تصویر برگزیده

استاد محمد علی مجاهدی

هنر به دنبال آوینی می‌تاخت ولی به گردش نمی‌رسید

آرتنا: استاد محمد علی مجاهدی در جمع پیشکسوتان و اساتید هنر استان قم درباره از شخصیت و جایگاه شهید مرتضی آوینی سخن گفت.

به گزارش «آرتنا»، استاد محمد علی مجاهدی شاعر شناخته شده‌ی شعر آئینی در مراسم عصرانه هنر که عصر شنبه 21 فروردین ماه 1395 در سالن سوره حوزه هنری استان قم برگزار شد طی سخنانی درباره شخصیت و جایگاه شهید مرتضی آوینی سخن گفت و شعری را که در وصف این شهید گفته بود، در جمع حضار قرائت کرد. متن سخنان وی در ادامه آمده‌است؛

این گردهم‌آیی را به فال نیک می‌گیریم و امیدواریم که دولتمردان استان همدلی‌هایی که لازمه پیشرفت هنر است اعمال کنند و هنرمندان متعهد فرهیخته‌ی نام آشنا در وطن خودشان احساس غربت نکنند.

امثال آوینی‌ها از فکه شروع کردند و راه کربلا را در مسیر زندگی خودشان تعریف کردند و سرانجام هم در فکه به آرزوی دیرینه‌شان رسیدند.  

هر یک از ما باید درباره هنر اصیلی که داریم برایش زحمت می‌کشیم و برای آن قدم برمی‌داریم تعریفی داشته باشیم. اگر این شروع و آغاز و فرجام و انجام مشخص نباشد مسلما مسیری که طی می‌شود ممکن است تکراری شود و برای خود هنرمند هم واقعا کسالت‌آور.

 شهید آوینی به تمام معنای کلمه یک شخصیت فرهنگی و دوست‌داشتنی داشتند. اگرچه من حضورا توفیق زیارت ایشان را پیدا نکردم ولی دورا دور با آثار ایشان آشنا بودم. ایشان هم مقاله می‌نوشت هم داستان؛ هم شاعرانه می‌نگاشت؛ هم فیلمنامه می‌نوشت و هم کارگردانی می‌کرد و فیلم می‌ساخت. خصوصا در زمینه 8 سال دفاع مقدس انصافا آنچه که از دستش بر می‌آمد و آن هنر قدسی را تا آن مایه که چشیده بود و درک کرده بود، توانست به مخاطبانش بچشاند و عطش آنها را برطرف کند.

فروتنی ذاتی که مرحوم آوینی داشت باعث شد تا در هنرش لایه‌ها و ابعادی دیده‌شود که در هنر امثال من و شما نیست. ما دنبال هنر می گردیم ولی هنر به دنبال آوینی می‌تاخت ولی به گردش نمی‌رسید. او اهل تجربه بود؛ کشف هنری داشت و به بهترین وجه هم این تصاویر دیریابی را که به دام می‌انداخت از عهده به تصویر کشیدنش بر می‌آمد. این شهید بزرگوار در زمان خودش بارها محکوم شد و بدون توضیح و به خاطر اینکه دست به کارهایی می زد که دیگران نزدند مورد بی مهری قرار گرفت.

از آنجا که به بهانه سال‌روز پرواز خونین شهید آوینی این جلسه برگزار شده اجازه بدهید شعر کوتاهی که برای ایشان ساختم برایتان بخوانم:

همیشه خاطره‌های تو آفتابی بود

و رنگ خاطر دریایی تو آبی بود

کسی به راز درون تو پی نبرد افسوس

دل تو ابری و روی تو آفتابی بود

به گردپای تو هرگز نمی‌رسید هنر

اگرچه در دل او شوق هم‌رکابی بود

به رغم آن دل ابری همیشه دیده تو

پر از ستاره چو شب‌های ماهتابی بود

همیشه حرف دلش در دلم اثر می‌کرد

که دلنشین چو غزل‌های فاریابی بود

حضور ممتد او را دفاع لازم نیست

که حکم محکمه‌ی عاشقان غیابی بود

فضای خاطر او را زلال‌تر میکرد

بنای خاکی او هر چه در خرابی بود

همیشه از پی تصویر صحنه‌های بدیع

هماره در پی ابداع و نکته‌یابی بود

برای مرد خطر لحظه‌ی شهادت او

همیشه لحظه‌ی توفیق و کامیابی بود

شهادت ارچه به زلف قدر گره خوردست

ولی شهادت آوینی انتخابی بود

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید