ماه رمضان
تصویر برگزیده

گپي با ساكن محله گل و بلبل

از دنیای بچه ها دور نمی شوم

آرتنا: داریوش فرضیاییاز شادابی و سرزنده بودنش در برنامه ها ،فرم اجرایش ،زندگی شخصی و خانوادگیش و... سخن گفت.

zoom
از دنیای بچه ها دور نمی شوم

به گزارش خبرگزاری هنر «آرتنا»،داريوش فرضيايي يا همان عموپورنگ محبوب بچه‌ها آن‌قدر مشهور هست كه شايد پرسيدن هر سؤالي از او تكرار موضوعاتي باشد كه قبلاً در مصاحبه‌ها پرسيده شده‌است. تنها با يك جست‌وجوي اينترنتي از زمان تولد تا سابقه هنري و تمام پست‌هايي كه در شبكه‌هاي اجتماعي دارد يافت مي‌شود. اما گفت‌وگو با مجري‌اي كه با وجود سابقه 20 ساله‌اش در حوزه برنامه‌هاي كودك همچنان با همان طراوت با بچه‌ها ارتباط برقرار مي‌كند و هنوز در دنيايي كه مملو از جذابيت‌هاي كاذب براي بچه‌هاست و تعدد شبكه‌هاي كودك و بازي‌هاي كامپيوتري بخش بزرگي از اوقات بچه‌ها را به خود اختصاص مي‌دهد همچنان محبوب است، خالي از لطف نيست. او اكنون 42 ساله است و اين روزها در مجموعه “محله گل و بلبل” كه از شبكه دو سيما پخش مي‌شود، تلفيقي از بازيگري و اجرا را در اين مجموعه نمايشي روي آنتن مي‌برد. فرضيايي، به گفته مادرش در يكي از مصاحبه‌ها، فرزند يكي مانده به آخر است. او در دوران كودكي  احساساتي و خيال‌پرداز بوده و دوستي خيالي داشته كه برايش برنامه اجرا مي‌كرده است. خواندن گفت‌وگوي زيرآلاچيق او خالي از لطف نيست.

چه خوراكي براي كودك درونتان تهيه ميكنيد كه هميشه شاداب و سر زنده است؟

تلاش مي‌كنم از دنياي بچه‌ها فاصله نگيرم و ارتباط بيش‌تري با آن‌ها داشته باشم. زياد درگير دنياي بزرگ‌ترها نمي‌شوم. دنياي بچه‌ها را باور مي‌كنم و از دريچه نگاه آن‌ها به موضوعات نگاه مي‌كنم. چون خودم دوران كودكي لذت‌بخشي را تجربه كرده‌ام، به اين دنيا بسيار علاقه دارم. به‌نظر من همه خصوصياتي كه در بزرگ‌سالي شكل مي‌گيرد، ريشه‌اش در دوران كودكي است.    

من در خانواده متوسطي بزرگ شدم. امكانات زيادي نداشتيم، اما از زندگي لذت مي‌برديم. همه‌چيز ساده، اما زيبا بود. ما در خانه‌اي كوچك، اما به وسعت دل‌هاي بزرگ، رشد كرديم.  من بر اين باورم، اين گذشته است كه با همه فراز و فرودهايش مرا ساخته و به من هويت داده است، پس بهتر است كه براي داشتن اصالت، آن را حفظ كنم.

در برنامههاي پيشين، محور كارتان اجرا بود، اما درمجموعه «محله گل و بلبل» با وجود قسمت موزيكال و اجراي روي صحنه، كه در داخل برنامه شكل ميگيرد، به نوعي تلفيقي از بازيگري، خوانندگي و اجرا را به مخاطب ارائه ميدهيد.

در كارهايم كوشيده‌ام هميشه سبك جديدي ارائه بدهم، چراكه تكرار يك قالب موجب يكنواختي و خستگي مخاطب مي‌شود. ما در مجموعه”محله گل و بلبل” هم در شيوه ارائه برنامه، محتوا و حتي دكور برنامه ساختارشكني كرديم. چراكه كار كودك ايجاب مي‌كند كه مدام در تحول باشد و رشد كند و همان‌طور كه نسل‌ها عوض مي‌شوند و دنياي آن‌ها پيچيده‌تر مي‌شود، برنامه‌هاي آن‌ها هم مطابق اين دنيا و به‌روز ارائه شوند. كودكان امروز خيلي باهوش‌تر از كودكان نسل‌هاي پيش از خودند و دايره مفاهيم و حتي لغاتشان وسيع‌تر است. به فراخور اين رشد، فرم اجراي من هم بايد تغيير مي‌كرد.

 البته در كارهاي قبل تجربه نمايش‌هاي كوتاه و ارائه نماهنگ‌ها را داشتيم كه با استفاده از همين تجربيات در مجموعه‌اي كاملاً نمايشي اين قالب‌ها را در كنار هم ارائه داده‌ايم.  مثلاً در برنامه‌هاي ديگر هم من گاهي با مادر شمالي و پدر آذري حرف مي‌زدم و به‌نوعي در نمايش‌هايي كه در برنامه زنده بازي مي‌كردم، مخاطب با پدر و مادر من در تماس‌هاي تلفني آشنا مي‌شد، ولي بازي در نقش فرزند خانواده و با حضور شخصيت‌هاي مادر و پدر عموپورنگ اولين‌بار در اين مجموعه رخ داده است. مهم‌ترين ويژگي اين مجموعه، محله بودن آن و وجود عموپورنگ در كنار هم‌محله‌اي‌ها، نانوا، ميوه‌فروش و تعامل او با اين شخصيت‌ها در اين محله است. محله‌اي كه ساختار سنتي يك محله را دارد و ضمن برخورداري از چنين ويژگي‌اي با نمادهايي از دنياي مدرنيته و لوازم آن زندگي اجتماعي و بايدها و نبايدهاي آن را تبيين مي‌كند.

در هر كدام از برنامهها، شما توصيههاي زيادي براي بچهها داريد، اين روال همچنان ادامه دارد؟

در “محله گل و بلبل” علاوه بر پيام‌هاي مستقيم برنامه درباره مراعات بهداشت شهري، پيام‌هاي اخلاقي غيرمستقيمي هم ارائه مي‌شود. حضور پورنگ در كنار پدر و مادر و تكيه بر عنصر خانواده، بيان خاصيت ميوه‌ها و تأكيد بر تغذيه درست و مراعات قوانين راهنمايي از جمله پيام‌هاي غيرمستقيم برنامه است.

خودتان چقدر براي خانواده وقت ميگذاريد؟

به غير از زمان‌هاي توليد برنامه، بيش‌تر اوقاتم را كنار خانواده هستم. گاهي كنار بچه‌هاي فاميل مي‌نشينم و از نزديك شاهد بازخوردهاي برنامه‌ام در كودكان مي‌شوم. گاهي هم از آن‌ها درباره برنامه مي‌پرسم.    

آشپزي هم ميكنيد؟

بله، گاهي پيش مي‌آيد. پختن ماكاروني و باقالا قاتق، سوپ و نيمرو را خوب بلدم.

گويا به فيلم هندي هم خيلي علاقه داريد؟

بله، كوچك كه بودم، زياد فيلم هندي ديده‌ام و فيلم قانون را چندبار تماشا كردم.

بيست سال در زمينه اجرا تجربه داريد و اكنون مجري موفقي هستيد، چگونه تجربياتتان را با همكاران در ميان ميگذاريد؟

با وجود مجريان خوبي كه هستند، نياري به انتقال تجربه به اين صورت كه مد نظر شماست نمي‌بينم، ولي در فضاي مجازي فعال هستم و تمام دلنوشته‌ها و موضوعاتي كه لازم مي‌بينم را در اين فضا منتشر مي‌كنم و كساني كه علاقه‌اي به آن دارند، به آن مراجعه مي‌كنند.

سايتي هم به‌نام «فرضيايي‌دات‌آي‌آر» دارم. گاهي خاطراتم را مي‌نويسم و آنچه در قالب تراوشات ذهني‌ام است در آن درج مي‌كنم و گاهي هم چالش‌هايي در موضوعات كودك مطرح كرده‌ام كه شايد به مفهوم همان انتقال تجربيات بشود، از آن ياد كرد.

تجربه كاربرد لهجه در برنامههايتان خيلي پررنگ است، آيا تاكنون حاشيهاي داشته است؟

نه، من به همه قوميت‌ها احترام گذاشته‌ام. آن‌ها ميراث فرهنگي ما هستند. براي زنده‌ماندن اين ميراث گران‌بها بايد گويش‌ها را ارج نهاد.

مادرم شمالي و پدرم آذري هستند و در برنامه، گاهي به دو زبان حرف مي‌زنم. در يكي از برنامه‌ها از بچه‌هايي كه با برنامه تماس مي‌گرفتند، مي‌خواستم برخي كلمات را با گويش خود ادا كنند و به‌نوعي به من آموزش دهند و هميشه كوشيده‌ام به همه لهجه‌ها احترام بگذارم.

و پيامي براي همكاران صداوسيما.

ضمن خداقوت به همه كاركنان رسانه‌ملي، مي‌گويم كه: زيرآلاچيق دنيا، من و شما و همه زندگي مي‌كنيم. دنيا مثل سايه‌باني زيبا بالاي سر ماست و فرصت خيلي خوبي براي با هم بودن، با هم زندگي كردن و با هم خوش بودن را براي ما فراهم كرده‌است. خيلي‌ها از زير اين آلاچيق پركشيده‌اند، ولي خاطره خوبشان هنوز باقي است. زير اين آلاچيق بايد از خوبي‌ها ياد كرد و از آن‌ها آموخت. ما هم روزي مي‌رويم و ديگران به‌جاي ما مي‌آيند و بايد خاطره خوشي براي آن‌ها به‌جاي بگذاريم. بايد زير اين آلاچيق بهترين نقش را بازي كرد و بهترين نقش همان خود بودن است. بايد به خودمان و ديگران احترام بگذاريم و دست به دست هم براي زندگي خوش زير اين آلاچيق تلاش كنيم.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید