تصویر برگزیده

ترکی در اردوی آفتابگردان‌ها:

ادبیات انقلاب به انسانیت متعهد است

آرتنا: محمدرضا ترکی، باورمندی، بومی‌گرایی، تعهد، و اخلاق‌گرایی را از جمله مهم‌ترین مولفه‌های ادبیات انقلاب اسلامی برشمرد.

به گزارش «آرتنا»،محمدرضا ترکی، شاعر و استاد دانشگاه، در پنجمین دوره آموزشی شعر جوان انقلاب اسلامی موسوم به آفتاب‌گردان‌ها گفت: «گاه مراد از این مفهوم، ادبیاتی است که پس از انقلاب تولید شده است، گاه نیز منظور ادبیاتی است که در سال‌های 56 و 57 یعنی سال‌های منتهی به انقلاب اسلامی خلق شده است، گاه نیز بین ادبیات دفاع مقدس و ادبیات انقلاب اسلامی تفاوت قائل می‌شوند، و گاه به کل ادبیات خلق شده طی سی چهل سال گذشته ادبیات انقلاب اسلامی می‌گویند. بنابراین نوعی ابهام در این زمینه وجود دارد.»

سراینده مجموعه «هنوز اول عشق است» ادامه داد: «خوشبختانه امروز ادبیات انقلاب اسلامی واقعیتی جدی است، حال آن‌که تا چند سال پیش آن را یا به طور کلی انکار می‌کردند و یا تقلیل می‌دادند، آن‌ها را دولتی می‌دانستند یا سکه‌بگیر، و یا به طعنه بچه‌های محتشم کاشانی می‌دانستند و می‌گفتند نام خودشان را بچه‌های انقلاب گذاشته‌اند! البته این افتخاری است.» او افزود: «امروز دیگر کسی نمی‌تواند ادبیات انقلاب اسلامی را انکار کند، این ادبیات هم خواننده قابل توجهی دارد و هم آثار متعددی در نظم و نثر منتشر کرده است. حالا ما می‌توانیم سرمان را بالا بگیریم و بگوییم که این هست. در دانشگاه‌های ما نیز طبق آمار چند سال پیش ششصد پایان‌نامه نوشته شده است و بررسی آکادمیک می‌شود. در دانشگاه‌ها نیز گرایش ادبیات پایداری تدریس می‌شود که البته هنوز مطلوب نیست اما به جاهایی خواهد رسید.»

این استاد دانشگاه سپس به بیان مولفه‌های مختلف این نوع ادبیات پرداخت و در توضیح ویژگی نخست آن گفت: «مولفه اول آن عنصر زمانی است: تمامی آثاری که از خرداد 1342 تا امروز منتشر شده است ادبیات انقلاب اسلامی است. اگر چیزی قبل از این تاریخی است آن را باید ذیل ادبیات مبارز یا انقلابی به طور عام تعریف کرد.» وی سپس به مفهوم بومی‌گرایی اشاره کرد که به گفته وی «محملی برای رسیدن به ادبیات انقلاب اسلامی بوده است، و درباره آن البته کار زیادی هم نشده است.»

دکتر ترکی در توضیح این مفهوم ادامه داد: «در این زمان نوعی بومی‌گرایی ضد استعمار به ایران آمد که متأثر از کسانی مثل امه سه‌زر بود. شاعرانی که در برابر استعمار موضع گرفتند، می‌گفتند باید به خودمان برگردیم و از مفاهیم بومی خود بهره ببریم. در دهه چهل در ایران نیز بازگشت به خویشتن داشتند که لزوما مذهبی نیز نیستند. شریعتی همین مفهوم را تئوریزه کرد. در آثار دانشور و آل‌احمد یا کسانی مثل مرحوم آتشی چنین فضایی را شاهدیم، در کار دانشور رگه‌های مذهبی نیز البته مشاهده می‌شود. مخالفت با غرب‌زدگی نیز یکی دیگر از مشخصه‌های این نوع ادبیات بود.» وی افزود: «ادبیات انقلاب اسلامی نیز از دل همین بومی‌گرایی بیرون آمد. در جریان فیلم‌سازی آن دوره نیز رگه‌هایی از این تفکر دیده می‌شود. آقای ابراهیم گلستان از جمله فیلمی در همان سال 1342 ساخته است که تصویر امام خمینی را در آن نشان می‌دهد. بدین ترتیب هر چه روشنفکران از مردم دور می‌شوند وارد برج عاج خود می‌شوند، برعکس هر چه به مردم نزدیک می‌شوند نمادهای مذهبی نیز در آن به چشم می‌خورند.»

این پژوهشگر ادبیات اظهار داشت: «این گرایش به مذهب در جامعه آن زمان از سال 1342 به بعد مرتباً افزایش می‌یابد. مفاهیمی نظیر عاشورا، امام حسین یا تعبیر انالحق در کار شاعران و فیلم‌سازان بیشتر و بیشتر دیده می‌شود. در آن فضا که مجلات روشنفکری یا عامه‌پسندی مانند زن روز با کیفیت بالا و با عکس‌های آن‌چنانی منتشر می‌شد پرتیراژترین مجله مکتب اسلام بود که از قم در می‌آمد. در دانشگاه نیز گرایش به مفاهیم مذهبی شکل می‌گیرد. بزرگانی مثل شریعتی پدیدار می‌شود که آثار ادبی جدی دارد و به این وجه آثار او حداقل چندان نپرداخته‌ایم.»

**ادبیات انقلاب عدالت‌خواه است

این شاعر که خود مقالات متعددی در شرح و بسط ادبیات انقلاب اسلامی نگاشته است به دو مولفه دیگر این ادبیات پرداخت که آرمان‌گرایی و مردم‌گرایی است: «مولفه بعدی ادبیات انقلاب آرمان‌گرایی است. بنابراین ادبیاتی که پوچ‌گراست نسبتی با این نوع ادبیات ندارد. ادبیات انقلاب عدالت‌خواه است، و در برابر رنج مردم خود را مسئول می‌داند. وجه بعدی این نوع ادبیات مردم‌گرایی است: این نوع ادبیات متعلق به مردم است و سعی می‌کند با آن‌ها رابطه برقرار کند. ادبیات انقلاب اسلامی خود را در برابر غم و شادی مردم مسئول می‌داند. خود را در برابر باورهای مردم متعهد می‌داند. این مفهوم را با عوام‌گرایی اشتباه گرفت. رمان‌های زرد هیچ نسبتی با ادبیات انقلاب ندارد.»

وی البته توضیح داد که این مفهوم «البته معنایش این نیست که شاعر باید طوری حرف بزند که مردم حرف او را بفهمند. بنابراین مردم‌گرایی ربطی به تنزل زبان ندارد. مثال در این زمینه علی معلم دامغانی است، او طوری شعر می‌سراید که ممکن است برخی مواقع خواص نیز به سختی متوجه شوند! او البته به عمد این کار را می‌کند، چون مخاطب او کسانی است که دنبال این نوع شعر هستند. او به همین دلیل آثار خود را منتشر نمی‌کرد یا به سختی منتشر می‌کرد. این ادبیات به هر حال عوامانه نیست.»

به گفته این محقق «ادبیات انقلاب خود را به قالب خاصی نیز پایبند نمی‌کند، نمی‌توان گفت شاعر انقلاب فقط غزل یا قصیده می‌سراید. این ادبیات را در هر قالبی می‌توان آفرید. برخی به غلط می‌گویند ادبیات انقلاب فقط در سبک‌های سنتی بیان می‌شود. البته در عمل گرایش بیشتری به غزل و سبک‌های سنتی داشته است و به خصوص در سال‌های اخیر غزل درخشش بیشتری داشته است. از نظر محتوایی نیز مفاهیم مذهبی در این نوع آثار فراوان دیده می‌شود: کلیدواژه‌های عرفانی، عاشورا در این آثار فراوان دیده می‌شود.»

**ادبیات انقلاب یعنی تعهد به انسانیت

وی سپس به موضوع تعهد به عنوان یکی از ویژگی‌های اصلی این نوع ادبیات پرداخت: «نگاه متعهد در برابر نگاهی بود که حالا دیگر منسوخ شده است و به آن هنر برای هنر می‌گفتند. بزرگ‌ترین شاهکارهای دنیا نیز بر اساس هدفی آفریده شده است. ادبیات متعهد را نباید بد فهمید، چون پیشینه بدی دارد. به خصوص که در کشورهای کمونیستی سابقه‌ای داشته است. در این کشورها ادیبان متعهد به حزب کمونیست بوده‌اند. این نگاه به هیچ وجه نسبتی با ادبیات انقلاب اسلامی ندارد، می‌توانیم بگوییم که حتی با این نگاه حزبی مخالفیم. ادیبان انقلاب اسلامی می‌توانند نگاه‌های سیاسی متفاوتی داشته باشند. از نظر ما نخست تعهد به انسانیت و سپس تعهد به خود هنر نیز در ذیل مفهوم ادبیات متعهد می‌گنجد. ما هنر را مقدس می‌دانیم. شاعر و نویسنده باید به خود هنر متعهد باشد، حتی اگر پیام سیاسی خاصی نداشته باشد، بنابراین او نباید هنر خود را بفروشد. شاعران و نویسندگانی که چنین دیدگاهی دارند ذیل ادبیات انقلاب اسلامی می‌گنجند، مهم نیست که مشرب سیاسی او چپ یا راست باشد یا هر جریان سیاسی دیگری که ما آن را قبول هم نداشته باشیم.»

به گفته این شاعر، «مولفه بعدی نگاه باورمندانه است. شاعر و نویسنده انقلاب باور و عقیده‌ای دارد، که نه می‌تواند آن‌ها را نادیده بگیرد و نه با آن‌ها شوخی کند. این نیز البته بد فهمیده شده است و برخی آن را به معنای ایدئولوژی می‌گیرند. این برچسبی است که به کار ما می‌زنند و می‌گویند که این کارها را نباید نقد کرد. قصدشان نیز از میدان به در کردن ماست. این را باید با دقت دید. قبل از انقلاب البته این عبارت مقدس بود، و افراد را به دلیل نداشتن ایدئولوژی رد می‌کردند. از نظر ما باور با ایدئولوژی متفاوت است، ایدئولوژی نوعی نگاه خاص به یک باور است که از آن ابزاری برای پیشبرد هدفی می‌سازند. ما نیز چنین چیزی را قبول نداریم، این همان نگاه حزبی است. منظور ما از باور، اندیشه و تفکر است، بدین معنا نفی تفکر و اندیشه نیز نوعی تفکر و اندیشه است. بنابراین ادبیات انقلاب اسلامی تفکر دارد و باورمند است. ایدئولوژی به معنای ابزار و تعصب را ما نیز قبول نداریم، از قضا ادبیات انقلاب اسلامی آمده است تا این نگاه نباشد.»

ترکی در پایان سخنان خود به طور خلاصه به دو مولفه دیگر این نوع ادبیات اشاره کرد و تصریح کرد: «مولفه دیگر اخلاق‌مداری است، قیصر امین‌پور را ببینید که زیباترین اشعار عاشقانه پر از احساس را سروده است بدون آن‌که ذره‌ای از اخلاق فاصله بگیرد. مولفه آخر نیز نگاه انسانی و جهانی است، طوری که نگاه نویسنده و شاعر انقلاب در چارچوب یک کشور و منطقه و حزب نمی‌گنجد. شاعران انقلاب اسلامی به نقد مدرنیته، مسائل منطقه و سوریه می‌پردازند و درباره این مسائل می‌اندیشند و شعر می‌سرایند.»

گفتنی است، اردوی نخست دوره پنجم آفتابگردان‌ها که مختص آقایان است تا روز جمعه ادامه خواهد یافت.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید