تصویر برگزیده

بازخوانی یک پرونده:

25 بهمن یادآور فراخوانی از روی لجاجت

آرتنا: کامران حاجی حسنی/انتخابات ریاست جمهوری دهم، خواه ناخواه انتخاباتی متمایز در تاریخ جمهوری اسلامی به شمار می رود.

کامران حاجی حسنی/ انتخابات ریاست جمهوری دهم، خواه ناخواه انتخاباتی متمایز در تاریخ جمهوری اسلامی به شمار می رود. انتخاباتی پر دردسر و پر آشوب، که بزرگترین انقلاب قرن بیستم را با چالشی جدی مواجه کرده بود. کسانی که یک دهه پیش از آن، به امید سپردن افکار خمینی(ره) به موزه های تاریخ، بر میهن خود لگد زده بودند، حالا دوباره دست در دست ضدانقلابیون بین المللی، ضربه های سهمگینی بر پیکر تنومند جمهوری اسلامی وارد می کردند. مسئله ای که می رفت تا انقلاب ایران را نیز در زمره انقلاب های ناکام دنیا، همچون انقلاب فرانسه، روسیه، الجزایر، مصر، شیلی و دیگران قرار دهد. انگلستان، آمریکا و در یک کلام، غرب، همانگونه که انتظار می رفت، از مزدوران سال 88 با تمام توان حمایت کردند. کسانی که روزی به مبارزه با گاندی در هند پرداخته بودند و زمانی آلنده را در شیلی اعدام کردند، حالا فرصت خوبی برای خاک کردن قوی ترین انقلاب قرن پیدا کرده بودند!

انقلابی که از روز پیدایش خود، هرگز در برابر آنان سر خم نکرده بود، حالا به مدد فرزندان خائن خود، در یکی از حساس ترین مقاطع حیاتش، دوباره سیبل تیرهای استعماری آنان قرار گرفته بود. با این حال، انقلاب مردمی خمینی(ره) به مدد پشتوانه مردمی اش از کودتای نرم ضدانقلابیون داخلی و غربی، جان سالم بدر برد تا بار دیگر متمایز و خاص بودن خود را به رخ اندیشمندان علوم سیاسی و اجتماعی جهان بکشد. انقلاب اسلامی- که ثمره خون بیش از 300 هزار شهید گلگون کفن است- پابرجا باقی ماند، به مسیر مستقیم خود ادامه داد و فتنه گران را تبدیل به مردگان سیاسی کرد. با این حال، از آن رو که مقطع مذکور، یکی از پرالتهاب ترین مقطع تاریخ انقلاب اسلامی به حساب می آید، بازخوانی چندین و چندباره آن همواره ضروری و لازم خواهد بود. در این میان، بررسی تلاش مذبوحانه سران فتنه در مقطع پس از حماسه 9 دی سال 88، از جایگاه خاصی برخوردار خواهد بود.

چه اینکه حماسه 9 دی، درواقع شاخصی برای جدا نمودن صف خودی-غیرخودی و پررنگ نمودن دوگانه انقلابی-ضدانقلابی در سطح کشور بود. با این حال، سران لجوج و نادانِ فتنه، در سایه رفتار رحیمانه نظام جمهوری اسلامی با آنان، باز هم از اقدامات خائنانه خود دست برنداشتند. نمود روشن این واقعیت، فراخوان مضحک آنان برای تجمع طرفداران جنبش سبز در 25 بهمن ماه سال 1389 بود. مسئله ای که پیش و بیش از هر چیزی، اوج توهم و تمایل به ادامه خودزنی آنان را نشان می داد. چه اینکه حماسه 9 دی ماه سال 88، یک سال پیش از آن، توانسته بود تاثیر فتنه انگیزی های آنان را عملاً از بین برده، آنان را تبدیل به مردگان سیاسی نماید. فضای توهم آمیز حاکم بر اذهان سران فتنه به حدی بود که آنها با نادیده گرفتن تمامی حمایت های آمریکا، رژیم صهیونیستی و غرب از اقدامات خود، مدعی بودند می خواهند طرفداران خود را برای حمایت از انقلاب های مردمی تونس و مصر، به برگزاری تجمع فرخوان کنند!

این حرکت، آنقدر احمقانه بود که تنها عده ی معدودی از اراذل و اوباش اجیرشده به وسیله سازمان های جاسوسی غرب، به همراه اعضای پیدا و پنهان سازمان تروریستی مجاهدین خلق، در آن حضور یافتند. در متن گزارش مجلس درباره این حرکت خائنانه و ضدملی می خوانیم:" اسناد اطلاعاتی نشان می‌دهد که آمریکا و انگلیس و رژیم صهیونیستی جهت پشتیبانی از اطلاعیه میرحسین موسوی و کروبی همه گروهک‌های ضد‌انقلاب اعم از منافقین، سلطنت‌طلب‌ها، بهائیان و قوم‌گرایان را در 25 بهمن به صحنه آوردند. دستگیری تعدادی از عناصر منافقین در روز 25 بهمن نشانگر این واقعیت است. برای انجام این مأموریت ده‌ها شبکه اینترنتی، ده‌ها هزار ایمیل و بیش از یک میلیون و 200 هزار پیامک به داخل کشور ارسال شد... کشته‌سازی، یکی دیگر از برنامه‌های آمریکا و انگلیس و اسرائیل در این جریانات بود. طبق اسناد اطلاعاتی، تیمی از منافقین مأموریت کشته‌سازی را به عهده داشت. این تیم پس از شهادت شهید صانع ژاله، خبر کشته شدن وی را از طریق سر‌پل خارج به منافقین منتقل و بلافاصله منافقین در سایت هرانا (ساعت 8 شب) آن‌را منتشر می‌کنند."

سران فتنه درواقع هرگز نمی خواستند به این سوال ساده و صریح پاسخ دهند که چگونه ممکن است، آمریکا و غرب، همزمان با حمایت همه جانبه از تلاش های خائنانه آنها در سطح ایران، به مقابله همه جانبه با انقلاب های مردمی مصر و تونس بپردازند! و افکار عمومی باور کند که فراخوان آنها، برای حمایت از انقلاب های مردمی در مصر و تونس بوده است؟! با این حال، آنها بر درستی راه خود اصرار داشتند. تحلیل احمقانه آنها این بود که حمایت همزمان آمریکا از زین العابدین بن علی، حسنی مبارک و آنان، نمی تواند هیچ معنای خاصی داشته باشد و توقع داشتند با همین تحلیل خائنانه و دور از منطق، عده زیادی از مردم کشور را به خیابان ها بکشانند. آنها در مسیر زیر برف کردن سر خود، تا جایی پیش رفته بودند که چند روز پیش از تاریخ مذکور، در گفتگو با رسانه های خارجی از درخواست صدور مجوز قانونی برای برگزاری این تجمع خائنانه خبر می دادند. پس از مخالفت وزارت کشور با صدور مجوز برای تظاهرات احمقانه مذکور،  اردشیر امیرارجمند، مشاور حقوقی میرحسین موسوی و اسماعیل گرامی مقدم سخنگوی حزب اعتماد ملی و مشاور مهدی کروبی در مصاحبه هایی جداگانه با شبکه بی بی سی فارسی! اعلام کردند که دیگر نیازی به مجوز نیست و راهپیمایی در هر صورت برگزار خواهد شد!

سران فتنه، به صورت روشنی در دام طراحی شده اطرافیان خود افتاده بودند و اصرار داشتند تا به هر طریقی، اندک جان باقی مانده در رگهای آمریکایی جنبش سبز را نیز با این فراخوان مضحک، از بین ببرند. در متن گزارش مجلس در زمینه نقش اطرافیان سران فتنه در این زمینه می خوانیم:" اردشیر امیرارجمند رابطه منافقین و نماینده و مشاور آقای میر‌حسین موسوی (که رسما خود را به این عنوان معرفی نموده) و عضو ستاد انتخاباتی و کمیته صیانت از آراء، با مصاحبه‌های متعدد اهداف راهپیمایی را پوشش می‌داد و بعد از راهپیمایی نیز بیانیه‌ای به اسم آقای موسوی منتشر کرد. این نقش را عینا آقای واحدی سردبیر اسبق و فراری روزنامه آفتاب یزد و مشاور خارج‌نشین آقای کروبی میهمان دائم بی بی سی فارسی نسبت به آقای کروبی انجام داد و اطلاعیه‌ای به اسم ایشان تهیه و منتشر کرد.‌" سران خائن فتنه که تمامی تلاش های خود را با برگزاری تظاهرات 22 بهمن، بر آب می دیدند، بر اثر مشاوره های غلطی که به آنان داده می شد، تظاهرات 25 بهمن را آخرین تیر ترکش خود می پنداشتند.

آنها به خیال شبیه سازی انقلاب های تونس و مصر در ایران، می خواستند به هر صورتی شده، ریشه انقلابی را بزنند که تمام زندگی و جایگاه اجتماعی خود را مدیون آن بودند! ولیکن این شبیه سازی کاریکاتوری و غیرصادقانه، آنقدر مضحک، نچسب و کودکانه بود که نفس های به شماره افتاده جنبش سبز را برای همیشه قطع کرد! درواقع اگر حماسه 9 دی، فتنه سبز را به اتاق مراقبت های ویژه فرستاده بود، فضاحت به وجود آمده در جریان تظاهرات ادعایی 25 بهمن 89، برای همیشه آن را در کابین های سردخانه، برای انتقال به زباله دان تاریخ قرار داد. درواقع، بهمن ماه 1389، موسوی و کروبی با فراخوان برای ایجاد آشوب در سطح کشور، به صورت مشخصی راه خود را از انقلاب جدا کرده، به ضد انقلاب پیوسستند. مسئله ای که دست نظام مظلوم جمهوری اسلامی را برای برخورد قاطعانه تر با فتنه انگیزی های آنان باز نمود. سران فتنه پس از شکل گیری حماسه 9 دی ماه سال 88، به تدریج رویکرد خود را بر دامن زدن یکسویه به خشونت هدفمند تغییر داده بودند و  همین مسئله، نهایتاً به دفن سیاسی و همیشگی آنان منجر شد.

درواقع، گذر زمان، به تدریج ماهیت اصلی فتنه را برای عموم مردم مشخص کرد و باعث ریزش بدنه اجتماعی آن شد. در نتیجه، سران فتنه پس از ناامیدی از اهرم نافرمانی مدنی برای اعمال فشار بر نظام، دچار سرخوردگی شده، به خشونت برنامه ریزی شده و حداکثری روی آوردند. در این مرحله، سران و هدایت کنندگان فتنه سبز، به تدریج نقاب از صورت خود انداختند و زمینه رسوایی خود را بیش از پیش فراهم نمودند. به عنوان مثال، پیش از برگزاری تظاهرات کاریکاتوری 25 بهمن 1389، سایت بالاترین، یکی از پایگاه های اینترنتی وابسته به کودتاچیان می نویسد:" دوره مبارزه بی‌خشونت و رحم کردن تموم شده، اگر میخوایم پیروز بشیم، باید ضربه اول رو محکم بزنیم. درسته ما ملت با فرهنگ و تمدنی هستیم و صلح طلبیم!، اما برای رسیدن به آزادی جلوی یک حکومت خونخوار باید محکم ایستاد روزهای 30خرداد و 6 دی 88 (عاشورا) رو به یاد بیارید که حکومت چقدر ترسیده بود و دستپاچه شده بود از خشم مردم."

هرچه هست، ما امروز در اواخر سال 1394 قرار داریم. سوال این است که اکنون چه باید کرد؟ آیا حماقت و رذالت سران فتنه برای مقابله با انقلاب اسلامی و هم پیاله شدن با آمریکا و رژیم صهیونیستی تمام شده است؟ واقعیت آن است که جواب این سوال، خوشبختانه یا متاسفانه منفی است! فتنه گران و حامیان آنها بی شک در کمین نشسته اند تا در زمان مناسب، ضربه کاری خود را بر پیکره تنومند انقلاب فرود آورند. جربه روشن ملت ایران از عملکرد خائنانه این افراد نشان می دهد که آنها هرگز از فتنه گری دست نخواهند کشید. اگر بنی صدر پس از خیانت های خود در به آشوب کشیدن کشور به دامان اربابان خود گریخت، اینان هنوز در کنار ما نشسته، از زمین و زمان هم طلبکار هستند. لذا فتنه بنی صدر و خطر او را باید بسیار ضعیف تر از خطر سران خائن فتنه سال 88 و همپالگی های آنان در جریان اصلاحات دانست.

سطح توهم و دریدگی سران فتنه آمریکایی سال 88 به حدی بود که مهدی کروبی یکی از سران فتنه، پس از فضاحت 25 بهمن 1389 و مشخص شدن وزن اجتماعی نداشته کودتاچیان نیز، در بیانیه منسوب به خود-که توسط واحدی سردبیر فراری روزنامه آفتاب یزد نوشته شده است- می گوید:" ضمن محکومیت شدید برخوردهای خشن و غیر انسانی و غیر اسلامی هشدار می دهیم که تا دیر نشده است پنبه ها را از گوش هایتان خارج کنید و صدای مردم! را بشنوید! اعمال خشونت آمیز و مخالفت و عناد با خواست مردم تا زمانی و جایی می تواند به استمرار چنین وضعیتی کمک کند. از سرنوشت دوری حکومت ها از مردم عبرت بگیرید! زندانیان سیاسی را آزاد و دستتان را از گلوی روزنامه ها و رسانه های مستقل بردارید، به عهد و میثاقی که با نام قانون اساسی با مردم بسته اید وفادار باشید." نوشته ای که بیشتر به بیانیه بنیامین نتانیاهو شبیه است تا سخنان یک ایرانی! ختام سخن آنکه، سران و وابستگان فتنه، بی شک در صدد طراحی و عملیاتی کردن اقدامات خائنانه نو به نوی بر علیه انقلاب اسلامی هستند و فراموش کردن خیانت های آنان، چیزی جز سهل اندیشی و خیانتی مضاعف به خون شهیدان انقلاب اسلامی نخواهد بود.

 

نشر مقالات وارده به معنای تأیید یا حمایت سایت آرتنا از تمام یا بخشی از آن نبوده وکلیه مسئولیت های قانونی متوجه نگارنده محترم می باشد.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید