تصویر برگزیده

پیام دهکردی مطرح کرد:

هجرتی آرام را در پیش گرفتم

آرتنا: پیام دهکردی گفت:بودنم در شهر تهران دیگر پیشرفتی را برایم به همراه ندارد و برای آنکه به آدمی غرغرو و غیرپویا تبدیل نشوم هجرتی آرام را در پیش گرفته‌ام.

به گزارش «آرتنا»،این بازیگر که مدتی قبل در نمایش «تکه‌های سنگین سرب» در نقش شهید چمران نقش ایفا کرده بود، از مهاجرت خود به شهری دیگر و تاسیس یک موسسه آموزشی هنری خبر داد و بیان کرد: ماه‌های آخر حضورم در تهران را سپری می‌کنم و ان‌شاءالله بعد از عید نوروز و در اردیبهشت‌ماه برای همیشه به لاهیجان سفر می‌کنم تا در آنجا زندگی کنم.

او گفت: در این تصمیم مجموعه مسائلی دخیل بودند و پس از مدت‌ها بررسی و مشورت با خانواده، دوستان و همکارانی که آن‌ها را صاحب‌ نظر می‌دانم، به این نتیجه رسیدم که برای زندگی و آرامش خود حرکتی انجام دهم و "هجرت آرام" برای جان‌بخشی دوباره به رکود فعلی بهترین گزینه بوده و هست.

دهکردی در پاسخ به اینکه آیا این تصمیم او به نوعی یک حرکت اعتراضی است؟ اظهار کرد: شاید این تحلیل را هم بتوان داشت که این یک مهاجرت اعتراضی است، اما برای من هجرتی آرام و عقلایی است که کاملا با منطق و فکر به آن رسیده‌ام، چون معمولا وقتی آدم به ستوه می‌آید در اشکال مختلفی آن را بروز می‌دهد که در موقعیتی مثل من می‌تواند به شکل مصاحبه‌ و نقد بی‌پرده، تند یا انتشار یادداشت‌های انتقادی باشد. من الان از آن مراحل گذشته‌ام و با یک جست‌وجوی ساده از صحبت‌های دو، سه سال اخیرم می‌توان این نکته را دریافت.

کارگردان نمایش «هیچ کس نبود بیدارمان کند» ادامه داد: آنچه مرا به سوی هجرت سوق داده است، فقط به تئاتر و هنرهای نمایشی برنمی‌گردد و ماجرا در موضوع کلان آن یعنی "فرهنگ" مستتر است. من در تمام این سال‌ها دیدگاه‌های خود را مطرح کردم و نخواستم به آدمی غرغرو تبدیل شوم. ضمن اینکه تا آنجا که توانسته‌ام تلاش خود را کرده‌ام، اما وقتی اتفاقی نمی‌افتد سه حالت ممکن است پیش آید، اول اینکه به یک فرد افسرده و غم زده تبدیل شوم که این خطر را به همراه دارد که وارد یک چرخه معیوبی شوم که در کنار دیگر چرخه‌های معیوب موجود باعث ایجاد مشکل شوم. راه دیگر این است که مدام غُر بزنم و انتقاد کنم و در نهایت راه سوم این است که بروم. در حال حاضر من در شرایطی قرار گرفته‌ام که می‌بینم وقتی پیشبردی به معنای واقعی و درست آن برایم وجود ندارد تنها راهی که برایم می‌ماند این است که خود را به امید زایشی دوباره نجات دهم.

وی درباره اینکه آیا نارضایتی از تئاتر او را به فکر رفتن انداخته است، خاطرنشان کرد: در این اتفاق و تصمیم مشکل فقط کار نیست بلکه سلامت کار و نیز سلامت جسم و روح در میان است. وقتی در ابتدایی‌ترین مسائل نمی‌توان کاری انجام داد و با طرح مسائل هم می‌بینیم خروجی مشخصی به دست نمی‌آید، ناچار به انتخاب راه‌های دیگر هستیم. من شوق و ذوق زندگی را در خود از بین نبرده‌ام و در تلاشم آن را در جایی دیگر جست‌وجو کنم، به همین دلیل باید برای حفظ آنچه برایم باقی مانده، تداوم و نیز رشد و بالندگی آن کاری کنم.

بازیگر فیلم‌های «یک تکه نان» و «یک بوس کوچولو» افزود: بنابراین از آنجا که خدارا شکر مشکل جسمی هم ندارم که به آن دلیل قصد خروج از تهران را داشته باشم و از سر ناچاری مجبور به انجام این کار شوم، با رضایت خود و خانواده‌ام و به همراه آن‌ها به شهری دیگر سفر می‌کنم. البته قرار نیست به طور کامل با تهران خداحافظی کنم و دیگر به این شهر برنگردم بلکه باورم بر این است که بودنم در این فضا برای من پیشرفتی ندارد. ضمن اینکه بدون شک فصل همکاری‌های هنری‌ام را با تهران حفظ خواهم کرد. همچنین بر این باور هم نیستم که چنین نسخه‌ای باید برای همه آدم‌ها پیچیده شود و اگر دیگران در این شهر و با تحمل همه شرایط، زندگی می‌کنند، راه اشتباهی را در پیش گرفته‌اند. این شرایط من است که آلودگی عمومی و فرهنگی‌ای را که در جامعه وجود دارد و به سامان رسیدن آن کار یک روز و دو روز هم نیست را نمی‌توانم دیگر تاب بیاورم، به جایی دیگر می‌روم، چون فکر می‌کنم به اندازه کافی به صورت فشرده روزگار گذرانده‌ام و حال باید قدر روزهای باقی‌مانده را به شکلی دیگر بدانم، اما واقعیت این است که افق و چشم‌انداز روشنی را در تهران نمی‌بینم مثل وضعیت معماری شهر که رقت‌آور است و آلودگی‌های صوتی، هوایی و بصری که روح مرا پژمرده می‌کند و کاری برای آن نمی‌توانم انجام دهم؛ چه این که حتی اگر جهادی هم صورت بگیرد برای تغییر و تثبیت نکات مثبت و سازنده زمان بسیار زیادی نیاز است.

این بازیگر و کارگردان در ادامه اظهار کرد: برای زندگی در لاهیجان هم برنامه‌ریزی‌هایی کرده‌ام و قصد دارم مجموعه‌ای را در آنجا برای آموزش و مسائل مرتبط با فعالیت‌های نمایشی، فرهنگی و هنری و تولید نمایش تأسیس کنم که کارهای اولیه آن انجام شده است و هنرمندان و مسئولان استان گیلان و به ویژه شهر لاهیجان همکاری بسیار خوبی را در این راستا با من داشتند. ضمن اینکه برگزاری جشنواره‌ی امید هم که دو سال است به دلیل نداشتن بودجه به تعویق افتاده، با انتقال دبیرخانه به لاهیجان جدی‌تر و گسترده‌تر از سرگرفته خواهد شد.

پیام دهکردی در بخش پایانی گفت‌و‌گویش با اشاره به انتخابات برگزار شده‌ی مجلس شورای اسلامی در هفتم اسفندماه و مشخص شدن نمایندگان برای چهار سال آینده بیان کرد: معتقدم پرداختن جدی به مقوله‌ی هنر نه به معنای عام آن، چیزی است که جای خالی آن در تمام این سال‌ها احساس می‌شد و اگر هم حرکتی در مجلس صورت گرفته توسط برخی از نمایندگان بوده است که کوششی را انجام داده‌اند، اما به عنوان یک جریان موثر هیچ‌وقت به این موضوع به طور جدی توجه نشده است و هیچ‌وقت ندیدیم بحثی درباره استقلال بودجه‌ی تئاتر یا ایجاد سازمان تئاتر مطرح شود در حالی که معتقدم جای خالی سازمان تئاتر زیاد احساس می‌شود و مجلس باید در این‌باره به طور جدی پیگیری کند تا بتوان امیدوار بود که تئاتر از این وضعیت اسفبار خود خارج شود.

او با اشاره به اینکه علاوه بر وزارت ارشاد، گاهی شهرداری و حوزه هنری هم خود را متولی تئاتر می‌دانند و لازم است که یک جریان منسجم در این‌ راستا ایجاد شود، ادامه داد: در این سال‌ها معمولا نمایندگان هیچ‌گاه تئاتر را به طور جدی نشناختند و ضرورت آن را نیز درک نکردند؛ بنابراین نمایندگان منتخب فعلی وظیفه‌ی سنگینی بر دوش دارند چرا که تئاتر به عنوان یک پدیده‌ی آموزشی و تربیتی در طول این سال‌ها هیچ‌گاه به یک رکن حیاتی تبدیل نشده است و مجلس هم از سر بی‌اطلاعی و غیرضروری بودن، آن‌طور که باید به آن نپرداخته است.

دهکردی در آخر از تمام اساتید، هنرمندان، همکاران، دوستان،‌ هم نسلان، دانشجویان و عزیزان خود که در طول این سال‌ها اسبابی را برای رشد، پیشرفت و آموزش او فراهم کرده‌اند تا توفیقاتی بدست آورد، قدردانی کرد.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید