تصویر برگزیده

گزارش ویژه اربعین حسینی(ع)

در نهایت همه روضه یشان می شود روضه زینب(س)

آرتنا: مجتبی نجاراصل/ پیرمرد بادیه نشین و ساده دل آمده بود برای زیارت، روی صخره ای نشست، پایش زخم شده بود ...

پادشاه دستور داده بود که هر کس می رود کربلا دست راستش را قطع کنند و بعد اجازه عبور دهند، پیرزن دست چپش را جلو آورد. نگهبان گفت: پیرزن باید دست راستت را قطع کنی آن یکی را جلو بیاور پیرزن با صدایی آرام گفت: پسرم پارسال که می رفتم کربلا دست راستم راقطع کردند برای امسال دست چپ را فقط دارم.

 عراق پنج شنبه اربعین است یعنی فردا. با این که خیلی از گروه های تندرو از جمله داعش تهدید کرده اند، اینجا خیل جمعیت را می بینی که جان خود را در دست گرفته اند و آمده اند. ممکن است در هر لحظه یکی از این حیوان های انسان نما خود را در کنارشان منفجر کند، اما کسی فکر خطرات را نمی کند و حتی اگر کسی به فکر خطر هم باشد به آن اهمیت نمی دهد و گرنه این جمعیت را اینجا نمی دیدی. اینان چنان ذوب در معشوقند که هر چهره ای را نظاره می کنی در گوشه چشمش قطره ی اشکی و یا بر لبش روضه ای از روضه های اربعین. کسی را دیدم از درد رباب می خواند، کسی را دیدم روضه سکنیه می خواند، دیگری روضه اش روضه سقاست، اما در نهایت همه روضه یشان می شود روضه زینب. جوانی را در بین الحرمین دیدم که به سمت حرم امام حسین می چرخد و روضه می خواند و گریه می کند وسپس به سمت حرم حضرت عباس و برای مدتی که من آنجا بودم این کار را تکرار می کرد.

در سال های دور پیرمردی باده نشین و ساده دل آمده بود برای زیارت، روی صخره ای نشست، پایش زخم شده بود با زبان تند خودش این چنین با آقایش سخن گفت: ببین من چند روز است در این بیابان ها سرگردانم، ببین پاهایم زخم شده، مسیرت را بلد نبود، دنبالت گشته ام تو هم باید در صحرای قیامت دنبالم بگردی.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید