تصویر برگزیده

تنوری که هنوز گرم نشده است

پخش سریال‌های نوروزی از نیمه گذشت

آرتنا: تقریبا می‌توان گفت پخش سریال‌های نوروزی تلویزیون به نیمه رسید اما هنوز این تنور گرم نشده و خیلی رقابتی میان سریال‌ها در جذب مخاطب شکل نگرفته است.

به گزارش «آرتنا»،با گذشت نیمی از سریال‌های نوروزی می‌توان نگاهی گذرا به مفاهیم و پیام های ضمنی و آشکار آن ها که در پی انتقالشان به مخاطب هستند، داشت.

**«بیمار استاندارد» داستانی موفق با دیالوگ‌هایی ناموفق

شبکه یک سیما که با یک جا به جایی سریال «بیمار استاندارد» را به عنوان سریال نوروزی خود به بینندگان معرفی کرد، علی‌رغم ساختار جدید و غیر متعارف سریال‌های نوروزی این شب ها توانسته است مخاطبان زیادی را با خود همراه کند.

آنچه بیش از کارگردانی متفاوت سعید آقاخانی نظر بیننده را به این سریال جلب می کند، متن متفاوت بهرام توکلی کارگردان فیلم‌هایی همچون «آسمان زرد کم عمق» و «من دیه گو مارادونا هستم» در قاب سیماست که برای اولین بار دست به سریال نویسی تلویزیونی زده است و روی کاغذ نوید روایت قصه ای متمایز از کمدی های معمول و مرسوم تلویزیونی را می دهد که پیش از این سراغ داشتیم.

هرچند توکلی در خلق شخصیت ها و بسط داستانی موفق عمل کرده اما به نظر میرسد دیالوگ ها به قوت ساختار محکم روایت نوشته نشده‌اند.از طرف دیگر آقاخانی که همیشه پر مخاطب ترین سریال های مناسبتی از «خانه به دوش» گرفته تا «دزد و پلیس» را ساخته است به نظر می رسد سبک متفاوتی را در ساخت سریال بیمار استاندارد در پیش گرفته و به جرأت میتوان گفت یک سر و گردن از کارهای قبلی او بالاتر است. او در این سریال به فضای فانتزی هم سر می زند و قصه ای پیچیده را روایت می کند که توانسته مخاطب را با داستان خود همراه کند.
نمودهای رفتاری کاراکتر بهنام با بازی بابک حمیدیان در این سریال به عنوان بازیگری بیمارنما در داستان اگرچه حساب شده و دقیق است که موقعیت او در قصه که خود را به بیماری زده است کاملا باورپذیر جلوه می کند. از سوی دیگر این سریال ترکیب بازیگران متفاوتی را نسبت به کارهای کمدی تلویزیون دربرمی گیرد. کست سینمایی دارد و سازندگان در سپردن نقش ها، بازیگران را به چالش کشیده اند. همچنین کمیت و کوتاهی نقش های پیرامونی قهرمان باعث نشده است تا این سریال از اهمیت بازی های اثرگذار در پیشبرد داستان غافل بماند.
«بیمار استاندارد» همانطور که از نامش پیداست بر بیماری هایی دست می گذارد که در جامعه ما استاندارد سازی شده است. این سریال برای اولین بار نوع جدیدی از اعتیاد که درگیری به عواملی غیر از مواد مخدر صنعتی یا سنتی است را معرفی و درباره خطر آن هشدار می دهد. این سریال با بازنمایی موقعیت متضاد در ارتباط میان یک بیمارنما با افراد معمول و متعارف جامعه اتفاقا به درگیری ها و رفتارهای نامتعارف گاه و بیگاه گروه دوم تاکید می کند که خود ممکن است از آن آگاه نباشند و اساسا یکی از کارکردهای طنز در همین تضادهاست که نمود پیدا می کند. نکته جالب توجه دیگر درباره «بیمار استاندارد» این است که تقریبا همه نقش ها در این سریال یک شخصیت هستند. از این نظر که هویتی دارند و در قصه به حال خود رها نمی شوند. با همه این تفاسیر آنچه درباره این سریال می توان جمع بندی کرد قصه نو و روایت جدیدتری است که شاید سبک جدیدی را در عرصه سریال سازی جا بیاندازد و مخاطب ایرانی را با خود همراه سازد.
**تکلیف نامشخص «زعفرانی» در انتخاب ژانر
اما شبکه دو سیما با سریال «زعفرانی» در نوروز ۹۵ مهمان نگاه های مخاطبان سیما شده است. سریالی که تلاش می کند بر فرزندآوری و محور قرار دادن خانواده تاکید و تمرکز کند. اما به نظر می رسد تلاش این سریال و تمرکز آن بر سیاست های جمعیتی چند سال اخیر ناموفق باقی مانده است. این سریال ماجرای بچه دار شدن زنی میانسال را روایت می کند که خود فرزندان متعددی دارد و سعی می کند فرزند جدید خود را از آن ها مخفی کند. این تصویر شرمسار زن از بارداری خود نتیجه ای عکس پیام مورد اشاره را به مخاطبان القا خواهد کرد. حال آنکه بارداری در سن بالا در فیلم سینمایی بله برون با بازی ثریا قاسمی و برخورد او و شوهرش(جمشید مشایخی) در نقطه مقابل بازی ستاره اسکندری در زعفرانی است که مدعی حمایت از سیاست افزایش موالید است.

از طرفی سریال «زعفرانی» تکلیف خود را با گونه و ژانر مشخص نکرده است. این سریال نه آنقدر بر پایه طنزهای کلامی و موقعیت بنا نهاده شده است که مخاطب را به خنده وادارد یا دست کم تشویق کند و نه در بسیاری از موقعیت ها به دلیل بازنمایی همه مشکلات و درگیری‌های یک خانواده شیرین و مناسب لحظات مفرح نوروزی است و از طرفی هم نمی توان آن را یک درام جدی خانوادگی دانست. با این حال «زعفرانی» به عنوان تجربه اول سریال سازی حامد محمدی که پیش از این نویسندگی در سینما را تجربه کرده است و این بار در همکاری با ایرج محمدی تهیه کننده این سریال قاب تلویزیون را تجربه می کند، اثر قابل قبولی است. به شرط آن که درگیر کلیشه های سریال سازی که گاه از مضامین روز اجتماعی و جامعه پیوسته در حال دگرگونی فاصله بسیار دارند، نشود.

**«قرعه» سریالی شلوغ مشابه تئاترهای لاله‌زاری
شبکه سه سیما نیز در ساعت پخش سریال های خود، «قرعه» به کارگردانی برزو نیک نژاد را به مخاطبانش ارائه کرده است. این سریال نیز مدعی است که بر روابط و بنیان های خانوادگی تمرکز کند و با درگیر کردن چند خانواده در ماجرای یک قرعه کشی مناسبات میان افراد را بازنمایی کند. اما اگر قرار باشد که سریال های تلویزیونی را آیینه و بازتاب شرایط اجتماعی تصور کنیم می توان ادعا کرد که این سریال با فضای جامعه حاضر همخوانی ندارد و این سریال تلاشی برای هشدار دادن برخی مشکلات در حال گسترش اجتماعی نمی کند. شخصیت‌های کاریکاتوری و ناپخته و دیالوگ‌های بی محتوا و نامناسب از «قرعه» بیشتر چیزی شبیه تئاترهای لاله‌زاری در ذهن مخاطب طراحی می‌کند تا یک سریال تلویزیونی در شبکه سراسری.

حال آنکه برزو نیک نژاد کارگردان این سریال طبق تجربه های نویسندگی و کارگردانی پیشین خود مهارت خوبی در به کار گیری الفاظ و شوخی ها و ترکیب آن با موقعیت ها داشت که میزان بالای مخاطبان دردرسرهای عظیم مؤید همین مطلب است و اتفاقا همین موضوع بیننده را به تماشای قرعه می کشاند که البته با گذشت ٦ قسمت هنوز نتوانسته است مخاطب را به صورت جدی جذب کرده و او را با قصه همراه کند.
باید دید پیوستن سیروس مقدم در بخش دوم تولید این مجموعه و پیوستن هومن برق نورد و شهین تسلیمی به کست قرعه میتواند تغییری در نیمه دوم این سریال ایجاد کند یا خیر و آیا فضای آشفته سریال که متاثر از تعدد شخصیت‌های بی‌ریشه و مقطعی است به آرامش می‌رسد؟

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید