ماه رمضان
تصویر برگزیده

شیفته شخصیت راما شدم

گفت‌وگو با عباس غزالی بازیگر فیلم‌های ˝قیچی˝ و ˝دلبری˝

آرتنا: عباس غزالی می‌گوید ˝قیچی˝ یک فیلم شخصیت‌محوراست و به لحاظ لوکیشن شبیه هیچ فیلم سینمای ایران نیست و ˝دلبری˝ مضمونی فوق‌العاده ارزشمند و مقدس دارد.

zoom
گفت‌وگو با عباس غزالی بازیگر فیلم‌های ˝قیچی˝ و ˝دلبری˝

به گزارش  «آرتنا»،عباس غزالی با بازی برون‌گرایانه‌اش در در سریال "وضعیت سفید" حمید نعمت‌الله در نقش یک جوان پایین‌شهری دهه شصتی که درگیر اعتیاد و چالش‌های زندگی با خانواده در ایام موشک‌باران تهران در زمان جنگ است، برای مخاطبان تلویزیونی شناخته شد و در ادامه در سریال مادرانه در نقش یک جوان معترض ارتباطش را با مخاطب حفظ کرد.

او سال قبل هم در فیلم "اعترافات ذهن خطرناک من" نقش متفاوتی بازی کرد. غزالی امسال با دو فیلم در جشنواره فیلم فجر حضور دارد. "دلبری" دومین ساخته سینمایی جلال دهقانی اشکذری یک ملودرام اجتماعی با پس‌زمینه دوران دفاع مقدس است و اثری است که به واکاوی تأثیرات دوران دفاع مقدس بر زندگی آدم‌های جامعه در دهه‌های بعدی می‌پردازد و فیلم "قیچی" به کارگردانی کریم لک‌زاده که یک اثر متفاوت جاده‌ای است. با او درباره این حضورهایش گفت‌وگویی انجام داده‌ایم.

با جلال دهقانی اشکذری در سریال "حانیه" تجربه موفق همکاری داشتید. تجربه دوم همکاری‌تان چگونه به وجود آمد؟

وقتی با جلال دهقانی اشکذری آشنا شدم و شروع به همکاری کردم. به نظرم رسید با کارگردان بااستعداد و توانمندی روبه‌رو هستم و مسیری را که در کارگردانی انتخاب کرده خیلی منطقی ادامه می‌دهد. قصه‌هایی که او برای ساخت فیلم و یا مجموعه انتخاب می‌کند مناسب هستند و در ضمن در نویسندگی هم تخصص دارد. وجود این ویژگی‌ها باعث همکاری من با این کارگردان شد. در کلیت همیشه فیلمنامه اولویت اصلی من در قبول و ایفای یک نقش است. در فیلم "دلبری" یکی از متفاوت‌ترین نقش‌های دوران بازیگریم را ایفا کردم. همیشه به تقدیر و قسمت اعتقاد داشته‌ام. زیرا قرار بود "دلبری" برای حضور در جشنواره سال قبل آماده شود، اما به موقع آماده نشد و اگر سال قبل به موقع آمده می‌شد. این فرصت را برایم ایجاد می‌کرد که در کنار بازی‌ام در فیلم "اعترافات ذهن خطرناک من" دیده شود و تفاوت‌های بنیادین دو نقش را در جلوی چشم مخاطب قرار دهد. ممکن است در راه عدم چنین شرایطی حکمتی وجود داشته باشد و از اینکه دلبری در بخش اصلی جشنواره در کنار سایر فیلم‌ها رقابت می‌کند، خوشحالم.

اشکذری در "دلبری" به سراغ طرح مضامین ارزشی رفته است؟

بله، مضمونی فوق‌العاده ارزشمند و مقدس. البته این کارگردان همیشه در انتخاب بازیگران فیلم‌هایشان به من لطف دارند و برای بازی در فیلم اولشان نیز از من دعوت کرده بودند که چون درگیر بازی در فیلم دیگری بودم. این همکاری شکل نگرفت.

شخصیت راما در فیلم "قیچی". یک ضدقهرمان سمپاتیک است یا یک بدمن؟

راما یک ضد قهرمان است.

نوع و شیوه بازی‌تان به گونه‌ای است که بازی‌تان در قالب ضدقهرمان‌ها تا شخصیت‌های مثبت بهتر دیده می‌شود. چقدر به این مسئله اعتقاد دارید؟

در فیلم "دلبری" کاراکترم مثبت است و می‌توانم به راحتی این نقش‌ها را بازی کنم. البته تا به حال اغلب شخصیت‌هایی که بازی کرده‌ام به سمت خاکستری شدن رویکرد داشتند و بازی‌هایم به گواه نظر منتقدان در قالب چنین شخصیت‌هایی به خوبی جواب می‌دهد. البته حضور موفق در این نوع نقش‌ها فقط به بازیگری مربوط نیست و فیزیک و نوع جزئیات چهره و اکت‌ها در این قضیه نقش مهمی دارند. من معتقدم بازیگر نباید خودش را در قالب یک نقش محصور کند و انتخاب‌هایش متنوع و متفاوت باشد و تعادل و بالانس
در کارنامه بازیگری‌اش داشته باشد.

راما شخصیت درون‌گرایی دارد؟

راما شخصیت درون‌گرای دارد و اهل سکوت است. راما در میان ضدقهرمان‌هایی که تا به حال بازی کردم شخصیت متفاوتی است. امیدوارم متفاوت بازی کردن این نقش برای مخاطب هم دیده شود.

مکافات عمل در فیلم "قیچی" به عنوان بیس اصلی درام مطرح می‌شود. شما از این قضیه در فیلمنامه چه استنباطی داشتید؟

وقتی فیلمنامه را خواندم متوجه خشم درونی راما شدم و من را عجیب شیفته خودش کرد.

ریشه به وجود آمدن این خشم درونی چیست؟

خشم فروخفته‌ای است که ریشه‌اش در محیط اطرافش است و نزدیک‌ترین کسش سبب آن شده است. بروز این خشم باعث می‌شود دست به عملی بزند. عملی خشن که باعث بریده شدن حکم قصاص برایش می‌شود. و بعد از این اتفاق راما وارد یک کشمکش درونی با خودش می‌شود و در نهایت تلاش می‌کند از قصاص زمینی فرار کند و به سمت دل طبیعت می‌گریزد و ذره‌ذره طبیعت او را قصاص می‌کند و یک جورهایی روی این قضیه تأکید می‌شود دنیا دار مکافات است. البته نگاه کارگردان به این موضوع بسیار هنرمندانه است و با زبان تصویری درست موضوع را به مخاطب منتقل می‌کند.

راما را می‌توانیم آدم خودویرانگری بدانیم؟

راما در زندگی به مرحله‌ای رسیده است که خوب نمی‌تواند فکر کند و اوضاع را مدیریت کند و در لحظه است که تصمیم می‌گیرد و آنقدری خودش را بازنده می‌داند که فکر می‌کند همه چیز تمام شده است و بالاتر از سیاهی رنگی نیست. و لحظه‌به‌لحظه به تباهی و غرق شدن نزدیک می‌شود. از روز اول که با کارگردان صحبت کردم، کریم لک‌زاده از من خواست محور بازیم تأکید روی خشم فروخفته این آدم باشد. مثل خشم فروخفته مکبثی. برای درک بهتر این خشم دوباره رفتم و "مکبث" را خواندم و این بازخوانی مجدد خیلی کمکم کرد.

چه ویژگی‌های فیلم "قیچی" برایتان مهم بود؟

"قیچی" یک فیلم شخصیت محوراست و داستان جذابی دارد و به لحاظ لوکیشن شبیه هیچ فیلم سینمای ایران نیست. عوامل و کارگردان با دل و جرات رفتند در لوکیشن‌های دوردستی که کمتر گروهی حوصله و وقت صرف می‌کند که مسافت هزار کیلومتری دور از تهران را طی کند و برای کار به آنجا برود. عوامل سازنده "قیچی" همه جوان و باانگیزه و پرانرژی سختی و گرمای هوا و نبود امکانات رفاهی مطلوب را تحمل کردند و با عشق کار کردند. نزدیک به هفتاد درصد از فیلم در روستای ساحلی بن داران در استان هرمزگان و حوالی میناب فیلمبرداری شد. کار در سه فاز فیلمبرداری شد. بخش تهران، بخش داخل قطار و بخش جنوب.

به نظر می‌رسد "قیچی" فیلمی است که به بازی بازیگر اصلی‌اش وابسته است؟

بله، من ارتباط بسیار خوبی با نقش و فضای فیلم برقرار کردم و قیچی یکی از بهترین فیلم‌های کارنامه بازیگریم است و به دیده شدن فیلم در فجر بسیار امیدوارم. کریم لک‌زاده هم با ساخت فیلمش استعداد و نبوغش را نشان داد و به طور حتم در سال‌های آینده خبرهای بیشتری از او می‌شنویم.

لک‌زاده در سال‌های اخیر با فیلم‌های کوتاهش بسیار دیده شده است؟

بله، با دیدن فیلم‌های کوتاهش شیفته سبک کاری‌اش شدم و در طول کار هم ارتباط خوبی با او داشتم.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید