ماه رمضان
تصویر برگزیده

یک یادداشت

به بهانه ی سالروز 245 سالگی بتهون

آرتنا: بتهوون بیشتر اوقات باخویشاوندان و بقیه مردم نزاع و با آنان به تلخی برخورد می‌کرد. شخصیت بسیار مرموزی داشت و برای اطرافیانش به مانند یک راز باقی ماند. لباس‌هایش اغلب کثیف و به‌هم‌ریخته بود.

zoom
به بهانه ی سالروز 245 سالگی بتهون

به گزارش خبرگزاری هنر«آرتنا »، لودویگ فان بتهوون (به آلمانی :  Ludwig van Beethoven) در سال 1770 در شهر بن در آلمان متولد شد.

پدرش، یوهان وان بتهوون (زادۀ ۱۷۴۰ - درگذشتۀ ۱۷۹۲ )، اهل  فلاندر (یکی از نواحی شمال بلژیک) بود. او یک نوازنده، معلم موسیقی و خوانندهٔ آلمانی و رهبر ارکستر دربار اِلِکتور در بُن بود و مادرش ماگدالِنا کِوِریچ وان بتهوون تبار اسلاو داشت ). اسلاوها قومی از نژاد هندواروپایی اند که در شرق اروپا زندگی می کنند.)

اولین معلّم موسیقی بتهوون پدرش بود. او سعی می‌کرد بتهوون را به‌زورِ کتک، به‌عنوان کودکی اعجوبه همانند موتسارت به نمایش بگذارد. بسیاری معتقدند ناشنوا شدن لودویگ فان بتهوفن به‌خاطر تنبیهات پدرش یوهان بوده‌است. یوهان، با ضربه‌زدن به گوش لودویگ، سعی در تربیت موسیقی‌دانی منضبط می‌کرد. هدف او آن بود که از لودویگِ نوجوان، یک کودکِ نوازنده و آهنگ‌ساز بسازد که برای او شهرت و پول و محبوبیت به‌دست بیاورد . هرچند استعداد بتهوون به‌زودی بر همگان آشکار شد ولی لودویگ دلِ خوشی از پدر مستبد و دائم‌الخمرش نداشت.

گوت‌لوب نیفه ، معلم موسیقی بتهوون

بعد از پدر، بتهوون تحت آموزش کریستین گوت‌لوب نیفه (موسیقیدان آلمانی ) قرار گرفت. نیفه آثار موسیقیدان برجسته آلمانی در دوران باروک ، یوهان سباستین باخ را اساس آموزش بتهوون قرار داد.

همچنین بتهوون تحت حمایت مالیِ شاهزاده اِلِکتور (همان درباری که پدرش در آن کار می‌کرد) قرار گرفت. بتهوون در ۱۷سالگی مادر خود را از دست داد و با درآمد اندکی که از دربار می‌گرفت، مسئولیّت دو برادر کوچک‌ترش را بر عهده داشت.

فرانتس یوزف هایدن

بتهوون در سال ۱۷۹۲ ( در 22 سالگی ) به وین نقل مکان کرد و تحت آموزش یوزف هایدن آهنگساز و موسیقی‌دان اتریشی و یکی از پایه‌گذاران موسیقی کلاسیک  و همچنین از پرکارترین و برجسته‌ترین موسیقی‌دانان دوره ی خودقرار گرفت .

ولی هایدنِ پیر در آن زمان در اوج شهرت بود و به قدری گرفتار بود که زمان بسیار کمی را می‌توانست صرف بتهوون بکند. به همین دلیل بتهوون را به دوستش یوهان آلبرشتس‌برگر (موسیقیدانی اتریشی ) معرّفی کرد.

از سال ۱۷۹۴ بتهوون به‌صورت جدّی و با علاقه شدید نوازندگی پیانو و آهنگسازی را شروع کرد و به سرعت به عنوان نوازنده چیره‌دست پیانو و نیز کم‌کم به عنوان آهنگسازی توانا، سرشناس شد.

زندگی بتهوون یه عنوان یک موسیقیدان :

از سال 1792 تا 1802 ، کارهای بتهوون تحت تأثیر هایدن و موتسارت بود، درحالی که در همان زمان مسیرهای جدیدتر و به تدریج دیدِ وسیع‌تری در کارهایش را کشف می‌کرد. از بعضی آثار مهم وی در این دوران می‌توان سمفونی‌های شماره ۱ و ۲، شش کوارتت زهی، دو کنسرتو پیانو، دوازده سونات پیانو شامل سونات‌های مشهور سونات پاتتیک و سونات مهتاب را نام برد.

از سال 1803 تا 1816 که مدتی پس از بحران روحی بتهوون به خاطر ناشنوایی اش است آثار بسیار برجسته‌ای که درون مایه اکثر آنها شجاعت، نبرد و ستیز است، در این دوران شکل گرفتند. این آثار بزرگ‌ترین و مشهورترین آثار موسیقی کلاسیک را شامل می‌شود.

بتهوون سمفونی شماره ۳ (اروئیکا) را که در سال‌های ۱۸۰۳–۱۸۰۴ ساخته بود بهترین سمفونی خود به‌شمار می‌آورد. او این سمفونی را به ناپلئون هدیه کرد ولی بعداً در زمان جنگ فرانسه و پروس آن را پس گرفت و تقدیم‌نامه را پاره کرد. شش سمفونی (شماره‌های ۳ تا ۸)، سه کنسرتوی پیانو (شماره‌های ۳ تا ۵)، و تنها کنسرتوی ویولون، پنج کوارتت زهی (شماره‌های ۷ تا ۱۱)، هفت سونات پیانو (شماره‌های ۱۳ تا ۱۹) شامل سونات‌های والدشتاین و آپاسیوناتا، و تنها اپرای او «فیدِلیو» از آثار مهم این دوره‌اند.

دورهٔ پایانی فعالیت‌های بتهوون از سال ۱۸۱۶ میلادی به بعد است. آثار دوران پایانی بسیار قابل ستایش هستند و آنها را می‌توان عمیقاً متفکرانه و به تمامی معنی بیانگر سیمای شخصیِ خود او توصیف کرد. همچنین بیشترین ساختار شکنی‌های بتهوون را در آثار این دوره می‌توان یافت.

از آثار برجسته این دوره می‌توان: سونات پیانوی شماره ۲۹ هامرکلاویر، میسا سولمنیس، سنفونی شماره ۹، آخرین کوارتت‌های زهی (۱۲–۱۶) و آخرین سونات‌های پیانو (۲۰–۳۲)را نام برد. او در این زمان شنوایی خود را به‌طور کامل از دست داده بود.

قابل ذکر است که سونات پیانوی شماره ۲۹ هامرکلاویر ، طولانی‌ترین و مشکل‌ترین اثر در میان سوناتهای پیانوی بتهوون می‌باشد. این اثر عظیم‌ترین اثر پیانویی بتهوون می‌باشد.

با توجه به عمق و وسعت مکاشفات هنریِ بتهوون، همچنین موفّقیت وی در قابل درک بودن برای دامنهٔ وسیعی از شنوندگان، هانس کلر، موسیقی‌دان و نویسندهٔ انگلیسیِ اتریشی‌تبار، بتهوون را اینچنین توصیف می‌کند: «برترین ذهن در کلّ بشریت».

ویژگی های شخصیتی بتهوون

از ویژگی های شخصیتی او اینگونه بیان شده که بتهوون بیشتر اوقات باخویشاوندان و بقیه مردم نزاع و با آنان به تلخی برخورد می‌کرد. شخصیت بسیار مرموزی داشت و برای اطرافیانش به مانند یک راز باقی ماند. لباس‌هایش اغلب کثیف و به‌هم‌ریخته بود. در آپارتمان‌های بسیار به‌هم‌ریخته زندگی می‌کرد. بسیار تغییر مکان می‌داد. طی ۳۵ سال زندگی در وین، حدود چهل بار مکان زندگی‌اش را تغییر داد. در معامله با ناشرانش همیشه بی‌دقت بود و اکثر اوقات مشکل مالی داشت.

بتهوون هیچگاه در خدمت اشراف ویَن نبود. بر این اعتقاد داشت که هنرمندان به اندازهٔ اشراف قابل احترام‌اند. وِجههٔ او به‌قدری عظیم بود که وقتی در سال ۱۸۰۹ تهدید کرد که پُستی را خارج از اتریش خواهد پذیرفت، سه نفر از نجبا اقدامات خاصی برای نگه‌داشتن وی در وین به عمل آوردند. شاهزاده کینسکی، شاهزاده لوبکوویتز، و آرشدوک رودُلف (برادر امپراتور و شاگرد بتهوون) داوطلب پرداخت حقوق سالانه به او شدند. تنها شرط آنها برای این قرارِ بی‌سابقه در تاریخ موسیقی این بود که بتهوون به زندگی در پایتخت اتریش ادامه دهد.

ناشنوایی و مرگ بتهوون :

در ۲۸ سالگی شنوایی بتهوون رو به نقصان گذاشت ، در آغاز وی از تینیتوس (تینیتوس یا وزوز یک صدای درونی است که در سر یا گوش احساس می‌شود. در محیط پیرامون، این صدا وجود ندارد و اکثر مواقع توسط اطرافیان بیمار نیز شنیده نمی‌شود. یکی از شایع‌ترین نشانه‌هایی است که همراه با کاهش شنوایی و اختلالات مربوط به گوش یا سازوکارهای عملکردی بدن مانند افزایش فشارخون مشاهده می‌شود. ) رنج می‌برد و ‏برای عیان نشدن کم‌شنوایی از مکالمات اجتناب می‌کرد ، در اوایل بیماری وی از سمعکی ‏استفاده می‌کرد که به وسیله نوار سری که می‌بست مخفی می‌شد و دست‌هایش را ‏برای کارهایش آزاد می‌گذاشت. اما در ۴۴ سالگی بتهوون کاملا کر شده بود.‏

تئوری های مختلفی برای ناشنوایی بتهوون وجود دارد به طور مثال بسیاری معتقدند ناشنوا شدن لودویگ فان بتهوفن به‌خاطر تنبیهات پدرش یوهان بوده‌است. یوهان، با ضربه‌زدن به گوش لودویگ سعی در تربیت او به عنوان یک موسیقیدان داشت . یا برخی بر این باورند که ناشنوایی وی بر اثر باس زیاد سمفونی ۵ بوجود آمد. یا یکی از علل ناشنوایی بتهوون ، فشرده شدن عصب شنوایی به ‏خاطر بیماری پجت  (بیماری پجت ‏Paget‏ که به آن استئیت دفورمان هم گفته می‌شود ، یک بیماری غیربدخیم است که باعث افزایش جذب استخوانی و در پی ‏آن رسوب یک ماتریکس استخوانی پرچگال و بی‌نظم می‌شود که به طور غیرمؤثر کانی شود.)  بیان شده است.

بتهوون از سلامت کمی برخوردار بود. زمانی درد شکم شروع به آزار دادنش کرد. اما، علاوه بر این مشکلات جسمی، او درگیر چندین مشکل روحی نیز بود، که ناکامی در یک سری روابط عشقی از جملهٔ آن‌ها بود. در سال ۱۸۲۶ وضعیت سلامت وی به شدت وخیم شده بود، تا اینکه یک سال بعد، در ۲۶ مارس ۱۸۲۷در وین از دنیا رفت. در آن زمان تصور می‌شد مرگش به‌دلیل بیماری کبد بوده باشد، اما تحقیقات اخیر بر اساس دسته‌ای از موهای بتهوون، که پس از مرگش باقی‌مانده، نشان می‌دهد که مسمومیت سرب باعث بیماری و مرگ وی بوده است (مقدار سرب خون بتهوون ۱۰۰ برابر بیشتر از مقدار سرب در خون یک فرد سالم بود). احتمالاً منبع این سرب ماهی‌های رودخانه آلوده دانوب و ترکیبی از سرب، که برای شیرین کردن شراب استفاده می‌شود، بوده است. بعید است ناشنوایی او به خاطر مسمومیت از سرب بوده باشد. برخی از تحقیقات نشان می‌دهد که اختلال در پادتنِ سیستم دفاعیِ بدن و دچار شدن به بیماری لوپوس منتشر عامل آن بوده است.

بسیاری معتقدند موسیقی بتهوون بازتاب زندگی شخصیِ اوست که در اکثر اوقات تجسمی از نبرد و نزاع همراه با پیروزی است. مصداق این توصیف را می‌توان در اکثر شاهکارهای بتهوون، که بعد از یک دشواری سخت در زندگی‌اش پدید آمدند، یافت.

همانطور که گفته شد بتهوون در سال 1827 ( 57 سالگی ) در وین در گذشت و در همانجا به خاک سپرده شد . جالب است بدانید که در نزدیکی مقبره ی بتهوون ، بنای یاد بود موتزارت و مقبره ی بزرگانی چون شوبرت ، اشتراوس و برامس وجود دارد .

چند جمله ی کوتاه و بیاد ماندنی از بتهوون :

در جهان، چیزی برتر از محبت نمی بینم .

اگر می خواهی خوشبخت باشی برای خوشبختی دیگران بکوش؛ زیرا آن شادی که ما به دیگران می دهیم به خود ما بر می گردد .

برای درمان بدبختی و دردهای بشر، دوایی بهتر از موسیقی وجود ندارد.

هنر هم مانند زندگی فقط آزادی و پیشرفت است.

نمی دانم چه رازی بین هنرمندان حقیقی وجود دارد که هیچ کدام به دنیا روی خوش نشان نمی دهند.

تکامل باید هدف ابتدایی همه ی هنرمندان حقیقی باشد.

هنر من باید برای سعادت بیچارگان اختصاص یابد.

 

گرد آورنده : حسین رودگر آملی

 

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید