تصویر برگزیده

مجتبی راعی از داوران جشنواره فیلم فجر:

من باغیرتِ سلحشور واردسینماشدم/سندخانه‌اش رابرای فیلمم رهن بانک گذاشت

آرتنا: ایشان از همان دوران قدیم دغدغه سینمای آرمانی و نگاهی اسلامی را داشت و بدون هرگونه محافظه کاری حرف های خود را بیان می کرد

به گزارش «آرتنا»،خبر کوتاه بود و دردناک؛ فرج الله سلحشور، هنرمند ارزشمند سینمای ایران درگذشت. اگر چه سال ها است که این مرد صادق سینما و تلویزیون با درد مهلک سرطان دست و پنجه نرم می کرد اما داغ مرگش نه تنها خانواده آن مرحوم بلکه سینمای دینی ایران را به دردی مضاعف کشاند. چرا که با فقدان سینماگری مواجه می شویم که جدا از تبحر ساخت آثار دینی و تاریخی با نگاهی برآمده از آرمان های انقلاب اسلامی در پی سینمایی معنوی بود و در این مسیر زبان شکایت از سینمای دورافتاده با این فضا داشت. در همجواری تشییع پیکر گرانقدر مرحوم فرج الله سلحشور که طبق وصیت وی در امامزاده سیدجعفر و حمیده خاتون در محله باغ فیض انجام خواهد شد به دنبال یار دیرینه آن مرحوم رفتم که اولین ساخته سینمایی اش با تلاش های فرج سینمای ایران شکل گرفت. مجتبی راعی، مردی است با همان صراحت کلام و نگاهی معتقد که فیلم دفاع مقدس «انسان و اسلحه» را در سال 1367 با بازی و مشارکت جانانه فرج الله سلحشور ساخت و حال فیلمساز مطرحی است و در دوره اخیر جشنواره فیلم فجر جزو داوران بوده است. راعی در گفت و گویی مفصل  نکاتی قابل تامل از سالها آشنایی با آن مرحوم مغفور دارد که این خاطرات برای نخستین بار در رسانه ها منعکس می شود.

* شما به عنوان یکی از افرادی که در حدود 27 سال پیش با آقای سلحشور همکاری داشتید، این مرد را چگونه دیدید؟

-راعی: من هم درگذشت فرج الله سلحشور را به اهالی سینمای کشور تسلیت عرض می کنم. بنده هنگامی که دانشجوی سال سوم دانشگاه بودم از طریق فعالیت های تئاتری ایشان در حوزه هنری با او آشنا شدم و در شرایطی که امید چندانی برای ساخت فیلمی سینمایی در وضعیت نامشخص آن دوران نداشتم، ایشان اعتقاد داشت که من توانایی ساخت فیلم را دارم و همه کمک خود را در این راه به من ارزانی داشت.

* پس ایشان شما را به عرصه فیلمسازی تشویق کردند؟

-راعی: قرار بود که من فیلم بسازم و ایشان هم تشخیص دادند که من از عهده این کار برمی آیم و در واقع فیلمساز خواهم شد! و بعد از این که با بچه های حوزه و ایشان آشنا شدم این مساله شکل اجرایی به خود گرفت. البته ما برای تولید فیلم به هر جایی که سر می زدیم اعتمادی نمی کردند و حتی حوزه هنری در آن زمان به ما اعتماد نکرد و در نتیجه چندین فیلمنامه ما مورد تائید قرار نمی گرفت.

*: در واقع به دلیل گمنامی شما در آن دوران رغبتی به سرمایه گذاری در فیلم تان نداشتند!

-راعی: به هر حال طبیعی هم بود و من دانشجویی بودم که سودای فیلمسازی داشتم و هیچ کارنامه مشخصی در آن دوران نداشتم و این می توانست ریسک سنگینی برای سرمایه گذار باشد، چرا که نتیجه کار مشخص نبود تا این که مسئولان سینمایی و مرکز گسترش مستند و تجربی آن دوران که آقای انوار و مسعودشاهی بودند، تشخیص دادند که از این فیلمنامه دفاع مقدسی می توان حمایت کرد اما بخشی از این بودجه را متحمل شدند و مابقی مبلغ ساخت نیاز به تامین داشت و ما هم دست مان به جایی بند نبود. تا این که بانک صادرات اعلام کرد که برای اولین بار به سینمایی ها وام می دهد اما نیاز به وجود سند ضمانت دار داشت و این جا بود که آقای سلحشور براساس اعتقادی که داشتند، سند خانه شان را در گروی بانک قرار دادند و ما توانستیم با مبلغ اعطایی بانک، فیلم را بسازیم. ایشان با این حرکت کمک بسیار بزرگی در مسیر فیلمسازی من کرد. فیلم «انسان و اسلحه» در جشنواره سیمرغ گرفت و اکران شد و بازتاب خوبی در آن سال یافت و من با غیرت سلحشور وارد سینما شدم و کارم را شروع کردم و مشخص شد که فرج اشتباه نکرده بود و من هم می توانم فیلمساز شوم.

*در دورانی این فیلم ساخته شد که امکانات و ابزار محدودی در سینمای ایران وجود داشت و این مساله نیاز به همت بالایی از سوی فیلمساز و بازیگران و دیگر عوامل داشت!

-راعی: قطعا همین طور است که می گویید. ما در دوران خیلی سختی فیلم را ساختیم و واقعا عوامل فیلم از جمله سلحشور با جان و دل کار می کردند تا فیلم «انسان و اسلحه» شکل بگیرد. فرج الله سلحشور چه برای تولید این فیلم و چه در زمان فیلمبرداری خیلی کمک کرد و با گذاشتن سند خانه اش نزد بانک کار بزرگی صورت داد.

* در واقع آبروی خود را که چند سالی در سینما شکل گرفته بود، خرج جوان تازه کاری کرد!

-راعی: بله، اولا ممکن بود در مورد من اشتباه کرده باشد و آن فیلم هم خراب بشود و آبرو و بودجه ایشان از بین برود و خیلی ها به او بگویند که در مورد آن جوان اشتباه کرده ای! در ثانی سندش در رهن بانک بود و با شکست پروژه امکان بازپس دادن مبلغ بانک نبود و اگر چه من و فرج با هم اسناد را امضاء کرده بودیم اما به هر حال سند فرج رهن بانک بود و او می ماند و بانک!

*در حین فیلمبرداری هم بابت نحوه ساخت و شرایط فیلمنامه نظر و یا مشورتی ارائه می داد؟

-راعی: خیر، مشورت به این شکلی پیش نیامد، چرا که من واقعا فیلمسازی را بلد بودم و فرج مرا می شناخت و به من اطمینان کرده بود و چون در عملیاتی حضور داشتم و عین آن فضای واقعی را می خواستم به فیلم درآورم، از این بابت خیلی کامل فیلمنامه را نوشته بودم و ساختم. فرج الله به دلیل همین احاطه ای که داشتم دقیقا همه آن چه را می گفتم بازی می کرد و بسیار در خدمت فیلم بود.

* با توجه به این که آقای سلحشور پیش از فیلم شما در چند پروژه دیگر هم حضور داشت و فرد شناخته شده ای بود!

-راعی: بله، خیلی لطف کرد و همان طور که خدمت تان عرض کردم اصلا غیرت فرج مرا فیلمساز کرد و مدیون او هستم. امکان داشت سال ها پشت در سینما بمانم تا این که شرایط خاصی رقم بخورد.

*نوع همکاری آقای سلحشور در فیلم چگونه بود و چگونه با هم در ارتباط بودید؟ چرا که اداهای امروز بازیگران در آن زمان وجود نداشت!

-راعی: در آن دوران انقدر فضای آرمان گرایانه جبهه و جنگ وجود داشت که شاید برای جوان امروز دریافت آن سخت باشد. فرج در آن شرایط چنان باوری به کار داشت که می خواست هر کاری را که در عالم هستی می تواند صورت دهد تا من فیلم خود را بسازم. او همه انرژی خود را برای این کار گذاشت و این نشان از معرفت بالای او دارد. بخش مهمی از فیلم در زمستان سخت خوزستان گرفته شد و شرایط مشکلی بود.

*فرج الله سلحشور را در این سال ها چگونه دیدید؟ و چه ارتباطاتی با هم داشتید؟

-راعی: پس از آن فیلم دیگر شرایط همکاری پیش نیامد اما از دور پیگیر احوال و فعالیت هایشان بودم و بسیار به صراحت نگاه شان اعتقاد داشتم البته باید اذعان کرد که فرج هم معصوم نبود و امکان داشت ضعف هایی داشته باشد! با وجودی که مقداری سلیقه های ما با هم فرق داشت اما باید بگویم که من به سلحشور عمیقا احترام می گذاشتم و ایشان هم عمیقا به من لطف داشت و یک سری مطالبی گفته بود که دوست ندارم رسانه ای شود و به شما خواهم گفت!

*مهم ترین مشخصه ایشان زبان نقادانه و رفتار صریح فرج الله سلحشور در قبال مسائل فرهنگی و معضلات سینمایی بود. در آن زمان هم با شما در خصوص سینمای مورد علاقه اسلامی خود حرف می زد؟

-راعی:  بله، ایشان از همان دوران قدیم دغدغه سینمای آرمانی و نگاهی اسلامی را داشت و بدون هرگونه محافظه کاری حرف های خود را بیان می کرد. سلحشور یک صراحتی داشت که برای برخی آزاردهنده بود اما این صراحت دقیقا براساس دغدغه اش بود و با صداقت کامل این گفته ها را بیان می کرد.

* یعنی دور از نگاهی همراه با محافظه کاری های مرسوم رفتاری و کاری بسیاری از هنرمندان بود؟

-راعی: بعضی ها می گفتند سلحشور سیاست ندارد و هر حرفی را که حس می کند درست است بدون هر گونه محافظه کاری بیان می کند. در حالی که باید بدانند که امثال افرادی دغدغه مند مانند سلحشور برایشان سخت است که آن چه را از این جهان دریافت می کنند بخواهند با زبان دیگری بیان کنند و درونیات خود را مانند خیلی ها تغییر دهند. صراحت ایشان که باعث آزردگی برخی می شد به دلیل یکرنگی وی بود.

*یعنی نمی توانست مانند خیلی ها نقاب به صورت بزند و نقش بازی کند!

-راعی: و من همین صراحت گاهی آزاردهنده سلحشور را هزار بار ترجیح می دهم به کسانی که مخالف درون شان رفتار می کنند. یعنی کاملا ریاکارانه برخورد می کنند و متاسفانه بسیاری از ما ایرانی ها وقتی کسی ریاکارانه از ما تعریف می کند با وجود این که می دانیم این نوع بیان واقعی نیست، باز هم خوشحال می شویم

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید