تصویر برگزیده

گزارشي درباره جايگاه طنز در تلويزيون

خــنده با طعم تفـکّر!

آرتنا: طنز بیان واقعیت هاست گاهی به شیوه ای تلخ.اما اینکه طنز در تلویزیون چه جایگاهی دارد موضوعی است که هفته نامه صدا و سیما(نشریه داخلی) آن را بررسی کرده است.

به گزارش خبرگزاری هنر «آرتنا»،

ارسطو، فيلسوف بزرگ در بررسي جايگاه‌هاي گونه‌هاي نمايشي، معتقد است كه شيوه ارتباط مخاطب با يك اثر كمدي بسيار متفاوت با يك متن تراژيك است و برخلاف پايان تلخ تراژدي و افول و ويراني قهرمانان بر اثر كمدي، سازوكار زندگي سطحي و رفتار روزمره مردم مورد توجه قرار مي‌گيرد و كمدي رفتارهاي ظاهري و موقعيت‌هاي ساده‌اي را كه درباره همه مصداق دارد به نمايش مي‌گذارد. موقعيت‌هايي كه با نشان دادن رفتارهاي متعارض و متناقض آدم‌ها و نمايش اين تضادها همه را متوجه واقعيت‌هايي مي‌كند كه از بس به ما نزديك هستند، به چشم نمي‌آيند. به همين دليل مي‌بينيم مجموعه‌هاي تلويزيوني و حتي بخش‌هاي كوتاه طنز همواره يكي از محبوب‌ترين گونه‌هاي مورد علاقه مخاطبان تلويزيوني در سراسر جهان بوده و هست؛ اما اينكه رسانه ملي تاكنون در زمينه طنز چه‌كرده و رويكرد آن چگونه بوده مبحثي است كه مي‌تواند قابل تامل باشد. در اين مجال با نگاهي به جايگاه طنز در صداوسيما نياز مخاطب به اين گونه نمايشي را بررسي مي‌كنيم و درجه اهميت آن را در شبكه‌هاي تلويزيوني از نظر مي‌گذرانيم.

 علي‌اصغر صديقي، مدير اطلاعات و برنامه‌ريزي و سرپرست طرح و برنامه شبكه نمايش و نسيم

 چند كيلو خنده با طعم شبكه نسيم

 نگاهي به توليد برنامه‌هاي طنز در تلويزيون كه با فراز و نشيب‌هاي فراواني روبه‌رو بوده است، نشان مي‌دهد كه اين گونه برنامه‌سازي طي دو دهه اخير، گاه موفق بوده و گاهي نيز بدون ايجاد موج خاصي به حيات ضعيف خود ادامه داده‌است. اين نوع برنامه‌ها به‌طور عموم به‌علت نياز جامعه به جاري ساختن لبخند در زندگي و ترويج شادي در فضاي عمومي كشور، از نظر تماشاگران عام، مطلوب به‌نظر مي‌رسد، اما ضروري است كه اين اقبال و پاسخ‌گويي به نياز مخاطب، با نوآوري و خلاقيت سازندگان همراه باشد.

 بعد از دو دهه برنامه‌هاي طنز تلويزيوني، تماشاگر كم‌كم  به‌دنبال حرفي نو براي شنيدن و تصويري جذاب‌تر براي ديدن بودند كه جذابيت‌هاي كلامي و تصويري را با نوآوري‌هاي شايد آوانگارد (پيشرو) به‌همراه داشته باشد. در اين زمان بود كه برنامه‌هاي طنز تلويزيون بايد راه ديگري مي‌يافت و به‌همين سبب گام نخست تحرك و تغيير اساسي در ساختار برنامه‌هاي طنز سيما برداشته شد. بينندگان بي‌رغبت به برنامه‌هاي طنز تلويزيون، به‌ناگاه با گونه‌هاي جديد، خلاقانه و كاملاً متفاوت طنز با چهره‌هايي جديد روبه‌رو شدند كه حرف‌هاي تازه و جذابي داشتند و از اعتماد به نفس و تحرك بياني و بدني برخوردار بودند كه با به‌روز كردن قالب‌هاي آن دوره از تلويزيون، آيتم‌هاي شوخي و تقليد از پيشكسوت‌هاي طنز سيما را اجرا و جاي خود را در دل مخاطب باز كردند.

 با گذشت زمان، ديگر ساخت طنزهاي آيتمي هم از رونق افتاد و سريال‌هاي طنز رواج يافت. پس از وقفه‌اي طولاني، شبكه سه سيما در سال 90، رجعت دوباره‌اي به الگوهاي اوليه و موفق طنز داشت و اين اتفاق، آغاز مرحله‌اي تازه در حوزه طنز بود.

 با پايان درخشش و تأثير قالب‌هاي اوليه آيتم‌هاي طنز و بالارفتن توقع تماشاگران مشكل‌پسند، ظاهراً دوران اين‌گونه از طنز و كمدي  نيز به‌سر آمده بود. اتاق فكر و مديران ارشد سازمان هم به اين نتيجه رسيده بودند كه اكنون جامعه به توليدات طنزهاي به‌روز، جذاب و پر هيجان و متناسب با تغييرات ساختارهاي اجتماعي نياز دارد و بايد با طنزهاي فاخر، بسياري از فرهنگ‌ها را حفظ كرد كه در اين راه نيازمند تحقيق و پژوهش جدي براي توليد آثار بودند.

مديران در بررسي‌هاي خود با اشراف به اين موضوع كه فرهنگ ايراني هميشه در شوخ‌طبعي سرآمد بوده است، تمام تلاش خود را به‌كار گرفتند تا به مقوله طنز تلويزيوني، نگاه جدي‌تر كنند و با تعريف درست و سياستگذاري مناسب، آثار توليدي طنز در مسير درست هدايت شود.

نتيجه تحقيقات نشان مي‌داد كه زبان طنز، متين و عفيف است و به پيرامون خود نگاه كنايه‌آميز دارد؛ عيب‌ها و زشتي‌هاي فردي و اجتماعي را درشت‌نمايي مي‌كند و در تعريفي ساده‌تر، طنز، پيامي براي اصلاح نقص‌ها در جامعه دارد. پس مديران و برنامه‌سازان مي‌توانند با تأمل بيش‌تر در اين مبحث و تفكيك درست توليدات رسانه‌ملي، طنز را هدفمند كنند تا به بهانه خنداندن، فرهنگي نامطلوب ترويج نشود.

به پشتوانه تحقيقات گسترده و با توجه به آزمون و خطاهاي صورت‌گرفته، مديران رسانه‌ملي پايه‌هاي اوليه تنها شبكه تخصصي طنز و سرگرمي را از دل شبكه تخصصي فيلم و سريال پيدا كردند و اين‌گونه شد كه روز‌به‌روز به مخاطبان اين شبكه كه «نسيم» نام گرفته بود، افزوده شد و رضايت مردم و مسئولان را به‌همراه داشت.

و اين‌گونه شد كه شبكه نسيم، تنها شبكه تخصصي نشاط و سرگرمي سيماي جمهوري اسلامي ايران، با هويتي ايراني-اسلامي، در ارديبهشت 1393 به‌طور رسمي و با پخش ديجيتال آغاز به‌كار كرد و به‌صورت شبانه‌روزي به توليد، تأمين و پخش برنامه‌هاي شاد و جذاب با رويكردهاي اصلي طنز، سرگرمي، تفريحي و آموزشي براي عموم مخاطبان پرداخت و گسترش روحيه نشاط، سرزندگي و اميد در جامعه و مشاركت‌جويي مخاطبان براي زندگي شاد و متعالي، در چارچوب مصوب عملكرد سازمان، از جمله سياست‌هاي بنيادين آن به‌شمار آمد.

نگارنده اعتقاد دارد كه اگر شبكه‌ها را به‌سان مدادرنگي‌هايي در نظر بگيريم و كساني‌كه از آن‌ها قرار است استفاده كنند مخاطبان باشند، بايد بپذيريم كه شايد همه رنگ‌ها مورد علاقه همگان نباشد؛ اما روزي مدادرنگي‌ها براي كامل كردن نقاشي بايد در كنار هم قرار گيرند. البته مهم‌تر از همه اين‌ها آن است كه نبايد براي تكميل يك نقاشي، مدادرنگي‌ها را تا حد نابودي بتراشيم.

 رونق دوباره لبخند در فراز و نشيبهاي طنز تلويزيوني

 حتي اگر هدف اوليه‌ طنز را ايجاد نشاط و خوشي در مخاطب بدانيم  و بعد به دنبال اهداف ديگري مثل رساندن پندهاي آموزنده باشيم باز هم نمي‌توانيم از غناي طنز كه در نهايت در گرو نشاندن لبخند بر لب‌هاي مخاطب است غافل شويم. اينكه تلويزيون اين روزها بيش‌تر تمايل به پخش مجدد سريال‌هاي طنز قديمي دارد، گواهي بر ميزان بالاي مخاطبان اين سريال‌هاست و اشاره‌اي به نياز مخاطب به اين‌گونه از برنامه‌ها دارد. با نگاهي به مجموعه‌ها و آيتم‌هاي طنز متوجه مي‌شويم كه تلويزيون همواره به اين نوع برنامه‌سازي توجه داشته‌است. اغلب مديران شبكه‌هاي تلويزيوني براي پركردن اين خلأ به تجربه‌هايي در اين زمينه دست زده‌اند كه  آغاز آن با نوآوري‌هاي داريوش كاردان و گروهش در مجموعه‌هاي تركيبي نوروزي موفق اوايل دهه 70 يعني «پرواز 57» و «جنگ 39» بود. مجموعه «نوروز 72» و به‌دنبال آن «ساعت‌خوش» به‌دليل ساختار جوان‌پسندشان توانست به‌سرعت جاي خود را ميان اين قشر باز كند و جريان‌ساز شود. جرياني كه بعدها به‌دست مهران غفوريان، رضا عطاران و مهدي مظلومي افتاد و اين مسير را پخته كرد. بلوغ اين گونه نمايشي بعدتر خود را ساخت سريال‌هاي داستاني طنز نيز نشان داد و ماحصل آن مجموعه‌هاي ديدني همسران و خانه سبز (زنده‌ياد مسعود رسام و بيژن بيرنگ) و كاكتوس (محمدرضا هنرمند) و اغلب كارهاي مرضيه برومند مانند آرايشگاه زيبا، خودروي تهران 11، ورثه آقاي نيكبخت و...بود كه مسير متفاوتي را در طنز اجتماعي ترسيم كرد؛ مسيري كه بعدها با آثار سيروس مقدم (چارديواري، چك برگشتي و در نهايت پايتخت 1 تا 4) ، سروش صحت (چارخونه ، ساختمان پزشكان و پژمان) و محمدرضا لطيفي(دودكش) رنگ و بوي متفاوتي گرفت. وقتي صحبت از ويژگي‌هاي ساخت و توليد يك مجموعه نمايشي طنز مي‌شود بايد در كنار وجه سرگرمي سازش به فاخر بودن و كنش‌مندبودن آن نيز توجه كرد. تجربه دو دهه اخير تلويزيون در كمدي نشان مي‌دهد كه مخاطب خواستار آثار كساني است كه در اين حوزه به‌شكل تخصصي و حرفه‌اي كار كرده‌اند و مجموعه‌هاي طنز را مي‌شناسند. هرچند رسانه ملي ناگزير است كه فضا را براي ورود افراد تازه نفس در حوزه طنز و كمدي باز بگذارد، اما اين فضاسازي بايد با نگاه راهبردي رسانه و نياز مخاطب و ارتقاي سليقه او همراه باشد تا با نازل شدن سطح كيفي توليدات كمدي، سليقه مخاطب پايين آورده نشود. بي‌شك گروه‌هاي اجتماعي و تفريحات و سرگرمي شبكه‌هاي سيما و البته شبكه نسيم به‌عنوان متولي طنز در سيما بايد به يك نوع بازنگري نظري و عملي درحوزه كمدي‌هاي تلويزيوني دست بزنند تا دست‌كم تعريف مشخصي از مؤلفه‌هاي طنز تلويزيوني چه از حيث اجرا و كارگرداني و چه از نظر فيلم‌نامه‌نويسي و بازيگري در اين حوزه ارائه دهند. اين‌گونه كمدي تلويزيوني به‌عنوان يك حوزه تخصصي نمايشي به رسميت شناخته مي‌شود و نوعي استانداردسازي رسانه‌اي اتفاق مي‌افتد. نكته آخر، بازيگري در اين حوزه است كه مثل هر حرفه و رشته ديگري بايد تخصصي ديده شود؛ چراكه كمدين بودن كار هر كسي نيست. قبول كنيم كه هر بازيگري صرفاً به‌دليل هنرپيشه بودنش مستحق حضور در آثار كمدي نيست. اين ظرافت در كمدي موقعيت بيش‌تر بايد رعايت شود و چه بسيار بازيگراني (مانند فتحعلي اويسي، محمد كاسبي، امير جعفري، آتيلا پسياني و...) كه جنس بازي و دانش بازيگري‌شان به‌گونه‌اي است كه به‌عنوان بازيگر طنز شناخته نمي‌شدند، با حضور در يك اثر كميك و پذيرفتن نقش كمدي، توانسته‌اند استعداد خود را در اين زمينه كشف و با مهارت و قدرت به شكل‌گيري موقعيت طنز كمك ‌كنند. باور كنيم كمدي، سخت‌ترين گونه نمايشي است كه نبايد آن را شوخي گرفت.

 يك قاچ خنده

پيمان قاسم‌خاني در فيلم‌نامه «ورود آقايان ممنوع» ديالوگ درخشاني دارد با اين مضمون كه «جوك خوب و بد نداريم، جوك‌گوي خوب و بد داريم.» شايد همين نكته است كه «خندوانه» را به يكي از پرطرفدارترين برنامه‌هاي طنز سال‌هاي اخير تلويزيون بدل كرده‌است. رامبد جوان بازيگر طنز توانسته با كاريزما و انرژي فوق‌العاده و مهار ناشدني‌اش اين برنامه تركيبي را تبديل به برنامه‌اي دوست‌داشتني كند. خندوانه نماينده هدف‌گذاري درست و اصولي در اتاق فكري است كه خنداندن بيننده ايراني را كه كار چندان آساني نيست، هدف اصلي خود قرار داده است. دكتر محمد سرافراز، رئيس رسانه‌ملي در بازديدش از پشت صحنه «خندوانه» و قدرداني‌اش از عوامل اين برنامه، پنج عامل اتاق فكر، موضوعات جريان‌ساز و مستمر، وجود تنوع در بخش‌ها، خلاقيت و نوآوري و جذابيت عنوان را از جمله دلايل توفيق و محبوبيت آن برشمرده بود.

 مردم زندگي خودشان را در كارهاي طنز ما ميبينند

سروش صحت كارگردان سريال‌هاي طنز «چارخونه»، «ساختمان پزشكان» و «پژمان» ديدگاه مثبت، ولي سخت‌گيرانه‌اي به طنز تلويزيوني دارد. وي معتقد است كار طنز به مراتب سخت‌تر از كارهاي خانوادگي و اجتماعي است. او مي‌گويد: در كارهاي جدي چون قرار نيست با هيچ‌كس شوخي شود و كسي به سبب شغل يا لهجه‌اش ويژگي خاصي ندارد، با يك قصه بدون حاشيه روبه‌روييم؛ اما سختي طنز در اين است كه هم بايد قصه خوب داشته باشيد و براي مخاطب قصه تعريف كنيد و هم بتوانيد او را بخندانيد. مخاطب به چه چيزي مي‌خندد؟ او به تضاد مي‌خندد؛ به واقعيت‌هايي كه وارونه شده مي‌خندد و به چيزهايي مي‌خندد كه خودش مي‌داند، ولي خلافش را عمل مي‌كند. براي تك‌تك اين موقعيت‌ها بايد بستري باشد كه اصل آن همان شخصيت است و من هميشه نگران خوب درآمدن اين شخصيت هستم.

 وي در ادامه مي‌گويد: همين اتفاقاتي كه براي سريال‌هاي طنز مي‌افتد كار ما را سخت‌تر مي‌كند و شايد كار به‌جايي برسد كه طنزپردازان تصميم بگيرند در حوزه‌هاي ديگر كار كنند. چون فكر مي‌كنند دردسرش كم‌تر است و باعث دلخوري كسي نمي‌شود. به‌نظرم  ناراحتي و واكنش‌هاي صنفي و قومي باعث بسته‌تر و محدودتر شدن كارگردان و نويسندگان طنز مي‌شود.

 صحت در ادامه مي‌گويد: اميدوارم با حضور مديران جديد در صداوسيما دست گروه‌هاي سازنده كمي باز باشد و بتوانند راحت‌تر كار كنند. به نظرم مردم هميشه از كارهاي طنز استقبال مي‌كنند چون حرف خودشان را در سريال طنز مي‌شنوند. طنز، بهترين زبان براي بيان موقعيت‌هاي دشوار زندگي مردم است كه مي‌تواند اثرگذار هم باشد؛ اما به‌نظرم مديران سازمان بايد تا آخر كار پشت ما بايستند و ما را به ساخت آثار طنز اميدوار كنند.

 فيلمنامه خوب مهمترين اولويت من در طنز است

شقايق دهقان با سريال «پاورچين» (مهران مديري) بازيگري طنز را انتخاب كرده‌است و از جمله بازيگران زن طنزي است كه در نقش‌هايي كه برعهده گرفته اغلب موفق بوده‌است. وي كه بازي در نقش «سروناز» سريال شب‌هاي برره را موفق‌ترين تجربه بازيگري‌اش مي‌داند، براي ايفاي نقش خانم شيرزاد در سريال ساختمان پزشكان، تمام تجربه‌هايش را در اين ژانر به كار بسته تا نقطه عطف كارنامه هنري‌اش رقم بخورد. دهقان، مهم‌ترين دليل انتخاب يك نقش طنز را فيلم‌نامه آن مي‌داند و مي‌گويد: پس از سال‌ها بازي و نويسندگي توانسته‌ام خوب و بد بودن فيلم‌نامه را تشخيص بدهم. بارها از من مي‌پرسند چرا با عده خاصي كار طنز مي‌كني؟ خب متاسفانه الآن فيلم‌نامه‌هاي ما شخصيت‌پردازي درستي ندارد. زن‌ها شخصيت حساس يك فيلم‌نامه‌اند و اگر درست پرداخت نشوند به سمت هجو يا لودگي مي‌روند و من دوست ندارم نقشي را بازي كنم كه تحقيرآميز يا توهين‌كننده باشد.

بازيگر نقش خانم شيرزاد در «ساختمان پزشكان» درباره همخواني نقش زنان در سريال‌ها با واقعيت تصريح مي‌كند: هميشه سعي كرده‌ام شخصيت‌ها به واقعيت نزديك باشند و اين در نقش كمدي اهميت بيش‌تري دارد. بيش‌ترين تلاشم اين است كه نقش‌ها را پررنگ‌تر كنم تا شكل كاريكاتورگونه نداشته باشند و از اين حال و هوا فاصله بگيرند. با اين‌حال بسته به فيلم‌نامه و كارگردان اين متغيرها  فرق مي‌كند.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید