تصویر برگزیده

نگاهی به «ایستاده در غبار» ؛

فیلم خوب ربطی به متلک‌پراکنی ندارد

آرتنا: نگاهی اجمالی به «ایستاده در غبار»، نشان می‌دهد که رفتن به سمت قهرمانان مردمی، مشتریان زیادی دارد.

/نگاهی اجمالی به «ایستاده در غبار»، یکی از محبوب ترین فیلم های جشنواره امسال نشان می‌دهد که رفتن به سمت قهرمانان مردمی، مشتریان زیادی دارد.

چهره محمدحسین مهدویان را مثل خیلی های دیگر نمی شناختم. فقط می دانستم کارگردان «آخرین روزهای زمستان» است. بنابراین وقتی وارد سالن سینما شد، از میان مخاطبان کسی تحویلش نگرفت. داشت می آمد ردیف بالایی ما بنشیند و به همین جهت صحبت هایش را با همکارانش می شنیدم. می گفت قصد دارد تا وسط فیلم بماند و از صدای سالن که خیالش راحت شد، برود برج میلاد برای اکران فیلمش در کاخ. با شنیدن صحبت ها فهمیدم این مرد باید یکی از دست اندرکاران اصلی فیلم باشد. همین که گفت:« من وسط فیلم می رم»، پسر جوانی که تازه وارد سالن شده بود رو کرد به مهدویان و گفت:« نه آقا! بخوای هم نمی تونی بری! این فیلم این قدر خوبه که تا آخر رو صندلی نگهت می داره. من خودم یه دفعه دیدم، دفعه دوم با دوستم اومدم فیلم رو ببینیم!» خانم محترمی همراه عوامل بود که نتوانست از این اتفاق جلوی خنده اش را بگیرد و به پسر گفت:« داری این حرف ها رو به کی می زنی؟! ایشون خود آقای مهدویان، کارگردان فیلم هستند.» موقعیت کمیکی بود که مهم ترین تاثیرش روی من، ریختن جبهه گیری های منفی بود که پیش از این در مورد «ایستاده در غبار» داخل ذهنم شکل گرفته بود. واقعا قبل فیلم منتظر دیدن یک «زیبا تر از زندگی» دیگر، بودم اما «ایستاده در غبار» شگفت زده ام کرد.  مثل «بادیگارد». تا نشان دهد اوج امسال دست پر به جشنواره آمده.

در سالی که فیلم ها لزوما با «بسم الله الرحمن الرحیم» آغاز نمی شوند، ساخته جدید محمد حسین مهدویان با نام خدا آغاز شد. فرم روایت مستند داستانی در یک فیلم سینمایی، چیزی بود که نرگس آبیار هم سعی کرده بود با «شیار 143» آن را پیاده کند اما مهم ترین تفاوت «ایستاده در غبار» و «شیار 143» هم دقیقا در همین بخش است. جایی که نرگس آبیار، همه بخش ها را ساخته بود اما محمد حسین مهدویان فقط تصاویر را آماده کرده بود. صداها واقعا مستند بود. تجربه جدیدی بود.

بر خلاف بسیاری از فیلم های سینمایی داستانی که در جشنواره امسال دیده ایم، این مستند بازسازی جذاب، در روایت باز نمی ماند. به راحتی تعلیق ایجاد می کند و در شخصیت پردازی هم عالی عمل کرده و شمایل یک قهرمان ملی را روی پرده سینما برای ما ترسیم می کند. با احمد بزرگ می شویم، زندان می رویم، پشت سنگرهای جبهه کنارش در غبار ایستاده ایم و وقتی مفقود الاثر می شود به خودمان می آییم که جا مانده ایم و چقدر دلمان برای چنین شخصیتی تنگ است. چقدر جای حاج احمدها الآن خالی است. و حال مادری را درک نمی کنیم که بیش از سه دهه است به در چشم دوخته اما احساسش می کنیم.

بازی خوب نابازیگران و بازیگران فیلم اولی و ناشناخته «ایستاده در غبار» آن قدر عالی بود که می توانست هر مخاطب سینما دوستی را به صندلی های سینما میخ کند و حتی این شک را در دل بیندازد که نکند برخی از تصاویر هم واقعی اند؟

اما بگذارید از جذابیت های ساختاری و فنی فیلم، گذر کنیم. الآن را نبینید، قبلا هم آثار خوب در همین جشنواره مان کم ندیده ایم. مفاهیم ارزشمندتری هست که می شود به بهانه این اثر بازگو کرد.

از میان فیلم هایی که در 4 روز اول جشنواره دیده ام، 7 اثر سیاه و با مضامین فساد اجتماعی ساخته شده اند. آثاری که نه محتوای مناسبی دارند و نه از لحاظ فنی قابل ارزشیابی اند. در سالی که آقای ایوبی افتخار برگزاریش را «به سفیران سخن و پاسداران و شهیدان حرم»، «پیشکش» می کند، ما به جز تجاوز به عنف، زنای محصنه، همجنسگرایی و روابط جنسی، فقر و فلاکت و بدبختی، نق زدن به دولت و جمهوری اسلامی و زیر سوال بردن احکام اسلامی هنوز چیزی ندیده ایم. در این شرایط دیدن «ایستاده در غبار» واقعا حال آدم را خوب می کرد و اثباتی برای این گزاره که هنوز هم می شود فیلم خوب ساخت و مخاطب را جذب کرد اما از خط قرمزها عبور نکرد و با تکه پرانی های جنسی ضریب عوام پسندی فیلم را افزایش نداد. هنوز می شود فیلم خوبی ساخت که افتخارش را پیشکش شهدای جنگ تحمیلی و مدافعان حرم و جاویدان اثر کرد.

«ایستاده در غبار» را اگر در سینماهای مردمی ببینید متوجه می شوید فیلمی برای یک گروه خاص نیست. همه از آن لذت می برند. دلیل اصلی این اتفاق فقط یک چیز است: نشان دادن غرور و افتخار ایرانی اسلامیمان روی پرده سینما.

و این اتفاق بزرگی است، کاش صاحب نظران ما کمی از هالیوود یاد می گرفتند. کاش «تک تیرانداز آمریکایی» را می دیدند و «ایستاده در غبار» را هم به تماشا می نشستند و می فهمیدند با حماسه هایی که ما داریم، فیلم اولی ها هم می توانند شاهکار دفاع مقدس بسازند. و کاش کلینت ایستوود، «ایستاده در غبار» را می دید تا یاد می گرفت قهرمان جنگی کیست؟

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید