تصویر برگزیده

آنچه در «هشتمین جشنواره قند پارسی» گذشت

همراه با شعر خوانی شاعران افغان

آرتنا: در مراسم دو روزه «هشتمین جشنواره قند پارسی» ضمن شعر خوانی شاعران افغان، از نقش ادبیات به عنوان تجلی بخش روح و احساس جمعی ملت‌ها و تاثیر آن برهمگرایی، آَشتی با خود و دیگران سخن گفته شد.

به گزارش «آرتنا»،مراسم اختتامیه «هشتمین جشنواره قند پارسی»، ویژه شعر و قصه جوان افغانستان، 19 اسفند‌ با حضور ادیبان‌افغانستانی و ایرانی در تالار سوره حوزه هنری برگزار شد.

در ابتدای برنامه، دکتر محمدصادق دهقان دبیر جشنواره در سخنانی گفت: در روزگاری زندگی می‌کنیم که در منطقه ما نابسامانی سیاسی، اجتماعی و اقتصادی به چشم می‌خورد و بازار چانه زنی قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای بر سر سرنوشت ملت‌های ستم دیده گرم است. در این زمانه پرآشوب، سخن گفتن از صلح دوستی، کرامت و حقوق انسانی آسان به نظر می‌رسد ولی در عمل بسیار دشوار است.

او ادامه داد: در چنین وضعیتی، ادبیات به عنوان تجلی بخش روح و احساس جمعی ملت‌ها می‌تواند ما را با هم مهربان‌تر و راه را بر همگرایی و آَشتی با خود و دیگران هموارتر کند. ادبیات می‌تواند روحیه اعتراض و انتقاد را در کالبد جامعه زنده نگه دارد.

دهقان افزود: زندگی در مهاجرت یا سرزمین مادر با دغدغه‌های گوناگون، مجال چندانی برای کار و کوشش فرهنگی باقی نمی‌گذارد و آنچه فرزندان شما در خانه ادبیات افغانستان انجام داده‌اند جز با سخت‌کوشی و از خود گذشتگی آنها ممکن نبوده است. تلاش‌های خانه ادبیات افغانستان در طول این سال‌ها بر آفرینش محتواهای فکری متنوعی متمرکز بوده که همه منادی آموزه‌های مدارا، همدلی و همبستگی انسانی است و کارنامه این نهاد، گواه این حقیقت است.

او با تاکید بر این که افغانستان بیش و پیش از همه به بازسازی فرهنگی نیاز دارد، ادامه داد: این امر جز با فراهم شدن پیش زمینه‌های فکری آن از جمله دیگرپذیری و تعامل همه جانبه محقق نمی‌شود. در این میان هر از گاه فرصت‌هایی به دست می‌آید مانند انتخاب کهن شهرهای غزنین و بامیان به عنوان پایتخت‌های فرهنگی جهان اسلام که نشان دهنده ظرفیت بزرگ فرهنگی در افغانستان است اما دریغ و درد که به دلیل ناتوانی و بی توجهی دولت شاهد از دست رفتن این فرصت‌های طلایی برای حفظ بخشی از میراث کهن این سرزمین هستیم.

سپس احمد هارون نجم‌پور، معاون سفیر افغانستان در سخنانی گفت: معتقدم کارهایی که خانه ادبیات افغانستان انجام داده، کمتر از کاری نیست که سربازان نظامی در دفاع از افغانستان انجام می‌دهند. سربازان فرهنگی مخصوصا در شرایط مهاجرت، وظایف سنگینی به دوش خود دارند که این عزیزان توانسته‌اند این وظایف را به خوبی انجام دهند.

او با بیان این که سفارت افغانستان با تمام توان در کارهای فرهنگی همکاری خواهد کرد، افزود: کمتر زبانی در دنیا آنقدر که فارسی به شعر اهمیت می‌دهد، به این مقوله توجه دارد. ما در این زمینه به جایگاه‌های خوبی رسیده‌ایم و امیدوارم در زمینه داستان نیز بتوانیم آثار بهتری خلق کنیم و با ترجمه به زبانهای دیگر، مردم کشورهای مختلف را با فرهنگ و ادبیاتمان آشنا کنیم.

نجم‌پور ضمن اشاره به این که انفجار مجسمه بامیان، انفجار فرهنگ و تمدن ما بود، بر ضرورت انجام اقدامات فرهنگی تاکید کرد و گفت: با فرهنگسازی است که می‌توانیم زمینه صلح را فراهم کنیم. این کار را باید از مدرسه شروع کنیم که دشمن نتواند جوانان ما را به سمت عملیات انتحاری سوق دهد.

پس از سخنان او، نوبت به شعرخوانی رسید.

ناصر فیض، محسن سعیدی، احمدعلی فاخر، مهتاب ساحل، محمدمهدی جمالی، حمید تقدیمی، رعنا حیدری، محمدمهدی احمدی، احمد میرزایی، زهرا جعفری و سارا محمدی، از جمله افرادی بودند که در هشتمین جشنواره قند پارسی به شعرخوانی پرداختند و حبیبه جعفری و خداداد حیدری نیز برای حاضران در نشست داستان کوتاه خواندند.

همچنین دکتر کاظم کاظمی، رییس شورای فرهنگی مهاجران افغانستان یکی از سخنران‌های این مراسم بود که به بررسی زوایای ادبیات افغانستان پرداخت.

او بیان کرد: ما مردم افغانستان در سالهای اخیر نابسامانی‌ها و دشواری‌های زیادی را تجربه کردیم که به بسیاری از نهادهای ادبی و فرهنگی آسیب زد، مردم را آواره کرد و جریانهای ادبی را دچار انقطاع کرد. این انقطاع به شعر و به ادبیات به طور عام ضربه زد اما فرصت‌هایی را نیز ایجاد کرده‌ که اگر از آن فرصتها استفاده کنیم، می‌توانیم یک خیزش و ادبیات دیگر را در ادبیات کشورمان به وجود بیاوریم. یکی از این مسائل، مهاجرت مردم ما به کشورهای گوناگون است.

رئیس شورای فرهنگی مهاجران افغانستان با اشاره به مهاجرتهای صورت گرفته از این کشور گفت: ما مردمی جهانی هستیم و می‌توانیم از این جهانی بودن استفاده کرده و ادبیات را رشد دهیم. این ویژگی است که کمتر ملتی در دنیا آن را دارد، ما مردمی سختی کشیده هستیم و در شعر مهاجران درد و حسی خاص وجود دارد که سایرین آن را ندارند و می‌توان گفت رنج دستمایه شعر و داستان افغانستانی است که با سایر آثار متفاوت است.

کاظمی همچنین اظهار کرد: بسیاری از اهالی ادبیات هم بر این موضوع صحه گذاشته و می‌گویند در شعر یک فرد از افغانستان، دردها و رنج‌ها و تجربه‌هایی هست که جوانان کشورهای دیگر آن را ندارند، آنها دچار رفاه‌زدگی و روزمرگی شده‌اند اما در شعر شما از این روزمرگیها خبری نیست. ما مانند کسانی هستیم که گاهی داخل آتش می‌رویم و از آن بیرون می آییم و این تجربه‌ها می‌تواند برای افراد مختلف دنیا جذابیت‌های خاص خودش را داشته باشد.

وی با بیان این که باید تلاش کرد که حرف مردم و جامعه در شعر باشد، افزود: شعر امروز بیشتر به سمت عینی شدن پیش رفته و این موضوع می‌تواند بستر خوبی باشد برای بیان تجربه‌های متفاوتی که یک افغان دارد. البته لازم است به این دقت کرد که نباید فقط به بیان دردهای کوچک و شخصی بپردازیم، اگر درد و رنج ما شخصی شود، شعر ما محدود خواهد شد. بیان تجربه شخصی لازم است همراه با حرف مردم باشد، نباید ارتباط شعر با مردم قطع شود و اگر اینطور نباشد، شعر منزوی خواهد شد.

کاظمی با اشاره به فرصت‌های موجود در فضای مجازی گفت: هرچه دنیای ما رنگارنگ شود ذهن انسان‌ها را از خلوت شاعرانه‌شان باز می‌دارد در حالی که ادبیات در لحظه زایش در خلوت انسان خلق شده و نباید اجازه دهیم فضای مجازی این خلوت‌ها را از ما برباید. برای شاعرانی که در سطح متوسط هستند فضای مجازی تأثیرگذار است اما برای افرادی که به درجات بالاتر می‌رسند، دنیای مجازی خطرناک است.

وی با هشدار نسبت به این که دنیای رنگارنگ، ما را از مطالعه باز داشته است، گفت: درونمایه اصلی ادبیات، مطالعه خارج از حوزه ادبیات و شعر است. لازم است پشتوانه ذهنی ما مطالعات تاریخی و علوم دینی و فلسفی باشد.

سخنرانی دکتر محمدسرور مولایی درباره لزوم توجه دولت افغانستان به فرهنگ و ادبیات این کشور و همچنین سخنرانی کارشناس بامیان شناسی، شوکت علی محمدی، شاعر و پژوهشگر درباره شهر تاریخی بامیان، از بخشهای دیگر این برنامه بود.

در دومین روز جشنوار‌ه‌ی قند پارسی چه گذشت؟

همچنین دومین روز از مراسم اختتامیه هشتمین جشنواره ادبی قند پارسی، ویژه شعر و قصه جوان افغانستان پنجشنبه 20 اسفند در سالن سوره حوزه هنری برگزار شد.

در این مراسم علی عبداللهی، شاعر و مترجم در سخنانی گفت: به عنوان یکی از داوران، می‌توانم بگویم شعرهایی که در این دوره خواندم، شعرهایی خوب با مضامینی بکر بود. این شعرها، برآمده از واقعیات روزمره و تجربه‌های زیسته ناشی از جنگ بود؛ صداهای فردیت یافته‌ای که نوید شاعران بزرگ را می‌دهد.

او با بیان این که شعر و داستان افغانستان زنده است، افزود: در این جشنواره ادبی، صدای شعر زنان نیز به گوش می‌رسید و بسیار قوی بود. صدای تازه شعر زنان در سراسر جهان به گوش می‌رسد و در افغانستان هم این رشد ادبی در زنان دیده می‌شود.

عبداللهی با اشاره به تاثیرگذاری و تاثیرپذیری از ترجمه اظهار کرد: ترجمه هم به شعر فارسی تاثیر گذاشته و ترجمه‌ای که از اشعار فارسی در جهان صورت گرفته، آنها را متاثر کرده است با این حال در قرن اخیر بیشتر تاثیرگذاری ترجمه اشعار خارجی بر ادبیات فارسی مشهود است.

او توضیح داد: یکی از تاثیراتی که ترجمه شعر جهان، بر شعر ما داشته، از نظر محتوایی و رواج ساختار عمودی شعر بوده است. ما پیش از آن هم مثنوی و قصیده و ... را داشتیم که ساختار عمودی در آنها وجود داشت با این حال، اساسا شعر ما بر بیت محوری و ساختار افقی بنا داشت. تاثیر دیگری که از اشعار ترجمه گرفتیم این بود که عینیت گرایی را وام گرفتیم و در حالی که نگاه شاعران کلاسیک ما بیشتر ذهنی بود، اخیرا شعر به سمت مسائل روزمره و عینیت گرایی رفته است.

این مترجم با تاکید بر این که کارکرد زبان در شعر فقط محتوا نیست و باید به زیبایی شناسی نیز اهمیت داد، افزود: اتفاقی که در ترجمه اشعار به زبان فارسی رخ داده این بوده که آنها طوری ترجمه شده‌اند گویی از وزن و موسیقی برخوردار نیستند، اغلب مترجم‌ها به صورتی اشعار را ترجمه می‌کنند که مخاطب فارسی زبان، آنها را در قالب آزاد و سپید می‌خواند. این در حالی است که اینطور نیست و آن اشعار موسیقی درونی خودشان را داشته‌اند. در چنین شرایطی، تاثیری که این گونه ترجمه بر مخاطب گذاشته، این بوده که اشعاری در قالب آزاد، بدون موسیقی و بدون فردیت سروده می‌شود.

عبداللهی افزود: فشردگی کلام و موسیقی، منش منحصر به فردی در شعر به وجود می آورد که هر شاعر را از دیگری متمایز می‌کند. شاملو، فروغ، بیژن جلالی و ... با این که در یک دوره می زیسته‌اند، شعر هر کدام منحصر به خودش است که ناشی از سلوک هر شاعر است.

او با انتقاد از وفور شعرهای ترجمه متوسط گفت: آنقدر شعرها شبیه هم است و ترجمه‌های متوسطی وجود دارد که مخاطب شعرزده می‌شود. لازم است در کنار ترجمه که وسعت دید میدهد اما مخرب هم است، به سنتهای عظیم و رشک برانگیز شعر فارسی و تجربه‌هایی که با آنها زیسته ایم از جمله جنگ خاورمیانه و ... در اشعارمان توجه داشته باشیم.

سپس ابراهیم زاهدی مطلق، مدیرعامل بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان در سخنان کوتاهی بر این نکته تاکید کرد که لازم است انسان را در اشعار مورد توجه قرار دهیم، چرا که اگر به زبان، فارغ از انسان نگاه کنیم، موضوعیتش را از دست خواهد داد.

هشتمین جشنواره قند پارسی امسال که با شعرخوانی شاعران جوان همراه بود، به پاسداشت جایگاه ادبی «آصف سلطان‌زاده» نویسنده برجسته این کشور پرداخت و پاسداشت جایگاه فرهنگی و تمدنی «بامیان باستان» از دیگر برنامه‌های این دوره از «جشنواره قند پارسی» بود.

این برنامه به همت خانه ادبیات افغانستان و با همکاری مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری برگزار شد.

این جشنواره از سال 81 تاکنون به صورت دوسالانه با هدف شناساندن چهره‌های تازه در عرصه شعر و داستان جوان افغانستان برگزار شده و سنت نکوداشت تلاشگران ادبی را نیز به جا می‌آورد.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید