ماه رمضان
تصویر برگزیده

شاعر آیینی:

زبان هنر، غربت و مظلومیت امام حسن (ع) را ترسیم کند

آرتنا: حسین عباسپور شاعر آیینی می‌گوید: در حوزه شعر با محوریت زندگی امام حسن (ع) خلاءهای زیادی از جمله پرداختن صرف به غربت و مظلومیت ایشان و وقایع غیر مستند وجود دارد و حتی سوال‌های بسیاری در این خصوص هست که باید به زبان هنر پاسخ داده شود.

zoom
زبان هنر، غربت و مظلومیت امام حسن (ع) را ترسیم کند

به گزارش خبرگزاری هنر «آرتنا»،از شاعران دهه هفتادی است که مثل دیگر هم‌نسلانش در حوزه شعر پیشرفت سریع و قابل‌توجهی داشته است. لیسانس فیزیک از دانشگاه قم دارد و این روز‌ها مشغول خدمت سربازی است. سال گذشته محضر مقام‌معظم رهبری شعری برای امام حسن(ع) خواند که مورد توجه و تشکر ویژه ایشان قرار گرفت. به دلیل اشعار پرمغز و فراوانی که در مدح و رثای امام دوم شیعیان(ع) سروده، در قم به عنوان «شاعر امام حسن» معروف است اگرچه خود را لایق این لقب نمی‌داند.

همزمان با سالروز شهادت امام حسن مجتبی(ع) با (حسین عباسپور) شاعر جوان قمی درباره شعر‌هایش برای امام دوم شیعیان و شعرخوانی‌اش محضر رهبر معظم انقلاب به گفت‌وگو نشستیم.

 فرق شاعر با دیگران در چیست؟ به عبارت دیگر چه خصوصیتی است که شاعر را شاعر می‌کند؟

عباسپور: به طور کلی تفاوت هنرمند با بقیه مردم در نوع نگاهی ست که به جامعه و جهان اطراف خود دارد. در شعر نیز این تفاوت نگاه با عنوان کشف شاعرانه شناخته می‌شود. در حقیقت هر هنرمندی به اندازه بضاعت خود که یا اکتسابی است یا غریری و ذاتی به این شعور شاعرانه می‌رسد. من هم سعی می‌کنم در اشعارم به این نکته توجه کامل داشته باشم و تا جایی که مربوط به اکتساب است با مطالعه آثار کلاسیک و معاصر و کتاب‌هایی که به افزایش بینش و معرفتم کمک می‌کند، تلاش کنم و به تکرار حرف‌ها و کشف های دیگران نپردازم بلکه اشعار من نیز دارای کشف شاعرانه باشد.
اما آنجایی که مربوط به فطرت و ذات انسان است، هر هنرمند اندازه و قدر مشخصی دارد که خدا به او عطا کرده است.

 استادی می‌گفت (اگر می‌توانید شعر نگویید، شعر نگویید). آقای عباسپور شما به عنوان یک شاعر جوان تا چند روز می‌توانید از شعر جدا باشید؟

عباسپور: به قول معروف شعر یک نوع ابتلا و بیماری است و بستگی به شدتی که در جان شاعر دارد او را گرفتار خود می‌کند. من هم علی‌رغم گرفتاری و مشغله‌هایی که برایم به وجود آمده است، سعی کردم تا جایی که می‌توانم این رشته ارتباطی را که با عالم نامتناهی شعر دارم از دست ندهم و حتی اگر در روز آنقدر مشغول فعالیت‌های غیر شعری باشم در یک خلوت نیم ساعتی به شعر فکر می‌کنم اگرچه شعر نگویم اما همین فکر کردن درباره شعر برایم لذت بخش است.

اخوان ثالث معتقد است (انسان یا باید شاعر خوبی باشد یا برای مثال کارمند و کارگر خوبی بنابراین شعر وقتی برای شاعر باقی نمی‌گذارد که به کارهای معمول زندگی‌اش به صورت مطلوب برسد). شما تا چه حد با این نظر موافقید؟

عباسپور: ببینید من هم تقریبا با این نظر موافقم. چون شعر عرق‌ریزان روح است و شاعر بخش بزرگ و مهمی از زندگیش را برای خلق آثارش باید خرج کند. البته این حرف در خصوص آثاری است که به معنای کامل کلمه هنر باشد نه آثاری که مصنوعی و صنعتی است. چه بسا افرادی که به شعر به عنوان یک کالا یا وسیله برای کسب شهرت و ثروت نگاه می‌کنند.

اما شاعری که می‌خواهد به صورت حرفه‌ای در این حوزه نفس بکشد، حتی اگر سایر حوزه‌های زندگی خود را تعطیل نکند در حوزه اقتصادی معمولا با مشکل مواجه می‌شود. شاید کسی به این موضوع توجه نداشته باشد اما هنرمند است که می‌داند مثلا برای گفتن یک غزل چه مقدار از سرمایه‌های زندگی‌اش را خرج کرده است.

با توجه به‌ شناختی که از شما دارم اشعارتان در مدح و رثای امام حسن (ع) فراوان است و آثار درخور و شایسته‌ای ازشما شنیدم. می‌خواستم بدانم شاعری در محضر امام حسن (ع) چه حس و حالی برای شما دارد؟

عباسپور: اول از همه این لطف امام حسن (ع) است که به من اجازه شاعری داده و اگر در مدح ایشان شعری سرودم ناشی از ارادت قلبی من به این امام بزرگوار است. من از امام حسن (ع) حاجت‌های زیادی گرفتم و به نظرم دور از معرفت است که انسان با دیدن این همه لطف از جانب کسی، تمام توانش را برای تشکر و قدردانی از او خرج نکند. من هم اگر شعری می‌گویم برای ادای دینی است که به ائمه اطهار (ع) به ویژه امام حسن (ع) دارم چرا که به واسطه شاعری برای این امام مظلوم خیر و برکت های زیادی از جمله توفیق شعرخوانی در محضر مقام معظم رهبری نصیب من شد.

 همانطور که خودتان اشاره کردید، سال گذشته در دیدار شاعران با رهبر انقلاب افتخار خوانش شعری در رثای امام حسن مجتبی(ع) داشتید. از حال و هوای آن دیدار و شعرخوانی خودتان بگویید.

عباسپور: برای من واقعا افتخاری بود که در این جلسه که مهم‌ترین شب شعر کشور است و هرساله در شب میلاد امام حسن مجتبی (ع) برگزار می‌شود، شعری برای امام حسن (ع) خواندم. اتفاقا حضرت آقا بعد از اتمام شعرخوانی‌ها در سخنرانی خود به طور ویژه از اینکه شعری برای امام دوم شیعیان خوانده شد تشکر کردند.

در حقیقت من صلۀ و مزد شعر خودم را با این تشکر گرفتم. برای شاعر چه افتخاری بالا‌تر از این؟

 با نگاهی کلی بر اشعار شما برای امام حسن (ع) آن چیزی که توجه خواننده را به خود جلب می‌کند غلبه جنبه تحلیلی زندگانی امام دوم شیعیان بر جنبه توصیفی است. این پررنگ بودن جنبه تحلیلی در اشعار شما ناشی از چیست؟

عباسپور: در وهله اول توجه و تلاش من این است که اشعارم استناد تاریخی داشته باشد. اگرچه گاهی مضمون خاص یا اقتضائات ردیف و قافیه طبع مرا به جایی کشانده که حرف‌های دیگری هم بزنم اما تا اندازه‌ای که در توان من بوده سعی کردم حرف بدون مدرک و سند محکم مخصوصا در حوزه شعرآیینی نزنم چرا که اگر شاعر آیینی یک جمله درباره سیره ائمه اطهار(ع) بگوید که دلیل محکم تاریخی نداشته باشد با توجه به تاثیر و نفوذ شعر در جان و ذهن مخاطب ممکن است به تاریخ سازی دروغ منجر شود.

البته خیلی خوب نیست که شعر فقط دارای شعور باشد و از عاطفه و احساس شاعرانه خالی بماند اما اعتقاد من این است که در حوزه شعر با محوریت زندگی امام حسن (ع) خلاءهای زیادی از جمله پرداختن صرف به غربت و مظلومیت ایشان و وقایع غیر مستند وجود دارد و حتی سوال‌های بسیاری در این خصوص هست که باید به زبان هنر پاسخ داده شود از جمله این مسئله که چرا امام حسن(ع) با حاکم ظالم زمانه خود صلح کرد اما امام حسین(ع) دست به قیام زد.

از سوی دیگر با وجود اینکه ممکن است هرچه شعر به سمت تحلیل برود از جنبه‌های شاعرانگی دور بماند اما سعی من بر این بوده که در عین تحلیلی بودن به شاعرانه بودن اثر هم توجه داشته باشم.

 کدام جنبه از زندگی امام حسن(ع) بوده که توجه شما را بیشتر به خود جلب کرده است؟

عباسپور: اهتمام من در نوشتن شعر، رصد کردن بخش‌هایی از زندگی ایشان بوده که خیلی به آن پرداخت هنری نشده است. زندگی امام حسن(ع) بسیار پر مضمون و پر بار و دارای شاعرانگی‌های فراوانی است و برای من تمام فراز و نشیب‌های سیره و زندگی امام دوم شیعیان جالب بوده است. اما دو جنبه از زندگی ایشان توجه من را بیشتر جلب کرده  اول غربت و مظلومیت خاص ایشان دوم نادیده گرفته شدن لطف و کرامت‌های امام حسن(ع) توسط مردم مدینه و کوفه بوده است. هم چنین تطابق دادن زندگی ایشان با زندگی امام غایب(عج) وبی وفایی ما نسبت به امام دوازدهم از جمله مفاهیمی که به آن بیشتر توجه داشته‌ام.

آیا خاطره‌ای از کرامت امام حسن (ع) نسبت به خودتان در زندگی شخصی دارید؟

عباسپور: همانطور که اشاره کردم شعرگفتن در پیشگاه اهل بیت (ع) هدیه‌ای است از طرف امام حسن به من. اما خاطره‌ای که قابل گفتن باشد درباره شعرخوانی من در محضر مقام معظم رهبری است. زیرا من پیش از این جلسه خیلی شاعر شناخته شده‌ای نبودم و از سوی دیگر حضور در این جلسه و انتخاب شاعران مراحل خاص خود را دارد که من هیچ‌گاه فکر نمی‌کردم روزی در آن محفل شرکت کنم چه برسد به اینکه شعرخوانی هم داشته باشم. زیرا بسیار شاعران با سابقه‌تر از من هستند که هنوز توفیق حضور در آن مجلس را پیدا نکردند.

آرزوی قلبی من هم مثل دیگران حضور در این جلسه بود و توفیق شعرخوانی را لطف آشکار کریم اهل بیت (ع) نسبت به خود می‌دانم.

در ادامه به خوانش چند شعر از حسین عباسپور در مدح امام حسن(ع) می پردازیم:

صلح تحمیلی

سکه ها ایمانشان را برد بیعت‌ها شکست
یک به یک سردارها رفتند قیمت‌ها شکست
دست بدعت جانماز از زیر پای او کشید
در شب شومی که قبح هتک حرمت‌ها شکست
خنجر مأموم بر پای امامش زخم زد
قامت دین را نماز بی بصیرت‌ها شکست
دشمنان زخمش زدند و دوستان زخم زبان
آه این آیینه را سنگ ملامت‌ها شکست
زهر جعده تلخ تر از صلح تحمیلی نبود
زهر را نوشید و بغضش بعد مدت ها شکست

صدای سکه

بارها از سفره‌اش با اینکه نان برداشتند
روز تشییع تنش، تیر و کمان برداشتند
مردم این شهرِ در ظاهر مسلمان، عاقبت
با صدای سکه، دست از دین‌شان برداشتند
بر سر همسایگانش سایه‌ای پرمهر داشت
از سرش هرچند روزی سایه‌بان برداشتند
بذر ننگین جسارت بر تنی معصوم را
این جماعت کاشتند و دیگران برداشتند
دست‌هایی که بر آن تابوت تیر انداختند
چند سال بعد، چوب خیزران برداشتند

کیسه خیرات

مانند باران بود و بر دل ها ترنم داشت
مانند چشمه لطف سرشارش تداوم داشت
در سفره اش نان جویین خشک بود اما
در کیسه خیرات نان گرم گندم داشت
از برکت دستان او شهری نمک میخورد
شهری که درآزردن قلبش تفاهم داشت
هم دوست هم دشمن نمک بر زخم او پاشید
او باز هم شوق هدایت درد مردم داشت
یا نیمه شب همسایه هایش را دعا میکرد
یا از غمی دیرینه با چاهش تکلم داشت
مرداب ها هرچند قدرش را نفهمیدند
او باز باران ماند و بر دلها ترنم داشت

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید