تصویر برگزیده

در حوزه تولید صداوسیما؛

شیاطین و اجنه در انتظار تسخیر دوباره صداوسیما؟

آرتنا: انتصابات جدید در حوزه تولید صداوسیما، با تحلیل‌های مختلفی مواجه شده است.

به گزارش «آرتنا»،انتصابات جدید در حوزه تولید صداوسیما، با تحلیل‌های مختلفی مواجه شده است. محصول زوج میرباقری و برازش در حوزه تولید سریال‌های مذهبی، سریال‌های ماورایی رمضان‌های آن سالها بود.مجموعه‌ای که با انتقادات فراوانی مواجه شد.آن الگو دوباره تکرار خواهد شد؟

هیچ کس نمی توانست پیش بینی کند راهی که علیرضا افخمی وعلیرضا برازش کارگردان و مشاور مذهبی سریال «او یک فرشته بود» و تئورییسن سریال‌های ماورایی در حدود 14 سال پیش آغاز کردند سرانجام منتهی شود به نمایش داستانی از تلویزیون جمهوری اسلامی ایران که در آن با عمل پیوند قرنیه چشم، خاصیت چشم برزخی یک استاد با دوز معنویت فضایی به شاگردش منتقل شود و حضرت شاگرد از آن قابلیت معنوی سوء استفاده کند برای کارهای ناشایست.

همه کسانی که آن سال کذایی پای تلویزیون ایران نشسته بودند مجبور بودن تصاویر مضحکی از گاز زدن دست و پا را به عنوان نمایش نتیجه غیبت کردن از منشی بی خبر بنده خدایی را تماشا کنند و احتمالا به زعم آقای سازنده فیلم و دوستانش دیگر طرف غیبت نروند و این برای اولین بار نبود که مفاهیم قدسی و ماورایی دین به دست سازندگان سریال های تلویزیونی معنا گرا؛ ماورایی، دینی یا هر چیز دیگر مربوط این چنین دستمالی و به زیر کشیده می شد

سالها بعد سریالی به نام «ملکوت» از شبکه دو پخش شد که در آن یک عدد فرشته با یک عدد حاج آقای ریاکار که طبق معمول شریفی نیا هم نقشش را بازی می کردد بر سر هزینه اینکه حاجی یک سر برود برزخ و یک سروگوشی آب بدهد؛ سر اعمالش چانه می زدند. آخر کار قرار شد یکی از اعمال خوب حاجی کم شود و به ازایش یک سری به برزخ بزند و ببینید اوضاع چه طور است یک تفرجی ؛سیاحتی شاید هم دوست و آشنایی را بببیند و دیدارها تازه شود. اما تازه این شروع ماجرا بود. هر چه گشتند عمل خیری پیدا نکردند. ناگهان چراغ بالای سر حاجی روشن شد به فرشته گفت که مرد ناحسابی من چهارمیلیون پول بی زبان را دادم یک زندانی را آزاد کردم مثل اینکه دستگاه حساب کتابتان مشکل دارد. فرشته با آرامش پوزخندی زد و به حاجی گفت که اصلا فکر ان را هم نکند.چرا؟ چون یک آقایی سراغ حاجی امده است و گفته است که ما یک جماعتی هستیم که می خواهیم یک زندانی را آزاد کنیم و حاجی جان شما هم کمک کن حاجی هم گشاده دستی کرده و گفته کل مبلغ را می دهم. خب؟ ... فرشته نگاه عاقل اندر سفیهی به حاجی انداخت و گفت: حاج فتاح! تو با این کار بقیه را از انجام یک کار خیر محروم کردی. این در نامه اعمالت به عنوان یک کار خوب ثبت نشده است و این اوج نگاه عوامانه‌ای بود که در همه این سال‌ها در تلویزیون ایران به راه افتاده بود.

سنت ساخت سریال های ماورایی در همه این سالها اینقدر دیگر ریشه دوانده است و جای پای خودش را سفت کرده است که گاهی اوقات خیال می کنیم که  همه ماه رمضان هایمان را با جن و پری و فرشته ها و شیطان ها سرگرم بوده ایم اما واقعیت این است که فرشته ها و شیطان ها و روح ها دیر زمانی نیست که مهمان ناخوانده اما پر استقبال دیده سفره های افطارمان هستند.

باورمان این است که در این ده سال اگر بیش از گزافه گویی های معمول درباره تکنیک های جلوه های ویژه درباره اینکه روحی که از در رد می شود همه اعضای بدنش رد نمی‌شود یا اینکه در تبدیل شیطان به انسان جلوه های کامپیوتری کار بچه گانه از آب درآمده است و همه این حرفهای معمولی، مستقیما وارد بطن انحراف محتوایی و دینی ماجراهای ساخت سریال های ماورایی تلویزیون در ماه رمضان ها می شدیم الان کار به اینجا نمی کشید که شاهد آموزش نحوه رفتن روحی سرگردان به خواب یک آدم دیگر نبودیم. تازه ادمی که نامحرم هم هست و وقتی روح شما قرار است به خوابش برود بهتر است آن ور اتاق را نگاه کند تا به گناه هم نیفتد. اتفاقی که سه سال پیش در یک سریال ماه رمضانی اتفاق افتاد.

واقعیت این است که همه تلاش های انجام شده در سریال های ماورایی تلویزیون در جهت تبلیغ دین و افزایش کارکرد دین در جامعه و رواج اخلاق عملا هیچ گونه فایده وکاربردی نداشت، به یک دلیل خیلی ساده همه مفاهیمی که قرار بود منتقل شود و همه آموزش هایی که قرار بود در حین سریال در باب خوب بودن به بیننده داده شود در چهارچوب قصه این نوع سریال‌ها باقی می‌ماند. چرا؟ چون کدام یک از ما سابقه برخورد با یک فرشته یک روح و یا یک شیطان را در زندگی خود یا اطرافیانمان داشته ایم. این محدود کردن قصه همه سریال ها به وجود یک عامل ماورایی نتیجه ای جز محدود ماندن طیف مخاطبان درگیرش نداشت، سریال به شدت پربیننده می‌شد و  نمایش خیلی جذابی از آب درمی‌آمد، اما کدام یکی از ما در موقعیت  مشابه شخصیت‌های سریال، مواجهه با شیطان و فرشته و رفتن رحمان به سفر به دنیای دیگری مواجه می‌شدیم که پیام های سریال به کمکمان بیاند؟ ما به خوبی یاد می‌گرفتیم که در مواقع مواجهه با عوامل ماورایی مثل شیطان چگونه عمل کنیم و چگونه فریب یک شیطان انسان شده را نخوریم. اما این قضیه وقتی به کارمان می‌آمد که مطمئن می‌شدیم که با یک شیطان مجسم شده سروکار داریم و البته که هیچ کداممان خاطره‌ای از این نوع شیاطین نداشتیم.

تقریبا در همه سریال‌هایی ماورائی که  از تلویزیون ایران تا به حال پخش شده است و شیطان در آنها نقشی داشته است ما شیطان را به صورت یک انسان، مجسم شده دیده‌ایم. این در حالی است که به غیر از یک روایت مبهم دینی هیچ علامت یا نشانه ای مبنی بر اینکه راه ورود شیطان در اذهان آدم ها تجسم آنها به شکل انسانی  است وجود ندارد و اساسا مشخص نیست که شیطان های سریال های تلویزیون چرا همه شان به شکل یک آدم متاسفانه غالبا هم مذهبی وحزب اللهی  برای فریب انسان ها به میدان می آیند. این یک نکته ؛ اما نکته مهمتر این است که طبق نص صریح آیات قران شیطان برای قریب آدم ها تنها ابزاری که در اختیار دارد ابزار وسوسه و تحریک کردن است.اما شیطان‌های سریال‌های ما تقریبا همه توانایی های یک قادر را دارند. آنها می توانند واقعیت را به کلی تغییر دهند باعث یک اتفاق یا مانع افتادن یک اتفاق شوند و یا اینکه با جعل واقعیات و صحنه آرایی! جوری مسائل را کنار هم بچیننند که طعمه مورد نظر ما چاره ای جز انتخاب راه متناسب با میل جناب شیطان را نداشته باشد و این شیوه شیطان نگاری کاملا متفاوت است با انچه در منابع و رویات دینی موجود است. علاوه بر اینکه عملا یک  شیوه غیرعقلانی است. غیرعقلانی است ملامت همه آدم هایی که در سریال های تلویزیون فریب شیطان را می خورند آنها عملا چاره دیگری نداشتند.

علاوه بر همه این‌ها دنیایی کردن و کشیدن مفاهیم معنوی و دینی به دایره نمایش رسانه ای به خصوص وقتی که با مفاهیم ماورایی روبرو هستیم کار به شدت پیچیده ای و خاصی ست که نیاز به دقت و هوشمندی به شدت زیادی دارد وگرنه نتیجه همینی می شود که در این سالها ماه رمضان ها از تلویزیون می بینیم . چیزی که بیشتر از ان که یک نمایش دینی باشد دستمایه مضحکه شدن همه مفاهیم بلندمرتبه قدسی را در پی دارد. اینکه مفاهیم عمیقی مثل چشم برزخی ان گونه دستمالی شود و اینکه همه بهشت های سریال های تلویزیون یک باغ ویلایی پر گل و بته در حوالی مناطق شمالی کشور باشد و جهنم شعله های زرد و قرمز و نارنجی داشته باشد و  فرشته ها همه بازیگران چشم آبی مطرح سینمای ایران هستند که لباس سرتاسری سفیدی بر تن دارند و هر رو صبح ریش هایشان را با شماره 2 کوتاه می کنند و معمولا هم سعی زیادی دارند که پرت و پلا بگویند و گویی از نوعی دیگرآزاری رنج می برند و دائما سعی دارند بنده خدایی را که باهاش طرفند را سرکار بگذارند و به ریش داشته و نداشته اش حسابی بخندند و وقتی حواسش نیست غیب شوند و وقتی انتظارشان را ندارد یکهویی از سقف بیفتند پایین...

انتصابات جدید در حوزه تولید  صداوسیما، با تحلیل‌های مختلفی مواجه شده است. محصول زوج میرباقری و  برازش در حوزه تولید سریال‌های مذهبی، سریال‌های ماورایی رمضان‌های آن سالها بود.مجموعه‌ای که با انتقادات فراوانی مواجه شد.آن الگو دوباره تکرار خواهد شد؟

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید