تصویر برگزیده

تازه ترین فیلم ابراهیم حاتمی کیا ؛

حاتمی‌کیا جرأت دارد ونام حامیان خود را در تیتراژ می‌آورد اما مخالفانش، نه!

آرتنا: آیا اصلا بخش خصوصی به مصداق واقعی در سینمای ایران وجود دارد که چون حاتمی کیا به واسطه حمایت این بخش فیلم نساخته از دیدگاه زنجیره ایها مصداق بارز "مغضوب علیهم" است؟

به گزارش «آرتنا»،در روزهای بعد از اختتامیه جشنواره فیلم فجر برخی از رسانه های زنجیره ای وابسته به جریان  سیاسی خاصی تلاش زیادی کرده اند که تازه ترین فیلم ابراهیم حاتمی کیا با عنوان "بادیگارد" را فیلمی معمولی و فاقد استانداردهای دریافت جوایز اصلی جشنواره فیلم فجر قلمداد کنند. جالب است که این رسانه ها هیچ کدام جرأت نقد تکنیکی "بادیگارد" را ندارند  و برای آن که حاتمی کیا را بنوازند مدام بر این تأکید می کنند که او سالهاست با بودجه های دولتی فیلم می سازد.

دم خروس این رسانه ها هم دقیقا از همین جاست که بیرون می زند. خودشان سالهاست به واسطه رانت های مختلف دولتی  و شبه‌دولتی که از جریان متبوع خود به طرفشان سرازیر می شود رسانه‌هایی را اداره می کنند که در بهترین حالت تیراژی ۵ هزار نسخه ای هم برایشان آرزوست ولی وقتی به حاتمی کیا می رسند می گویند چرا با بودجه های مملکتی فیلم می سازد.

*کدامیک از آثار محبوب شما متعلق به بخش خصوصی است؟

 این رسانه ها البته نمی گویند کدام یک از آثار همین جشنواره سی و چهارم محصول کامل بخش خصوصی است تا بشود راحتتر به قیاس پرداخت. آیا اصلا بخش خصوصی به مصداق واقعی در سینمای ایران وجود دارد که چون حاتمی کیا به واسطه حمایت این بخش فیلم نساخته از دیدگاه زنجیره ایها مصداق بارز "مغضوب علیهم" است؟

ماجرا وقتی جالبتر می شود که می بینیم فیلم محبوب همین رسانه ها در جشنواره فیلم فجر اثری است که نه فقط حمایت یک موسسه هنری فعال در شبکه خانگی که حمایت بستگان یکی از بالاترین مقامات اجرایی کشور را به دنبال خود داشته!  باز اگر این حمایت به تولید یک اثر سینمایی درجه اول منجر شده بود جای امیدواری داشت اما این محصول نه فقط بلحاظ گستردگی لوکیشن و تنوع میزانسن استانداردهای سینمایی را ندارد و یک تله‌فیلم به حساب می‎آید که حتی به لحاظ مضمون هم کپی برابر اصل آثار جشنواره ای یک دهه قبل سینمای ایران است.

تفاوت حاتمی کیا با صاحبان این آثار فقط یک چیز است. حاتمی کیا به صراحت نام ارگان حامی خود را در تیتراژ می آورد اما صاحبان فیلم محبوب زنجیره ای ها حتی جرأت نام بردن از اسپانسر خود را ندارند!

*کدام بچه مسلمانی است که خودش را در "بادیگارد" نبیند؟

"بادیگارد" حاتمی کیا را اگر بی حب و بغض سیاسی ببینیم یک محصول استاندارد سینمایی است؛ فیلمی که طراحی و اجرای نماهای اکشن آن در سینمای ایران بی نظیر است. فیلمی که تصویری صریح از پشت پرده روابط سیاسی موجود در جامعه ایران را ارائه می دهد. فیلمی که بلحاظ بازیگری یکی از متفاوت ترین آثار جشنواره امسال بود.

 فقط تصور کنید که آیا کسی جز پرویز پرستویی می توانست شمایلی چون "حیدر ذبیحی" بادیگارد اخلاق مدار فیلم را ایفا کند؟ کدام یک از این همه بازیگر ریز و درشت تئاتری که در آثار جشنواره سینمایی فجر جولان می دادند قادر بودند فقط یکی از پلانهایی که پرستویی با هدایت حاتمی کیا در بلوچستان آفریده بود را خلق کنند؟

هنر تصویرسازی حاتمی کیا نه فقط در نماهای اکشن که در تصویری کوتاه اما نوستالژیک که از دهه شصت و همراهی حیدر ذبیحی با رییس جمهور مکتبی محمدعلی رجایی نشان می دهد کاملا هویداست. با همین یک پلان مخاطبی که آن روزگار را درک کرده به سرعت سفری می‌کند به آن روزها و رییس جمهوری را می بیند که یکی از مردم بود؛ رییس جمهوری که سعی می کرد همان طور که حرف می زند عمل کند و شعارهایش را با شعور همراه سازد.

تصویرسازی این بادیگارد جان بر کف آنجا که حتی زیربار برگزاری مراسم تقدیر از خود نمی رود و برخورد سیستم با این بادیگارد که بی دلیل قصد دارد او را مسبب ترور بداند تصویری است از همین روزهای جامعه ما! در این سالها کم دیده ایم چهره های اخلاق مداری را که به دلیل پرهیز از ریاکاری آزار دیده اند؟ کم دیده ایم بچه مسلمان هایی را که فقط و فقط بخاطر زشت دانستن تظاهرات بیرونی، رنج برده اند؟

* آیا آن فیلمی که سنگ بازیگر زنش را به سینه می زنید با پول بخش خصوصی تولید شده؟

آنها که در رسانه های زنجیره ای نشسته اند و توپخانه شان را به سمت حاتمی کیا چرخانده اند بیایند و ابتدا بگویند کدام یک از محصولات مطلوب آنها با پول بخش خصوصی تولید شده و بعد بگویند کدام یک از این آثار فقط سر سوزنی دغدغه اجتماع امروز را داشته است؟ آن روزنامه نگار شبه‌روشنفکری که آخر عمری تمام و کمال به خدمتگزاری مدیران یک گروه سینمایی کاملا ایزوله روی آورده بیاید و بگوید آیا در آن فیلمی که ایشان مدام سنگ بازیگر زن آن را به سینه می زند حتی ذره ای ارزشمداری رئالیستی نظیر آنچه در "بادیگارد" می بینیم وجود دارد؟

*آیا با پول شخصی تان روزنامه منتشر می کنید؟

آن یکی که زمانی با حمایت های پنهان دولتی روزنامه داری می‌کرد و بعد از تغییر دولت به سراغ دولتیهای تازه نفس رفت و با حمایت آنها فحاشی به رییس دولت قبل را سرلوحه قرار داد بیاید و بگوید آیا تابحال با پول توی جیبش حتی یک بولتن ۸ صفحه ای هم درآورده است که حاتمی کیا را بخاطر تولید فیلم با بودجه یک نهاد سینمایی می نوازد؟

غصه روزنامه نگاری و کار رسانه ای در ایران تمامی ندارد، همه دم از مستقل بودن، آزادگی و نگاه حرفه ای به هنر می زنند اما وقت مواجهه با فردی از جریان مقابل سیاسی همه این شعارها به باد نسیان سپرده شده و شمشیرها از نیام کشیده می شود!

 

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید