تصویر برگزیده

احمد عزیزی به روایت خودش

شاپرک بودم مرا پرواز برد

آرتنا: پانزدهم اسفند مصادف است با روزی که احمد عزیزی شاعر معاصر کشورمان به علت کاهش سطح هوشیاری ناشی از تشنج و بیماری قلبی در بیمارستان بستری شد.

به گزارش «آرتنا»،پانزدهم اسفند مصادف است با روزی که احمد عزیزی شاعر معاصر کشورمان به علت کاهش سطح هوشیاری ناشی از تشنج و بیماری قلبی در بیمارستان بستری شد و در این 8 سال بر روی تخت بیمارستان بستری بوده است. یکی از کتاب‌های بسیار خواندنی احمد عزیزی «کفش‌های مکاشفه» است.

این کتاب با یک مثنوی زیبا شروع می‌شود که به نوعی این شاعر خود را در آن معرفی کرده است. در ادامه بخش کوتاهی از این شعر را می‌خوانیم:

امشب ای زیباترین رویای من

گل کن از سر شاخه لالای من

در سراب خواب من سبزینه نیست

خسته شد تصویرم و آیینه نیست

بسکه تنها سوخت در تب شعر من

سکته خواهد کرد امشب شعر من

آخر ای شب من شبیه بیشه ام

رحم کن نیلوفر بی ریشه ام

گوشوار حسرتم، گوشم بده

آه سرگردانم، آغوشم بده

زادگاه من درخت بید بود

سالها همسایه ام خورشید بود

شاپرک بودم مرا پرواز برد

هر پرم را یک نسیم ناز برد

مادر من دختر مهتاب بود

من به دنیا آمدم او خواب بود

داستانها دوستانم بوده اند

قصه ها ورد زبانم بوده اند

مثل همسالان شبنم زاد خود

پر کشیدم من هم از میلاد خود

ناگهان در نور عزلت وا شدم

سایه ام ترسید و من تنها شدم

چشم واکردم زمانم رفته بود

قایق رنگین کمانم رفته بود

پوپک من از نیستانها گذشت

کهکشانم از بیابانها گذشت

اینک ای شب من گیاهی خسته ام

در تب آیینه آهی خسته ام...

۱۹:۰۸ ::: ۱۵ / ۱۲ / ۱۳۹۴

ARTNA آرتنا-> شعر و ادبیات -

منبع خبر : فارس

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید