تصویر برگزیده

نقدی بر سی و یکمین جشنواره موسیقی فجر

جشنواره ای بدیع و بی نظیر

آرتنا: فردین علائی سرپرست گروه موسیقی دیبا و نوازنده دف که سالها شاگردی اساتید بزرگ موسیقی و آواز را در کارنامه خویش دارد.

به نام خدا

مقدمه

سال نود و چهار شمسی با تمام ویژگی های خاص خود به پایان رسید. شاید بتوان بزرگترین رویداد هنری در هرسال را جشنواره های مختلف هنری ویژه ایام الله دهه فجر دانست. جشنواره های فیلم، موسیقی تجسمی و تئاتر فجر را می توان اوج آمال هنرمندان جوان، آماتور و حتی پیشکسوت درهریک از رشته های هنری دانست. بدست آوردن سیمرغ جشنواره همانقدر برای هنرمندان جوان و تازه نفس زیبا و و بیاد ماندنی است که برای اساتید پیشکسوت. اکنون آرتنا بر آن است تا با نقد جشنواره های مختلف فجر مدیران محترم هنری را در هرچه بهتر برگزار شدن جشنواره ها یاری نماید. آنچه در پیش روی دارید نقدی است از سوی جناب فردین علائی سرپرست گروه موسیقی دیبا و نوازنده دف که سالها شاگردی اساتید بزرگ موسیقی و آواز را در کارنامه خویش دارد.

جشنواره سی و یکم موسیقی فجر

در آستانه برگزاری جشنواره سی و یکم موسیقی فجر به ناگاه خبر تغییر عنوان جشنواره بین المللی فجر به جشنواره موسیقی فجر بسیاری از هنرمندان و علاقمندان موسیقی را دربهت فرو برد.آیا براستی تمام معضل موسیقی ایران با تغییر نام جشنواره موسیقی فجر مرتفع شد؟ و مگر می توان  به همین راحتی نام یک جشنواره را از بین المللی به ملی تنزل داد؟ آنهم جشنواره ای که سال ها با این نام شناخته شده بود ؟

مدیریتی همپای دبیر!!!؟

جشنواره سی و یکم علاوه بر دبیر جشنواره که همچون سالهای پیش به عهده دکتر حسن ریاحی گذاشته شد، مدیری هم برای خود برگزیده بود. انتصابی بحث برانگیز و بلکه دارای علامت سؤال به عنوان مدیر جشنواره موسیقی فجر تعجب همگان را برانگیخت. حمید رضا نوربخش مدیر عامل خانه موسیقی به عنوان مدیر جشنواره موسیقی معرفی شد. مدیری که در خانه موسیقی در برابر نقدهای جدی از سوی بزرگانی چون استاد حسین علیزاده، دکتر ساسان فاطمی و عده زیادی از اعضاء قرار گرفته و تا به امروز پاسخ شفافی به این سوالات نداده است. چگونه می شود مدیری که مورد انتقاد هنرمندان طراز اول این کشور است و به مدیریت وی در صنف موسیقی انتقاداتی جدی وارد است سمت مدیریت جشنواره فجر را اعطاء نمود؟ مگر میشود مسئولین وزارت ارشاد در رسانه ها این موضوع را رویت ننموده و ناگهان تصمیم به انتصاب نمایند.  در حالی که اساتیدی قابل تر، خوش اندیش تر و دلسوزتر را می توان برای چنین منصبی یافته و شایسته سالاری را در دایره هنر نیز محکی زد، از این گونه انتصابات می توان، نگاه سلیقه ای حاکم بر روند این جشنواره را مشاهده نمود.

حذف بخش رقابتی ؟!؟!

مدیر جشنواره در مصاحبه ای اذعان نمودند که با وجود بخش رقابتی در جشنواره موسیقی مخالف هستند و این بخش تا به حال ثمری برای موسیقی کشور نداشته است . سوال خود را اینطور مطرح می کنم آیا این دوستان خود تا کنون در بخش رقابتی جشنواره شرکت ننموده اند ؟! آیا در همین بخش از جشنواره جایزه نگرفته اند؟! حال که نوبت به جوانان رسیده است تا به اصطلاح سری بین سر ها در بیاورند و با جوائز اهدایی آن بخشی از هزینه آلبوم و یا مخارج گروه ها را پوشش دهند به ناگاه بخش رقابتی حذف می شود. سال گذشته به گروه اول تا سوم از مبلغ 90.000.000 ریال تا 30.000.000 ریال پرداخت می شد، اما در جشنواره سی و یکم اجرا ها مختص تعدادی از اساتید بزرگوار است که هر سال به شکل پیوسته اجرا های متعددی دارند و اکنون باز هم تکرار می شوند تا بیشتر دیده شوند. در مقابل گروه های شهرستانی که می توانستند در تهران با عرضه هنر خود، خودی نشان دهند به حال خود رها می شوند. راستی نفرات برگزیده سالهای گذشته چه می کنند؟ هزینه گروه هایی که به امید حضور در جشنواره یکسال تمرین می کنند تا شاید در جشنواره فجر خود را مطرح سازند، چه می شود و چه بلایی به سر آنان خواهد آمد؟  در معدود جشنواره هایی در دنیا بخش رقابتی وجود ندارد جشنواره در ذات خود رقابتی است و چه بهتر که نوازنده گان گروه ها خود را روی صحنه محک بزنند. اما یک مدیر می آید و این بخش را به راحتی حذف می نماید. هنرمندان این کشور تنها معدودی افراد شناخته شده در نزد مردم نیستند بلکه در گوشه و کنار این مرز و بوم هنرمندانی وجود دارند که فعالیت می کنند و باید دیده شوند. ولی با این فرآیند این اتفاق امکان وقوع  را نخواهد داشت.

کار و اندیشه

جشنواره ای که تا به حال از هزینه های دولتی تامین می شد به یک باره اسپانسر پیدا می کند. اسپانسر هم شرکتی است به نام کار و اندیشه که سهراب پور ناظری و تهمورث پور ناظری در آن سهیم می باشند. تا به امروز هم برای هزینه ها و در آمدهای خود  به هیچ ارگانی پاسخ شفافی نداده اند. براستی چگونه تمام این پازل ها در کنار هم قرار می گیرند؟ حمید رضا نوربخش، برادران پور ناظری و اسپانسری به نام کار و اندیشه؟ این  سوالات و سؤالاتی بی شمار از این دست، ذهن خیلی ها را مشغول نموده اما شاید جایی برای پرسیدن نباشد زیرا همه چیز به یکباره اتفاق افتاد و به اندک زمانی نیز تبین، اجرا و پایان گرفت.

جایزه باربد

از نکات جدید الوقوع این جشنواره جایزه ای تحت عنوان ((باربد)) بود که به تولیدات موسیقی از سال 92 تا زمان جشنواره تعلق میگرفت جالب ترین بخش جشنواره این بود که قرار است این جشنواره با نام باربد در تمام دنیا طنین انداز گردد اینکه چنین تفکری هست بسیار جای خوشحالی است اما عملکرد آن باید بر این موضوع صحه بگذارد.

در این بخش 32 داور انتخابی در ژانر های مختلف حضور داشتند که حتماً دوستانی که پیگیر اخبار جشنواره سی و یکم موسیقی بوده اند از نام و پیشینه آنها با خبرند.  وظیفه اساتید داوری در این بخش از جشنواره، داوری تولیدات برای اعطای جایزه باربد بود.

آنچه در این بخش از جشنواره بسیار بدیع و حائز اهمیت بود، اعطای جوایز این بخش به داوران جشنواره توسط داوران بود به بیان دیگردر اختتامیه این جشنواره داوران به یکدیگر جایزه دادند. چه زیبا و بدیع!!! نکته حائز اهمیت دیگر این که در برنامه ساعت 25 آقای امید حاجیلی در پاسخ به انتقاد وارد به این بخشش از جشنواره، اینطور تشریح کرد که چون آثار از سال 92 تا 94 بوده و آثار داوران هم در میان این آثار وجود داشته پس موردی وجود ندارد و جای نگرانی نیست. اما این سوال قابل طرح می باشد که آیا در میان داوران دریافت کننده جایزه، کسی از دوستان شما نبودند و همه چیز بدون احراز حس دوستانه صورت گرفت؟ آیا کاملا عادلانه رای داده شد؟ دیگر آنکه در هیچ فستیوالی مرسوم نیست که داوران در بخش جایزه یا رقابت شرکت داده شوند و جایزه هم بگیرند. براستی امثال استاد شهرداد روحانی با آن سوابق حرفه ای و جوایز متعدد بین المللی و جایگاهی دست نیافتنی چه نیازی به این جایزه داشتند؟ ظاهراً در پس اهداء این جوایز در واقع نوعی رسمیت دادن به جایزه باربد مورد توجه دوستان بوده است ونه حتی ارج نهادن به مقام اساتید موسیقی ایران. شاید بهتر باشد مدیران محترم جشنواره برای این سؤال و سؤالات مشابه جواب قانع کننده ای پیدا کنند. شفافیت موضوع برای جامعه هنری حائز اهمیت است و بعد روانی این موضوع برای جوانتر ها مهمتر از اساتید می باشد.

ژانرهای دریافت جایزه موسیقی

در میان ژانر هایی که جایزه دریافت کردند، وجود دو نام با یک معنا نیز عجیب به نظر می رسید. جایزه موسیقی فیوژن و جایزه موسیقی تلفیقی. شاید اطلاعات خوانندگان محترم ویا موزیسین های گرامی کم باشد ولی تا قبل از این جایزه، هر دو اسم متعلق به یک ژانر بوده است. حال اگر مسئولین با چنین تفکیکی قصد اهداء جوایز بیشتری را داشته اند امری است جدا، اما در غیر این صورت پاسخی مناسب بدهند چرا که در میان افرادی که به عنوان آهنگساز در همین ژانر جایزه دریافت کردند، دوستی وجود دارند که تا قبل از این در پیشینه کاری خویش، نوازنده ساز کوبه ای بودند و هرگز نام ایشان درجایی به عنوان آهنگساز درج نشده بود شاید هم برداشت نگارنده اشتباه باشد.

فرش قرمز

واقعا جشنواره موسیقی فجر نمایشی است از یک سال تلاش هنرمندان برای موسیقی ایران یا آنکه قرار است تبدیل به مسائل بی اهمیت دیگر شود. موزیسین آرتیست یا بازیگر نیست بلکه هنرمندی است که نمایش او روح و جانش است که در انگشتان و یا حنجره اش تبلور پیدا می کند. چرا ما برای رسیدن به مقاصد شخصی این هنر محترم را نا محترم کنیم؟ می شود به جای این نمایش به درون مایه ها افزود.  

برنامه های جشنواره  اختتامیه و حذف شدگان جشنواره

اجراهای جشنواره را بیشتر کسانی  بر عهده داشتند که در طول سال اجرا های زیادی داشتند جناب مجید درخشانی ، سالار عقیلی و ارکستر های مختلف به رهبری اساتید. در این جا نیز، جای جوانان تازه سر بر افراشته ایران کم بود که شاید اجرای آنان بهتر از برنامه های تکراری و بدون تمرین جشنواره بود. همچنین دو غایب عجیب این جشنواره کاوه یغمایی بعد از 10 سال و شجاعت حسین خان بزرگ بودند. نخستین به دلایل تکنیکی و دومین به دلیل عدم روادید. ذهن جستجوگر باز هم سوال می پرسد: آیا کاوه یغمایی مشکل تکنیکی دارد؟ به هر صورت این جشنواره نیز به اتمام رسید. جالب آنکه  در اختتامیه معاون محترم هنری وزیر ارشاد این جشنواره را بی نظیر خواند و گفت: طی این سال ها این بهترین جشنواره بوده است. جناب نور بخش در برابر منتقدین با صدای بلند صحبت کرد. شاید با خود می پنداشت که باید بلند سخن بگوید تا شاید از بار انتقادات کم شود. ولی ذهن آگاه باید متقاعد گردد و با صدای بلند نمی توان آرامش را به خرد جمعی برگرداند. بهتر است به جای اینهمه بلند گو و سر و صدا و تبلیغ به محتوا پرداخت. کمی دلسوزانه به فکر اینده بود برای موسیقی و هنر کاری کرد و دانست که تاریخ همیشه در حال نوشتن است.

 لازم به توضیح است سالار عقیلی در ابتدای جشنواره به دلیل حضور در شبکه های ضد انقلاب و نشر تصاویر سفر وی به اروپا در شبکه های اینترنتی و مواردی دیگر از جشنواره کنار گذاشته شد ولی با وساطت عده ای چون او، نه تنها در جشنواره حضور پیدا کرد بلکه بخشی از زمان اختتامیه نیز به وی اختصاص یافت.

توهین به خبرنگاران

در جشنواره امسال نه تنها کارتی برای خبرنگاران صادر نشد بلکه تعداد محدودی بلیط برای اجراهای از قبل تعیین شده صادر گردید. عدم پاسخگویی به اعتراضات خبرنگاران، عدم تعیین جایگاه مناسب برای پوشش خبری جشنواره و عدم تعیین مکانهایی برای ارسال به موقع خبر ، اختصاص سهمیه بیشتر برای خبرنگاران تعدادی سایت و خبرگزاری مشخص و کاهش تعداد سهمیه سایر سایت ها و...  از احترام بالای مسئولین جشنواره نسبت به این قشر زحمت کش حکایت داشت.

حرف آخر

از نظر نگارنده باید مسئولین به طور جدی نسبت به حل این موضوعات بپردازند. تمام هنرمندان این مملکت نیاز به حمایت دارند نه عده ای معدود. همه نیاز به دیده شدن دارند بعد از این افراد خاص موسیقی سرنوشتش چه می شود حتی اگر این تعداد بهترین باشند و شاگردانشان بهترین ها باز هم تعداد معدودی هستند پس برای گسترش هنر والا، بیشتر تلاش شود.

به امید روزهای خوب برای سلامت هنر کشور

فردین علائی سرپرست گروه موسیقی دیبا 

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید