجود دارد و یکی از این روشها، توسل جستن به زبان هنر می‌باشد. خاصیت هنر، ارائه واقع و روایت به زبانهای مختلف بصری است و از این روی زمانی که حزن و اندوه با زبان لطیف هنر ترکیب شود، مانا می‌شودو از این روست که یکی از رسالت‌های هنر جان بخشیدن و طراوت بخشیدن به موضوع و بهره‌گیری از نوع بیان است؛ ارزش و اهمیت هنر در ارائه، باز‌گویی و بازنمایی عاشورا بر کسی پوشیده نیست و اگر بیان عطش و غم در قالب زبان هنر نبود، جای شکی نیست که مهمترین وجه تبلیغی عاشورا که همان بعد رسانه ای است آنقدر پویا نمی‌نمود. پس انتقال مفاهیم و معانی عاشورا و اربعین حسینی به مخاطبین را می‌توان در سه مقوله ارزیابی نمود:به تصویر کشیدن زوایای پنهان و مورد توجه قرار نگرفته در واقعه عاشورا تا اربعین، چگونگی ارائه روایت و واقعه و جلب رضایت طیف عام و خاص (پرهیز از تکنیک صرف)، بهره گیری از زبان هنری متناسب در جهت اثر گذاری، ارتقاء و آموزش بصری مخاطب در بهره‌گیری از روایات مختلف و نمادهای جاری در عاشورا که متاسفانه کمتر بدان پرداخته شده است.

نمونه‌ای از آثار تصویرسازی استاد مهرنگار
%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b7%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85-%d9%88-%d9%87%d9%86%d8%b1-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7%db%8c%db%8c%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%b1%d8%a8%d8%b9%db%8c%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%ad-%d9%87%d9%86%d8%b1

%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b7%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85-%d9%88-%d9%87%d9%86%d8%b1-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7%db%8c%db%8c%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%b1%d8%a8%d8%b9%db%8c%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%ad-%d9%87%d9%86%d8%b1

%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b7%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85-%d9%88-%d9%87%d9%86%d8%b1-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7%db%8c%db%8c%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%b1%d8%a8%d8%b9%db%8c%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%ad-%d9%87%d9%86%d8%b1

و اما نمونه‌هایی ازآثار تایپوگرافی استاد دکتر مهرنگار:

%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b7%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85-%d9%88-%d9%87%d9%86%d8%b1-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7%db%8c%db%8c%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%b1%d8%a8%d8%b9%db%8c%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%ad-%d9%87%d9%86%d8%b1

%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b7%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85-%d9%88-%d9%87%d9%86%d8%b1-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7%db%8c%db%8c%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%b1%d8%a8%d8%b9%db%8c%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%ad-%d9%87%d9%86%d8%b1

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید