تصویر برگزیده

گزارش تمرین نمایش «بازار عاشقان»

مرزبان: روی دست رادی دیالوگ‌نویس در این مملکت نداریم

آرتنا: هادی مرزبان بعد از دو سال به تالار وحدت بازگشته است؛ اما این بار نه با متنی از رادی، با متنی از محمد ابراهیمیان. «بازار عاشقان» داستان دلدادگی عارفانه شمس و مولاناست و این داستان پر رمز و راز خود عاملی می‌شود برای تماشای تمرین آن.

به گزارش «آرتنا»،«بازار عاشقان» عنوان جدیدی است از هادی مرزبان. بعد از دو سال، تالار وحدت دوباره میزبان نمایشی است از او، جایی که آخرین کارش با حواشی بسیار مواجه شد. حال وحدت برای نوروزی دیگر، مرزبان را میزبانی می‌کند. هادی مرزبان سال‌هاست اثارش را به قول خودش حجیم می‌بندد. نمایش‌های بزرگ با بازیگران فراوان، دکورهای چشمگیر و نورهای چشم‌نواز. او تئاتر را بزرگ می‌بیند و این وسوسه‌کننده است که او چه می‌کند پشت اجراهایش.

دعوت می‌شوم و این دعوت را اجابت می‌کنم. قرار طبقه هفتم تالار وحدت، پلاتوی تمرین تئاتر. کمی انتظار و دیدن مرکز شهر تهران از بلندای بنیاد رودکی. از این بالا می‌شود یکی از بافت‌های فرهنگی پایتخت را رصد کرد. وارد گود تمرین می‌شویم. یک محکمه برپاست. همه دور تا دور مستطیل سیاه پلاتو آرام گرفته‌اند. شهرام عبدولی در نقش رئیس محکمه شمس (فرهاد قائمیان) و مولانا (ایوب آقاخانی) را بازخواست می‌کند. مولانا تنها در این کارزار است و نگاه شمس است که به او امید می‌دهد. حتی پسرش (علی عمرانی) نیز بر پدر است تا با پدر. 

قائمیان بر لته چوبی ایستاده و لبخند می‌زند. ایوب سرگشته بر صندلی آرمیده و مرزبان با آن خیره است. میان دیالوگ‌ها نمی‌پرد. آرام آرام است. سکوت تنها در کلامش است. بدنش ساکت نیست. بلند می‌شود و می‌نشیند. نگاه می‌کند و با چشمانش دستور می‌دهد. قائمیان هرگاه خطای کوچکی می‌کند با یک نگاه مرزبان آن را تصحیح می‌کند. مرزبان با نگاه میزانسن می‌دهد. برداشت را یکپارچه می‌گیرد. از جایش بلند می‌شود و پلاتو را می‌چرخد و می‌گردد. می‌خواهد ببیند از همه زوایا این دادگاه ناعادلانه را که نمی‌فهمد چرا مولانا شمس را مرید است.

حکم مرگ می‌برند برای شمس و مولانا سرگشتگی پیشه می‌گیرد. این بار نوبت فرزانه کابلی است. گروه حرکات موزون با چهره‌های شاخصی چون علی عمرانی وارد کارزار می‌شوند و سماع می‌کنند در طبقه هفتم وحدت تا چند صباحی بعد در طبقه نخست همین سازه هنرنمایی کنند. هیجان تماشای یک تمرین بزرگ و سوال‌هایی که در ذهن متبلور می‌شود و فرصت را غنیمت می‌شمرم. نزد مرزبان می‌روم و از او می‌خواهم وقتی به من دهد. با جان و دل می‌پذیرد و پای حرف‌هایش می‌نشینم. این بار اگرچه کاری از رادی نیست؛ ولی نام رادی از زبانش نمی‌افتد.

از وی درباره انتخاب متن پرسیدم و مرزبان همه چیز را به چند سال گذشته عطف داد و گفت:«حدود هفت سال پیش این متن را آقای ابراهیمیان در اختیار من گذاشتند و علت انتخاب آن هم این بود که نمایشنامه‌خوانی شد و من آن را شنیدم و گفتم من این را کار می‌کنم. مدت‌ها با ابراهیمیان بحث داشتیم که یکی از کارهای او را کار کنم. این را که شنیدم گفتم کار می‌کنم.»

مرزبان کار را پیشتر شروع کرده؛ ولی به دلایلی که قصد گفتنش را ندارد، تمرین‌ها به تعویق می‌افتد و کار برای چند سال مسکوت می‌ماند. او ادامه می‌دهد:«روزی اتفاقی افتاد که من نمایش را خواباندم. حتی بازیگران را هم انتخاب کرده بودم. چهار پنج روز هم تمرین کرده بودیم. از آن موقع تاکنون هفت سال می‌گذرد. آقای ابراهیمیان گه گاه ما را می‌دید و گاهی گله می‌کرد که نمایشنامه مانده است تا اینکه چهار ماه پیش با هم صحبت کردیم و به توافق رسیدیم که این نمایشنامه را کار کنم.در تمرین افت و خیزهای فراوانی داشتیم که حتی دو بار تا پای قطع تمرین و تعطیل کردن آن پیش رفتم. اتفاقاتی رخ داد که می‌خواستم تمرین را تعطیل کنم؛ ولی این کار را نکردم. نه اینکه آلوده شده بودم و این کار را نکردم؛ چون ما هر چه پیش می‌رویم آلوده‌تر می‌شویم، عشق دیگر. ولی این کار تنها آلودگی من نبود.»

مرزبان با اذعان به اینکه حتی پیش از جشنواره عکس خداحافظی نیز گرفته است، ادامه داد:«از فکر کردن به اتفاقات چرک می‌شوم. ما کار دل می‌کنیم، کار گِل که نمی‌کنیم. بعد ماجراهایی پیش آمد که گفتم کار می‌کنم و به اینجا رساندمش. این علت و علل به این صورت بود که من این نمایش را کار کردم.»

وقتی با مرزبان درباره تئاتر سخن می‌گوید غیرممکن است نامی از اکبر رادی نیاید و او پای رادی را این گونه وسط می‌کشد:«به هر حال سیزده نمایش بزرگ از اکبر رادی کار کردم و من بیشتر کارهای او را کار می‌کنم. همین الان در رپورتوار کارهای آینده‌ام، دو کار از رادی وجود دارد. ان شا الله به زودی آنها را کار خواهم کرد.»

کارگردان «پلکان» فضای بعد از جشنواره را یکی از دلایل ادامه کار خواند که اکنون هیچ اتفاقی نمی‌تواند او را متوقف کند. مرزبان متن را دوست دارد و تاکید می‌کند:«شرایط به نحوی است متنی که نقطه نظرات من هم رویش آمده و حالت کارگردانی شده است، دیگر دوستش دارم.»

«من متن را کم و زیاد کردم، بازنویسی نکردم. هر چه بوده با آقای ابراهیمیان صحبت کردم. بعضی صحنه‌ها را تصویری‌تر کردم. اگر نمایش اصل را نی‌خواستم اجرا کنم حدوداً دوساعت 40 دقیقه می‌شد. تماشاچیان این روزها به نظر من بی‌حوصله هستند. خصوصاً در این شتر گاو پلنگی که در تئاتر ایران رخ داده از هر سالنی که رد می‌شوید صدای جیغ‌های بنفش به گوش می‌رسد. کارهای عجیب و غریب و شامورتی‌بازی‌هایی که در همه سالن‌ها انجام می‌شود. من تماشاچی را اول به حساب می‌آورم. تماشاچی حداکثر در سالن این روزها دو ساعت را تحمل می‌کند.»

مرزبان درباره جشنواره می‌گوید:«در جشنوراه که رفتم همه می‌گفتند که باورشان نمی‌شده که نمایش یک ساعت  و 45 دقیقه شود. اکنون آخرین زمانی که داریم یک ساعت و 45 دقیقه است و ریتم خوبی دارد.»

به تمرین بازمی‌گردم و آنچه روی صحنه رخ می‌داد. به مرزبان می‌گویم وقتی به گذشه کاریش نگاه می‌کنیم با مجموعه‌ای از آثار مواجهیم که مملو از دیالوگ است و این دیالوگ است که کار را پیش می‌برد؛ ولی متن ابراهیمیان دیالوگ ندارد. هر کسی حرف خودش را می‌زند. هر حرفی حدیث نفس آن شخصیت است. مرزبان از این گفته خوشنود می‌شود و می‌گوید:«معلوم است که اهل بخیه هستی. من سیزده کار بزرگ رادی را کار کردم، از ساعدی کار کردم، از بیضایی کار کردم. با اردشیر زاهدی کار کردم که متن «امیرکبیر» را نوشته بود و بی‌نظیر بود که اتفاقاً به رابطه شمس و مولانا با دیدگاه دیگری کار کرده بود. دیالوگ‌ها رادی را روی دستش در مملکت نداریم. رادی به اعتقاد من آنقدر مینیاتورگونه می‌نویسد و وقتی نگاه می‌کنید یاد کاشیکاری‌های مسجد امام می‌افتید. دیالوگ‌ها را بغل هم و درست می‌چیند.»

زمان صحبت از رادی مرزبان هیجان‌زده است، سریع‌تر حرف می‌زند، در کلامش شعف است و اعتراض می‌کند:«البته برخی از نویسنده‌نماهای ما برای اینکه خودشان را گنده کنند به رادی خرده‌هایی می‌گیرند که رادی فلان است. من به عنوان کارگردانی که 45 سال کارم این است، دارم اذعان می کنم که روی دست رادی دیالوگ‌نویس در این مملکت نداریم.»

او ساعدی را درام‌نویس بزرگی می‌داند؛ ولی دیالوگ‌نویسی ساعدی را در حد رادی نمی‌داند. هنوز دوست دارد از ساعدی کار کند و کار رحمانیان را هم دیده است. با این حال می‌گوید:«نه اینکه همیشه به دنبال کارهای حجیم هستم، کارهای بزرگ ساعدی را دوست دارم.»

مرزبان نوشتار رادی را شعرگونه و لطیف می‌خواند که مملو از ایهام است. همین تعریف شعر این سوال را متبادر می‌کند که محمد ابراهیمیان نیز علقه خاصی به شعر دارد و کسانی که او را در فضای مجازی دنبال می کنند شعرهای او را بیشتر از درام‌هایش می‌شناسند. البته ابراهیمیان از آن شخصیت‌هایی است که عاشق عکاسی است و مرزبان با شوخ‌طبعی می‌گوید:«ابراهیمیان خیلی عکس‌باز است. هر وقت به خانه‌اش می‌روم از من در پله‌ها عکس می گیرد تا بالا که می‌نشینیم و پایین آمدن و خداحافظی کردن و از پشت‌بام هم از من عکس می‌گیرد.»

مرزبان با تمام احترامی که برای ابراهیمیان قائل است،‌ رادی را چیز دیگری می‌داند. «هر کسی در حیطه هنر و ادب رنگ و بوی خودش را دارد. این همان ماجرای پر رمز و راز زیبایی‌شناسی است که اگر این اختلافات سلایق نبود زیبایی پدید نمی‌آمد... من به هر حال اگر متن نویسنده‌ای را دست می‌گیرم و کار می‌کنم، به هر حال [متن را] دوست دارم وگرنه کار نمی‌کردم. مرا کسی مجبور نمی‌کند که کار کنم. منتها من شاید شیفته رادی باشم. اگر کسی از رادی انتقادی می‌کند که حس می‌کنم از همان روشنفکرمآبان می‌باشد. زمانی می‌گفتند رادی زیاد می‌نویسد؛ در حالی که وقتی نگاه می‌کنیم این برای رسیدن به یک نقطه دیالوگ نیاز دارد پله پله حرکت کند.»

رابطه او و رادی را به رابطه مولانا و شمس مقایسه می‌کنم و مرزبان می‌گوید شاید این گونه باشد. او محمد رحمانیان را نیز در دیالوگ‌نویسی متبحر می‌داند، کسی که در 1372 تنبورنوازش را کار کرده است؛ ولی باز معتقد است رادی برایش جا افتاده است و او ربع قرن با رادی کار کرده است. مرزبان تاکید می‌کند که «تانگوی تخم‌مرغ داغ» سی سالگی همکاری او با رادی بوده است.

به سراغ بازیگران می‌رویم و نحوه انتخابشان. ایوب آقاخانی، مرد پرکار این روزها پیشتر در دو نمایش «شب روی سنگفرش خیس» و «هملت با سالاد فصل» - نسخه ایرانشهر - با مرزبان همکاری کرده است. فرهاد قائمیان نخستین تجربه‌اش با مرزبان است. مرزبان درباره او چنین می‌گوید:«بسیار بسیار بازیگر خوبی است. بازیگر منعطفی است. زود می‌گیرد. من با خسرو شکیبایی زیاد کار کردم. بعد از خسرو فرهاد قائمیان یکی از آن بازیگرانی است که خیلی زود می‌گیرد.»

به رابطه چشمی او با قائمیان اشاره می‌کنم و مرزبان با هیجان می‌گوید:«دقیقاً... نگاه می‌کنم و دقیقاً متوجه می‌شود که من راجع به کجا حرف می‌زنم و همان را می‌رود.»

ایوب اقاخانی دیرتر از دیگران به گروه نمایشی می‌پیوندد. ایوب در ایام جشنواره درگیر «تکه‌های سنگین سرب» خود و بازی در «اروندخون» بود. درباره نقش خاص آقاخانی نیز می‌گوید:«خوشبختانه ایشان به ما لبیک گفتند و من از وی راضی هستم.»

«بازار عاشقان» قرار بود با اجرای جمشید مشایخی و امید زندگانی روی صحنه رود؛ ولی همه چیز تغییر کرد. فرهاد قائمیان، فرزانه کابلی، شهرام عبدلی، ایوب آقاخانی و ایرج راد، صادق توکلی ، محمد علایی، مجید غفاری، محمد اسدی، محمدباقر مرادی، علی عمرانی، بهار جهانگیر خزان، فائقه شلالوند، احسان عباسی، اکبر داوودی، نادره محمدی، شیوا سرمست، حسن عسگری و جمعی از هنرجویان تئاتر بازیگران این نمایش جدید مرزبان هستند. دیگر عوامل عبارتند از طراح حرکات موزون: فرزانه کابلی، مدیر اجرایی: فریبا ورکیانی، دستیار و برنامه ریز : مهری آسایش، مدیر هنری: مجید میرفخرایی،‌ طراح صحنه: مهدی فضل خانی،‌ طراح لباس: آذر نجیبی،‌ موسیقی: جهانسوز فولادی،‌ آواز: محمد حشمتی،‌ طراح گریم: ماریا حاجیها، طراح پوستر و بروشور: محمد وفایی،‌ منشی صحنه: آزیتا خرمی،‌ مدیر صحنه: علی عمرانی،‌ فیلم و عکس: امیرکوروش اعرابی و روابط عمومی : محمد وفایی.

«بازار عاشقان» از شنبه 07 فروردین تا چهارشنبه 15 اردیبهشت 1395 در تالار وحدت روی صحنه خواهد رفت.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید