تصویر برگزیده

سیاوش امیری ؛

انتقاد یک شاعر از حرف‌های اخیر علی معلم

آرتنا: سیاوش امیری در یادداشتی نوشته است: حضرت حافظ هرچه کرده همه از دولت قرآن کرده است.

به گزارش «آرتنا»،سیاوش امیری در یادداشتی نسبت به سخنان اخیر معلم درباره مسلمانی حافظ انتقاداتی وارد کرده و نوشته است: حضرت حافظ هرچه کرده همه از دولت قرآن کرده است.

بعد از انتشار صحبت‌های علی معلم دامغانی، شاعر و رئیس فرهنگستان هنر، درباره حافظ، مسلمانی او و ایجاد تشکیک نسبت به پدر شعر فارسی بودن رودکی انتقاداتی نسبت به این موضوع در میان شاعران و اهالی ادب مطرح شده است.

سیاوش امیری، از شاعران کشور، در یادداشتی که در این‌باره نوشته به این بخش از صحبت‌های معلم پرداخته است. این یادداشت به شرح ذیل است:

جناب علی معلم دامغانی در تازه‌ترین کارگاه «شرح شعر» خود در حوزه هنری، مطالبی بیان نموده که قابل تأمل است و نباید به سادگی از آن عبور کرد و این یادداشت، به بررسی سخنان رییس فرهنگستان هنر می پردازد و امیدواریم در این بررسی اجمالی، به لطف پروردگار از دایرۀ ادب و انصاف و قضاوت برحق، بیرون نرفته و سخنی به ناروا نگفته باشیم.

وی در بخش نخست اظهاراتش چنین می گوید: «اگر بپذیریم که هر شاعری، به غیر از آثاری که خلق می‌کند، شخصیت حقیقی هم دارد که در آثارش نیز نمود پیدا می‌کند؛ باید شیوه دیگری هم با عنوان اسلوب، در کنار سبک و طرز شاعری طرح ریزی کنیم».

این سخن جناب دامغانی از منظر علمی، به سفسطه و فرافکنی نزدیکتر است تا بیان دیدگاهی ادیبانه و البته متفاوت. چه اینکه مراجعه به فرهنگ لغات موجود، ما را به این گزینه رهنمون می شود که واژه های «شیوه» و «اسلوب» و «سبک» و «طرز»، همه و همه بیانگر یک مفهوم واحدند که در زبان فرانسوی به آن «مِتُد» می گویند و ترجمۀ «مِتُد» هم می شود؛ « روش . شیوه . آئین . سبک . اسلوب . طریقه»!! مانند واژۀ «داماد» که از هر «طرف» و «سمت» و «سو» و «جهت» خوانده شود، معنا و مفهوم آن فقط و فقط «داماد» است و نه چیز دیگر....

اما چرا علی معلم دامغانی در دامِ این سفسطه افتاده و بر چنین مسأله ای بدیهی چشم بسته را باید در ادامۀ اظهاراتش جُست و اینکه وی به دنبال چه مقصود و هدفی است؟ او اینگونه ادامه داده است: «حافظ شناسان تا به حال در باره آثار حافظ بسیار صحبت کرده‌اند، اما هنوز حافظ را به لحاظ اسلوب نشناخته‌ایم و هنوز نمی دانیم مسلمان بوده است یا خیر. حافظ قرآن بودن با ایرانیت غلیظی که در اشعار حافظ وجود دارد متضاد است و اگر این ها را کشف کنیم شاید بتوانیم به تفسیرهای دقیق و درستی از اشعارش برسیم»!!!

بله! فقط از لحاظ «اسلوب» حضرتِ حافظ را نشناخته‌ایم و نمی دانیم مسلمان بوده یا خیر و لابد از لحاظ «شیوه» و «سبک» و «طرز» و ..... این ستارۀ درخشان ادبیات فارسی را شناخته‌ایم و می دانیم که مسلمان بوده است!! این چه سخنی است جناب معلم دامغانی؟! بعید می دانیم منظورتان خدشه در مسلمانی «حافظ» بوده باشد، برادر بزرگ و بزرگوار!

اقرار به «شهادتین»، برای ملاک و معیارِ فرض بر مسلمانی هر فرد کفایت می کند، چگونه است جنابعالی فریاد رسای حافظ که فرموده؛ «هر چه کردم همه از دولت قرآن کردم» را ندیده گرفته و در مسلمانی «لسان الغیب» تشکیک کرده اید استاد؟!! البته پاسخ این سؤال در همان اظهارات نهفته است که: «حافظ قرآن بودن با ایرانیت غلیظی که در اشعار حافظ وجود دارد متضاد است»!!

جناب دامغانی! لطفا توضیح دهید و بفرمایید «ایرانیت غلیظ» موجود در اشعار حافظ را چگونه کشف کرده اید و به فرض که چنین تعبیری درست باشد، «مسلمان بودن» حافظ چه تضادی با «ایرانی بودن» حضرت ایشان دارد؟!! هم اکنون مگر ما «مسلمانِ ایرانی» یا «ایرانیِ مسلمان» خطاب نمی شویم؟! چه تضادی در این بین وجود دارد که این کمترین، متوجۀ آن نمی شوم و عقلم قَد نمی دهد آن را بفهمم و درک نمایم؟!!

لابد استحضار دارید که فضای زیستِ «حافظ» در توفان های سیاسی- اجتماعی قرن هشتم و پس از ایلغار مغول و تاتارها و در زمانۀ حکمرانی اتابکان آل مظفر در نواحی فارس آنروزگار رقم خورده و چنانچه در دورانِ ملوک الطوایفی(فئودالیته) آن عصر، شعر حافظ مُنادی «ایرانیتی غلیظ» باشد سند افتخار حضرت اوست، نه نامسلمانی و هُرهُری مذهب بودنش!!!

رییس فرهنگستان هنر در بخش دیگر سخنان خود به کلی گویی در خصوص «جعفر بن محمد بن حکیم بن عبدالرحمن بن آدم رودکی سمرقندی» پرداخته و چنین گفته است: «این که پیش از رودکی چند شاعر وجود داشته اند چیز زیادی نمی دانیم و از رودکی هم تنها دیوان کوچکی داریم و یک افسانه بزرگ که می‌گوید او یک میلیون بیت شعر داشته است. در واقع هنوز نمی توانیم به طور قطع بگوییم که رودکی پدر شعر فارسی بوده است».

در انتساب شاعر روشندلِ، حافظِ قرآن و خوش قریحۀ سمرقندی به عنوان «پدر شعر فارسی»، همین نکته بس است که پیشینیان و معاصران صاحبنظرِ عرصۀ گستردۀ فرهنگ و ادب پارسی، «رودکی» شاعر بزرگ و بی بدیل قرن سوم هجری را که در روزگار سلسلۀ سامانیان می زیسته و صاحب اولین دیوانِ شعر فارسی است، «سلطان الشعرا» و «آدم الشعرا» گفته و خوانده اند.

شعر فارسی که نمی تواند و نمی بایست بی پدر باشد و منطقا پدر دارد، اما از دیدگاهِ جناب معلم دامغانی به جز و به جایِ «رودکی» چه کسی «پدر شعر فارسی» است، نمی شود و نبایست در هاله ای از ابهام بماند. رییس فرهنگستان هنر، باید به صراحت و بر مبنای مستندات قابل اعتنا بگوید که؛ چه کسی لیاقت و سزاواری جانشینی «رودکی» را دارد و بایسته و شایسته است و می توان او را در جایگاه رفیعِ «پدر شعر فارسی» نشاند و نام بُرد.

اینکه استاد علی معلم دامغانی ان شاءالله التفات نموده و به ابهامات مورد اشاره و موجود در اظهارات خود پاسخ روشن و قابل قبولی ارایه دهد، مزید خشنودی و امتنانِ بی‌دریغ اهالی فرهنگ و ادبِ این سرزمین ادیب پرور است که ستارگان فروزانی مانند «فردوسی» و «سعدی» و «مولوی» و «عطّار» و «ناصرخسرو» و . .... در آسمان آبی آن می درخشند.

۱۱:۳۳ ::: ۱۲ / ۱۲ / ۱۳۹۴

ARTNA آرتنا-> شعر و ادبیات -

منبع خبر : تسنیم

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید