تصویر برگزیده

گزارش ویژه اربعین حسینی(ع)

تنها مانده بود،

آرتنا: ، او مانده بود و این قومی که شکم هایشان از حرام پر شده بود، از پول یزید پر شده بود،

zoom
تنها مانده بود،

تنها مانده بود، او مانده بود و این قومی که شکم هایشان از حرام پر شده بود، از پول یزید پر شده بود، از پول عبیدالله پرشده بود، حتی سخن های ولی خدا هم در آنان اثر نداشت. حسین مانده بود و غربت، زینب مانده بود و امن یجیب هایش، حتی دیگر علی اصغر هم نبود، حسین بر شمشیر غریبیش تکیه زد ...

امروز روز دهم سفر ماست و روز آخریست که من سفرنامه می نویسم. امروز روز لبیک یاحسین است، بیرون رفتم هیچ موضوعی مد نظرم نبود، امروز موضوع عشق حسین بود، و همه کسانی که این جا بودند به شکلی معشوق خود را نشان می دادند، به طریقی عشق خود را. در بین جمعیت که بودم تصمیم با من نبود هر جا دلم می رفت من هم می رفتم، در مسیر یک حرم که فقط مخصوص ورود موکب ها و حسینیه ها بود و آن ها از مسیر دور می آمدند و داخل حرم می شدند و زیارت می کردند و خارج می شدند. با نوحه هایی که بر لب داشتند. زیبایی بی همتای این مسیر پرچم بزرگی بود که بر بالای در نصب کردند بودند و روی آن نوشته شده بود "لبیک یا حسین". و جمعیتی غیر قابل وصف با این ذکر وارد می شدند.

فقط در این مسیر نبود که همه لبیک می گفتند، در بین الحرمین، جلوی حرم حضرت عباس و یا در خیابان ها و کوچه و در هرنقطه دیگر، تنهایی و گروهی لبیک یا حسین ، لبیک یا عباس و لبیک یا زینب قطع نمی شد. با این حرف خود می گفتند که اگر ما در کربلا بودیم نمی گذاشتیم این اتفاق بیفتد و با مدد از شما نمی گذاریم امام زمانمان بر شمشیر غریبی تکیه کند انشاالله.

... روی زانویش نشست صدای هل من ناصرش بلند. در کربلا نبود و شاید با این ذکر دل زینب به ریخت نمی دانم شاید از حلقوم پیر کربلا حبیب تا شیر خواره کربلا صدای لبیک بلند شد و گفتند که آقا به جانی دوباره بده که هزاران بار دگر در راه تو جان دهیم نمی دانم...

 

اربعین 1437 – کربلای معلا

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید