تصویر برگزیده

دو فیلمی که با یک مضمون اکران می شوند؛

ایستاده در غبار را حماسه خوانده اند،دلبری را چه بخوانیم؟

آرتنا: فیلم سینمایی«دلبری»با مضمون دفاع مقدس در حالی اکران می‌شود که،ایستاده در غبار نیز با مضمونی مشابه در نوبت اکران قرار دارد،اما میان این دو اثر فاصله‌ای عمیق به چشم می‌‌خورد.

zoom
ایستاده در غبار را حماسه خوانده اند،دلبری را چه بخوانیم؟

به گزارش «آرتنا»،فیلم سینمایی «دلبری»با مضمون دفاع مقدسی در حالی اکران می‌شود که «ایستاده در غبار»نیز با مضمونی مشابه در نوبت اکران قرار دارد اما میان این دو اثر سینمایی فاصله‌ای عمیق به چشم می‌‌خورد،به گونه‌ای که می‌توان امتیاز انتخاب درست سناریو و کارگردان را در مقایسه این دو اثر مشاهده کرد.

دلبری،تازه ترین ساخته سیدجلال دهقانی اشکذری،بخت اکران را یافته و اکنون بر پرده سینماها نقش بسته تا مشخص شود این کارگردان توان ساخت اثری ضعیف‌تر از«خانه‌ای کنار ابرها» را دارد و در این مقطع بتوان چهره‌ای که توانسته به هر طریقی از منابع غیرخصوصی توانسته سرمایه تولید یک اثر ضعیف دیگر را فراهم کند،بهتر عیارسنجی کرد.

«دلبری»داستان یک جانباز قطع نخایی است که توان تکلم نیز ندارد و با همسرش (هنگامه قاضیانی) و فرزندانش از طریق پلک زدن ارتباط برقرار می‌کند و در این میان در جریان عروسی یکی از بستگانش،حالش دگرگون می‌شود و به شهادت می‌رسد اما متاسفانه این داستان آنچنان بد روایت شده که می‌توان این فیلم را یکی از ضدجنگ‌ترین فیلم‌ها در قالب تعبیر «دفاع بد» تلقی کرد.

هرچند تلاش هنگامه قاضیانی برای نجات این فیلم ستودنی است اما سناریو و کارگردانی که هر دو توسط یک نفر به سرانجام رسیده، آنچه ضعیف و سردستی است که این تراژدی در حین اکران در سالن اصلی جشنواره بین‌المللی فیلم فجر، از سوی تماشاگران بازخوردی مشابه فیلم‌های کمیک داشت و متاسفانه تماشاگران حق داشتند که به بسیاری از سکانس‌ها بخندند.

کارگردان «دلبری» تلاش کرده بود عدم توانمندی‌اش در تعریف میزانسنی متناسب با داستان را پشت نمای POV پنهان کند و همان تکنیکی که آلفرد هیچکاک در «گذرگاه تاریک / Dark Passage» به کار برده را در اینجا تکرار کند اما در «دلبری» بارها دوربین از این نما خارج می‌شود و قاعده بازی را بر هم می‌زند و کارکرد POV از بین می‌رود.

اگر هدف کارگردان لو نرفتن هویت شخصیت پنهان شدن در پشت POV است که باید تاکید کرد او در همان چند نمای نخست شکست خورده و هر مخاطبی با اندک هوش می‌فهمد که فیلم درباره یک جانباز قطع نخایی است اما اگر هدف نمایش دنیای بیرون از زاویه نگاه جانبازی است که توان حرکت و تکلم را ندارد، چرا باید بارها دوربین از زاویه نگاه او خارج شود اما همچنان جانباز را نشان ندهد؟ در اینجا دیگر نشان ندادن جانباز و به جای جانباز نشان دادن ستون وسط خانه چه مزیتی دارد؟!

اما از سویی دیگر، «ایستاده در غبار» ساخته محمدحسین مهدویان قرار است به نمایش درآید؛ فیلمی که حقیقتاً یک شاهکار در تاریخ سینمای ایران محسوب می‌شود و شگفتا که مهدویان در نخستین گام حضورش در مقام کارگردان سینما چنین اثر شگرفی را رقم زده‌ است.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید