تصویر برگزیده

موزه هنرهای معاصر میزبان رویداد «هنرناگهان» شد

نادر مشایخی: بیشتر آثار هنری در ایران با سرهم بندی شکل می گیرد

آرتنا: عصر روز دوشنبه 17 خردادماه موزه هنرهای معاصر تهران میزان رویداد چند رشته ای «هنر ناگهانی» شد.

به گزارش «آرتنا»، رویداد «هنر ناگهان» یک اتفاق هنری است که به دبیری «مهدی نادری» و با همکاری و حمایت هنرمندانی چون «کامبیز درمبخش»، «سیف الله صمدیان»، «نادر مشایخی»، «محمد آزرم» و تنی چند از هنرمندان رقم خورد در این رویداد که بداهگی سهم بسزایی را به خود اختصاص می داد و برگزاری این رویداد قریب به سه ساعت به درازا کشید در ابتدا حمید رضا افشار به اجرای یک پروفورمنس پرداخت و همزمان با او نادرمشایخی با گروه 15 نفره از شاگردانش که فلوت می نواختند این پرفورمنس را همراهی کردند.

در اجرای پرفورمنس حمیدرضا افشار یک گروه اجراگر 22 نفره او را همراهی می کردند و این اجرا با جایگیری و حرکت اجراگرها از مقابل درب ورودی موزه هنرهای معاصر تا حوض روغن سیاه آغاز شد. شیوه اجرای این پرفورمنس مبتنی بر بدن، تولید موسیقی و اصوات و معماری موزه هنرهای معاصر بود.

در واقع هدف حمیدرضا افشار از اجرای این پرفورمنس برداشتن فاصله میان سوژه و ابژه و رسیدن به سوبژکتیو جدید بود. این اجرا به گونه ای بود که اجرا گرها همزمان که به اجرای پرفورمنس می پرداختند هم در معرض دیده شدن قرار می گرفتن و هم دیدن خودشان. این اجرا به گونه ای نقدی داشت به زندگی روزمره که نه خودمان را می بینیم و نه دیگران.

  همراهی گروه حمیدرضا افشار و نادر مشایخی در این اجرا  شرایطی را فراهم کرد، در یک ناگهان این دو هنرمند که تاکنون تجربه همکاری با هم نداشتند به یک هم تجربگی در عرصه هنر رسیدند و یک اثر هنری دیداری و شنیداری را خلق کردند. پس از پایان به رسیدن اجرای «حمیدرضا افشار» اما گروه «نادر مشایخی» در فواصل مختلف دوباره به اجرای برنامه پرداختند. گروه هنری «نادر مشایخی» متشکل از 15 هنرجوی نوجوان و کودک او بود که پیشتر نیز در گالرهای دیگر به اجرای برنامه پرداخته بودند.

«مشایخی» درباره اجرای موسیقی که در این رویداد به همراه گروهش داشت گفت: این اجرا یک پرفورمنس بری کلاژ بود و متاسفانه در ایران ما عادت کرده ایم که کلاژ کار کنیم و همه چیز را با هم سرهم بندی کنیم. اما سمبل کردن داستانش چیز دیگری است و در سمبل کردن مصالح و موادی را که می شناسیم را با هم تلفیق می کنیم و یک اثر جدید می سازیم.

او افزود: همکاری گروه موسیقی من با پرفورمنس «حمیدرضا افشار» هم یک سرهم بندی ساده نبود، بلکه ما در این اجرا توانستیم با بدن و زبان موسیقی با هم حرف بزنیم و اثری را خلق کنیم که از جنبه شنیداری و هم دیداری برای مخاطب جذابیت داشته باشد.

در بخش دیگر این اجرا «کامبیز درمبخش» نیز در گوشه ای از موزه هنرهای معاصر نشسته بود و در ابتدا تعدادی از طرح هایی که آماده کرده بود به مخاطبانش نشان داد و با آن ها درباره دیگر گونه دیدن آن ها صحبت کرد، حروف لاتینی که از هم نشینی در کنار هم یک تصویر می ساختند؛ مثلا hnh  که اگر از زوایه دیگری به آن نگاه کنی می تواند یک میز به همراه دو صندلی باشد.

او در ادامه به اجرای خلق اثر هنری پرداخت و در اختیار مخاطبانش یک برگه سفید می گذاشت تا هر یک به فراخور حسی که در لحظه دارند یک خط یا تصویر را با ماژیک  بر روی کاغذ بکشند و بعد او در عرض کمتر از دو دقیقه از این خط و خطوط گاه نامفهوم یک کاریکاتور زیبا خلق می کرد. با این شیوه در طول سه ساعت درمبخش بیش از 300 طرح برای مخاطبانش کشید. طرح هایی که پای هر یک از آن ها امضای کامبیز درمبخش نقش بسته بود و اگر کسی روند خلق این طرح ها را ندیده بود نمی توانست انتظار داشته باشد که آثار در تکمیل یک خط یک یا نقطه شکل گرفته اند.

در ادامه محمد آزرم شاعر و هنرمندی که در سال های اخیر تاکنون چندین پرفورمنس شعر برگزار کرده، از کامپیوتر شخصی اش با همکاری افزاینده های صدا؛ صوتی را برای چندین دقیقه پخش کرد و همزمان با پخش این صدا مخاطبانی که در فضای موزه هنرهای معاصر بودند کلماتی که در مواجهه با این صدا به ذهنشان خطور می کرد را بر روی کاغذ نوشتند و به این شاعر دادند و او نیز همزمان با همکاری این کلمات و درک و دتریافتش از این صدای گوشخراش شعری را خلق کرد.

اما به دلیل این که امکان خوانش این شعر وجود نداشت در واقع همه چیز در این بخش اجرا به سمتی رفت که صداها به سکوت برسند.

در بخش دیگری از برنامه شهرام سیف بوم سفیدی را کف موزه هنرهای معاصر تهران قرار داده بود و درون چند قوطی نوشابه مقداری رنگ اکرولیک ریخته بود و با قرار دادن قوطی های حاوی رنگ و ضربانت پتک بر روی این قوطی ها قصد داشت تا اثر هنری خلق کند، اما به دلیل محقق نشدن پیش بینی او مبنی بر ترکیدن قوطی رنگ و خارج شدن رنگ با فشار از آن، ایده او به مرحله اجرا نرسید.

در این رویداد همچنین عکس هایی از سیف‎الله صمدیان، جمشید بایرامی، نادر داوودی، شهرام سیف و رضا جلالی در فضای موزه هنرهای معاصر بر روی دیوار رفت عکس هایی که هر یک ناگهان را نشان می داد.

بخش پایانی این مراسم به نمایش چهار ویدئوآرت اختصاص داشت و در این بخش چهار فیلم از سیف‎الله صمدیان، مهدی نادری، محمد شیروانی و محمود آیدن به نمایش درآمد.

سیف الله صمدیان درباره حضورش در این رویداد گفت: همان گونه که از اسم این رویداد برمی آید حضور من نیز در این اجرا ناگهانی بود و من در این اجرا یک قطعه عکس که در سال 2000 ثبت شده است را به نمایش گذاشته به همراه دو ویدئو آرت.این عکس از مقابل یک عبادتگاه در ژاپن ثبت شده است . در پایبن کادر شاهد چند فرد هستیم که مقابل یک سنگ جمع شده اند و قسمت بالایی عکس خلوت است.

بخش پایانی این مراسم به نمایش چهار ویدئوآرت اختصاص داشت و در این بخش چهار فیلم از سیف‎الله صمدیان، مهدی نادری، محمد شیروانی و محمود آیدن به نمایش درآمد.

ویوئوآرت ایستگاه سفید را «صمدیان» در سال 1998 ساخته است و این ویدئوآرت تصویری از انتظار یک زن چادری در ایستگاهی در ولنجک در یک روز برفی است که در انتظار آمدن ماشین است. انتظاری که نه دقیقه به دراز می کشد و مخاطب را در این انتظار با خود سهیم می کند.

ویدئوآرت دیگر صمدیان تصویری از عبور همزمان دو هواپیما برفراز آسمان بود  که با عنوان خیلی دور خیلی نزدیک اکران شد. صمدیان در این ویوئو آرت از یکی از ساخته های موسیقایی فردین خلعتبری استفاده کرده بود.

رویداد «هنر ناگهانی» که دبیری آن برعهده مهدی نادری بوده و کیوریتور آن نیز سمیرا نجفی است، پس از این به شیراز، اصفهان، اهواز، یزد، رشت، مشهد و تبریز خواهد رفت. این رویداد بدون حمایت مالی و در واکنش سفید به رویدادهای هنری جمعی که این روزها رقم می خورد شکل گرفته است. در اجراهایی که در سایر شهرهای ایران از این پروژه شاهد خواهیم بود گاه تنها شاهد پخش فیلمی از اجراهای این رویداد خواهیم بود.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید