تصویر برگزیده

وضعیت کتابخوانی در سال ۹۴ ؛

طرح‌های یک‌سویه؛ دردهای همیشگی

آرتنا: وضعیت ناشران و کتابفروشان حکایت از ثبات رکود در بازار کتاب سال 94 دارد.

به گزارش«آرتنا»،وضعیت فروش کتاب در سال گذشته رشدچندانی نداشت. هرچند مسئولان تلاش کرده‌اند تا با طرح‌های جدید، راه را برای مطالعه مردم تسهیل کنند، اما به نظر می‌رسد بکارگیری چنین طرح‌هایی بدون فرهنگسازی مناسب، موج‌های ناپایداری است که بعد از مدتی فروکش می‌کند.میزان فروش کتاب و استقبال از آن بحث امروز و دیروز نیست، متأسفانه چند سالی است که کم‌اقبالی به این یار مهربان ادامه دارد؛ به طوری که در برخی از سال‌های گذشته شرایط به گونه‌ای بود که عرصه بر اهالی نشر تنگ‌ شده و در نهایت شاهد تعطیلی تعدادی از کتابفروشی‌ها در مناطق مختلف کشور و یا تغییر کاربری آنها به کارهای عمدتاً پردرآمد مانند اغذیه‌فروشی‌ بوده‌ایم.

این وضعیت در سال 94 نیز تکرار شد. با وجود اینکه مسئولان در صدد برآمدند تا با استفاده از راهکارهایی مانند برگزاری مسابقه‌های کتابخوانی، خرید کتاب از ناشران، برگزاری طرح‌های مختلف، برپایی نمایشگاه‌های استانی کتاب و ... این وضعیت را تغییر دهند، اما وضعیت ناشران و کتابفروشان حکایت از ثبات رکود در بازار کتاب سال 94 دارد.

پاسخ به این پرسش که چرا چنین رویه‌ای در بازار کتاب ایران به چشم می‌خورد، هم ساده است و هم دشوار. یکی از اصلی‌ترین دلایل این موضوع را می‌توان در فرهنگ مردم جست. «کتاب در سبد خانوار ایرانی جایی ندارد»؛ جمله ای است که بارها و بارها طی سال‌های اخیر شنیده‌ایم و گاه به عینه نیز درک کرده‌ایم. حقیقت این است که فرهنگ خانواده‌ها تغییر کرده و سبک زندگی جدید در ایران، منجر به حذف کتاب و جایگزین کردن موبایل و تبلت به جای آن شده است. مردم ساعت‌ها وقت خود را صرف چرخیدن در سایت‌های مختلف در فضای مجازی می‌کنند و یا به حرف‌ها و حدیث‌هایی عمدتاً بی‌پایه‌ای که از زبان فلان بازیگر و بهمان کارگردان نقل شده گوش می‌سپارند، اما حاضر نیستند زمانی صرف خواندن یک برگ از کتاب کنند. متأسفانه این رویه در میان قشر تحصیل‌کرده کشور نیز دیده می‌شود.

رضا حاجی‌آبادی، مدیر نشر هزاره ققنوس، ضمن تأکید این نکته که در رکود در سال گذشته نیز در بازار کتاب وجود داشت، یکی از اصلی‌ترین دلایل آن را در فرهنگ عامه مردم می‌داند و می‌گوید: این امر هم نشأت گرفته از فرهنگ مخاطبان است و هم از سیاست‌گذاری مسئولان حاصل می‌شود. متأسفانه سیاست‌گذاران در مملکت ما این‌طور فعالیت می‌کنند که اگر مشکلی در بودجه کاری‌شان پیش آمد، اولین جایی که بودجه‌اش را کم می‌کنند تا بودجه دیگر بخش‌ها تأمین شود، فرهنگ است. خانواده‌های ایرانی نیز به همین صورت هستند، اگر سبد خانوارشان تأمین نشود، اولین کاری که می‌کنند، حذف اقلام فرهنگی است تا بتوانند درآمدشان را به سایر بخش‌ها برسانند. این وضعیت در میان مردم و مسئولان وجود دارد.

نگاهی به وضعیت کتابخوانی در دیگر کشورها عمق فاجعه را بیش از پیش روشن می‌کند. زمانی که هر ژاپنی در طول سال، 40 عنوان کتاب مطالعه می‌کند، هر ایرانی تنها چند دقیقه وقت خود را برای خواندن کتاب صرف می‌کند. شاعری به طنز می‌گفت که سرانه زمان سکسکه در ایران بیشتر از سرانه مطالعه است. و این واقعیتی تلخ است.

طی سال‌های گذشته دلایل مختلفی برای کتاب نخواندن مردم یاد شده؛ از گرانی کتاب‌ها تا وضعیت اقتصادی بد مردم، اما آیا این تمام ماجراست؟ هرچند درد معاش بر غم کتاب می‌چربد، اما به نظر می‌رسد اصلی‌ترین دلیل بی‌رغبتی به کتاب در کشور، نداشتن دغدغه در این زمینه است. تا زمانی که نیازی در انسان وجود نداشته باشد، نمی‌توان برای رفع آن چاره‌ای اندیشید؛ هرچند مسابقات متعدد برگزار شود و یا تسهیلاتی در اختیار مردم قرار گیرد.

مسئولان طی سال‌های اخیر تلاش کرده‌اند تا با ایجاد امکاناتی، زمینه خرید را برای مردم بیشتر فراهم کنند، اما به گفته ناشران و کتابفروشان، این طرح‌ها چنان که باید در وضعیت بازار کتاب تغییرات چندانی را ایجاد نکرده است و عمدتاً موج‌های دوره‌ای بوده‌اند که بعد از گذشت مدتی فروکش می‌کنند.

نگاهی به تجربه دیگر کشورها در گسترش فرهنگ کتابخوانی شاید بتواند بخش مهمی از این معضل را رفع کرد. به عنوان نمونه، در ژاپن طرح کتابخانه‌های مدارس در قالب طرحی با عنوان «کتاب‌ها کودکان را می‌سازند»، توانسته کودکان بسیاری را با دنیای کتاب آشنا کند. در این طرح مدارس تلاش کرده‌اند تا با جذب کتابداران خبره و طرح‌های گرافیکی، کودکان بیشتری را به سمت کتاب هدایت کنند. طرحی مشابه طرح «زنگ مطالعه» که در مدارس کشور یا اجرا نشد و یا به صورت ناقص رها ماند.

در برخی از کشورهای توسعه‌یافته همواره طرح‌های متعددی به صورت خودجوش و با حضور مردم عادی راه‌اندازی می‌شود که همه آنها یک هدف دارند: توسعه فرهنگ کتابخوانی. هرچند این نگرانی در کشورهای توسعه ‌یافته درباره کاهش سطح مطالعه کتاب در ماراتن با کتاب‌های الکترونیک و فضای مجازی وجود دارد، اما آنچه که این کشورها را به سمت مطالعه سوق می‌دهد، میل به خواندن و دانستن، به دلیل نهادینه شدن فرهنگ کتابخوانی است. محمدحسین دیانی، استاد بازنشسته گروه کتابداری دانشگاه فردوسی مشهد، با اشاره به تجربه‌های کشورهای توسعه‌یافته به ویژه ایالت متحده آمریکا در توسعه فرهنگ کتابخوانی، می‌گوید: در حال حاضر احساس همگی بر نگرانی از نخواندن کتاب است. ما احساس خطر می‌کنیم که ممکن است که کتابخوانی در کشور ما بمیرد. برداشت عمومی جامعه ما این است،‌ در غرب هم چنین نگرانی‌ای وجود دارد، اما تفاوت این کشورها با کشورهای در حال توسعه این است که در آنجا به تعداد افراد، برنامه‌هایی برای کتابخوانی طراحی شده است، به عبارت دیگر این موضوع آنجا تعریف شده است. فضای فرهنگی هر کشوری روی این موضوع تأثیر می‌گذارد.

در کشوری مانند ایالت متحده آمریکا که بیشترین کتابخانه‌ها را براساس تعداد منابع داراست، طرح‌های مردمی به منظور گسترش فرهنگ کتابخوانی همواره در دست اجراست؛ برنامه‌هایی مانند باشگاه‌های کتاب که ابتدا در یک آرایشگاه زنانه آغاز شد و حالا با 350 شعبه در سطح ملی و 11 کشور به یکی از بزرگترین باشگاه‌های کتاب تبدیل شده است. به گفته دیانی؛ در اکثر مناطق کشوری مانند آمریکا این باشگاه‌ها وجود دارد. این نوع باشگاه‌ها را دولت راه‌اندازی نمی‌کند، بلکه افراد به صورت خودجوش، مراکز جمعیتی، شهرداری‌ها و ... راه‌اندازی می‌کنند. در سال 2003 رکورد باشگاه‌های کتاب در سایت‌های جست‌وجوگر، آمار 40 میلیونی را نشان می‌دهد. از همین آمار می‌توان به فراگیر بودن آن پی برد.

اگرچه توقع اجرای چنین طرح‌هایی در کشور به یک‌باره امری دشوار به نظر می‌رسد، اما گام نهادن در مردمی کردن فرهنگ مطالعه می‌تواند بخش‌ قابل توجهی از مشکلات فعلی را مرتفع کند. خارج شدن بخشی از این مسئولیت از دولت و سپردن درست آن به دست مردم و گروه‌های خودجوش مردمی می‌تواند به توسعه این فرهنگ کمک کند. به نظر می‌رسد آنچه که می‌تواند تا حدودی وضعیت فعلی را تغییر دهد، انجام دو کار همزمان است؛ نخست تلاش برای فرهنگسازی در زمینه کتابخوانی و ایجاد نیاز و دغدغه در میان مخاطب_ حداقل قشر تحصیل کرده فارغ از تحصیل_ و دیگری، ادامه برنامه‌ها و طرح‌هایی در جهت تسهیل در خرید است. تا زمانی که فرهنگ در این رابطه سر و سامانی نگیرد و غبار فراموشی از آن زدوده نشود، نمی‌توان امید چندانی به بهبود این معضل داشت.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید