تصویر برگزیده

چکناواریان:

سقای دسته های عزای حسین(ع) بودم/ هر ارمنی یک ایرانی است

آرتنا: استاد لوریس چکناواریان، آهنگساز و رهبر ارکستر ملی مصاحبه ای تفضیلی داشته که در ادامه از نظر می گذرانیم.

به گزارش «آرتنا»،متن سوالات  و  پاسخ های متفاوت لورس چکناوایان به شرح زیر است:


مهمترین ویژگی استاتیدی بزرگی چون شما تواضع و مردمی بودن شما است، نکته ای که این روزها متاسفانه میان هنرمندان جوان موسیقی کمتر به چشم می خورد، در این خصوص توضیح می فرمایید؟

اولا اینکه من خودم را جدی نمیگیرم بله هنرم را جدی میگیرم دوما این که هر چه دارم از مردم و خداوند دارم و وقتی پای خدمت به وسط می آید باید در میان مردم به خوبی زندگی کرد و نباید از مردم فاصله گرفت چون آثار مردمی و ماندگار در میان مردم خلق میشود.

استاد چکناوران نظرتان را در خصوص حواشی اخیر ارکستر سمفونیک بیان می کنید؟

از آنجا که بنده به عنوان رهبر مهمان ارکستر ملی مشغول به فعالیت هستم و هیچ گاه یک مهمان در خصوص شرایط میزبان خود صحبت نمیکند و من هم از این قاعده مستثنی نیستم و چون نیروی ثابتی نیستم دلیلی ندارد در خصوص شرایط ارکستر سمفونیک و ارکستر ملی صحبت کنم.


هر ارمنی، یک ایرانی است
  از آنجا که شما متولد بروجرد هستند و از سوی دیگر از شهروندان ارامنه هستید ، آیا خود را بیشتر ایرانی می دانند یا ارمنستانی؟

در وهله اول باید گفت، ارمنستان روزگاری جزئی از ایران بزرگ بود  که فتحعلی شاه، ارمنستان را به روسیه هدیه داد و این جدایی  را رقم زد که نباید جدایی سیاسی را با جدایی فرهنگی یکسان دانست ، از این رو معتقدم هر ارمنی یک ایرانی محسوب میشود و من هم اصالت تاریخی خود را یک ایرانی میدانم و به بدان افتخار میکنم.

البته باید در خصوص بروجرد به این نکته اشاره کنم که همیشه من درگیر این مسئله بودم که وطن واقعی من کجاست؟ زیرا هر وقت به ارمنستان سفر کرده ام حال و هوای خوبی را تجربه کرده ام اما به واقع حس وطن را برایم در پی نداشت تا اینکه چند سال پیش وقتی به زادگاهم شهر بروجرد رفتم به محض این که به این شهر رسیدم این موضوع را حس  کردم که اینجا وطن واقعی من است و روزی دوست دارم در بروجرد گروه کر راه بیندازم و در نهایت کنسرت هایی را در آنجا برپا کنم.
 
در خصوص سمفونی "رستم و سهراب" و انگیزه های خود برای تولید این سمفونی می فرمایید؟

رفتن من به زورخانه با این هدف بود که به داستان های حماسی زورخانه ای نزدیک شوم و حس متقابلی را دریافت کنم تا بتوانم به خوبی در نوشتن سمفونی رستم و سهراب از فضای زوورخانه ها کمک بجویم و در نهایت  سنت های زورخانه ای  به من کمک کرد تا سمفونی رستم و سهراب را به خوبی بنویسم  و از سوی نبردهای پدر و پسر (رستم و سهراب) همگی بر  اساس ریتم های زورخانه ای  است.

نظر خود را در خصوص نحوه برپایی آخرین دوره جشنواره موسیقی فجر و حواشی متعدد آن که به مدیریت خانه موسیقی برگزار شد، می فرمایید؟

به خاطر مشکلات کاری و همچنین اجرای خودم در جشنواره موسیقی فجر خیلی وقت نکردم اجراهای مختلف جشنواره موسیقی فجر را ببینم و همچنین خیلی در جریان اخبار جشنواره قرار نگرفته ام و نهایتا این درست نیست در این شرایط بخواهم در خصوص جشنواره موسیقی فجر قضاوت کنم.


ادغام ارکسترهای ملی و سمفونیک، کار درستی نیست


درباره ادغام ارکستر ملی و  ارکستر سمفونیک نظرتان چیست و شما با این موضوع موافق هستید؟

خیر زیرا به نظرم این ادغام  به هیچ وجه کار درستی نیست جون هر کدام از این ارکسترها فرهنگ جداگانه خود را خواهد داشت زیرا موسیقی ملی ما دستگاه ها و گوشه های مختلف و خاص خود را دارد اما ارکستر سمفوینک معیار های متفاوتی دارد و هر کدام هر حرفی جداگانه برای مخاطبان موسیقی خواهد داشت.


در خصوص نویسندگی شما اخباری به گوش میرسد ، آیا آثار شما با بازار نشر آمده است؟

بله بنده تاکنون آثاری به قلم آورده ام که شامل داستانک های مختلفی میشود که امیدوارم نخستین کتاب داستانکم مهرماه امسال به چاپ برسد.
 
اینکه گفته می‌شود شما قبل از آهنگسازی دوست داشتید سینماگر شوید؟ صحت دارد؟

بله زیرا من با هنرهای دیگر نیز ارتباط عمیقی دارم مانند شعر، نویسندگی  و نقاشی و سینما . اما از آنجا که پدرم از خانواده سینما بوده است و چندین سینما در تهران ساخته، همیشه در  این فکر بودم که آهنگساز بشوم و یا کارگردان سینما، که در نهایت آهنگساز شدم اما این در این ایام دوست دارم تئاتر بازی کنم و فیلم بازی کنم و حتی کارگردانی کنم و از سوی دیگر دنبال این هم هستم که مجسمه سازی کنم و دوست دارم هنرهای زیبا را تجربه کنم و از این تجربه ادب ببرم و به هیچ عنوان از شکست در تجربه های مختلف نمی ترسم.


 تاکنون پیشنهاد بازی در فیلمی هم داشته اید؟

البته باید این نکته را بگویم که  من دوست ندارم در فیلم کسی بازی کنم  زیرا علاوه بر اینکه خودم می خواهم بازی کنم دوست دارم کارگردانی اثرم را هم انجام دهم و حتی در خصوص سوزه فیلم هم فکر کردم و آن هم بدون شک عاشقانه است زیرا پایه زندگی من بر اساس عشق بوده است و شاید بر اساس داستن زندگی خودم هم فیلمنامه ای بنویسم و البته از شکست تجربه فیلمسازی هم نمیترسم زیرا زندگی دنیوی  برایم ارزش خاصی ندارد.

 آقای چکناواریان آخرین فیلم سینمایی که دیده اید چه بوده است؟

در زندگی ام نه موسیقی گوش میکنم، نه سینما میروم نه تلویزیون می بینم و نه روزنامه می خوانم البته هم این موارد را اگر هدفی داشته باشم به سراغشان میروم یعنی اگر فیلم خوبی باشد به سینما میروم ، البته از فیلم های پرسرو صدا هم خوشم نمی آید و  عاشق فیلم های کمدی هستم که بی سروصدا مردم را  بخنداند، البته اگر روزی پولدار شوم می خواهم یک کانال راه انداری کنم به عنوان کانال تلویزیونی اخبار خوب  و شاد که در آن شبکه  فقط  اخبار خوشایند و خوب برای مردم پخش شود.
 
موسیقی پاپ و جاز گوش نمی کنم
شما به عنوان یک رهبر ارکستر برجسته جهانی چه نوع موسیقی در خلوت خود  گوش میکنید؟

با همه احترامی که برای همه هنرمندان قائل هستم باید بگویم موسیقی های پاپ و جاز و ...  گوش نمیکنم زیرا از بچگی عادت کرده ام موسیقی گوش کنم که علم در وجودش باشد نه اینکه تنها حس داشته باشد.

  شما به عنوان یک نخبه موسسیقی فاخر به مسئولین و هنرمندان چه پیشنهادی میکنید که مخاطبان جوان را به  سمت گوش دادن بیشتر موسیقی متعالی سوق دهیم؟

اولا باید گفت، دوران جوانی و نوجوانی شرایط روحی خاص خود را دارد و نمیتوان در این شرایط در خصوص سلیقه های موسیقایی اعمال کرد و نمیشود سلایق را به این جوانان اعمال کرد دوما اینکه به نظرم موسیقی باعلم اینقد فاخر خواهد بود که مخاطب خود را پیدا کند و البته راهکار ترویج موسیقی فاخر دو رکن اصلی خانواده و رسانه است و صداوسیما می تواند با پخش موسیقی های فاخر نقش تاثیرگداری را ایفا کند که به طور غیرمستقیم  تاثیرگذاریش را بر نسل جوان  داشته باشد.

 آیا شما هم مثل خیلی از هنرمندان در دوران بچگی تان ، امکانات مناسبی داشته اید که به این جایگاه فعلی هنری خود رسیده اید؟

ارامنه همیشه رابطه خوبی با موسیقی داشته اند به طوری که هر خانواده ارمنی یک نوازنده در خانواده خود دارند و به همین دلیل خانواده ارامنه از خرید یک ساز برای فرزندشان دریغ نمی‌کنند و از سوی دیگر من چون در دوران جنگ جهانی دوم به دنیا آمدم شرایط سختی را در زندگی تجربه کردم که البته من راه خود را در آن شرایط انتخاب کردم و وقتی پدرم فهیمد من میخواهم موسیقیدان شوم خیلی مقاومت کرد و خانواده من هم دوست داشتند که من هم دکتر و یا مهندس شوم.

حتی در دوران نوجوانی وقتی مقاومت پدرم شدت یافت با تاثیر از آن فردی که از دوچرخه از ایران به اروپا رفته بود من هم تصمیم گرفتم با دوچرخه از ایران به اروپا بروم تا ادامه تحصیل در رشته موسیقی بدهم که البته موفق نشدم اما در مجموع خیلی مبارزه کرده ام و در راستای رسیدن به هدف خود و سختی های زیادی را متحمل شده ام.


آثار شما طی سال های مختلف در رادیوهای مختلف دنیا پخش میشود، درخصوص صحبت می فرمایید؟

این باعث افتخار  من به عنوان یک ایرانی است که آثارم در رادیوهای مختلف دنیا پخش میشود و البته خوشبختانه اجرای پردیس و پردیسان من  اینقد گسترش یافت که خوشبختانه همچنان این آثار در رادیوهای شهرهای مختلف اتگلیس پخش میشود و این 10 سال اخیر بیشتر وقت خود را به آهنگسازی آثار خودم پرداختم تا به  رهبر ارکستری.
 
  استاد در خصوص علی رهبری و حواشی ایشان برای اداره رهبر ارکستر سمفونیک نظرتان چیست؟

همانطور که گفتم در حیطه وظابف بنده نیست در خصوص ارکستر سمفونیک و شخص خاصی صحبت کنم، بنده فقط برای همه و شخص علی رهبری آرزوی موفقیت میکنم.


نحوه همکاری شما با ارکستر ملی در آینده چگونه خواهد بود؟

در خصوص آینده که باید همان آینده صحبت کرد اما در زمان حال باید بگویم بنده هیج قراردادی با بنیاد رودکی به عنوان متولی ارکستر ملی ندارم و  امسال هم به عنوان رهبر مهمان در ارکستر ملی حضور و اجرا خواهم داشت و از سوی دیگر هیچگاه قبول نخواهم کرد که به عنوان رهبر ثابت در ارکستر ملی و یا سمفونیک حضور یابم زیرا معتقدم رهبر مهمان بودن بهتر است زیرا هر وقت که بخواهم از ارکستر کناره‌گیری میکنم و عملا کسی نمی‌تواند از ارکستر بیرونم کند.


عاشورا، جزئی از فرهنگ ایرانی است که نمی توان آن را نادیده گرفت
 با توجه به اینکه شما از شهروندان مسیحی کشورمان هستید اما مصاحبه ها و عکس های بسیاری از شما در خصوص امام حسین(ع)، عزاداری محرم و... مشاهده میکنیم، می خواستم در این خصوص بیشتر برایمان صحبت کنید و اگر درباره عزاداری های محرم در دوران کودکی خاطره ای هم دارید بفرمایید.

ماه محرم را  ماهی میدانم که ایرانیان فارغ از فرهنگ، مذهب و قومیت آن را گرامی می‌دارند و عاشورا جز اصلی فرهنگ ما ایرانی ها است و نمیتوان ایرانی بود و بی تفاوت به این فرهنگ عظیم عاشواریی باشیم، در این ایام به عزاداری سرور و سالار شهیدان می‌پردازند و من هم مانند تمامی ایرانی ها از دوران کودکی خاطرات نوستالژیکی از ایام عزاداری در ماه محرم دارم و من از همان ایام کودکی به موسیقی به کار رفته شده در دسته‌های عزادای علاقه فراوانی داشتم و وقتی صدای شیپور و طبل را از دسته های عزاداری می‌شنیدم  در درجه اول بسیار لذت می بردم و در درجه دوم بسیار مرا تحت تاثیر قرار میداد.


سمفونی عاشورا، محرم و صفر امسال روی صحنه خواهد رفت
 لطفا در خصوص سرنوست سمفونی عاشورا که توسط شما نوشته شده توضیح بفرمایید، چه زمانی شاهد نخستین اجرای سمفونی عاشورا توسط شما خواهیم بود و دوم اینکه شما به  کدام شخصیت عاشورا بیشتر علاقه دارید؟

اول باید بگویم عاشورا یک تراژدی بزرگ است که نه تنها من بلکه تمام مردم دنیا باید از این حماسه عظیم درس و سرمشق بگیرند چرا که امام حسین(ع) با علم به اینکه می دانست خود و یارانش به شهادت می رسند اما به میدان نبرد رفتند زیرا هدفشان مقدس بود و همه ما باید از این اقدام سرمشق بگیریم .

از سوی دیگر حماسه عاشورا یک درس دیگری برایم داشت چرا که این دنیای مادی، گذران است زیرا بزرگترین کاخ های دنیا نابود شدند اما انسانیت زنده می ماند.

درباره سمفونی عاشورا باید بگویم که این اثر را چند وقت پیش بر اساس اتفاق های عاشوا و همچنین اصوات و آهنگ های دسته های عاشورایی با دقت نوشته ام اما تاکنون به خاطر پیدانشدن حامی مالی نتوانستم به روی صحنه ببرم این سمفونی را، اما به احتمال فراوان امسال با حمایت شهرداری تهران در ماه محرم و صفر به روی صحنه خواهم برد.

در خصوص شخصیت های عاشورا باید بگویم، زمانی که مشغول ساخت اثری با محوریت امام حسین(ع) بودم، خود را در نقش و جایگاه شخصیت ایشان قرار دادم، شخصیتی که خود در واقعه عاشورا حضور دارد و از نزدیک شاهد همه اتفاقات تلخ است واینجا بود تنها ذره ای از عظمت شخصیت امام حسین را به وضوح لمس کردم و از سوی دیگر از آنجا که همیشه علاقه داشتم بزرگی حماسه عاشورا و فداکاری امام حسین(ع) را به گوش جهانیان برسانم، تصمیم به نوشتن و ساخت این سمفونی گرفتم.

اما میخواهم به این مسئله اشاره کنم که از دوران کودکی خود در دهه محرم وقتی در محله منوچهری که بزرگ شده ام وقتی دسته جات عزاداری را که برخی مواقع به هزار نفر هم میرسید حس و حال عجیبی پیدا میکردم و شاهد بودم همه کودکان در ماه محرم دوست داشتند یک جوری در دسته جات و عزاداری ها ایفای نقش کنند که بنده هم مستثنی نبودم و به طور ناخودآگاه در ایام کودکی در دسته جات عزادای به عنوان "سقای" آب به دست عزاداران می دادم که البته شاید این مسئله از علاقه وافر من به شخصیت والای حضرت عباس نشات میگرد، زیرا از بچگی این حس را درباره ایشان داشتم که کسی که برای دیگران به آب و آتش بزند و دست های خود را از دست بدهد شخصیت عجیب و منحصر به فردی دارد که حتی می تواند بدون دست، دست های دیگران را تا قرن ها بگیرد، که به عنوان نمونه به جهان چهلوان تختی اشاره میکنم که در یکی از مسابقات مهم کشتی جهان شکست خورد و از فرط ناراحتی روی آمدن به ایران را نداشت و تصمیم گرفت مستقیم به کربلا و حرم حضرت عباس برود تا از وی طلب کمک کند که در نهایت حضرت عباس دست های این جهان پهلوان را گرفت به طوری که وقتی تختی از کربلا به ایران آمد، مردم چنان استقبالی از وی کردند که انگار وی قهرمان آن مسابقات شده است.


آقای چکناورایان در کارنامه کاری شما سابقه همکاری با بزرگان موسیقی ایرانی چون شهرام ناظری به چشم می خورد ، در این خصوص بفرمایید و اینکه می توان دوباره شاهد همکاری شما با شهرام ناظری باشیم؟

به هر حال با استاد شهرام ناظری یک تجربه اجرای مشترک را دارم که مسلما از شیرین ترین خاطره های کاری ام محسوب میشود که به پیشنهاد علی مرادخانی همکاری من و شهرام ناظری اتفاق افتاد اما معتقدم دلیلی ندارد همکاری های مختلف حتی از نوع شیرینش حتما باید تکرار شود زیرا انسان تکرار پذیری نیستم و از سوی دیگر نوع سبک کار من در موسیقی طوری نیست که خواننده بتواند مرا همراهی کند زیرا وقتی خواننده در ارکستر حضور داشته باشد ارکستر باید خود را با خواننده همسو کند و اینگونه ریتم ارکستر ناکوک میشود .

نظرتان در خصوص موسیقی ایرانی و وضعیت فعلی آن بفرمایید.

موسیقی ایرانی یک موسیقی اصیل است که ریشه در فرهنگ و هنر این مرز بوم دارد که مسلما این گونه موسیقی با تمام مشکلاتی که با آن دست و پنجه نرم میکند به واسطه ریشه دار بودن خود پابرجا و ماندگار خواهد بود.

موسیقی ایران رنگ و بوی مخصوص خود را دارد و این رنگ و بو در شعر و ادبیات اصیل ایرانی دیده به چشم میخورد و یکی از ویژگی های منحصر به فرد موسیقی ایرانی این است که این نوع موسیقی بی کلام نیست و ارتباط تنگاتنگی با شعر و ادبیات ایرانی دارد، به همین علت اکثر خواننده های موسیقی ایرانی از اشعار شعرای بزرگی چون مولانا، سعدی حافظ در آثارشان استفاده می کنند.

  درباه وضعیت فعلی موسیقی اصیل ایرانی هم باید بگویم این موسیقی نتوانسته به سمت چند صدایی یا همان "پلی فونیک" پیشرفت قابل ملاحظه داشته باشد. هر چند اساتیدی چون مرحوم وزیری، خالقی و صبا زحمت زیادی کشیدند تا موسیقی ایرانی زنده و پویا بماند، اما متاسفانه هنوز در تک صدایی "مونوفونیک" مانده است.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید