تصویر برگزیده

پیش بینی فجر34

حکایت ایوبی، مدرسه سینما و چند داستان دیگر یک

آرتنا: حسن شیخ حائری/حجت الله ایوبی که به سازمان سینمایی آمد، نوشتم این انتخاب نمی تواند انتخاب مناسبی برای سینمای ایران باشد؛ چراکه او را می شناختم

حسن شیخ حائری/حجت الله ایوبی که به سازمان سینمایی آمد، نوشتم این انتخاب نمی تواند انتخاب مناسبی برای سینمای ایران باشد؛ چراکه او را می شناختم و می دانستم که ایوبی ژیگول تر از سینمای زُمُخت ایران است و با توجه به سابقه علمی فرهنگی اش، بیشتر برای معاونت های فرهنگی یا معاونت های علمی پژوهشی سازمان ها یا نهادها مناسب است! دو . اخیرا موجودی به نام "مدرسه ملی سینمای ایران" به تشکیلات سینمایی اضافه شده که اصولا معلوم نیست چه نوع پدیده ای ست و با چه نیتی سر برآورده است! وقتی به انتصابات عریض و طویل این مدرسه نگاه می کنیم و مثلا نام برخی سینماگران کاملا متوسط و بدون سابقه ی قابل دفاع برای این مدرسه ی به ظاهر مهم را در پست های کلیدی مانند امور آموزشی و امثال آن می بینیم، یعنی اصولا نمی توان تدبیری دید و امیدی داشت؛ اگرچه انسان همیشه به امید زنده است. از طرف دیگر برخی در خیال و وهم خود و به منظور کوبیدن این مدرسه، اینگونه می گویند که اولا سینماگر باید استعداد ذاتی داشته باشد و ادامه می دهند که مدرسه نمی تواند استعداد بیافریند و دوما، به منظور آموختن نظری و تجربی سینما، متون قابل دسترس در دنیای مجازی از یک طرف و وسائل ارزان قیمت موجود در بازار هم از طرف دیگر، برای آموزش سینماگران کافیست! البته این "مثلا استدلال"، آنقدر پا در هواست که فقط کافیست از آنان بپرسیم، اگر چنین است و متون اینترنتی و وسائل ارزان قیمت برای کسب تجربه سینماگران و آموختن سینما کافیست، پس چرا وضع سینمای ما و سینماگران ما – که همیشه میزان سوادشان از لای فیلم ها و آثارشان درز کرده و می کند – این چنین است؟! در عین حال وقتی مدیر این مدرسه مدعی می شود که می تواند بهار 95 بیاید و گزارش پیشرفت عینی مدرسه و ثمرات تاسیس آن را بدهد، پس اصولا می توان نتیجه گرفت که تصمیم برای تاسیس این مدرسه هم، به همان نکته اول بر می گردد! اکنون می توان گفت بهار 95 که هیچ؛ بهار 96 هم اگر حرفی برای گفتن و کارنامه ای ملموس و قابل دفاع وجود داشت، ما هم قول می دهیم که در خرداد 96 به فرهنگ و هنر تدبیر و امید رای دهیم! سه . سازمان سینمایی در این دو سال و اندی، سعی کرد سر و سامان دادن نسبی به جشنواره فیلم فجر را کلید بزند که نمود آن در وزن دادن به سینمای مستند، پایبندی نسبی به برنامه اعلام شده و جدا کردن بخش بین الملل، تا حدودی در جشنواره سال قبل به چشم آمد؛ به بیان دیگر جشنواره فیلم فجر در دولت تدبیر و امید تلاش کرده تا نظم را در خود نهادینه کند و انصافا تاحدودی هم موفق بوده است. امسال هم اعلام پانزدهم آذر به عنوان مهلت ثبت نام، بیست و پنجم آذر به عنوان مهلت تحویل نسخه بازبینی و پانزدهم دی به عنوان مهلت ارسال نسخه نهایی و البته عدم تمدید این تواریخ، نشان دهنده همین نظم است. همچنین انتصاب بهروز غریب پور به عنوان مدیر کاخ جشنواره و البته اعلام محمد حیدری، دبیر خوش تیپ جشنواره، درباره اعلام اسامی فیلم های جشنواره، حداکثر تا بیستم دی ماه هم، امیدبخش همین نظم نسبی است که البته زودتر هم اعلام شد. چهار . مرور فیلم های جشنواره سی و چهارم فیلم فجر نشان می دهد که "بادیگارد" ابراهیم حاتمی کیا، به عنوان مهم ترین و احتمالا بهترین فیلم جشنواره سی و چهارم ثبت خواهد شد. پنج . در کنار بادیگارد، "دختر" سیدرضا میرکریمی و البته "ایستاده در غبار" محمدحسین مهدویان (به عنوان پدیده جشنواره) می تواند اتفاقات دیگر فجر 34 باشد. شش . جشنواره امسال هم احتمالا شاهد اکثریت فیلم های نسبتا متوسط خواهد بود که از آن جمله می توان به "امکان مینا" تبریزی، "سیانور" شعیبی، "لانتوری" درمیشیان، "هفت ماهگی" علیمردانی، "نفس" آبیار، "بارکد" کیایی، "عادت نمی کنیم" ابراهیمیان و "وارونگی" بهزادی اشاره کرد. هفت . "کفشهایم کو" کیومرث پوراحمد هم البته در تداوم یا تغییر حس ما نسبت به این فیلمساز قابل احترام، تعیین کننده خواهد بود. هشت . پیش بینی می شود که امسال هم در حضور انبوه فیلم های نسبتا متوسط و غیر جریان ساز، سینمای مستند و هنر و تجربه، پر مخاطب تر و البته نسبتا جذاب باشد. پی نوشت: تدبیر عدم اعلام رسمی اسامی هیئت انتخاب جشنواره تا اعلام نهایی فیلم ها جهت کم شدن حواشی، تدبیر درست و بجایی بود و می طلبد تا از رسانه هایی که به این تدبیر پایبند بودند و فضای محترم رسانه ای را به "شنیده می شود" ها، نیالودند، تقدیر شود. حسن شیخ حائری عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران.

Haeri118@yahoo.com

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید