تصویر برگزیده

حسن اخنی در برنامه "سینما معیار" :

چوب ابتذال فرم بر سر سینمای کمدی ایران

آرتنا: برنامه رادیویی سینمامعیار پنجشنبه‌ها ساعت 14:30 از رادیو گفت و‌گو پخش می‌شود

به گزارش «آرتنا»،حسن‌خانی در رابطه با سینمای مبتذل در برنامه " سینما معیار" رادیو گفت وگو اعلام کرد: سینمای کمدی به خصوص در این چندسال اخیر بیشتر چوب ابتذال فرم را خورده است. ابتذال فرم منجر به این می ‌شود که روال منطقی‌ای که باید داستان طی کند طی نشود و لازمه‌های فنی در فیلم وجود نداشته باشد و سردستی گرفته ‌شود.

برنامه این هفته سینمامعیار با موضوع «سینمای کمدی» با حضور کارشناسان علیرضا حسن‌خانی، احسان رستگار، منوچهر هادی، مصطفی کیایی و با اجرای سید امیر جاوید برگزار شد.

در ابتدای برنامه، حسن‌خانی توضیحاتی درباره مشخصات سینمای کمدی ارائه داد و گفت: به هر کنشی که به خنده و شادی منجر شود در ادبیات نمایشی کمدی می‌گویند و هروقت که وارد سینما شود به آن سینمای کمدی گفته می‌شود. شاید روشنفکری از دیرباز در تاریخ این مملکت مترادف با تلخ‌اندیشی شده و به همین سبب چیزی که منجر به خنده شود در چنین نگاهی کمی مذموم است، قطعاً وقتی نقد فیلم، خاستگاه روشنفکری دارد در برخورد با سینمای کمدی ممکن است موضع سختی بگیرند و به اینکه تماشاگر توسط یک فیلم بخندد ایراد بگیرند.

فیلم‌های طنز روی پرده غیرمستقیم‌گویی و لطافت ندارند

رستگار نیز دیدگاه خود را در این رابطه بیان کرد و گفت: سینمای کمدی جدی‌ترین ژانر است از این بابت که فلسفه طنز در ادبیات نمایشی از جایی آغاز می‌شود که نویسنده می‌خواهد مفهومی را در لفافه و یا غیرمستقیم به مخاطب منتقل کند، و این کار سختی است و درحین انتقال نیز، می‌خواهد بخنداند. اگر در ایران سختیها و فشردگی زندگی بیشتر شده در جهان هم همین است، و چنین آدمهایی را می‌خواهیم بخندانیم،در فیلمنامه‌هایی که روی پرده در قالب فیلم سینمایی می‌بینم غیرمستقیم‌گویی و لطافت نمی‌بینم و طنزها خیلی خشن‌ است.

وی ادامه داد: در ایران افراد کاربلد، طنز نمی‌سازند، حس بعد از خندیدن بسیارمهم است و می‌تواند حسی باشد که از آن لذت ببریم یا خود را سرزنش کنیم که چرا به این خندیدم البته فیلمسازان و نویسندگانی داریم که در سریالها به جا و حساب شده می‌خندانند و طنزی ماندگار می‌سازند.

سینمای کمدی به ویژه در سالهای اخیر چوب ابتذال فرم را خورده است

حسن‌خانی در رابطه با سینمای مبتذل اظهار داشت: سینمای کمدی به خصوص در این چندسال اخیر بیشتر چوب ابتذال فرم را خورده است، ابتذال فرم منجر به این می ‌شود که روال منطقی‌ای که باید داستان طی کند، طی نشود و لازمه‌های فنی در فیلم وجود نداشته باشد و سردستی گرفته ‌شود. وقتی چنین روندی طی می‌شود و سازنده اینقدر دستش خالیست به سطحی‌ترین شکل ممکن و یا تئاترهای روحوضی و حرفهای ملیجک‌ها چنگ می‌زند و وقتی این شوخی‌های دم دستی با ابتذال فرمی پیوند می‌خورند آن وقت منجر به این می‌شوند که به فیلم، مبتذل می‌گوییم.

وی افزود: در شاخص‌ترین نمونه سینمای کمدی جهان می‌توان شوخی‌های جنسی را یافت امّا هیچ منتقدی به آن مبتذل نمی‌گوید، به این دلیل که ابتذال فرم را ندارد و این خیلی مهم است. سینمای کمدی ما آنقدر دچار دوگانگی برداشت و بدفهمی و سوءتعبیر بوده که باقیمانده‌اش چیزهایی است که داریم می‌بینیم و مجبوریم مدام بگوییم سینمای مبتذل است.

رستگار با اشاره‌ به آثار طنزی که اخیراً اکران شدند خاطرنشان کرد: «50 کیلو آلبالو» و «من سالوادور نیستم» واقعاً مرا نخنداند، ولی با «نهنگ عنبر» واقعاً خندیدم هرچند فیلمنامه‌اش را نمی‌پسندم. "50 کیلو آلبالو" و "من سالوادور نیستم" الزاماً شیرین بودن و خنده‌آور بودنش نیست که باعث فروش آنها شده است و فروش آن یک مسئله روانشناختی، جامعه‌شناختی و مردم‌شناختی است و آن این است که در جامعۀ ما وقتی یک پدیده‌ای خیلی معروف و همه‌گیر می‌شود دیگران هم کنجکاو می‌شوند ببینند چیست. من به این معترضم که ابتذال فرم آنقدر بیداد می‌کند که کارگردان و نویسنده خودش این را فریاد می‌زند.

شرایط ایده‌آلی برای ساخت فیلم کمدی وجود ندارد

سپس منوچهر هادی نظر خود را درباره اثر طنز خود، "من سالوادور نیستم"بیان کرد و گفت: اینکه تنها گفته شود" 50 کیلو آلبالو" و" من سالوادور نیستم" سخیف هستند، باید دید چه هزینه‌هایی برای فیلم کمدی انجام می‌شود و اینکه برای فیلمنامه‌ای که ارشاد می‌خواهد تصویب کند چه اختیاراتی داریم و با چه کسی می‌توانیم شوخی کنیم و مردم چقدر حوصله کمدی‌ای که در آن اندیشه و تفکر باشد را دارند؟ ارشاد وام بدهد و بگوید در رابطه با این مسئله، کمدی بسازید ولی اگر ضرر کنیم زیانش را چه کسی می‌دهد؟ اینها دلیل نمی‌شود کمدی ضعیف بسازیم ولی چقدر داستان داریم و چقدر در آن رابطه توانمندی وجود دارد، من در ازای چند فرصت مناسب سالوادور را انتخاب کردم؟نظر منتقدان برایمان مهم است ولی همه‌چیز آنطور که فیلمساز می‌خواهد برایش فراهم نمی‌شود.

حسن‌خانی نکاتی در ارتباط با صحبتهای هادی یادآور شد و گفت: این فیلم قابلیت این را دارد که شوخی‌هایش اضافه‌تر شود، کاراکتر سالوادور رها شده، در حالی که موقعیت کمیک دراین کاراکتر می‌توانست تبلور یابد و قوام داستان بیشتر شود. فیلم‌های قبلی آقای هادی مسیری از وی ترسیم می‌کرد که می‌شد به آینده کاری‌شان امیدوار بود، البته نه اینکه سالوادور ما را ناامید کرده باشد ولی خواهش من این است که اولاً پشت «پسند مخاطب» پنهان نشوند، چرا که «پسند مخاطب» ما هم "ابد و یک روز" بوده و هم "سالوادور"، و بنابراین مردم ما فیلم خوب را می‌شناسند و دوم اینکه آینده کاری و واقعیت‌هایی که از آن باخبریم به ژست تبدیل نشود.

رستگار نیز نکاتی را در این زمینه بیان کرد و گفت: فیلم "من سالوادور نیستم" از خیلی جهات از" 50 کیلو آلبالو" بهتر است و حداقل فیلم نانجیبی نیست، ضمن اینکه ممیزی در زمینه طنز خیلی بازتر از چیزی است که فکرش را می‌کنیم. به "من سالوادور نیستم" نقد جدی محتوایی دارم، ولی برای فیلم"50 کیلو آلبالو" بخشی از مشکل ابتذال در محتواست، صحنه‌های تکراری و فضاهای بسته از کفش پاشنه‌بلند داریم.

کیایی به ارائه دیدگاهش درباره ژانر کمدی به خصوص در اثر خود پرداخت و بیان داشت: فیلم "ضد گلوله"، "خط ویژه" و یا "عصر یخبندان" فیلم‌هایی بودند که هرچند طنز نیستند اما شاید بتوان گفت لحنش مخاطب را بخنداند ولی می‌توان گفت تنها فیلم کمدی من "بارکد" است. عقیده دارم کمدی موقعیت به نوع نگارش من نزدیکتر است و بازیگرها و کارگردان و دکوپاژ نباید تلاشی برای خنداندن کنند و این موقعیت‌هاست که مخاطب را به خنداندن وامی‌دارد.

عمده فیلم‌های کمدی ما از فیلمنامه رنج می‌برند

وی در ارتباط با ابتذال در آثار کمدی خاطرنشان کرد:در تمام دنیا شوخی کردن با یکسری مسائل، ویژگی فیلم‌های کمدی است که شاید در فرهنگ ویترینی ما بعضی‌هایش عرف نباشد، ولی معتقدم اگر در کشورمان مثلاً رده‌بندی سنی یا از چنین کارهایی که در تمام دنیا هست داشته باشیم کمی از مشکل حل شود، ضمن اینکه باید گفت عمده فیلم‌های کمدی ما رنج فیلمنامه می‌برند و بنده سعی می‌کنم قصه حرف اول و آخر را بزند. در کشورمان یک چیزهایی تعریف مشخص ندارد، یک ویترین یا تریبون غیررسمی وجود دارد و نمی‌توان آن تعریفی که در سینمای دنیا وجود دارد با سینمای ایران تطبیق داد.

حسن‌خانی در پاسخ به این سؤال که: «آیا اجاره‌نشین‌ها یک فیلم کمدی است؟» اظهار داشت: بله، و فکر می‌کنم آقای مهرجویی هرجا که خواستند فیلم کمدی بسازند موفق بودند. من هنوز هم با این فیلم می‌خندم چرا که فراغ بالی دارد که الآن فیلمسازان ما کمتر می‌توانند آن را به دست بیاورند.

وی به آثار شاخص سینمای کمدی پس از انقلاب پرداخت و گفت: لیلی با من است، خیابان‌های آرام، مارمولک، بعدازظهر سگی‌ سگی، ضد گلوله، آتشکار، خواب تلخ، ورود آقایان ممنوع و ... نمونه‌های خوبی هستند که می‌توان از آنها یاد کرد ولی در همین نمونه‌ها هم می‌بینیم "خواب تلخ" دچار ممیزی می‌شود یا "خیابانهای آرام" هرگز رنگ پرده را نمی‌بیند، "آتشکار" مدتی توقیف است و "مارمولک" پس از مدتی اکران از پرده سینما پایین کشیده می‌شود. فکر می‌کنم منتقدان باید منصفانه‌تر برخورد کنند و جریان پژوهشی و افزایش ژانر داشته باشیم.

«اژدها وارد می‌شود» یک تقلب تاریخی و سینمایی است

رستگار در جمع‌بندی صحبت‌های خود بیان داشت: «اژدها وارد می‌شود» یا «50 کیلو آلبالو» چه ژانری به ژانرهای ما افزوده است؟ آقای مانی حقیقی در فیلم خود تمام شد، فیلم «اژدها وارد می‌شود» یک تقلب تاریخی و سینمایی است. ابتدا به سینماگران یاد بدهیم یا متخصص شوند و در حیطه‌های سیاسی، تاریخی، اجتماعی خاص وارد شوند و یا از مشاور استفاده کنند و احترام بگذارند.

برنامه رادیویی سینمامعیار پنجشنبه‌ها ساعت 14:30 از رادیو گفت و‌گو پخش می‌شود، برنامه‌ای با اجرای سید امیر جاوید و تهیه ‌کنندگی و سردبیری رقیه پرندآور که سعی دارد ضمن پرداختن به مسائل اساسی سینمای ایران سطح آگاهی مخاطب از فیلم‌های روی پرده را بالا ببرد.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید