تصویر برگزیده

نگاهی به پوسترهای تبلیغاتی در ایران؛

رنگارنگ، شلوغ، شرقی

آرتنا: شاید برای همه این سوال مطرح است که چرا در ایران پوسترهای تبلیغاتی نامزدهای انتخاباتی رنگارنگ و شلوغ است.

به گزارش«آرتنا»،شاید برای همه این سوال مطرح است که چرا در ایران پوسترهای تبلیغاتی نامزدهای انتخاباتی رنگارنگ و شلوغ است. این در حالی است که پوسترهای تبلیغاتی غربی صرفاً یک تصویر و چند واژه کوتاه است. این یادداشت در پی یافتن دلایل تاریخی اختلاف است.

این روزها نه تنهای دیوارهای شهر، که به لطف گسترش صنعت چاپ، درختان و ساختمان‌های بلند شهرهایمان مملو از تصاویری است رنگارنگ. پوسترهای نامزدهای انتخاباتی در ابعاد و رنگ‌های مختلف، ابژه‌های منفردی هستند که تا بزنگاه انتخابات، چشمانمان در فضای شهری می‌بیند. این پوسترها قرار است از لحاظ بصری ما را متقاعد کند به نامزد مدنظر رأی دهیم یا اینکه لیست ائتلافی را مدنظر قرار دهیم. برای تحت تأثیر قرار دادن مخاطب این پوسترها نیز، گرافیک حرف نخست را می‌زند.

اگر کمی نسبت به رویه‌های جهانی طراحی گرافیک همراه باشید این سوال در ذهنتان تداعی می‌شود که چرا پوسترهای نامزدهای انتخاباتی به هیچ عنوان در راستای طراحی‌های جهانی نیست. این سوال زمانی حادتر می‌شود که هستند پوسترهایی که گرافیست‌های شناخته شده کشور در طراحی آن دخیل هستند. برای قیاس این مطلب کافی است یک پوستر انتخاباتی را با یک پوستر تئاتر مقایسه کنید تا متوجه این اختلاف شوید. در حالی که اگر یک پوستر تئاتر در آلمان را با پوستری ایرانی مقایسه کنید چندان اختلاف فاحشی در سبک دیده نمی‌شود.

این سوال می‌تواند جرقه‌ای باشد برای کنکاش در زیبایی‌شناسی پوسترهای انتخاباتی، فارغ از اینکه شما در مقام یک مخاطب آنها را زیبا ببینند یا خیر. البته زیبایی مدنظر عموم مخاطبان را باید سلیقه خواند تا زیبایی‌شناسی و درک این زیبایی مستلزم غور در تاریخ هنر است. تاریخ هنر از آن رو جذاب است که اگر در 37 سال عرصه انتخاباتی جمهوری اسلامی جستجویی کنیم، متوجه می‌شویم چندان تغییری در طراحی پوسترهای - جز چند مورد استثنا در هر دوره - صورت نگرفته است و گویا یک سبک ایستا در کلیت انتخاباتی ایران حاکم است.

نگارنده نیز همانند برخی دیگر از منتقدان این طراحی‌های گرافیکی، این آثار را نمی‌پسندد؛ ولی این مخالفت را نباید دال بر بد بودن یا عدم درک هنری نیست و به نظر ریشه تاریخی دارد. برای همین یک شاکله کلی از پوسترهای انتخاباتی ارائه می‌شود تا براساس آن به یک گذشته بازگردیم. این پوسترها عموماً شامل تصویر بزرگی از نامزد انتخاباتی است که به شیوه سنتی در یک سوم سمت راست پوستر قرار می‌گیرد. مهمترین شعار نامزد در بالاترین بخش پوستر قرار می‌گیرد و وجوه انسانی آن در پایین. منظور از وجوه انسانی گروه‌های حامی یا رزومه اجرایی - علمی فرد است. پوسترها با توجه به رشد صنعت چاپ تک رنگ و چهار رنگ نیست. پوسترهای دامنه و طیف وسیعی از رنگ‌ها را در خود جای می‌دهند. اصولاً در این پوسترها فضای خالی وجود ندارد و نقطه ثقل تصویری نیز موجود نیست. منظور از نقطه ثقل همان لنگری است که رولان بارت تعریف می‌کند تا مخاطب نگاهش به آنجا دوخته شود.

این شاکله در مبحث زیبایی‌شناسی جهت فکری را به سمت تعاریفی می‌برد که مستشرقان از هنر اسلامی - ایرانی نقل کرده‌اند. برای معرفی یک مرجع کتاب «درآمدی بر زیباشناسی اسلامی» نوشته اولیور لیمن معرفی شود که در فصل نخست ویژگی‌های هنر اسلامی با تمرکز بر معماری مسجد، مینیاتور ایرانی و خوشنویسی اسلامی آنها را برمی‌شمرد. لیمن اظهار می‌کند در غرب زیبایی‌شناس‌ها بر این باورند هنر اسلامی از فضای خالی می‌هراسد و دلیل آن تلفیق خوشنویسی و مینیاتور است؛ چرا که در مینیاتور هر جا که فضا خالی است، شعر یا متنی گنجانده می‌شود.

لیمن عدم تمایل هنر اسلامی به پر کردن فضا را می‌پذیرد؛ ولی هراس را یک اشتباه تاریخی می‌خواند. لیمن در عوض به نوع خوانش اشاره می‌کند که در هنر غرب تصویر به سبب جنس نگارش - که از چپ به راست است - به قاب تصویر هنر اسلامی اشتباه نگاه شده است. لیمن بر این باور است که مینیاتور ایرانی را باید از پایین به بالا خواند یا از راست به چپ. استقرار تصویر نامزد در سمت راست نیز ناشی از خوانش راست به چپ رسم الخط فارسی است.

این نگاه لیمن یک تضاد را روشن می‌کند. اگر به پوسترهای غربی - با ریشه در نقاشی غربی - نگاهی بیاندازیم حضور فضای خالی و خساست در به کارگیری واژه برایتان مشهود می‌شود. این تضاد ذهن پژوهشگر غربی را درگیر می‌کند و او در پی یافتن علت است.

لیمن علت را به نگاه قدسی هنرمند مسلمان می‌داند که حرکت برای مومن از پایین به بالاست. از همین روست که برای تماشای یک اثر ایرانی - با فرض ریشه در هنر اسلامی - باید پوستر را باید از پایین به بالا خواند. در این صورت مهمترین وجه پوستر باید در بالا - جایگاه خدا - قرار گیرد و انسان به عنوان بنده او در پایین. فقدان فضای خالی نیز برگرفته از همان مینیاتورهاست که در آن فضای خالی را نه با تصویر که با واژه پر می‌کنند. درباره رنگ نیز نظر لیمن این است که هنر اسلامی برخلاف هنر ضدرنگ غرب کلاسیک، رنگارنگ است. شاید این هم دلیلی تاریخی باشد برای تنوع رنگی در پوسترهای انتخاباتی. 

در نتیجه نباید چندان بر این پوسترها حرجی وارد کرد؛ چرا که به نظر می‌رسد ذوق زیبایی‌شناسی افراد نشأت گرفته از یک ناخودآگاه جمعی است. این ناخودآگاه سالیان سال است که هنر ایرانی را درگیر خود کرده است و با وجود آنکه گرافیک هنری است نسبتاً غربی؛ ولی چیرگی این ناخودآگاه در فضای تبلیغاتی بارز است. اگر این سوال مطرح شود که چرا در پوسترهای تئاتر چنین نیست، باید جواب را در تامل تئاتر ایران با غرب خواند که در مورد انتخابات و تبلیغات صادق نیست.

پی‌نوشت:

دلیل عدم استفاده از پوسترهای ایرانی به عنوان تصویر برای جلوگیری از تبلیغ یا اهانت به نامزدهای انتخاباتی است. لیکن پوستر فرانسوا اولاند انتخاب شده است که با توجه خیل عظیم نمونه‌های ایرانی در خیابان‌های کشور معیاری باشد برای قیاس.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید