تصویر برگزیده

اصغر نوری مطرح کرد

معضل ادبیات امروز ایران

آرتنا: اصغر نوری معضل ادبیات امروز ایران را چاپ زیاد کتاب دانست و گفت: نویسندگانی که هنوز به پختگی نرسیده‌اند کتاب چاپ می‌کنند.

به گزارش «آرتنا»،این مترجم ، درباره وضعیت ادبیات در سال 94 اظهار کرد: فهمیدن روند کمی و کیفی ادبیات در یک سال مستلزم این است که تمام آثار را خوانده باشم. مسلما من فرصت چنین کاری را نداشتم، ولی در این سال یکی دو اثر خوب ایرانی خواندم که می‌توانم بگویم ادبیات در ایران به کار خودش ادامه می‌دهد و هنوز نویسندگانی داریم که در کنار آثار ضعیف، ما را به وضعیت ادبیات ایرانی امیدوار می‌کنند.

او با بیان این‌که «هر سال چند کتاب خوب داریم که نشان می‌دهد ادبیات ایرانی مسیرش را پیدا می‌کند» اظهار کرد: یکی از آثار خوبی که امسال خواندم کتاب «این سگ می‌خواهد رکسانا را بخورد» نوشته قاسم کشکولی بود که فکر می‌کنم نویسنده دغدغه فرم و پیشنهاد تازه در ادبیات را دارد و توانسته از پس این قضیه بربیاید.

نوری وضعیت نابسامان انتشار کتاب را آفت وضعیت نشر در ایران دانست و بیان کرد: فکر می‌کنم معضل ادبیات امروز ایران این است که کتاب زیاد چاپ می‌شود و نویسندگانی که هنوز به پختگی نرسیده‌اند کتاب چاپ می‌کنند. همچنین نویسندگان تک‌کتابی زیادی داریم که یک رمان یا یک مجموعه داستان منتشر کرده‌اند. متأسفانه وقتی این کتاب‌ها را می‌خوانیم متوجه می‌شویم که این نویسنده‌ها هنوز مهارت‌های داستان‌نویسی یا رمان‌نویسی ندارند. من همیشه امیدوارم کتاب‌های بعدی این نویسندگان بهتر شود.

او درباره وضعیت ترجمه در سال 94 نیز گفت: درباره آثار ترجمه که بیشتر درگیر آن هستم و کار ترجمه انجام می‌دهم باید بگویم ما متأسفانه هر روز مترجم‌هایی را می‌بینیم که به هیچ‌وجه شایستگی کار ترجمه را ندارند، زبانی را که از آن ترجمه کرده‌اند بلند نیستند و شاهد این ندانستن‌ها غلط‌های زیادی است که در کارشان وجود دارد.

این مترجم با تاکید بر این‌که «حداقل توقع از مترجم این است که مفهوم را درست ترجمه کند» بیان کرد: مترجم باید کتاب را بفهمد و زبان فارسی را نیز بلد باشد. در حال حاضر در ایران مدام تعداد مترجم‌ها بیشتر می‌شود. کار ترجمه چاپ‌شده هم افزایش می‌یابد. امروزه ترجمه به کاری تبدیل شده که هر کسی گمان می‌کند می‌تواند آن را انجام دهد.

او همچنین افزود: هر کسی با هر سواد و هر سطح از تسلط به زبان، مترجم می‌شود و ناشرها هم بدون هیچ سخت‌گیری‌ای کتاب‌های ترجمه را منتشر می‌کنند. درواقع یک رقابت بد و کاذب بین ناشرها به وجود آمده است که تا نویسنده‌ای از سوی مخاطب‌ها مورد استقبال قرار می‌گیرد، چند ناشر همزمان آثار او را ترجمه و چاپ می‌کنند. برخی از این ترجمه‌ها خیلی بد از کار درمی‌آیند. این باعث می‌شود مخاطب هم به این سمت نرود و هر روز بیش از روز قبل اعتمادش را از دست بدهد.

اصغر نوری با ابراز تاسف از وضعیت کنونی ترجمه اظهار کرد: متأسفانه برخی از مترجمان زبان را هم بلد نیستند؛ زبان را هم بلد باشند برای ترجمه باید سال‌ها با ادبیات فارسی آشنا بود. مترجم باید بُعدهای مختلف زبان فارسی را یاد بگیرد تا بتواند کتاب را به زبان فارسی برگرداند و کتاب ترجمه‌شده به فارسی کتاب خوبی شود.

او با بیان این‌که «هر دو سوی کار ترجمه می‌لنگد» اظهار کرد: در انتقال معنا مشکل وجود دارد و این کار بازار ترجمه را روز به روز خراب‌تر می‌کند. به نظرم دلیل عمده این مشکل ناشرها هستند. ناشرها کارشناس خوب کتاب ندارند و در زمینه انتخاب کتاب و بررسی کتاب ترجمه‌شده کوتاهی می‌کنند.

این مترجم درباره تغییرات ممیزی در سال 94 نیز بیان کرد: ممیزی نسبت به سال‌ قبل بهتر بود و امسال وزارت ارشاد جواب کتاب‌ها را زودتر می‌داد. همچنین کتاب‌ها شامل اصلاحیه و سخت‌گیری کمتری می‌شدند. درباره آثار خودم به این شکل بود و از سایر دوستان مولف و مترجم و ناشران هم شنیده‌ام که به طور کلی در سال 94 وضعیت ممیزی بهتر از سال قبل است.

او در بسته ادبیاتی پیشنهادی پایان سال خود تاکید را بر نام نویسندگان گذاشت و گفت: توصیه می‌کنم آثار بزرگِ بزرگان ادبیات ایران و جهان را اگر تا به حال نخوانده‌اند، بخوانند؛ چون مطالعه کلاسیک‌ها دید و سطحی از سواد ادبی در آدم به وجود می‌آورد که بعدها آدم کتاب‌های مدرن‌تر را راحت‌تر می‌خواند. به همین دلیل پیشنهاد می‌کنم رمان خواندن را از نویسندگانی که امتحانشان را پس داده‌اند، شناخته‌شده هستند و جزو نویسندگان خوب تاریخ ادبیات ایران و جهان هستند شروع کنند.

نوری ادامه داد: نویسندگان ایرانیِ خوب زیادند. پیشنهاد می‌کنم از ایرانی‌ها آثار کسانی همچون هوشنگ گلشیری، رضا براهنی، محمود دولت‌آبادی، جعفر مدرس‌ صادقی و احمد محمود را بخوانند. همچنین از کلاسیک‌های خارجی که به فارسی ترجمه شده از داستایوفسکی، فاکنر، همینگوی و چخوف بخوانند. این‌ها نویسندگانی هستند که کسانی که به رمان خواندن عادت ندارند، با مطالعه آثار این افراد می‌توانند به ادبیات علاقه‌مند شوند و کم‌کم آثار نویسندگان مدرن‌تر را به سهولت بخوانند.

او همچنین به سه‌گانه آگوتا کریستوف با ترجمه خودش اشاره کرد و گفت: پیشنهاد می کنم مردم سه‌گانه آگوتا کریستوف شامل سه رمان «دفتر بزرگ»، «مدرک» و «دروغ سوم» را که مورد استقبال هم بوده بخوانند. به نظرم آگوتا کریستوف را هر کسی با هر سلیقه‌ای می‌تواند بخواند؛ چه آدم‌هایی که دنبال ادبیات جدی هستند و چه افرادی که فقط برای سرگرمی کتاب می‌خوانند. این سه‌گانه می‌تواند همه‌شان را راضی کند.

این مترجم دربار آثار در دست انتشار خود هم گفت: کتاب داستان‌های کوتاه‌ آگوتا کریستوف به نام «بی‌سوادی و فرقی نمی‌کند» را نشر مروارید منتشر خواهد کرد. این مجموعه پنجمین کتاب آگوتا کریستوف است که ترجمه می‌کنم. مجموعه شعری از شاعر فرانسوی آلن برن توسط نشر نیماژ منتشر می‌شود. همچنین نمایشنامه «ریچارد سوم بیدار نمی‌شود» توسط نشر نی و نمایشنامه‌ای به نام «ساعت» منتشر خواهد شد.

او در پایان افزود: از کارهای در دست ترجمه‌ام می‌توانم به سه‌گانه ژان پل سارتر به نام «راه‌های آزادی» اشاره کنم که آن را برای نشر نگاه ترجمه می‌کنم. همچنین رمان «مرد عوضی» از ژوئل اگلوف را برای نشر افق کار می‌کنم. مطمئن نیستم این کارها به نمایشگاه کتاب برسند، اما گمان می‌کنم اوایل سال آینده منتشر خواهند شد.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید