تصویر برگزیده

مسعود فراستی:

ایوبی شجاعت رهبری سینما و تحمل نقد را ندارد

آرتنا: مسعود فراستی منتقد سینما حجت الله ایوبی را انسانی فرهنگی می داند که خوب حرف می زند اما سینمایی نیست و شجاعت لازم برای رهبری سینما را ندارد. از نظر او ایوبی تحمل نقد را هم ندارد که ممکن است باعث عقب رفتن او بشود.

به گزارش «آرتنا»،مسعود فراستی به تازگی در گفت‌وگوی مفصلی درباره سینمای ایران، فیلم‌های امسال جشنواره، برنامه «هفت» و شخصیت خودش صحبت کرده؛ او معتقد است هنوز واقعا سینما در ایران شکل نگرفته چون آینه جامعه نیست و المان‌های فرمی ملت ایران را در آن نمی‌بینیم. بخش های دیگری از این مصاحبه به نظر او درباره «هفت» فعلی و همین طور فیلم های جشنواره می پردازد.

خبرنگار هفته‌نامه مثلث گفت و گویی طولانی با مسعود فراستی منتقد سینما در کافه‌ او در کرج داشته و در آن فراستی از مسائل شخصی تا نظرش درباره سینمای ایران و فیلم‌های جشنواره حرف زده است. در ابتدای این گفت و گو فراستی جسارتش در نقد را به پدرش، تربیت خانوادگی و همین‌طور دوران تحصیلش نسبت می‌دهد و درباره دوستی با مرتضی آوینی می‌گوید: «مرتضی به شدت جسور و البته آقا بود. خیلی آقا بود و من لات و پوت بودم. او هنوز هم آقاست و من هنوز هم لات و پوت هستم.» البته او آوینی را پیش از انقلابی بودن یک روشنفکر می‌داند که با انقلاب و بخصوص جنگ او را ساخته است.

این آغاز بحثی درباره جریان روشنفکری در ایران می‌شود که فراستی مدعی است از آن گذر کرده و برخلاف کسانی که روشنفکری را طی نکرده و مرعوبش هستند، ترسی هم از آن ندارد. به عقیده او نظام فعلی ما نظامی نیست که روشنفکر پرورش بدهد: «این موضوع هم مثبت است هم منفی، منفی‌اش که خب به این معنی است که امکان تضارب آرا چندان که باید باشد نیست. اما مثبت این‌که اداهای روشنفکری، نوعی زیست روشنفکری که به بیشتر با ادا توام است و تفکر از بالا به پایین به مردم و... این دیگر در کشور ما امکان پرورش ندارد.» از نظر او مهم‌ترین کار روشنفکران پس از انقلاب ترجمه کتاب‌های مهمی بوده است که به آن‌ها احتیاج داریم، در واقع نه در جنگی شرکت‌ کرده‌اند نه سعی کرده‌اند زندگی‌شان را با مردم مماس کنند.

تهیه‌کننده به معنای جدی نداریم؛ دوستان مدیر تولید هستند!

فراستی در ادامه با اشاره مصاحبه کننده به این‌که سینمای ما را هم یک سینمای ترجمه می‌دانند، در چنین شرایطی امکان شکل‌گیری سینمای ملی در ایران را ممکن نمی‌داند و معتقد است فقط در تلاشیم که چیزی شکل بگیرد، اما به دلیل دولتی بودن این اتفاق نمی‌افتد: «سینمای ایرانی دولتی است. پولش که صد در صد دولتی است، از آن ور هم که هیچ تهیه‌کننده خصوصی نداریم.» و در بخش دیگری ادامه می‌دهد: «تهیه‌کننده به معنای جدی کلمه نداریم. دوستان عمدتا مدیر تولید هستند. پولی از جایی بابت ساخت فیلم می‌گیرند و آن را تقسیم می‌کنند. تهیه‌کننده خصوصی هنوز شکل نگرفته، یکی دو نفر آدم می‌توان پیدا کرد که تهیه‌کننده خصوصی هستند اما به این معنی نیست که سینمای خصوصی داریم. تهیه‌کننده اصلی دولت است، از ابتدا تا امروز.»

به گفته او در این دولت هم پیش از داستان برجام، امکان حمایت مالی از سینما وجود نداشت اما بعد از آن همچنان سوبسیدها برقرار است: «بهشان می‌گوییم بس است این همه سفارش در سینما اما.... باید سینما شکل طبیعی خود را بگیرد. شکل طبیعی یعنی سینما باید خصوصی شود. منتها با حفظ ممیزی‌هایی که همه جای دنیا دارد.»

در ادامه این گفت و گو او باز هم به این موضوع اشاره می‌کند که فیلم‌سازان ما بر خلاف فیلمسازان آمریکایی منافع ملی را در نظر نمی‌گیرند. اما با این نکته که دلیل این موضوع دادن وجه ایدئولوژیک به فرهنگ است، موافقت می‌کند: «من نظرم این است که ما فرهنگ را ایدئولوژیک کرده‌ایم. یعنی چیزی بدتر از آنچه گفته شد؛ فرهنگ ایدئولوژیک، و فرهنگ دولتی. اصولا تبدیل کردن فرهنگ به ایدئولوژی ستم به فرهنگ است.»

من هیچ ربطی به جشنواره عمار ندارم!

پس از صحبت‌های فراستی درباره فرهنگ دولتی، از او درباره حضورش در جشنواره‌ای مثل عمار که دقیقا دست به همین کار می‌زند سوال می‌شود که او نیز به طور کلی حضورش در این جشنواره را رد می‌کند: «من هیچ ربطی به عمار ندارم، نه داورشان شده‌ام و نه قبولشان دارم؛ همه جا هم گفته‌ام. داور جشنواره فجر شده‌ام و باز هم اگر پیشنهاد بشود، می‌شوم. اما این به این معنی نیست که تفکر فرهنگ دولتی دارم یا طرف یک دسته سیاسی هستم، نه اصلاح‌طلب هستم نه اصول‌گرا.» با این‌حال او در ادامه دولت امروز را تنها در حوزه اقتصاد و سیاست خارجی تایید می‌کند اما در فرهنگ به قول خودش به «آن‌ور» نزدیک‌تر است و معتقد است در بحث فرهنگی فضای طیف اصول‌گرا راحت‌تر از فضای فرهنگی دوستان امروز است.

باید با سیاهی نسبت هنرمندانه برقرار کرد

در بخش دیگری از این گفت و گو با اشاره به فیلم «ابد و یک روز» و اصطلاح ناتورالیستی که فراستی درباره آن به کار برده است، این منتقد درباره تلخی برخی فیلم‌ها این‌طور نظر می‌دهد: «بچه‌های پایین‌شهر، فکر می‌کنند باید تجربه‌های زیسته‌شان را بسازند. این تمایل نیست، انتخاب نیست، ناچاری است. چون نمی‌تواند چیز دیگری بسازد. امسال هم تعداد فیلم‌های اینجوری کم نبود. این فیلم‌سازها از آن‌جا که نگاه درستی به مردمشان ندارند و نگاه هنرمندانه ندارند. وقتی سراغ چنین چیزی می‌روند، غرق می‌شوند و نمی‌توانند با موضوع فاصله بگیرند. نسبتی که با سیاهی برقرار می‌کنند نسبت غیرهنرمندانه‌ای است.»

او نسبت هنرمندانه را نسبتی می‌داند که در آن انسان نابود نشود و روابط انسانی و ویژگی‌هایی که انسان را از بقیه موجودات جدا کند در فیلم وجود داشته باشد: «کسی که فقط سیاهی را می‌بیند هنوز اول کار است و اصطلاحا از تخم درنیامده. اصلا ممکن است در یک وضعیت سیاه حتی یک نقطه سفید هم نبینید، اما این مهم نیست. مهم نسبت شما با آن سیاهی است این‌که خود را در آن غرق کنی به این دلیل است که چیز دیگری نمی‌شناسی. در سیاهی هم آدم هست، معرفت هست، کمک هست و وقتی این را نمی بینی نسبت غلطی با سیاهی برقرار می کنی.»

او با اشاره به نقل قولی که از یکی از دیالوگ های «ابد و یک روز» کرده و خانه را در آن نشانی از ایران دانسته است. فیلم را ناقص می داند که ناچار است به بیرون اشاره داشته باشد. او البته در ادامه صحبت هایش باز هم فیلم «جدایی نادر از سیمین» را نیز فیلم بدی می داند.

ما فیلم داریم اما سینما نه!

در بخش دیگری از این گفت و گو، مسعود فراستی با اشاره به این که در سینمای ایران یک یا دو درصد فیلم خوب، بالای پنجاه درصد فیلم بد و الباقی فیلم های متوسط هستند، باز هم به بحث وجود نداشتن سینما بر می گردد: «سینما داشتن با فیلم داشتن فرق دارد. هندی ها، ژاپنی ها و آمریکایی ها سینما دارند. خیلی ها هم نه سینما دارند و نه فیلم، ما هم فیلم داریم اما سینما نداریم. وقتی سینما داریم که المان های فرمی ملت خود را در فیلم هایمان ببینیم. کشورهایی که اسم بردم با سینما تفکر می کنند، زیست می کنند، ما نه.»

او در ادامه با اشاره به این که کارکرد اصلی سینما سرگرمی است، می گوید: «من نقدهای تندی می کنم آیا می خواهم سینما تبدیل به داروخانه شود؟ نه! می خواهم فیلم ها تبدیل به سینما شوند. منتها نه با ناز کردن و نوازش بی جهت. بلکه با نقد جدی شان. تنها راه این است. تنها راهی که منتقد دارد این است. سینما باید اوقات فراغت را پر کند و احیانا از پسش هم هنر دربیاید و مخاطب خاص هم داشته باشد. این تعریف من از داشتن و نداشتن سینماست.»

«هفت» دارد به زمان جیرانی نزدیک می شود!

فراستی که با بهروز افخمی از سال هفتاد تا کنون در مجله سوره با بهروز افخمی آشنا شده، در ادامه این گفت و گو توضیح می دهد که به شرط مستقل بودن بخش نقد قبول کرده است به «هفت» بیاید و درباره این برنامه می گوید: «من البته اوایل با یک چیزی مخالف بودم. آن هم این که برنامه ضبطی باشد، گفتم اگر برنامه زنده نباشد، حس را می گیرد. چند قسمت البته به صورت مرده پخش شد. با زنده پخش شدن برنامه هم اثرش فرق کرد هم مخاطبش. مرده ها را می شد ندید اما زنده ها را نمی شد ندید. یک اختلافی هم درباره نقد داشتیم که مهم نیست. بهروز نقد را قبول نداشت و ندارد. در صورتی که نقد سوژه من است و به شدت برایم اهمیت دارد. البته چون قرار بود که بهروز کاری به نقدها نداشته باشد، اختلاف ها هم خیلی جدی نبود.» از نطر فراستی افخمی تنها دو فیلم متوسط «عروس» و «شوکران» و سریال خوب «کوچک جنگلی» را در کارنامه دارد و دیگر فیلم هایش خوب نیستند، اما رفاقت آن ها از دیرباز ادامه داشته است.

او در ادامه درباره «هفت» فعلی می گوید: «الان (واکنش ها) خیلی مثبت است و نزدیک شده ایم به واکنش هایی که مردم در «هفت» جیرانی داشتند. الان هم اوضاع دارد بهتر می شود.»

او در پاسخ به این که برای «هفت» چقدر وقت می گذارد؟ جواب جالبی می دهد: «هیچ! فقط فیلم ها را می بینم و پا می شوم می روم برنامه.»

فراستی درباره این که دستمزدش به وقتی که برای برنامه می گذارد می ارزد یا نه؟ نیز این طور پاسخ می دهد: «نه. نه چندان! همان طور که می بینی همین کافه است که زندگی ما را می چرخاند.» و در ادامه در جواب «یعنی هیچ؟» می گوید: «نه دیگر هیچ! مگر من عاشق چشم و ابروی بهروزم که بروم رایگان برایش نقد بکنم؟ اما درآمد قابل توجهی نیست. در واقع بیشتر از این که درآمدش خوب باشد، آثاری که این برنامه دارد خوب است.»

در ادامه به بحث سانسور در این برنامه هم اشاره می شود، به گفته او نمی شود در برنامه زنده سانسور داشت، اما درباره تنظیم بخش ها و فیلم های مورد نقد می گوید: «البته که وجود دارد. قطعا تلویزیون محدودیت هایی دارد. مثلا گفته اند که درباره فلان فیلم خارجی که درباره همجنس بازی است نقد هم نکن.» و در ادامه درباره جشنواره نیز می گوید: «بعضی ها می خواستند نگذارند ما فیلم های جشنواره را نقد کنیم. می خواستند اذیت کنند. اما خب ما گوشمان به این حرف ها بدهکار نیست. همانطور که دیدید ما فیلم های جشنواره را هم نقد کردیم و آن ها بازی را باختند.»

نظر فراستی درباره فیلم های جشنواره

فراستی در این مصاحبه درباره چند فیلم صحبت کرده که بیشتر آن ها را فیلم های بدی دانسته است. از این میان او از یک پلان در «اخراجی ها 1» دفاع می کند و معتقد است این فیلم از فیلم سازش بزرگتر است و دیگر فیلم های ده نمکی را نیز الکن و بی ربط می داند.

او همچنین از میان فیلم های امسال جشنواره دو فیلم کمدی «زاپاس» و «بارکد» را قابل دفاع می داند، اما معتقد است فیلم «بادیگارد» ابراهیم حاتمی کیا فیلم بدی است اما حرف هایش خوب است و نشان می دهد آدم شجاعی است.  درباره «دختر» رضا میرکریمی نیز این طور نظر می دهد: «فیلم خوبی نیست. البته از چند فیلم قبلی اش بهتر است. جمع و جورتر است اما پایانش بد است. پایان باز بد. معلوم نیست چه بلایی سر شخصیت فیلم می آید.»

اما نظرش درباره فیلم نفس هم بسیار صریح است: «اوه اوه، فیلم او هم خیلی فیلم بدی است. فیلم قبلی اش هم فیلم بدی بود. این آدم هنوز فیلم ساز نشده و با خودش فاصله دارد و معلوم نیست چه می خواهد بگوید. اضافه بر این باید بگویم که بدجور سوبسیدی است.»

او همچنین در پایان این گفت و گو حجت الله ایوبی را انسانی فرهنگی می داند که خوب حرف می زند اما سینمایی نیست و شجاعت لازم برای رهبری سینما را ندارد. از نظر او ایوبی تحمل نقد را هم ندارد که ممکن است باعث عقب رفتن او بشود.

۲۲:۴۴ ::: ۲۵ / ۱۲ / ۱۳۹۴

ARTNA آرتنا-> سینما - نشر و چاپ -

منبع خبر : سینماپرس

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید