ماه رمضان
تصویر برگزیده

گفتگو:

پای صحبت کوروش صوفی، عکاس و طراح گرافیک

آرتنا: املاک و زمین­ های دانشگاه­ های آزاد روزبه‌روز گسترش پیدا می‌کنند، اما محض نمونه دانشکده­ ی عکاسی با میانگین سالانه چهارصد نفر ورودی، هنوز دو آتلیه­ ی فعال با امکانات قدیمی و محدود دارد.

zoom
پای صحبت کوروش صوفی، عکاس و طراح گرافیک

به گزارش خبرگزاری هنر «آرتنا»، کورش صوفی دیپلم رشته­ ی گرافیک از هنرستان هنرهای زیبای تهران و دانشجوی رشته عکاسی دانشکده­ ی هنر و معماری تهران است. وی سابقه­ ی چندین سال فعالیت حرفه­ ای در زمینه­ های عکاسی و گرافیک دارد و فعال در زمینه­ های مختلف هنری از جمله مجسمه­ سازی، طراحی، خوشنویسی، بازیگری سینما، تئاتر و مدلینگ می باشد. همچنین سابقه تدریس عکاسی و خوشنویسی و نیز شرکت در چند نمایشگاه­ گروهی داخلی، جشنواره­ های داخلی و خارجی و  کسب عناوین هنری، در کارنامه هنری اش دیده می شود.

--- جناب صوفی، لطفا به صورت کلی در مورد وضعیت گرافیک در کشور عزیزمان توضیح بفرمایید.

بحث درباره‌ی شرایط عکاسی و گرافیک ایران، به دلیل گستردگی و حضور پرنگ در لایه‌های مختلفی از جامعه، مستلزم بررسی تمامیِ سطوحی‌ست که این دو رشته با آنها مرتبط هستند. لذا با توجه به گنجایش بحث، صرفا به گرفتاری‌های این دو رشته در وضعیت بومی، همین‌طور شرایط آموزشی و تربیتی و برداشتم از وضعیت جهانی این دو رشته اشاره خواهم کرد.

با در نظر گرفتن تاریخ و فرهنگ کشوری که در آن زندگی می­ کنیم، هویت کنونی این دو رشته ممکن است تا حدودی زیر سوال رود؛ عکاسی و گرافیک امروز غالبا با تاثیرپذیری، و گاهی تقلید از آثار کشورهای غربی و بدون در نظر گرفتن اصالت و معیارهای فرهنگی که می­تواند هویت ایرانی را به همراه داشته باشد، با روندی کند درحال پیش‌روی است و تبعاتی چون ترویج کپی‌برداری صرف و تاثیر منفی بر ذائقه‌ی بصری جامعه را به دنبال دارد.

در باور مرسوم و ساده‌انگارانه‌ای، رشته‌ی گرافیک به دو بخش «بازاری» و «هنری» تقسیم می‌شود؛ همین تصور کلیشه‌ای و انتزاعی از این رشته، موجب دامن زدن به فعالیت‌های غیرحرفه‌ای و سطحی در قالب اصطلاح بازاری شده است، که بدون در نظر گرفتن شاخصه‌های اصلی این حرفه، لطمه‌های جبران ناپذیری به ساختار حرفه‌ای این رشته وارد می‌کند؛ سرمایه‌گذاری‌های هنگفت خارج از شکل حرفه‌ای و تخصصی به مصرف می‌رسد و اهل فن را با چالش‌های جدی‌ای مثل از بین رفتن فضای رقابتی روبه‌رو می‌کند.

محض نمونه شرایطی را تصور کنید که یک کارفرما سعی دارد نظرش را به طراح دیکته کند، در این شرایط که به کرات اتفاق می‌افتد، تمامی اصول حرفه‌ای اعم از قواعد و ضوابط تخصصی-فنی گرافیک در طرح و اجرا نادیده گرفته می‌شود. نقش طراح برای برقراری ارتباط بین آنچه مدنظر کارفرماست و نظر خودش برای طرح نهایی که می­ بایست دارای ضوابط وقواعد گرافیکی باشد بسیار حائز اهمیت است. اما گاهی این کاستی حتی از طرف طراح حرفه­ ای، از بابت در نظر نگرفتن این اصول و دخیل نکردن خلاقیت در بطن اثر باعث نزول سطح کیفی اثرنهایی می­ شود. در نهایت تاثیر این چرخه را در هرج و مرج و به هم ریختگی بصری سیمای شهری و کلیت جامعه می ­بینیم.

در همین راستا، بستری مناسب برای افراد سودجو آماده می‌شود تا با کار ضعیف و دستمزد اندک، به روند طبیعی و حرفه‌ای این حوزه، و متخصصان فعال آن صدمه وارد نمایند. در نتیجه به عنوان «طراح گرافیک» و به اشتباه «گرافیست[1]» معرفی می شوند.

 در کل نه با تاکید صرف روی گرفتاری‌های موجود، بلکه به واسطه­ی کلیت وضعیت حاضر، و با رویکردی خوشبینانه نسبت به آینده، و بالا رفتن سطح آگاهی جامعه در این حوزه، می­ توان آینده ­ی حرفه­ ای­ تری از آنچه که با آن روبرو هستیم برای گرافیک ایران، جامعه طراحان و همچنین بازار کار آن ترسیم و تجسم کرد.  

--- در مورد عکاسی چطور؟ آیا مشکلاتی که بیان کردید در این مورد هم وجود دارد؟

با تحولات تکنولوژی در دنیای امروز و به تبع، سهل‌الوصول شدن استفاده از دوربین و ابزار مونتاژ تصویر، تولید و درک هنر به صورت تجربی فرآگیر شده است. این مسئله مرز میان عکاس آماتور و حرفه‌ای را بسیار نامحسوس و کمرنگ کرده است. در این بین، مسئله‌ی آموزش بیش از هرچیز در تعیین این مرز می‌تواند مفید واقع شود، اما متاسفانه به دلیل شرایط نامطلوب آموزشی، مسیر چندان روشنی برای آینده قابل تصور نیست.

--- نظر شما راجع به نوع آموزش و تربیت افراد متخصص در این موارد چیست؟ و آیا از وضعیت خود و دیگر هنر جویان در دانشگاه ها رضایت دارید؟

با توجه به تجربه‌ی شخصی‌ام، هم به لحاظ سطح اساتید و هم نحوه‌ی آموزش، صورت آموزشی در مقطع هنرستان را بسیار مناسب‌تر از دانشگاه می‌دانم.  

به گمانم، رابطه­ ای متوازن در زمان، عملکرد و تجربه، دقیقا نسبتی‌ست که در شکل ایده آل آموزش دانشگاهی و حتی زندگی می توان کسب کرد. وقتی نسبت به زمانی که در دانشگاه صرف می­ کنید و هزینه­ا­ی که پرداخت می‌کنید و نتیجه ­ای که در نهایت کسب می­ نمایید تعادل و توازنی برقرار نشود، نمی‌توان به ادامه راه چندان خوش­بین بود.

بحث درباره­ ی دانشگاه­ها و نحوه­ ی تدریس و رضایت دانشجو یک مبحث چند جانبه است که می ­بایست از ابعاد مختلف مورد تحلیل قرار گیرد. اما در نسبت با بحث حاضر، مسئله‌ی فقدان رویکرد تجربی در دانشگاه موضوعیت خواهد یافت، که در فضای دانشگاهی امروز به‌هیچ وجه در خور توجه نیست.

اگر از بابت دانشگاهی که من در آن تحصیل کردم بپرسید، علیرغم پرداخت شهریه­ سنگین، برای در اختیار داشتن یک ساعت آتلیه عکاسی دانشگاه، باید معادل یک کشتی‌گیر در مسابقه انرژی صرف کنید تا به نتیجه برسید. خنده دار است زیرا املاک و زمین­های دانشگاه­ های آزاد روزبه‌روز گسترش پیدا می‌کنند، اما محض نمونه دانشکده­ ی عکاسی با میانگین سالانه چهارصد نفر ورودی، هنوز دو آتلیه­ ی فعال با امکانات قدیمی و محدود دارد.

--- آیا شرایط هنر عکاسی و گرافیک در ایران قابل قیاس با جایگاه جهانی آن میباشد؟

مسلماً جایگاه عکاسی و گرافیک در جوامع مدرن با نمونه‌ی وطنی‌اش تفاوت­های چشم‌گیری دارد؛ یکی از مهم‌ترین این تفاوت‌ها که نمودش در بحث مفید خواهد بود در مورد نبود فیلترهای داوری و قضاوت در رده‌های مختلف اجتماعی است؛ این مسئله از مقاطع پایه‌ای آموزش شروع شده و تا رده‌های عملی و حرفه‌ای بازار کار ادامه دارد. نبود هیچ مبنا و پایه‌ی منسجمی که امکان تشخیص و تفکیک مهارتی و فنی را به دست دهد، و همین‌طور مدرک‌گرایی قالب در جامعه موجب درهم ریختگی و در نتیجه شکل نگرفتن مبناهای داوری شده است. در صورتی که برنامه‌ریزی‌های آموزشی صحیح و مناسب می‌تواند حداقل تا حدی از این آشوب جلوگیری کند. در شبکه­ های اجتماعی می­توان به سادگی پیامدهای این آزادی عمل و آشفتگی را دنبال کرد.

---  سپاسگزار از اینکه وقتتان را در اختیار خبرگزاری هنر ایران قرار دادید و آرزوی موفقیت و پیشرفت برای شما و همه اهل هنر.


[1]  این واژه که به‌طور کلی در فضای هنری و فرهنگی جامعه اشتباهی مصطلح است.

 

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید