تصویر برگزیده

دکتر حمید شاه آبادی ؛

مهمترین مشکل در حوزه علوم انسانی و هنر، نقد درون رشته ای است

آرتنا: معاون سابق هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در برنامه "گفت‌وگوی فرهنگی" رادیو گفت‌وگو، مهمترین مشکل در حوزه علوم انسانی را نقد درون رشته ای بیان کرد.

به گزارش «آرتنا»،برنامه "گفت‌وگوی فرهنگی" با حضور دکتر مجید سرسنگی معاون فرهنگی دانشگاه تهران و رئیس کارگروه هنر شورای تحول علوم انسانی، دکتر حمید شاه آبادی مشاور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در امور هنری و معاون سابق هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و دکتر محمد خزایی عضو هیئت علمی و مدیر گروه هنر اسلامی دانشگاه تربیت مدرس به موضوع ضرورت ها و بایدهای تحول در آموزش هنر پرداخت.

دکتر مجید سرسنگی با اظهار به اینکه حوزه علوم انسانی و هنر تا حد زیادی مغفول واقع شده است، بیان داشت:  دلایل زیادی وجود دارد برای اینکه چرا در حوزه علوم انسانی در جایگاهی قرار گرفته ایم که امروزه مقام معظم رهبری و بسیاری از مسئولین ارشد نظام، به نوعی نگران هستند و به همین علت بود که چند سال پیش شورای تحول علوم انسانی ایجاد شد تا این مسئله را به طور جدی بررسی کند.

وی متذکر شد: اگر بخواهیم واقع بینانه نگاه کنیم و خودمان را با کشورهای دیگر قیاس کنیم، قطعا برتری و مزیت نسبی ما در حوزه علوم انسانی و هنر است و این چیزی است که سابقه تاریخی ما نشان داده است اما در سال های اخیر متاسفانه بنا به دلایلی از جمله اینکه رشته های علوم انسانی کمتر توانسته اند بازار کار پیدا کنند و یا  کمتر توانسته اند خودشان را در جامعه مفید نشان دهند تمایل نیروهای نخبه دانشجویی بیشتر به سمت رشته های دیگر سوق پیدا کرده است و رشته های علوم انسانی تا حدی مهجور واقع شده اند.

معاون فرهنگی دانشگاه تهران سیستم دانشگاهی کشور را عاملی برای مغفول ماندن حوزه علوم انسانی دانست و گفت: به نظر می رسد، سیستم دانشگاهی ما بخاطر اینکه ساختارش ساختاری الگوپذیر است و با الگوی غیر ایرانی تعریف و تبیین شده، این ساختار نتوانسته است حوزه علوم انسانی را که یک حوزه خودی و بومی ما است در خودش به شکلی که مناسب است، جذب کند.

در ادامه دکتر حمید شاه آبادی با اظهار به اینکه در حوزه علوم انسانی با دو نقد مواجه هستیم، عنوان کرد: واقعیت این است که نظام اسلامی تلاشش این بود که بعد از پیروزی انقلاب به حوزه علوم انسانی توجه ویژه ای بکند و از اساس داشت بنیان های نوینی را می ریخت که رشته های علوم انسانی بیشتر مورد توجه قرار بگیرد چون خاستگاه این علوم در کشور ما به مراتب بیشتر از حوزه های دیگر وجود دارد.

وی نگاه کمی گرا را آفت دیگر عقب ماندگی آن در کشور بیان و تصریح کرد: آن کار، درست شروع شد اما آن چیزی که آفت اصلی کار واقع شد نگاه کمی گرا و نگاه حاکمیت درک بود، یعنی پدیده دیگری آمد و بر روی علوم انسانی سوار شد و مسیری که شاید در ابتدا می خواست مسیر درستی را بپماید به انحراف گرایید. اگر مولفه کمیت را از علوم انسانی بیرون می بردید، یا اگر در این حوزه بحث مدرک و حاکمیت مدرک را بیرون می بردید، کارایی این حوزه خیلی خودش را بهتر نشان می داد.

مشاور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در امور هنری افزود: همچنین انتظارات کاملا منفعت گرایانه و مادی گرایانه نسبت به خروجی دانشجوی حوزه علوم انسانی هم به موضوع دامن زد.

وی نگاه منفعتگرا را دلیل افزایش جامعه آماری در دهه های شصت و هفتاد برشمرد و اظهار داشت: نگاه منفعتگرا، نگاهی کاملا عملگرایانه به خروجی این رشته ها است و باعث شد که از یک سو به دلیل حاکمیت مدرک، ورودی در این رشته ها بسیار زیاد شد و به دلیل اینکه این رشته ها امکان پذیرش دانشجوی بیشتری را داشتند و عطش پذیرش دانشجو در دهه 60 و 70 را جوابگو بودند، در واقع شوق دانشجویان ما به این موضوع افزایش پیدا کرد و جامعه آماری ما در حوزه علوم انسانی رشد کرد.

معاون سابق هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به دو نقد جدی در این حوزه اشاره کرد و بیان داشت: اولا نقد درون حوزه است. وقتی رشته ای غالب محتوایش محتوای بومی نباشد در نتیجه نمی توان از آن انتظار داشت نسخه ای که برای این فارغ التحصیل می پیچد به درد داخل کشور بخورد. اگر ما سراغ رشته علوم انسانی رفتیم با حجم زیاد متون واراداتی، ترجمه ای و تبیین نظریه های غربی در نتیجه فارغ التحصیل این رشته  در بستر مفهومی دیگری واقع می شود و دچار تعرض شده و عملا نمی تواند خروجی لازم را داشته باشد.

وی مهمترین مشکل در این حوزه را نقد درون رشته ای بیان کرد و اظهار داشت: در درون این فضا ما دچار این مشکل بوده ایم و بدون حل مبانی نظری رشته های علوم انسانی، وارد فضای سرفصل نویسی در این حوزه شدیم و این یعنی استفاده مفید.

شاه آبادی  به نقد برونی این حوزه پرداخت و گفت: غیر از اینکه در درون حوزه و رشته های علوم انسانی بحران را داریم در فضای جامعه هم نگاه به فارغ التحصیل، نگاهی همانند عنصر ناکارآمد شده است (رابطه بین آنچه که دانشجو آموخته با جامعه بیرونی و با فرصت های اجتماعی و کاری غصب شده) و عملا این دو وزنه بر روی حرکت علوم انسانی نشست و او را از کارآمدی انداخت.

در ادامه دکتر محمد خزایی با اشاره به شورای تحول بیان داشت: در شورای تحول با دوستان به این نتیجه رسیدیم که باید سرفصل هایی را بنویسیم و درس ها را اصلاح کنیم و بعد به این نتیجه رسیدیم که این اقدام کفایت نمی کند و باید حتما کتاب هایی را هم تدوین کنیم  و در مرحله سوم به این نتیجه رسیدیم که ما هرکاری کنیم این استاد است که در کلاس تصمیم می گیرد که چگونه درس را ارائه کند.

وی ادامه داد: این سیستم آموزش هنر، سیستم پیچیده ای است که هر کدام از اجزایش اگر درست کار نکند بقیه اجزا به گونه ای کار می کنند که خروجی ما خروجی درستی نیست.

عضو هیئت علمی و مدیر گروه هنر اسلامی دانشگاه تربیت مدرس با اظهار به اینکه ما در زمین دیگران بازی می کنیم، توضیح داد: ما در زمین دیگران بازی می کنیم یعنی داریم قواعد آنها را می پذیریم و بعد انتظار داریم با پذیرش این قواعد حرف بومی، ملی و دینی خودمان را بزنیم و این دو با هم سازگار نیستند.

وی متذکر شد: در حوزه علوم انسانی، آموزش علوم انسانی و هنر از دیرباز رابطه استاد و شاگردی بوده است در حالیکه الان این رابطه نیست و معلم فقط سر کلاس درس می دهد. متاسفانه تقلیدهای صرفی که می کنیم و نتوانستیم در این سال ها الگوی خودمان را برای پذیرش دانشجو (که دانشجویان بیشتر از اینکه معلومات محور وارد شوند، محفوظات محور وارد می شوند) تغییر دهیم و همچنین نتوانستیم اساتیدی که اعتقاد داشته باشند تحول علوم انسانی را ایجاد کنند، جذب کنیم. لذا یکی از مسائل اساسی که با آن مواجه هستیم این است که چگونه بتوانیم خودمان را از چنبره الگویی که متاسفانه سال ها است بر آموزش عالی ما سایه افکنده خلاص کنیم و وارد فضایی شویم که بستر مناسبی برای رشد علوم انسانی باشد.

خاطر نشان می شویم؛ برنامه "گفت‌وگوی فرهنگی" شنبه تا چهارشنبه ساعت 20 از رادیو گفت‌وگو به روی آنتن می رود و فایل صوتی آن در سایت شبکه موجود است.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید