تصویر برگزیده

پژوهش‌گر ادبیات به معلمان پیشنهاد کرد؛

قصه‌گویی جغرافیایی ابزاری آموزشی برای اعتلای فرهنگی

آرتنا: نشست «سنت قصه‌گویی در ادبیات کهن» دریچه‌هایی جدید برای قصه‌گویی را پیش روی متخصصان، قصه‌گویان و علاقه‌مندان قرار داد.

zoom
قصه‌گویی جغرافیایی ابزاری آموزشی برای اعتلای فرهنگی

به گزارش«آرتنا»،اگرچه ادبیات کلاسیک فارسی حوزه‌ای غنی برای استخراج مواد لازم برای قصه‌گویی‌است، اما توجه به حوزه‌های غیر داستانی می‌تواند تحولی جدید در عرصه‌ی قصه‌گویی را رقم بزند.

نشست «سنت قصه‌گویی در ادبیات کهن» دریچه‌هایی جدید برای قصه‌گویی را پیش روی متخصصان، قصه‌گویان و علاقه‌مندان قرار داد. در این نشست که با حضور سه پژوهشگر و نویسنده برگزار شد دکتر فاطمه مهری «عجایب‌نامه»‌ها را منابعی قابل توجه در قصه‌گویی دانست و توجه به آن‌ها را در عصر جدید خواستار شد.

احمد وکیلیان و محمدرضا یوسفی دیگر سخنرانان این نشست نیز به بیان تاریخچه و ویژگی‌های ساختاری این قصه‌ها پرداختند.

نشست «سنت قصه‌گویی در ادبیات کهن» که بیستم بهمن‌ در جمع دانشجویان رشته ادبیات دانشگاه فرهنگیان برگزار شد با اجرای یک قصه‌خوانی همراه بود. با این آغاز دکتر علیرضا کرمانی مدیرکل مرکز آموزش و پژوهش کانون ضمن معرفی فعالیت‌های کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان خطاب به شرکت کنندگان به ضرورت آشنایی معلمان با قصه‌گویی اشاره داشت. او آشنایی معلمان با کانون را دیگر ضرورتی دانست که این جلسه آن را دنبال کرده است.

وی ادامه داد: «جامعه‌ی هدف هر کدام از ما کودکان هستند. بنابراین حاصل تمام تلاش‌های مشترک ما در اختیار کودکان قرار می‌گیرد و امید است هنگامی که دانشجویان حاضر قدم در مدارس می‌گذارند با فعالیت‌ها و امکانات فرهنگی – هنری کانون آشنایی کامل داشته باشند.»

در ادامه احمد وکیلیان به بیان تاریخچه‌ای از قصه‌گویی پرداخت. او سخنان خود را این چنین آغاز کرد: «تاریخ بیش از یک قصه نیست. و این قصه تلاش مردم برای به ظهور رساندن وجود خود است.»

او در ادامه به روالی تاریخی در ایجاد قصه‌ و قصه‌گویی در ایران اشاره داشت. وکیلیان این قصه‌ها را برخواسته از دل مردم و زندگی آن‌ها خواند: «قصه‌های مثنوی از پیش از مثنوی تا بعد از مثنوی یا همان «قصه‌های مردم» نمونه‌ای بارز است تا بدانیم که قصه‌های مثنوی در واقع برگرفته از داستان‌هایی شفاهی است که نگارنده خود، ‌آن‌ها را توسط دیگران شنیده است. این روال منطقی سوالی را در ذهن ما تداعی می‌کند: چرا مادربزرگ‌های امروزی قادر به بیان قصه نیستند؟ این تولید و بازتولید به مرور زمان کمرنگ‌وتر و بی اهمیت‌تر شده است و هیچ نهادی هم برای حفظ آن نکوشیده است. ضروری است که در این شرایط انجمن‌هایی برپا شوند تا ما بتوانیم ادبیات گذشته را به امروز پیوند بزنیم.»

این سخنران اشاره به فعالیت‌های دکتر مالزورف را نیز ضروری دانست. او با برشمردن فعالیت‌های ایران‌‌شناس آلمانی تلاش وی برای ثبت فرهنگ کشورمان را نشانه‌ای از غنای این فرهنگ دانست که متاسفانه رو به زوال است.»

دیگر بخش صحبت‌های وکیلیان اشاره به جنبه‌های روان‌‌شناختی قصه‌گویی بود. او به تاثیرات مهم این شیوه در دیگر کشورها و کاربردی کردن آن نیز پرداخت. وی گفت: «امروزه نقال‌ها دیگر فعالیت نمی‌کنند و حاج مصطفی سعیدی تنها نقال ایران هم تلاش‌های زیادی برای برپایی محافلی جهت حفظ این سنت داشت اما با استقبال همراه نبود. این در حالی است که در دیگر کشورها و از سال‌های دور بر جنبه‌های روان‌شناختی این فعالیت فرهنگی متمرکز بوده‌اند. به طور مثال در تاجیکستان زنی قصه‌گو در مکتب‌خانه‌ها فعال بوده است. او کودکان را از هم تفکیک می‌کرده است و برای هر کدام قصه‌ای می‌گفته است. برای کودکان خشن قصه‌های شاد و آرام‌بخش تعریف می‌کرده و برای کودکان گوشه‌گیر قصه‌هایی هیجان‌انگیز بیان می‌کرده و به روان درمانی دست می‌زده است. حال آنچه ما باید از خود بپرسیم این است که چرا قصه‌گویی از زندگی و دنیای ما رخت بربسته است؟»

سخنان محمدرضا یوسفی برای شرکت کنندگان بسیار جذاب بود. او برای این دانشجویان به تحلیل ساختاری قصه پرداخت تا دلیلی محکم برای موفقیت یا عدم موفقیت یک اثر عنوان کرد: «هر داستانی ابتدا، میانه و پایان دارد. ابتدای داستان ما را وارد یک پیش در‌آمد می‌کند که به آن «پایداری نخستین» هم گفته می‌شود. میانه یا ناپایداری، نقطه‌ی اوج هر اثر است و در نهایت به نقطه‌ی پایانی یا «پایداری واپسین» می‌رسیم. هر اثر موفق دارای هر سه ویژگی است که به این داستان‌ها کنشی نیز گفته می‌شود. از سوی دیگر داستان‌هایی وجود دارند که فاقد این عناصر در کنار هم‌اند. در این جا اثری غیرکنشی خلق می‌شود که کودک پذیرنده‌ی آن نیست.»

یوسفی ادامه داد: «دانستن این نکته برای دانشجویان رشته ادبیات فارسی ضروری است که در بازپروری یک قصه یا بازآفرینی آن اگرچه ممکن است داستانی مثل شنگول و منگول دچار تغییراتی شود اما این سه عنصر مجددا باید در آن وجود داشته باشند.»

سخنران سوم این نشست از منظری دیگر به داستا‌ن‌های کهن و قصه‌‌گویی براساس آن‌ها پرداخت. فاطمه مهری  که به عنوان پژوهش‌گر و عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی در جمع مهمانان حاضر شده بود، گفت: «اگرچه  ادبیات کلاسیک فارسی حوزه‌ای غنی برای استخراج مواد لازم برای قصه‌گویی است اما واقعیت این است که ما ادبیات را تنها در متون کهن ادبی خلاصه کرده‌ایم و روی متون غیرداستانی تمرکزی نداشته‌ایم. منظومه‌های داستانی و متون منثور ایرانی  و بسیاری از آثار به دلیل نثر مصنوع خود گاهی ممکن است در ساده‌سازی دچار دشواری‌هایی باشند به همین دلیل شاید بد نباشد تا نگاهی دوباره به تاریخ یا متون تاریخی داشته باشیم که نمونه‌ی آن تاریخ بیهقی است. از سویی آیا به این مساله فکر کرده‌اید که در متون جغرافیایی نیز فرصتی برای قصه‌گویی و قصه‌سازی فراهم است.»

مهری، متون جغرافیایی را از دو منظر مورد بررسی قرار داد: «ما در بسیاری از متون تصویری از  زمین، خشکی، ربع مسکون(جایی که انسان‌ها در آن سکونت دارند)، شهرها و راه‌ها و.... داریم. اما بسیاری از تصاویر ما در این علم براساس یک سنت شفاهی به ما رسیده‌اند و این متن‌ها روایی هستند. برای این‌که این مثال برای شما ملموس شود خوب است جغرافیای آب‌ها و سفرهای دریایی را به یاد بیاوریم. بازرگانان، سیاح‌ها و دریانوردان پس از بازگشت خود داستان‌هایی را نقل کرده‌اند که بخشی از آن‌ها مورد توجه ماست. حیوانات عجیب‌الخلقه، جزیره‌های ناشناخته، طوفان‌های دریایی. صحت بسیاری از این روایت‌ها قابل پیگیری است و بسیاری از این داستان‌های ایرانی در قرن‌های ۴ و ۵ و گاهی به زبان عربی گردآوری شده‌اند. آنچه جالب است بدانید این است که بعدها این متون تبدیل به کتاب‌هایی شدند به نام عجایب‌نامه.»

این سخنران عجایب‌نامه‌ها را اینطور تعریف کرد: «این متون سعی دارند که از زمین و موجوداتش تصویری نظام‌مند ارا‌یه بدهند و در این بین حکایت‌هایی را نقل می‌کنند که به مستندسازی کتاب می‌انجامد. گاه این اسناد از کتاب‌هایی پیش از خود نام می‌‌برند. حال آنکه این متن‌ها قادرند تبدیل به ادبیات عامه شوند که سندبادنامه یکی از آنهاست.»

دکتر مهری ادبیات کهن ایران را نیازمند بازبینی مجدد و جستجو در علوم دیگر دانست چرا که بیم تکرار تنها از راه جستجو قابل حل و فصل است.

او در پایان این نشست «قصه‌گویی جغرافیایی» را رسمی جدید در دیگر کشورهای اروپایی و شیوه‌ای برای شناخت دیگر فرهنگ‌ها دانست و استفاده از آ‌ن حتی به عنوان ابزاری آموزشی را در اعتلای فرهنگ ایران ضروری دانست.

هجدهمین جشنواره بین‌المللی قصه‌گویی که از روز 27 بهمن 1394 آغاز به کار خواهد کرد با نشست‌هایی در این هفته جهت آگاهی بخشی فعالان مختلف حوزه‌ی کودک و ادبیات همراه بوده است. قرار است این نشست‌ها هفته‌ی آینده نیز ادامه یابند.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید