تصویر برگزیده

نگاهی گذرا به پنج فیلم اکران نوروز ۹۵ ؛

پرده‌ی اکران نوروزی، خالی از فیلم‌های مناسب کودک و نوجوان

آرتنا: با نگاهی گذرا به پنج فیلم اکران نوروز ۹۵ می‌توان به این نتیجه رسید که مسئولان سینمایی در چینش فیلمهای اکران نوروزی، از توجه به کودکان و نوجوانان و سینمای آنها غافل‌اند.

به گزارش «آرتنا»،فیلم‌های سینمای کودک یکی از پرفروشترین و پرمخاطب ترین آثار فرهنگی دنیا محسوب می‌شوند. قصه خیلی ساده است کمتر کودکی است که برای دیدن فیلمی به سینما برود و خانواده اش او را همراهی نکند. روندی که گویا در سینمای ایران برعکس شده است. در همین تعطیلات نوروز و نگاهی گذرا به سینماهای کشور می‌توان دید که خانواده‌هایی که تماشای فیلم را برای تفریح و سرگرمی انتخاب کردند باید فرزندانشان را همراه خود به سینما بکشانند.

لاجرم آن چه در سینمای ایران، برای عرضه و ارائه به بزرگسالان، ساخته شده است در معرض دیدگان مخاطب کم سن و سال قرار می‌گیرد. غافل از اینکه  ممکن است قصه ای برای بزرگسالان پرهیجان و پرکشش تلقی شود، ولی برای مخاطبان کودک و نوجوان، «مخرِب»، «ویرانگر» و «بدآموز» باشد.

علیرغم تلاش برای ایجاد یک تنوع ژانری و موضوعی در اکران نوروزی امسال، در بین 5 فیلم اکران نوروزی، آثاری هستند که به خاطر موضوع و لحنی که در فیلم انتخاب شده، اصلا مناسب سنین کودک و نوجوان نیست.از جهت دیگر غفلتی است که در سردر سینماها وجود دارد و اینکه هیچ نگاه جدی به رده بندی سنی تماشای فیلمها نیز وجود ندارد.

با نگاهی کوتاه به پنج فیلم اکران نوروز 95  می‌توان به این رسید که مسئولان سینمایی در چینش فیلمهای اکران، از توجه به کودک و سینمای آنها غافل بودند.

«بادیگارد» تازه ترین اثرسینمایی ابراهیم حاتمی‌کیا  با توجه به لحن و صحنه‌های اکشن‌ش می‌تواند در دسته فیلمهای مناسب برای تمام سنین در نظر گرفته شود ولی نمی‌توان ادعا کرد که برای مخاطب کودک و نوجوان ساخته شده است و طبیعی است که به وضوح توسط عده کثیری از آنان درک نشود. اگرچه با نگاه به فیلمهای دیگر اکران نوروزی، می‌توان گفت که تماشای «بادیگارد» برای سنین کودک و نوجوان، حداقل، بدآموز نیست.

در همان برخورد اول با قصه و آدمهای  «ابد و یک روز» می‌توان دریافت که صحنه های چرک و الفاظ بدآموز این فیلم به هیچ عنوان برای کودکان مناسب نیست. این فیلم  با همان نگاه واقعگرایانه اش، خیلی رک و صریح معضلات اجتماعی و اخلاقی در یک خانواده را بدون سانسور تصویر می‌کند.

فیلم سینمایی «خشم و هیاهو» قصه‌ی قتل است؛ ایده‌ای که از صفحه روزنامه حوادث بیرون کشیده شده است. بازی با روح و روان مخاطب و البته تصاویری بدون سانسور در مواجهه با معضلات اخلاقی و اجتماعی، فیلم را به شکلی درآورده است که آن را برای مخاطب کودک نا‌مناسب می‌کند.

«کفش هایم کو؟» در تبلیغاتش هم آمده که عاشقانه ای است از کارگردانش و قرار است در بستر قصه مهاجرت و بیماری آلزایمر، این عاشقانه اش را روایت کند. دیدن این فیلم هم برای مخاطب کودکی که بر پرده‌ی سینما به دنبال هیجان و شادی است کسالت بار است و دستاوردی برای او ندارد.

«پنجاه کیلو آلبالو» پنجمین فیلم اکران نوروزی است، یکی از کمدی رمانتیک‌های سینمای ایران که شوخی‌های دم دستی دارد و مناسب سن کودک نیست. فیلمی که در سبد اکران نوروزی قرار گرفته است، پر بازیگر است و البته کم مایه. «پنجاه کیلو آلبالو» از یک  مجلس عروسی شروع میشود و در میانه های عروسی ماموران برای دستگیری دامادخلافکار وارد می شوند و میهمانان هم فرار می کنند و ادامه داستان.

کار برای سینمای کودکان، باید با وسواس بیش تری همراه باشد و همین کار را سخت‌ می‌کند. سینمای ایران در تولید آثاری که ارتباط با کودکان و نوجوانان در آن شکل گرفته باشد از دقّت نظرها و دوراندیشی های لازم غافل مانده است.

برای آشتی خانواده ایرانی با سینما، باید خانواده سینما پیش قدم شود. گاه، با پیش فرضی نادرست، گمان می‌شود که فیلمسازی برای کودکان نباید چندان دشوار باشد! با همین نگاه سطحی است که سامان بخشیدن به سینمای کودک، در حد حرف باقی مانده است. فیلم های کودکان و نوجوانان باید آمیزه ای از شادی، هیجان، حرکت، تلاش، سازندگی، نوع دوستی،  ایثار و آشنایی با نشانه های خلقت باشد. ضمن اینکه فیلم‌ساز کودک باید تمام این عواطف مثبت را با بهره گیری حساب شده از عنصر «خیال» به شکلی قابل باور برای مخاطبان کودک، تصویر کند.

سال 94، سال سینمای کودک و نوجوان نبود. آیا برای سال 95، سینما با خانواده های ایرانی آشتی می‌کند؟

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید