ماه رمضان
تصویر برگزیده

فتح‌ الله مجتبایی:

امیدوارم زندگی ابوالحسن نجفی سرمشق باشد

آرتنا: فتح‌الله مجتبایی می‌گوید:ابوالحسن نجفی زندگی پرباری داشته و امیدوارم زندگی‌اش سرمشقی باشد برای جوان‌ها که ببینند عمر را چگونه می‌شود صرف فرهنگ کرد

zoom
امیدوارم زندگی ابوالحسن نجفی سرمشق باشد

به گزارش «آرتنا»، این استاد پیشکسوت چند سال پیش با اشاره به دوستی خود با ابوالحسن نجفی- که دوم بهمن‌ماه امسال در سن 86 سالگی از دنیا رفت - اظهار می‌کند:‌ دوستی ما با نجفی از یک آشنایی آغاز شد. در سال‌های آخر دهه 1320 هم‌دانشکده‌ای بودیم. او در گروه فرانسه درس می‌خواند و من در گروه انگلیسی. در آن سال‌ها جریان‌های مختلفی بین دانشجویان آن روزگار بود و این باعث می‌شد اشخاص نتوانند با هم ارتباط برقرار کنند. من در یک خط دیگر بودم و نجفی در یک خط دیگر و این باعث می‌شد ما به هم نزدیک نشویم.بعد از سال 1332 و به هم خوردن آن جریان‌ها، ما به هم نزدیک شدیم و مرکز نیل جایی شد که همدیگر را ببینیم و ریشه‌های دوستی‌مان شکل بگیرد. در انتشارات نیل او کتاب‌هایی را برای ترجمه انتخاب می‌کرد که هنوز هم این کتاب‌ها جزو بهترین کتاب‌های ترجمه‌شده به فارسی هستند. بعد از آن، وقتی خانلری مجله‌ «سخن» را منتشر می‌کرد، من و نجفی در آن‌جا فعالیت می‌کردیم و در مجالس مجله «سخن» و در منزل خانلری یکدیگر را می‌دیدیم. نجفی آرامشی دارد که جذاب است. البته او حجابی داشت که نمی‌گذاشت همه به او نزدیک شوند؛ اما ارتباط با او اطمینان‌بخش بود.

مجتبایی که سال 1390 در مراسم رونمایی از «جشن‌نامه ابوالحسن نجفی» در شهر کتاب مرکزی از این چهره پیشکسوت سخن می‌گفت، می‌افزاید:‌ مسئولیت انتشار مجله «سخن» سال‌ها با نجفی بود و این تشخیص نجفی بود که آن مجموعه از «سخن» بهترین شماره‌های مجله «سخن» شد. بعد ما 20 سال همدیگر را ندیدیم و حالا دوباره در فرهنگستان با یکدیگر کار می‌کردیم. همه برای او احترام خاصی قائل هستند. مهم‌ترین چیزی که نجفی برایش مهم است، زبان فارسی است و تعصب خاصی به این زبان دارد. او در جلسات فرهنگستان همواره درباره واژگانی که از رادیو و تلویزیون شنیده است و فکر می‌کند این واژه‌ها به زبان فارسی تعرض کرده‌اند‌، اعتراض می‌کند.

او همچنین می‌گوید: نجفی در طول حیاتش در سه زمینه وارد شده که در هر سه حق آن مطلب را بیان کرده است. او کارش را با ترجمه از فرانسه به فارسی شروع کرده و بهترین کتاب‌ها را ترجمه کرده است. زمینه دومی که به آن وارد شد،‌ مسائل زبان‌شناسی و لغت بود، تا آن‌جا که تعصب عمیق او به زبان فارسی به «غلط ننویسیم» منجر شد. زمینه سوم عروض است که به آن توجه داشته و آن را رها نکرده است. نجفی نکاتی را در عروض یافته که هیچ‌کس آن‌ها را نیافته بود. او هر سه این زمینه‌ها را که زمینه‌های مهمی بودند، به سرانجام رساند.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید